چندرسانه ای

انزوای کاپیتالیسم و ظهور لیبرالیسم در امریکا؛

آیا سقوط وال‌استریت با جنبش 99 درصد آغاز شده است؟

جنبش وال استریت چگونه شکل گرفت؟ آیا سقوط وال استریت کلید خورده است؟ آینده جنبش ۹۹ درصد چه خواهد شد؟ گزارش های ویژه مشرق را برای رازگشایی از این سوالات دنبال کنید....

آغاز این جنبش با فراخوانی بود که یک گروه کانادایی با عنوان "تسخیر صلح‌آمیز وال‌استریت" به راه انداخت و به یکباره فراگیر شد
گروه مذکور، "اد باسترز نام دارد. این بنیاد بیش از هر چیز به خاطر مجله "ضد مصرف‌گرا"ی خود که همان اسم بنیاد را نیز یدک می‌کشد، معروف بود. دلیل آن‌هم رایگان بودن تبلیغ در این مجله هست

 

هرمان کین

 هرمان کین، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوری‌خواه طی اظهاراتی از وال‌استریت کاملا حمایت کرده و معترضان را "ضدکاپیتالیست" خوانده است. او در جایی دیگر گفته است: "اگر کاری ندارید و ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خود را مورد عتاب قرار دهید." اگر ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.

هرمان کین

 هرمان کین، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوری‌خواه طی اظهاراتی از وال‌استریت کاملا حمایت کرده و معترضان را "ضدکاپیتالیست" خوانده است. او در جایی دیگر گفته است: "اگر کاری ندارید و ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خود را مورد عتاب قرار دهید." اگر ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.

تسخیر وال‌استریت

برخی جنبش "تسخیر وال‌استریت" را نسخه چپ اما واقعی جنبش "تی‌پارتی" می‌دانند.

مایکل بلومبرگ

مایکل بلومبرگ، شهردار نیویورک اعتراضات اخیر را "غیرسازنده" و بی حاصل خوانده است و معترضان را سرزنش می‌کند. او می‌گوید معترضان چرا افرادی که در شهر کار می‌کنند (ثروتمندان وال‌استریت) را مسئول بیکاری خود می‌دانند؟ حال آنکه شاید به ظاهر آن افراد تنها ثروتمندانی ساده باشند که به فکر سود خود هستندشهردار یهودی نیویورک، اعتراضات را بی حاصل خواند.

مجله اد باسترز

آغاز جنبش وال استریت با فراخوانی بود که یک گروه کانادایی با عنوان "تسخیر صلح آمیز وال‌استریت" به راه انداخت و به یکباره فراگیر شد. 
گروه مذکور، "اد باسترز" (Ad Busters) نام دارد. این بنیاد بیش از هرچیز به خاطر مجله "ضدمصرف‌گرا"ی خود که همان اسم بنیاد را نیز یدک می‌کشد، معروف بود. دلیل آن هم رایگان بودن تبلیغ در این مجله می‌باشد. 
تنها با یک درخواست ساده، جنبشی برای ساختن یک آمریکای جدید به راه انداخت

خواسته‌های عمومی معترضان در جنبش وال استریت

1- بالابردن مالیات ثروتمندان
2- حمایت از اتحادیه‌گرایی در تجارت
3- حمایت از بیمه درمان و اجتماعی
4- اعمال نظارت و حسابرسی بر بانک مرکزی و یا حذف آن
5- از بین بردن صنایع نظامی و خاتمه دادن به تمام جنگ‌ها 
6- پائین آمدن هزینه‌های درمانی 
و ...


این مجله، تصمیم فوق را بدین دلیل اتخاذ کرد تا اعتراضی کرده باشد به دخالت روزافزون شرکت‌ها در سیاست، تحت تأثیر قرار گرفتن دموکراسی و نتیجتاً تجمع ثروت و قدرت تنها در دست یک درصد از مردم.این مجله اعلام کرد: "ما تنها با یک درخواست ساده جنبشی برای ساختن یک آمریکای جدید به راه انداختیم؛ یعنی تشکیل کمیته‌ای از سوی رئیس‌جمهور برای جداسازی سیاست از پول."


*خصوصی بودن مالکیت پارک "زاکتی" عامل شکل‌گیری تحصن


باید اذعان داشت که شانس با جنبش کاملاً یار بود چراکه پارک "زاکتی" یک ملک خصوصی شده و درنتیجه پلیس نمی‌تواند کسی را مجبور به خروج از آن کند مگر با اذن صاحب‌ملک. البته گفتنی است معترضان، هم‌اینک از نام قدیم پارک استفاده می‌کنند، یعنی "لیبرتی پلازا".

*
خواسته‌های عمومی معترضان

هرچند هیچ لیست مدونی از خواسته‌های این جنبش وجود ندارد اما به‌هرحال می‌توان چند نمونه از خواسته‌های عمومی را ذکر کرد

  1.   بالا بردن مالیات ثروتمندان
  2.   حمایت از اتحادیه‌گرایی در تجارت
  3.   حمایت از بیمه درمان و اجتماعی
  4.   اعمال نظارت و حسابرسی بر بانک مرکزی و یا حذف آن
  5.   از بین بردن صنایع نظامی و خاتمه دادن به تمام جنگ‌ها 
  6.   پائین آمدن هزینه‌های درمانی 
    و ...


*ناتوانی دولتمردان در موج‌سواری بر روی امواج این جنبش

نکته‌‌ای که باید بدان تأکید کرد آن است که این جنبش خواسته‌هایی بسیار جدی مطرح می‌سازد و انحراف آن از سوی مقامات آمریکایی و یا رسانه‌ها بسیار دشوار خواهد بود. به‌عنوان نمونه باید به اظهارات مشاور پیشین کاخ سفید، وان جونز اشاره کرد. او از اکتبر امسال با عنوان " اکتبر تهاجمی" نام برد تا به "بازسازی رویای آمریکایی" بپردازد. اما اعضای گروه هکرهای "گمنام" به وی از طریق اینترنت اعلام کردند: "خفه شو". 

دراین‌بین برخی مقامات آمریکایی خواستند با موج‌سواری بر روی امواج این جنبش، خود را نیز عضو آن "99درصد" معرفی کنند. اما اظهاراتشان به‌قدری با تأخیر و با استدلال‌های ضعیف مطرح شد که کسی نمی‌تواند باور کند این سیاستمداران، اهمیتی برای سرنوشت آن 99 درصد قائل باشند. برای مثال اوباما می‌گوید که این سرخوردگی مردم که از افسردگی بزرگ 1929 تاکنون بی‌سابقه بوده را درک می‌کند اما باید گفت اساساً این خود اوباما بود که با کمک مالی به بانک‌ها و مؤسسات مالی ورشکسته موافقت نمود؛ خود این مسئله که مردم در حال از دست دادن خانه‌های خود هستند و ثروتمندان در حال دریافت کمک از دولت اوباما، یکی از بزرگترین موارد اعتراض تظاهرکنندگان است. بایدن نیز به یکباره به یاد طبقه متوسطی می‌افتد که در حال محو شدن است. حال سؤالی که می‌بایست از وی پرسید این است که مگر شما دومین فرد پرقدرت کابینه دولت آمریکا نیستید؟ اگر به چنین چیزی واقف بودید چرا به اوباما در طول این دو سال هشدارهای لازم را ندادید؟ 

البته دراین‌بین افرادی همچون راس فین‌گلد نیز هستند که از فرصت استفاده کرده و به تی‌پارتی جمهوری‌خواهان می‌تازد. وی اظهار داشت جنبش اخیر اعضای گروه تی‌پارتی را "واقعاً می‌فرستد بروند چای بخورند." همان‌طور که در این اظهارات نیز معلوم است این مقام آمریکایی نیز همچنان در پی منافع حزبی خود است و به آنچه مردم در پی آن‌اند نه می‌پردازد و نه دغدغه‌ای درباره این موضوع دارددر این میان باید به نانسی پلوسی نیز اشاره کرد که خود را عضو این جنبش دانسته و اظهار می‌دارد که مردم از کنگره آزرده هستند. حال باید به این تناقض پاسخ داد که این خانم که خود ریاست همان کنگره را در اختیار دارد چرا تاکنون لب به شکایت از آن مجمع نگشوده و بالعکس برای ریاست آن نیز تلاش (بخوانید لابی) کرده است؟ 

دراین‌بین برخی با لحن بسیار بی‌ادبانه، منویات درونی خود را آشکار کرده‌اندراش لیمبو تحلیل‌گر سیاسی وابسته به محافظه‌کاران در خصوص معترضین وال‌استریتی گفت: "این معترضین که درواقع شمارشان نیز اندک است، تابه‌حال به هیچ دردی نخورده‌اند. آنها انگل جامعه‌اند؛ انگل‌های واقعی. بیشترشان آدم‌هایی هستند بی‌حوصله‌ای که از کمک‌های دولتی استفاده می‌کنند و عقده "برای خود کسی شدن" را در دل دارند؛ افراد بی‌خودی که فقط می‌خواهند جلب‌توجه کنند."

 


 

راش لیمبو: معترضین انگل جامعه‌اند؛ انگل‌های واقعی


باید به سخنان کاندیدای ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه، ران پل نیز توجه نمود. وی باکمال گستاخی در حال یاددادن راه و رسم اعتراض به مردم زخم‌خورده است. وی می‌گوید در صورتی این تظاهرات قابل‌پذیرش خواهد بود که به‌صورت صلح‌‌آمیز برگزار شود. حال‌آنکه اساس این تظاهرات تاکنون صلح‌آمیز بوده و بهتر بود به‌جای آنکه به صدور دستورالعمل اجرایی برای تظاهرکنندگان بپردازد، به دلایل به وجود آمدن چنین حرکتی می‌پرداخت.
البته در میان این افراد، هستند سیاستمدارانی که بی‌پرواتر سخن گفته و اساس جنبش را زیر سؤال می‌برند. از این جمله باید به هرمان کین، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوری‌خواه اشاره کرد. وی طی اظهاراتی از وال‌استریت کاملاً حمایت کرده و معترضان را "ضدکاپیتالیست" خوانده است. او درجایی دیگر گفته است: "اگر کاری ندارید و ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خود را مورد عتاب قرار دهید." از این جمله سیاستمداران نیز کم نیستند. میت رامنی، دیگر نامزد جمهوری‌خواهان برای ریاست جمهوری 2012 نیز اعتراضات را "خطرناک" خوانده و از آن به‌عنوان "جنگ طبقاتی" نام‌برده است

 

 

 

میت رامنی:اعتراضات خطرناک است و به جنگ طبقاتی منجر می‌شود.


مایکل بلومبرگ، شهردار نیویورک نیز از همین جمله افراد است. او اعتراضات اخیر را "غیر سازنده" و بی‌حاصل خوانده است و معترضان را سرزنش می‌کند. او می‌گوید معترضان چرا افرادی که در شهر کار می‌کنند (ثروتمندان وال‌استریت) را مسئول بیکاری خود می‌دانند؟ حال‌آنکه شاید به‌ظاهر آن افراد تنها ثروتمندانی ساده باشند که به فکر سود خود هستند، اما همین افراد برای کسب سودهای بیشتر وارد سیاست شده و خط‌مشی‌های کشور را بر اساس منویات خودتنظیم می‌کنند؛ منویاتی که در آن بیکاری آن 99 درصد حتی مطرح هم نمی‌شود

باید گفت علی‌رغم اظهارات گاها عجیب مقامات سیاسی آمریکا، توده‌های آمریکایی همچنان در حال پیوستن به این جنبش هستند. از جمله اتحادیه کارگران حمل‌ونقل آمریکا، اتحادیه بین‌المللی کارمندان خدماتی متروی نیویورک و بسیاری دیگر. جا دارد ازجمله این حمایت‌ها به نمونه‌ای جالب اشاره شود. روز 3 اکتبر، رانندگان اتوبوس اتحادیه کارگران حمل‌ونقل، پلیس نیویورک را تحت پیگرد قراردادند که چرا برای انتقال بازداشت‌شدگان ماجرای پل بروکلین از اتوبوس‌های‌ آنها استفاده‌شده است؟

آنچه از تحلیل‌ها و رصدهای پیاپی وضعیت این روزهای امریکا قابل برداشت است، تلاش و رقابت سه گروه عمده در امریکا برای مصادره احتمالی جنبش وال استریت است.

الف- دولت اوباما و طرفدارانش (با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری و ناموفق دانستن اوباما در اکثر نظرسنجی‌ها) و همچنین سازمان جاسوسی سیا و ان.اس.ای (با توجه به سابقه طولانی سازمان‌های جاسوسی آمریکایی در سرکوب، منحرف کردن و حتی ایجاد جنبش‌های اعتراضی مصنوعی)

ب- گروه‌های چپ و سوسیالیستی و یا گروه‌های آنارشیستی مانند "جامعه باز روکوس"

ج- گروه‌های دست راستی جمهوری‌خواه و یا هواداران "رون پال" کاندیدای جمهوری‌خواه برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری


*عمیق بودن نارضایتی تظاهرکنندگان 

مجله نیویورکر طی یک نظرسنجی از معترضین حاضر درصحنه به نتایج جالبی دست‌یافت: در حدود 40 درصد آنان معتقد بودند سیستم کاپیتالیستی دیگر دوام نخواهد آورد و در سؤال دیگری که پرسیده شد آیا در انتخابات میان‌دوره‌‌ای سال 2010 شرکت کردید یا نه ، 60 درصد پاسخگویان گفتند که نه شرکت نکرده بودیم.  
باید گفت می‌توان از همه طیف‌ها در میان راه‌پیمایان مشاهده نمود؛ محافظه‌کار، لیبرال، مستقل، سوسیالیست، آنارشیست و حتی طرفداران محیط‌زیست. برخی جنبش "تسخیر وال‌استریت" را نسخه چپ اما واقعی جنبش "تی‌پارتی" می‌دانند

 


*میکروفون انسانی

از نکات بسیار جالبی که در این تظاهرات اتفاق می‌افتد "بلندگوی انسانی" است. بر اساس قوانین شهری در نیویورک برای استفاده از آمپلی‌فایر در اماکن عمومی می‌بایست مجوز بگیرید. اما "تسخیر وال‌استریت" دارای مجوز نمی‌باشد و به همین دلیل تظاهرکنندگان امکان استفاده از دستگاه‌های صوتی الکتریکی را در سخنرانی‌های خود ندارند. به همین دلیل و برای رساندن صدای خود به همه حاضران در آنجا، سخنران پس از ایراد چند جمله سکوت کرده و منتظر می‌ماند افرادی که در ردیف جلو نشسته‌اند شنیده‌‌های خود را به افراد پشت‌سری و آنها هم به پشت‌سری خود منتقل کنند؛ و بدین ترتیب همه حاضران ازآنچه گفته می‌شود می‌توانند آگاهی یابند. نام این کار "میکروفون انسانی" است. البته به عقیده خود تظاهرکنندگان این محدودیت ارتباطی نتیجه‌ای عکس داشته و منجر به نزدیک‌تر شدن معترضان به یکدیگر گردیده است. تظاهرکنندگان حتی یک مرکز رسانه‌ای خیابانی نیز دارند که در آن کامپیوتر، لپ‌تاپ، دوربین و مودم اینترنت بی‌سیم به همراه ژنراتور گازوئیلی برای تأمین برق موجود است

از اقدامات دیگر حاضران نیز که بیش‌ازپیش بی‌نیازی‌شان به دیگران را نشان می‌دهد آب دادن به گل‌وبوته پارک به‌وسیله روش "آبپاشی خاکستری" است. در این روش آنها یک سیستم تصفیه آب بناکرده‌اند که هر آبی که کثیف و بدردنخور باشد را از طریق آن دستگاه تصفیه نموده و به خورد گل‌وبوته می‌دهند.

 

بلندگوی انسانی
 

روزشمار جنبش وال‌استریت  

لازم به ذکر است در طول چندهفته‌ای که از آغاز جنبش وال‌استریت سپری می‌شود، به گفته ریموند کلی از پلیس نیویورک، تا 7 اکتبر این جنبش هزینه‌ای بالغ‌بر 1.9 میلیون دلار دربرداشته است. جنبشی که در هفته اول خود و در روز 17 سپتامبر 17 هزار تظاهرکننده را به خود دید که 100 الی 200 نفرشان شب را به تبعیت از تحصن میدان التحریر قاهره در وال‌استریت به صبح رساندند. در روز 19 سپتامبر، هفت نفر دستگیر شدند.

در هفته دوم و در روز 24 سپتامبر راه‌پیمایی‌ها ادامه یافت و برای اولین بار از اسپری فلفل استفاده شد. در این روز حداقل 80 تن از معترضان دستگیر شدند. همچنین پلیس نیز برای ایزوله و منزوی کردن معترضان شروع به استفاده از
" تاکتیک قرنطینه نمود. در این تاکتیک پلیس معترضان را وادار به کوچک شدن و محدود شدن در مکان‌هایی می‌کند که مثلاً تنها یک‌راه خروج (آن‌هم راهی که پلیس در نظر گفته) ازآنجا وجود دارد و یا معترضان در آن محدوده کوچک و به‌دوراز دیگران آن‌قدر نگاه می‌دارد که معترضان خسته شده و به دلیل مشکلات همچون گرسنگی و نیاز به سرویس بهداشتی دست از راه‌پیمایی بردارند


بنا بر گزارش‌ها،  در روز بیست چهارم سپتامبر به‌صورت سه زن به‌طور مستقیم اسپری فلفل فشانده شد. در فیلمی که در اینترنت از این حادثه پخش‌شده مشخص می‌شود که پلیس پس از انجام کتلینگ تنی چند از معترضان زن، بدون هیچ دلیلی و به‌یک‌باره بر صورت آنها اسپری می‌افشاند.

در فیلمی دیگر از کاربرد فلفل توسط پلیس عکاسی را می‌بینیم که باآنکه پوشش "خبرنگاری" بر تن دارد، بازهم نمی‌تواند از حمله فلفلی پلیس جان سالم به دربرد
در روز 25 سپتامبر گروه هکر‌های موسوم به "گمنام" پلیس نیویورک را به خاطر این حوادث تهدید به هک کردن سایتش نمود. از ترس این اقدام هکرها، دایره امور داخلی پلیس نیویورک و اداره وکلای منطقه منهتن شروع به انجام تحقیقاتی در خصوص کاربرد فلفل از سوی مأموران خود نمودند.
اما در هفته سوم و روز اول اکتبر سال 2011 بود که بیشترین تعداد بازداشتی‌ها رقم خورد. در این روز بیش از 700 نفر از تظاهرکنندگانی که به سمت پل بروکلین حرکت کرده بودند تا تنها، بنر خود را از آن پل آویزان کنند، توسط پلیس دستگیر شدند.


در روز 5 اکتبر با پیوستن اعضای اتحادیه‌های کارگری و دیگر اتحادیه‌ها، دانشجویان و آنهایی که شغلی نداشتند، جنبش به‌یک‌باره در تظاهرات خود عدد 15 هزار نفر را تجربه کرد. در این روز هم 28 نفر بازداشت شدند.


در هفته چهارم و در روز 9 اکتبر به تقلید از جنبش وال‌استریت، فراخوانی در 25 کشور برای برگزاری تظاهرات عمومی در تاریخ 15 اکتبر داده شد. فعال‌ترین صفحاتی که در فیس‌بوک برای فراخوان فوق تشکیل شدند، در اسپانیا و ایتالیا بود. بیشترین میزان مشارکت مجازی در این زمینه در این صفحه‌ها رخ می‌دهد: حدود 42 هزار نفر به‌طور مستقیم و 20 هزار نفر غیرمستقیم


 در روزهای اخیر بر تعداد دستگیری‌ها و درعین‌حال گرویدن گروه‌ها به این جنبش افزایش‌یافته است. در همین راستا، گروهی از مسلمانان آمریکا در محل تجمع معترضان جنبش تسخیر وال‌استریت در منهتن، ضمن برپایی نماز جماعت، حمایت رسمی خود از این جنبش و آرمان‌های عدالت‌خواهانه آن اعلام کردند.


این مسلمانان که از اعضای دفتر محلی شورای روابط اسلامی آمریکا در نیویورک و شورای مدیریت اسلامی محلی بودند، ضمن حضور در میان معترضان به‌نظام سرمایه‌داری و زیاده‌طلبی مؤسسات مالی فاسد در آمریکا، حمایت خود را از عدالت اجتماعی و آرمان‌های عدالت‌خواهانه اعلام کردند.


ناگفته نماند که حدود 30 معترض نیز طی دو روز گذشته دستگیرشده‌اند. پلیس نیز در یک تلاش ناموفق سعی کرد حتی برخی خبرنگاران را نیز بازداشت کند. در میان بازداشت‌شدگان، اساتید دانشگاه نیز دیده می‌شوند. "کرنل وست"، استاد دانشگاه و فعال سیاسی آمریکایی، روز گذشته درحالی‌که به همراه اعضای جنبش "تسخیر وال‌استریت" مشغول تظاهرات در مقابل یک حوزه محلی پلیس در نیویورک بود، بار دیگر دستگیر شد.


با این اوصاف به نظر می‌رسد اخبار مربوط به وال‌استریت هرروز به‌روز شده و تا آینده نزدیک از صدر رسانه‌ها پائین نخواهد آمد.
 

 

اد پرلماتر نماینده دموکرات کنگره البته از معدود افرادی است که در کنار معترضین حاضرشده است و تنها به اعلام حمایت بسنده ننموده است. وی شنبه‌شب در دنور و در جریان تظاهرات جنبش اعتراضی وال استریت به معترضان پیوست. وی گفت علیرغم اینکه می‌داند با پیوستن به معترضان موقعیت شغلی‌اش به‌عنوان نماینده کنگره به خطر می‌افتد، به مخالفان پیوسته است.

پرلماتر ضمن اینکه از معترضان می‌خواست تا به‌صورت مسالمت‌آمیز به تظاهرات خود ادامه دهند، همراه با آنان به راه‌پیمایی پرداخت. معترضان با تأکید بر مسالمت‌آمیز بودن ماهیت جنبش وال‌استریت از عملکرد حزب دموکرات انتقاد کردند، و از اینکه در طی شش هفته گذشته تنها یکی از نمایندگان کنگره در بین آنها حاضرشده، اظهار نارضایتی نمودند.

همزمان با دیگر نقاط جهان که به این جنبش پیوسته‌اند باید به جنبش تصرف شهر دونیدین در نیوزیلند نیز اشاره کرد. این جنبش نیز به‌عنوان حمایت از جنبش تسخیر وال‌استریت، اخیراً با صدور اعلامیه‌ای از هواداران خود درخواست کرد با ایجاد حلقه‌ای در اطراف میدان اوکتاگون این شهر از این جنبش حمایت کنند نمایندگان شورای شهر دیندوین نیز اعلام کرده‌اند درصورتی‌که تجمع‌کنندگان تا ساعت 8 امشب به تجمعات خود پایان ندهند با جریمه نقدی تا 1000 دلار و یا حبس تا 6 ماه مواجه خواهند شد



*ژیژک و جنبش تسخیر وال‌استریت
 
از چهره‌های برجسته‌ای که در جمع تظاهرکنندگان "تسخیر وال‌استریت" سخن گفت، اسلاوی ژیژک، فیلسوف و جامعه‌شناس فرهنگی معروف می‌باشد. گفته‌های او شاید بتواند به‌طور کامل اما موجز کلیت داستانی را که با آن مواجهیم جمع‌بندی کرده و پیش چشم ما نهد. وی در روز 9 اکتبر با حضور در میان معترضان ضمن حمایت از جنبش اخیر، از سیستم کاپیتالیستی و شرکت‌های بزرگ انتقاد کرده و اظهار داشت:
"
آنها ما را خیال‌پرداز می‌نامند. اما خیال‌پردازان واقعی کسانی هستند که فکر می‌کنند این سیستم می‌تواند برای مدت نامعلوم به همین شکل ادامه پیدا کند. ما خیال‌پرداز نیستیم. ما داریم آن ها را از خواب خوششان که دارد به یک کابوس تبدیل می‌شود بیدار می‌کنیم. ما چیزی را نابود نمی‌کنیم. ما تنها شاهد هستیم که چه طور سیستم، خودش را نابود می‌کند. تصویر آشنای کارتون‌هایمان را به یاد بیاوریم. یک گربه (در کارتون تام و جری) به سر پرتگاه می‌رسد اما بی‌حواس به مسیرش ادامه می‌دهد. بی‌خیالِ این‌که زیرش خالی‌شده است. تنها وقتی پایین را نگاه می‌کند و می‌بیند چیزی زیرش نیست، می‌اُفتد. این دقیقاً همان کاری است که ما داریم اینجا انجام می‌دهیم. ما داریم به سرمایه‌دارانِ وال‌استریتی می‌گوییم آهای! زیر پایتان را نگاه کنید!

 در آوریل 2011 دولت چین دستور داد که فیلم‌ها و داستان‌هایی که واقعیت‌های جایگزین یا خیال‌پردازی‌هایی مثل ماشین زمان را نمایش می‌دادند ممنوع شود. این‌یک نشانه خوب برای چین است. این یعنی مردمانِ چین هنوز به جایگزین‌ها فکر می‌کنند و دولت چین مجبور می‌شود که آن را ممنوع کند. ما اینجا با ممنوعیت سروکار نداریم. چراکه سیستم مستقر حتی توانایی ما را برای خیال‌پردازی سرکوب کرده است. به فیلم‌هایی که هرروز می‌بینیم نگاه کنیم. همه‌چیز در آن ممکن است. می‌توان تصور کرد که یک شهاب‌سنگ به زمین می‌خورد وزندگی پایان می‌یابد و غیره. اما انگار نمی‌توان پایان سرمایه‌داری را حتی در خیال متصور شد.
 

بگذارید یک داستان از دوران کمونیسم بر ای‌تان بگویم. مردی از آلمان شرقی به سیبری فرستاده شد تا آنجا کار کند. این مرد می‌دانست که نامه‌هایش را سانسورچی‌‌ها می‌خوانند. به همین خاطر قراری با دوستانش گذاشت. گفت که اگر نامه‌ای که از من می‌گیرید به جوهر آبی نوشته‌شده باشد یعنی آنچه من در نامه نوشته‌ام درست است. اگر با جوهر قرمز نوشته باشم نادرست. بعد از یک ماه، دوستانش اولین نامه را از طرف وی دریافت کردند. همه متن با جوهر آبی نوشته‌شده بود. در نامه آمده بود: "همه‌چیز اینجا عالی است. مغازه‌ها پر از غذاهای خوشمزه است. سینماها فیلم‌های خوب غربی پخش می‌کند. آپارتمان‌ها بزرگ و مجلل است. اما تنها چیزی که اینجا نمی‌توان خرید، جوهر قرمز است."

 

 

همه‌چیز در جهان ممکن است  اما انگار نمی‌توان پایان سرمایه‌داریرا حتی در خیال هم متصور شد.

 مشکل اصلی فساد و زیاده‌خواهی نیستمشکل اصلی، سیستم است.  سیستمی که ما را تا مرز تسلیم می‌راند.


این شیوه زندگی ماست. ما از همه آزادی‌هایی که می‌خواهیم برخورداریم. اما آنچه نداریم جوهر قرمز است. یعنی زبانی نداریم که با آن بتوانیم عدمِ آزادی‌مان را بیان کنیم. آن شکلی که ما یاد گرفته‌ایم درباره آزادی صحبت کنیم جنگ برای آزادی را مقابل تروریسم قرار می‌دهد. این، معنای واقعی آزادی را تحریف می‌کند. و شما اشغال‌کنندگان وال‌استریت دارید آن کار بزرگ را انجام می‌دهید: شما دارید جوهر قرمز را به ما می‌دهید.

یک خطر وجود داردما نباید شیفته خودمان بشویم. ما اینجا روزهای خوشی را کنار هم می‌گذرانیم. اما یادمان نرود! کارناوال‌‌های شادی زودگذرندآنچه مهم است اتفاقی است که روز بعد می‌افتد. زمانی که ما به زندگی عادی برمی‌گردیم. آیا آن زمان تغییری رخ‌داده است؟ من نمی‌خواهم که شما این روزها را به یاد بیاورید و بگویید آه! ما جوان بودیم! چه روزهای زیبایی بود! یادمان باشد که پیام اصلی ما این است: ما حق‌داریم به جایگزین‌ها فکر کنیم.
ما در بهترین دنیایِ ممکن زندگی نمی‌کنیم. اما یک‌راه طولانی در پیش است. پرسش‌های به‌راستی دشواری پیش روی ماستما می‌دانیم چه نمی‌خواهیم. اما آیا می‌دانیم چه می‌خواهیم؟ چه نظام اجتماعی می‌تواند جایگزین سرمایه‌داری شود؟ رهبران جدید چه خصوصیت‌هایی باید داشته باشند؟ یادمان نرود: مشکل اصلی فساد و زیاده‌خواهی نیست. مشکل اصلی سیستم است. سیستمی که ما را تا مرز تسلیم هل می‌دهد. تنها از دشمنان حذر نکنیم. حواسمان به دوستان نارفیقی که می‌خواهند جان حرکت ما را بگیرند نیز باشد.

ما کمونیست نیستیم. اگر کمونیسم آن نظامی است که در سال 1990 سقوط کرد یادمان باشد که آن کمونیست‌ها امروز بی‌رحم‌ترین سرمایه‌داران هستند. ما امروز در چین یک نظام سرمایه‌داری داریم که حتی پویاتر از سرمایه‌داری آمریکایی است. اما آنجا دموکراسی نیست. این یعنی وقتی دارید سرمایه‌داری را نقد می‌کنید از تهدید کسانی که می‌گویند شما مخالف دموکراسی هستید نترسید. پیوند بین سرمایه‌داری و دموکراسی پایان‌یافته است.

تغییر، ممکن است. ما این روزها چه چیزهایی را ممکن می‌دانیم؟ به رسانه‌ها گوش کنیم. ازیک‌طرف در حوزه فنّاوری و سکسوالیته همه‌چیز ممکن است. شما می‌توانید به ماه سفر کنید. می‌توانید با بیوژنتیک زندگی ابدی داشته باشید. می‌توانید با حیوانات سکس داشته باشید و امثالهم. اما به حوزه اقتصاد و اجتماع نگاه کنیم. می‌گویند که هر تغییری غیرممکن است. مامی‌خواهیم مالیات بر ثروتمندان اندکی افزایش پیدا کند؛ می‌گویند محال است، رقابت از دست می‌رودما می‌خواهیم پول بیشتری صرف سلامت شود؛ می‌گویند امکان ندارد، یک دولت توتالی‌تر سرکار می‌آید. چه طور می‌شود به ما وعده زندگی ابدی می‌دهند اما نمی‌توانند اندکی بیشتر صرف سلامت کنند؟ یک جای کار می‌لنگد. بیایید اولویت‌هایمان را همین‌جا تعیین کنیم. ما استاندارهای بالاتری برای زندگی نمی‌خواهیم. ما استاندارهای بهتری برای زندگی می‌خواهیم.

ما باید صبر داشته باشیم. تنها چیزی که من از آن می‌ترسم این است که یک روزبه خانه‌هایمان برویم، سالی یک‌بار یکدیگر را ملاقات کنیم، چیزی بنوشیم و نوستالژیک این روزها را به یادآوریم. بیایید به یکدیگر قول بدهیم که این اتفاق نمی‌افتد. ما می‌دانیم که مردم اغلب نسبت به چیزی اشتیاق دارند اما واقعاً آن را نمی‌خواهندبیایید نترسیم و چیزی را که به آن اشتیاق داریم واقعاً بخواهیم. متشکرم.



*
مایکل مور: هرگز مأیوس نمی‌شویم 


مایکل مور، فیلم‌ساز مطرح آمریکایی نیز که به این جنبش پیوسته، در جمع معترضان به‌نظام سرمایه‌داری در کالیفرنیا گفت: واکنش پلیس در قبال مردم وحشتناک است.

 

 

مایکل مور در جمع بیش از هزار معترض در اوکلند اظهار داشت: حوادثی را طی یک هفته اخیر در"اوکلند" شاهد بودیم پلیس باید به‌عنوان "نقطه عطف" اقدامات خود در کارنامه کاری ثبت کند!

مایکل مور با اشاره به وضعیتی یکی از سربازان آمریکایی که در درگیری‌ با پلیس دچار شکستگی جمجمه شده و توانایی تکلم را ازدست‌داده، گفت: هرگز مأیوس نمی‌شویم و هرروز شمار بیشتری از کهنه سربازان به جنبش ضد سرمایه‌داری ملحق می‌شوند.

در حال حاضر با رشد سریع جنبش "وال‌استریت را تسخیر کنید" و آگاهی مردم آمریکا نسبت به سیستم فاسد اقتصادی آمریکا، "مایکل مور" اعلام کرده، مستند جدید خود را حول موضوع اقتصاد آمریکا و جنبش وال‌استریت را روی پرده می‌برد. زمانی که وی مستند "کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه" را ساخت، اعلام کرد تا زمانی که مردم آمریکا نسبت به سیستم اقتصادی این کشور واکنش نشان ندهند، مستند دیگری نخواهد ساخت.

«مایکل مور»، قیام وال‌استریت را فریاد نسل جوان بر سر بی‌عدالتی موجود در جامعه آمریکا می‌داند که به‌زودی سراسر آمریکا را در بر خواهد گرفت.


*مقایسه پوشش خبری دو رویداد "تی‌پارتی" و "تسخیر وال‌استریت"

نکته جالب دیگر در مورد تظاهرات وال‌استریت، پوشش خبری درباره آن و مقایسه آن با [به‌اصطلاح] "جنبش تی‌پارتی" است که جمهوری‌خواهان ترتیب‌دهنده‌اش بوده‌اند. نمودارها نشان می‌دهند که پوشش رسانه‌ای این دو جنبش به‌هیچ‌وجه یکسان نبوده است. باآنکه تی‌پارتی از همان ابتدا پوشش وسیعی از سوی رسانه‌های آمریکا یافت، اما جنبش تسخیر وال‌استریت در ابتدا اصلاً از آن پوشش بهره‌مند نبود

در نمودار زیر نحوه پوشش این دو واقعه را به لحاظ زمانی می‌توان دید:

 

 

مقایسه پوشش خبری دو رویداد "تی‌پارتی" و "تسخیر وال‌استریت"
 


در نمودار دیگری نیز می‌توان حوادثی را که رسانه‌های آمریکا را ناچار به انعکاس جنبش وال‌استریت کرد، مشاهده می‌کنیم.
 

 

همان‌طور که نمودار بالا نشان می‌دهد سه رویداد: 1) کاربرد اسپری فلفل برای نخستین بار، 2) بازداشت گسترده و 700 نفری پل بروکلین و 3) برخوردهای شدید پلیس با معترضین در روزهای آتی، همان حوادثی هستند که رسانه را وارد به انعکاس این جنبش نمودند

 

سخن آخر
اینکه حرکت اخیر تا چه حد اصیل بوده و برآمده از مردم عادی و دردکشیده آمریکاست، بر ما پوشیده است چراکه گاه نشانه‌های متناقضی بعضاً از این جنبش به چشم می‌خورد؛ ازجمله این نشانه‌های مشکوک باید به حمایت معنوی و درعین‌حال مادی بنیاد معروف سوروس از این جنبش اشاره کرد. البته یقیناً دردهایی در بطن جامعه وجود داشته که منجر به ایجاد چنین جنبش عظیمی در سطح آمریکا و جهان گردیده است. جنبشی که روزبه‌روز در حال عمیق‌تر و گسترده‌تر شدن بوده و ملت‌های بیشتری را جذب خود می‌کند.
 
به‌هرحال باید منتظر بود و دید که این جنبش تا چه حد اصیل است! به عبارت بهتر تا به کی اصیل باقی خواهد ماند؟  



*آیا اقتصاد اسلامی راه‌حل جنبش وال‌استریت است؟

یکی از بحث‌های مطرح در شبکه‌های اجتماعی، پاسخ به این سؤال است که درصورتی‌که بپذیریم نظام سرمایه‌داری باعث بروز بحران شدید اقتصادی در آمریکا و دیگر کشورهای جهان شده است، جایگزین مناسب برای نظام سرمایه‌داری چیست؟

بر اساس این گزارش، جواب‌های زیادی از سوی نخبگان منتقد نظام سرمایه‌داری به این سؤال داده‌شده است اما در میان سکوت نخبگان ایرانی، جواب یک پژوهشگر مسلمان به این سؤال قابل‌توجه است.

این پژوهشگر مسلمان در مقاله ای با عنوان «تنها نظام اقتصادی کامل»، با برشماری نقایص و نقاط ضعف نظام سرمایه‌داری که مبتنی بر بهره بیشتر است، به تبلیغ نظام اقتصادی اسلامی که مخالف ربا و بهره است، پرداخته است.

وی بابیان این‌که نوع تکامل‌یافته نظام اقتصادی اسلام در حال حاضر در مالزی اجراشده است، معترضان آمریکایی را دعوت کرده که با بررسی وضعیت فعلی کشور مالزی، خواهان استقرار نظام اقتصادی اسلام به‌جای نظام سرمایه‌داری در آمریکا شوند.

در بخشی از این مقاله که حاوی ارجاعات نویسنده به آیات قرآن است، وی با اشاره به آیاتی از دومین سوره قرآن، به دشمنی شدید اسلام با ربا اشاره‌کرده و آن را باعث وقوع بحران جهانی دانسته است.

نویسنده در ادامه با ارجاع به آیات دیگر قرآن، به بیان دلایل استحکام و پایداری نظام اقتصادی اسلام و سستی نظام اقتصادی سرمایه‌داری پرداخته است.


*چه خواهد شد؟

جنبش اشغال وال‌استریت، صرف‌نظر از هیاهوهای تبلیغاتی و خبری که در اطراف خود دارد، یک نوع اعتراض مدنی به مشکلات رو به گسترش در معیشت مردم آمریکاست
قدر مسلم این جنبش تنها یک ابراز خشم نیست و برخی اعضای آن تلاش می‌کنند تا برای بهبود وضعیت زندگی مردم آمریکا دست آوردی داشته باشند. تظاهرات خیابانی و جنبش‌های اعتراضی در آمریکا سابقه‌دار است و درگذشته نیز مردم آمریکا در اعتراض به استمرار جنگ ویتنام و یا نابرابری‌های اجتماعی و تبعیض نژادی، دست به اعتراضات بسیار گسترده‌ای زده بودند که در زمان خود دستاوردهای قابل‌توجهی در پی داشت. در حال حاضر نیز نحوه عملکرد دولتمردان آمریکایی با این جنبش، تا حد زیادی آینده جنبش و اثرات را آن در جامعه مشخص می‌سازد.
البته نکات مشکوکی هم وجود دارد که باید با دقت بررسی شود. مثلاً برخی گروه‌های خاص که در اعتراض‌ها واردشده‌اند، توسط  موسسه تایدز حمایت مالی می‌شوند. او می‌گوید شواهد محکمی وجود دارد که موسسه تایدز حدود هفت میلیون دلار از جرج سوروس دریافت کرده است. وی همچنین عنوان کرده که مجله اد باسترز که تبلیغ "روز خشم آمریکایی" را چاپ و از مردم برای شرکت در آن دعوت کرد، توسط موسسه تایدز حمایت مالی می‌شود که در یک‌قلم، کمک مالی حدود 330هزار دلار از تایدز دریافت کرده است.

این در حالی است که موسسه تایدز طبق یک تبصره دولتی  در سازمان مالیات امریکا، از ارائه حساب‌های مالی خود معاف شده است. بنابراین به‌احتمال قریب‌به‌یقین، میزان کمک‌های باواسطه سوروس به گروه‌های اجیرشده توسط دولت برای رخنه در صفوف معترضین آمریکایی، بیش از مبالغ مطرح‌شده به‌صورت رسمی است.

البته این تنها جرج سوروس نیست که موضوع تلاش وی برای مصادره اعتراضات اخیر به نفع دولت امریکا افشاشده است بلکه ردپای پاتریک گسپارد مشاور امور سیاسی اوباما نیز در این میان به چشم می‌خورد. مجله  حزب آمریکایی‌های طرفدار خانواده‌های زحمتکش که گسپارد در آن عضویت مؤثر دارد، از مردم برای شرکت در اعتراضات زیر پرچم این حزب، دعوت کرده و طبیعی است که با توجه به دولتی بودن ماهیت این حزب و عضویت اعضای مؤثر دولت در آن، دولت امریکا تلاش می‌کند مدیریت معترضین را از طریق واسطه‌های خود به دست آورد.


* رهبر معظم انقلاب و جنبش ۹۹ درصد 

مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در جمع مردم کرمانشاه با اشاره به جنبش "وال‌استریت" در آمریکا، آن را مسئله مهمی خواندند و افزودند
مردم آمریکا درواقع به حاکمیت اقلیت یک‌درصدی بر اکثریت نود و نه‌درصدی معترض هستند که مالیات و پول مردم آمریکا را هزینه به راه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمایت از رژیم صهیونیستی می‌کنند.
ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی‌تواند ریشه‌های آن را از بین ببرد
ریشه‌های این حرکت در آینده آن‌چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد.

 

 

ریشه‌های این حرکت در آینده آن‌چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد.
 

 

 

 

 

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی