چندرسانه ای

یادداشت اختصاصی "ادوارد کوریگان" متخصص حقوق شهروندی و مهاجرت:

حباب سفید آمریکایی

سیاست‌مداران آمریکایی با به‌کارگیری استراتژی سرکوب رأی، روند رأی‌گیری در ایالات‌متحده را دست‌خوش تغییراتی می‌کنند تا از این طریق، سلطۀ سیاسی و اقتصادی سفیدپوستان را بر جامعۀ سیاه‌پوست آمریکا تداوم بخشند.

ادوارد کوریگان در یادداشت اختصاصی خود برای "پایگاه علم‌و‌دانش‌پژوهی هادی" به بررسی ابعاد مختلف نقض حقوق اقلیت‌ها، ریشه‌های تبعیض نژادی، نظام سلطۀ اقتصادی و سیاسی جامعۀ سفیدپوست و برده‌داری نوین در نظام خصوصی‌سازی زندان‌های ایالات‌متحده پرداخته است.

 

کوریگان مقالات متعددی را در نشریات علمی و روزنامه‌های مختلف به چاپ رسانده است و سابقه حضور در چهار دانشگاه مختلف انگلستان را در پرونده دارد. حوزۀ مطالعاتی او «حقوق بشر» و «مسائل قضایی و دادگاه تجدیدنظر فدرال» را نیز شامل می‌شود.

نمونه‌های بسیاری وجود دارد که سیاست‌مداران جمهوری‌خواه تلاش کرده‌اند تا در مقابل حق حضور در رأی‌گیری سیاه‌پوستان و جامعۀ رنگین‌پوست موانعی را ایجاد کنند. این استراتژی به «سرکوب رأی» مشهور است. بر اساس این استراتژی، سیاست­‌مداران و برنامه­‌ریزان انتخاباتی، روند رأی‌گیری را دستخوش تغییرات و دست‌کاری­‌های ماهرانه می‌کنند.

استفاده از زندانیان به‌منظور «کار اجباری» را می‌توان به عنوان شکل جدیدی از برده‌داری مطرح کرد. باز هم می‌توان ردپایی از جامعۀ رنگین‌پوست یافت؛ جایی که عمدتاً مردم رنگین‌پوست روانۀ زندان‌ها می‌شوند و برای کار اجباری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در برهه‌ای از زمان، ماری‌جوانا در میان جمعیت گسترده‌ای از جامعۀ سیاه‌پوستان توزیع شد و در اجزای شیوۀ زندگی جمعیت سیاه‌پوست، به عضوی جدایی‌ناپذیر تبدیل شد.

اگرچه در سال‌های بعد از شکل‌گیری اقتصاد آزاد، حرکت‌های مترقیانه­ای در جهت بهبود وضعیت سیاه‌پوستان صورت گرفت، اما نمی‌توان این جنبش‌ها را به بزرگی «جنبش حقوق مدنی» دهۀ 1960 در نظر گرفت.


 ادوارد کوریگان (Edward Corrigan) تنها وکیل تائیدشده از سوی انجمن حقوق کانادا به عنوان متخصص حوزۀ «حقوق شهروندی و مهاجرت» و «حقوق حفاظت از پناهندگان» در شهر لندن و منطقۀ مرکزی انتاریو به شمار می‌رود. او کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ علوم سیاسی از دانشگاه «وسترن انتاریو» کسب کرده است و فارغ‌التحصیل دانشگاه «ویندزور» در رشتۀ حقوق است. وی هم‌چنین از وکلای «جامعۀ حقوقی عالی کانادا» به شمار می‌رود. کوریگان مقالات متعددی را در نشریات علمی و روزنامه‌های مختلف به چاپ رسانده است و سابقه حضور در چهار دانشگاه مختلف انگلستان را در پرونده دارد. حوزۀ مطالعاتی او «حقوق بشر» و «مسائل قضایی و دادگاه تجدیدنظر فدرال» را نیز شامل می‌شود و در این زمینه چندین فعالیت اجرایی را نیز بر عهده داشته است.

 

استراتژی سرکوب رأی
از بسیاری جهات می‌توان این ادعا را بیان داشت که سیستم تبعیض نژادی ایالات‌متحدۀ آمریکا تا به امروز به حیات خود ادامه داده است. دیوان عالی ایالات‌متحده که تحت سلطۀ گماشتگان جمهوری‌خواه قرار دارد، اخیراً قانون حقوق مدنی را که در جهت حمایت از حضور در انتخابات و حقوق مدنی جامعۀ سیاه‌پوست بود، فسخ کرد. درواقع این عمل را می‌توان شکستی بزرگ برای حقوق اقلیت‌ها در ایالات‌متحده به شمار آورد.بسیاری از ایالات جنوبی آمریکا به سیاست‌های گذشتۀ خود مبنی بر تبعیض سیاسی و نژادی علیه جامعۀ سیاه‌پوست و رنگین‌پوست برگشته‌اند؛ افرادی که در حال حاضر کسی آن‌ها را در مقابل نظام برتری سفیدپوستان و سلطۀ اقتصادی جامعۀ سفیدپوست پشتیبانی نمی‌کند.نمونه‌های بسیاری وجود دارد که سیاست‌مداران جمهوری‌خواه تلاش کرده‌اند تا در مقابل حق حضور در رأی‌گیری سیاه‌پوستان و جامعۀ رنگین‌پوست موانعی را ایجاد کنند. این استراتژی به «سرکوب رأی» مشهور است. بر اساس این استراتژی، سیاست‌مداران و برنامه‌ریزان انتخاباتی، روند رأی‌گیری را دستخوش تغییرات و دست‌کاری‌های ماهرانه می‌کنند، به‌گونه‌ای که بسیار سخت است که این روند را «دموکراتیک» بنامیم. به عبارتی این طراحی برای این انجام شده است که سلطۀ سیاسی و اقتصادی سفیدپوستان را بر جامعۀ سیاه‌پوست تداوم بخشد.


حق رأی اقلیت‌ها
علاوه بر سیاه‌پوستان، بومیان ایالات‌متحده نیز در برابر اقدامات نژادپرستانۀ مشابهی از سوی جامعۀ سفیدپوست قرار گرفته‌اند و اقدامات تبعیض‌آمیز، به مانعی برای رأی دادن آن‌ها تبدیل شده است. قانون مدنی شهروندان بومی ایالات متحده تا سال 1924 به تصویب نرسیده بود. این افراد حتی تا سال 1962 نمی‌توانستند در انتخابات شرکت کنند و برای اولین بار در این سال بود که ایالت نیومکزیکو حق رأی را برای بومیان خود به رسمیت شناخت. در نهایت پس از تلاش‌های بسیار، قانون حقوق مدنی بومیان آمریکا در سال 1968 به تصویب رسید و زمینه را برای از بین بردن برخی از تبعیض‌ها نسبت به این افراد فراهم کرد.شگردهای بسیاری از سوی جامعۀ سفیدپوست آمریکا به کار گرفته شد تا رأی‌گیری سیاه‌پوستان و بومیان ایالات‌متحده را محدود کند. ایجاد موانع مختلف در مسیر ثبت‌نام رأی‌دهندگان با قرار دادن مالیات سرانه و آزمون‌های اجتماعی و آموزشی، یکی از این شگردها بود. همچنین محدودیت در شعبه‌های اخذ رأی به منظور حضور کمتر بومیان و سیاه‌پوستان، و یا مدیریت انتخابات و تقسیم غیرعادلانۀ آرا در مناطق و ایالات، مانع دیگری برای حضور در انتخابات به شمار می‌رفت؛ به این جهت که این افراد نتوانند نمایندگان و انجمن‌های نمایندگی خود را انتخاب کنند و در نتیجه نتوانند بر روند انتخابات آمریکا تأثیری گذارند. همگی این موارد در جهت تأثیر حداقلی حضور بومیان و سیاه‌پوستان انجام می‌شد.

 


ریشه‌های نژادپرستی
واقعیتی که همچنان توسط بسیاری از آمریکایی‌های سفیدپوست انکار می‌شود این واقعیت است که ایالات‌متحده جامعه‌ای شکل یافته‌ای بر پایه‌های نسل‌کشی، برده‌داری، نژادپرستی و تبعیض است. این پایه‌ها به‌منظور تداوم هر چه بیشتر نظام اقتصادی و سیاسی قوام یافته است که توسط آنگلوساکسون‌های سفیدپوست آمریکایی و دیگر مهاجران سفیدپوست اروپایی شکل‌گرفته و اداره می‌شود. البته نباید موفقیت برخی از سیاه‌پوستان را در پیروزی بر این نظام‌ها انکار کرد؛ اما این موارد در حد استثنا باقی می‌مانند. می‌توان چنین ادعا کرد که حجم بسیار زیادی از خشونت‌هایی که در جامعه سیاه‌پوست و دیگر اقلیت‌ها صورت می‌گیرد، ریشه در نظام اقتصادی و نژادپرستی سیستماتیک موجود در ایالات‌متحده دارد.


حباب سفید آمریکایی
مقامات حاکم در ایالات‌متحده نمی‌خواهند وضعیت حقیقی اقلیت‌های سیاه‌پوست، بومی و لاتین موجود در آمریکا را بپذیرند. آن‌ها در یک «حباب سفید» زندگی می‌کنند و این حباب هر چیزی را که مایل به دیدنش نباشند، به‌راحتی می‌پوشاند. تقریباً می‌توان در ایالات‌متحده موضوع کشته شدن یک غیرمسلح سیاه‌پوست را در شمار حوادث هفتگی به حساب آورد. کافی است به ارقام سال 2016 نگاهی بیندازیم. در این سال بیش از 700 نفر توسط پلیس ایالات‌متحده کشته شده‌اند. بیشتر این آمار را افراد رنگین‌پوست تشکیل می‌دهند.بر اساس آمارهای منتشرشده در سال 2010، بیش از 7 میلیون نفر در زندان‌های ایالات‌متحدۀ آمریکا محبوس بوده‌اند. قطعاً در حال حاضر این رقم بسیار بزرگ‌تر است. ایالات‌متحدۀ آمریکا بالاترین میزان حبس سرانه در جهان را دارد. بیشترین تعداد این زندانیان را جامعۀ رنگین‌پوست تشکیل می‌دهد.


برده‌داری جدید در زندان‌ها
در سال‌های اخیر نظام خصوصی‌سازی زندان‌های ایالات‌متحده، انگیزۀ کافی را برای نگه‌داشتن زندانیان در زندان‌ها برای مدت‌زمان طولانی‌تر، ایجاد کرده است. از سوی دیگر با خصوصی‌سازی نظام زندان‌ها، پول هزینه‌شده جهت توان‌بخشی، آموزش و مراقبت‌های بهداشتی به میزان چشمگیری کاهش می‌یابد. استفاده از زندانیان به‌منظور «کار اجباری» را می‌توان به عنوان شکل جدیدی از برده‌داری مطرح کرد. باز هم می‌توان ردپایی از جامعۀ رنگین‌پوست یافت؛ جایی که عمدتاً مردم رنگین‌پوست روانۀ زندان‌ها می‌شوند و برای کار اجباری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 


بر اساس قوانین موجود در بسیاری از ایالت‌ها، اگر شما سابقۀ کیفری داشته باشید، از حق رأی دادن محروم خواهید شد. معنای این قانون این است که میلیون‌ها آمریکایی این حق را ندارند تا در رأی‌دهی شرکت کنند. در این مورد، بازهم این جامعۀ رنگین‌پوست آمریکا است که از این حق محروم می‌شود.


سلطۀ اقتصادی سفیدپوستان
در ایالات‌متحده یک دستور کار سیاسی در ارتباط با جرم‌شناسی رفتاری قابل مشاهده است. برای مثال، در برهه‌ای از زمان، ماری‌جوانا در میان جمعیت گسترده‌ای از جامعۀ سیاه‌پوستان توزیع شد و در اجزای شیوۀ زندگی جمعیت سیاه‌پوست، به عضوی جدایی‌ناپذیر تبدیل شد. از نتایج این سیاست، محرومیت میلیون‌ها آمریکایی از شرکت در انتخابات بود؛ یعنی باید آمریکایی‌های بیرون از جامعۀ سفیدپوستان را قربانی اصلی این سیاست‌های از پیش تعیین شده دانست. در نتیجه تلاش برای تداوم «برتری سفیدپوستان» و «سلطۀ اقتصادی آن‌ها» در ایالات‌متحده مؤثر واقع شد. این ادعا از سوی سیاست‌مداران آمریکایی نیز مورد تائید قرار گرفته است.از نظر تاریخی جمعیت سیاه‌پوست آمریکا در درجۀ اول، به چشم نوادگان بردگان آفریقایی دیده می‌شوند؛ بردگانی که بخش عظیمی از ثروت مهاجران سفیدپوست را ایجاد کردند. در گذشته، این کار خلاف قانون بود که به یک بردۀ سیاه‌پوست آموزش دهید که چگونه بخواند یا بنویسد. در سال 1865، در سیزدهمین متمم قانون اساسی ایالات‌متحدۀ آمریکا بود که برده‌داری به‌طور رسمی در ایالات‌متحده لغو شد.


اقتصاد آزاد و برده‌داری نامرئی
در سال‌های پس از لغو برده‌داری، اقتصاد کار آزاد در حال شکل‌گیری بود. بردگان سیاه‌پوست سابق در حالی به‌سوی «اقتصاد کار آزاد» پرتاب می‌شدند که به هیچ وجه برای رقابت با سایر رقبای خود، مجهز نشده بودند. این وضعیت نامساعد به شکل‌گیری یک طبقۀ اقتصادی محروم انجامید. این طبقه که سیاه‌پوستان آن را تشکیل می‌دادند، تا به امروز نیز نتوانسته‌اند این وضعیت را تغییر دهند.اگرچه در سال‌های بعد از شکل‌گیری اقتصاد آزاد، حرکت‌های مترقیانه‌ای در جهت بهبود وضعیت سیاه‌پوستان صورت گرفت، اما نمی‌توان این جنبش‌ها را به بزرگی «جنبش حقوق مدنی» دهۀ 1960 در نظر گرفت. در واقع آغاز پیشرفت و توسعۀ وضعیت اقتصادی و سیاسی جامعۀ سیاه‌پوست را باید از این سال‌ها دانست. تا آن زمان و حتی تا مدت‌های بعد، زمانی که سیاه‌پوستان به دنبال حقوق سیاسی و دموکراتیک خود بودند، بدون محاکمه اعدام و تهدید به مرگ می‌شدند.

کو کلاکس کلان (KKK) نام سازمان‌های هم‌بسته‌ای در کشور ایالات‌متحدۀ آمریکا بود که به‌طور گسترده‌ای جنبش سفیدپوستان را پشتیبانی می‌کرد. هدف اصلی از این‌گونه جنبش‌ها تهدید و ارعاب جامعۀ سیاه‌پوست برای فرمان‌برداری و تسلیم سیاسی و اقتصادی بود. هم‌چنین می‌توان جنبه‌های دیگری را برای این سرکوب‌ها عنوان کرد؛ مواردی هم‌چون جداسازی جنسی نژادها، سیاست‌های جداسازى و تبعیض نژادی از جملۀ آن‌هاست.

 


خشونت در آمریکا و اقدامات کنترل سلاح
خشونت‌های مکرر پلیس آمریکا نسبت به جامعۀ سیاه‌پوست، اقدامات کنترل سلاح را به موضوع تنش‌آفرینی در ایالات‌متحده تبدیل کرده است. هم‌چنین در ماه ژوئن، مجلس سنای ایالات‌متحده اقدامات کنترل سلاح را تنها چند روز پس از تیراندازی کلوپ شبانۀ اورلاندو رد کرد؛ این طرح از جمله طرح‌های پیشنهادی برای دور نگه‌داشتن سلاح موجود در «لیست سازمان دیده‌بان تروریسم» از دست مردم بود. در واقع سناتورها و نمایندگان کنگره از این موضوع ترسیده‌اند که اگر قوانین انجمن ملی سلاح (NRA) را به چالش بکشند، در به انجام رساندن این طرح‌ها شکست خواهند خورد.انجمن ملی سلاح امریکا (NRA) یک سازمان غیرانتفاعی آمریکایی به‌حساب می‌آید که مدافع حقوق سلاح در ایالات‌متحده است. این انجمن در سال 1871 شکل‌گرفته و از سال 1934 اعضای خود را در جریان لوایح مربوط به اسلحۀ گرم قرار داده است. انجمن ملی سلاح از سال 1975، به طور مستقیم بر هرگونه قانون‌گذاری در مورد سلاح گرم در آمریکا تأثیر گذاشته است. هم‌چنین می‌توان این انجمن را قدیمی‌ترین سازمان آمریکایی در حوزۀ حقوق مدنی ایالات‌متحده به حساب آورد. این انجمن تأثیر زیادی بر قوانین مربوط به حمل سلاح در ایالات‌متحده داشته است.


سنای آمریکا؛ تسلیم قدرت و ثروت
حتی زمانی که اکثریت غالب مردم آمریکا از این ایده حمایت کنند که مردم نباید به سلاح‌های موجود در لیست سازمان دیده‌بان تروریسم دسترسی آسان داشته باشند، باز هم سناتورها در برابر خواسته‌های اکثریت رأی خواهند داد؛ چرا که آن‌ها از انجمن ملی سلاح، ثروت و ارتش کوچک حامیان اختصاصی آن‌ها می‌ترسند. انجمنی که می‌تواند تقریباً هر سیاست‌مدار آمریکایی را در مقابل خود به زانو درآورد.
آرای سنا محکمه‌پسند نخواهد بود، در صورتی که یک نفر به دنبال محدود کردن خشونت مسلحانه باشد و در مقابل، اکثریت مردم آمریکا چیز دیگری را بخواهند.  البته می‌توان این نظر را از دیدگاه دموکراتیک هم بررسی کرد که باز هم همین نتیجه را در بر خواهد داشت؛ اما زمانی آرای سنا منطقی است که بتوان فهم کاملی از قدرت منافع خاص و ثروت در سیستم سیاسی آمریکا به دست آورد.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی