چندرسانه ای

بربریت مدرن با سلاح‌های آمریکایی

افزایش فروش تسلیحات نظامی از سوی ایالات‌متحده‌آمریکا به اعضای شورای همکاری خلیج‌‌فارس - در سال‌های بعد از 2010 - پیامدی جز ایجاد خاورمیانه‌ای متشنج و ناامن نداشته است؛ فضای بی‌ثباتی که بهتر از هر زمان دیگری توانسته است منافع آمریکا و غرب را تأمین کند.

با شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس در سال 1981 و به‌دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا همواره در جهت حمایت از کشورهای عضو این شورا گام برداشته است. ایالات‌متحده در سال‌های پس از تشکیل شورای همکاری خلیج‌فارس، کمک‌های تسلیحاتی هنگفتی را به این شورا داشته است.

 

در سال 2011 پیشنهادی از سوی عربستان‌سعودی برای تبدیل این شورا به یک اتحادیه با نام اتحادیه‌خلیج (Gulf Union) ارائه شد. در واقع این تغییر را باید در جهت هماهنگی نزدیک‌تر اقتصادی، سیاسی و نظامی در میان کشورهای عضو تعبیر کرد.

ریشه‌های امنیتی که می‌توان از آن به‌عنوان تهدیدات داخلی نیز یاد کرد؛ با شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران شدت یافت. چراکه تمام کشورهای شورا فاقد رژیم دموکراتیک بوده و از تهدیدات داخلی احساس خطر کردند.

هم‌زمان با روی کار آمدن ریگان و اعلام سیاست‌های او در مواجهه با کشورهای خاورمیانه، این سیاست‌ها مشوقی شد تا کشورها با مساعدت ایالات‌متحده، شورا را تشکیل دهند. مساعدت‌هایی که امروزه با نام «روابط آمریکایی-عربی» هم‌چنان ادامه دارد.

فروش هواپیماهای آواکس (سیستم کنترل هشدار هوابرد) به عربستان‌سعودی توسط دولت ایالات‌متحده در زمان رونالد ریگان، به داستانی بحث‌برانگیز تبدیل شد. چراکه این فروش، بزرگ‌ترین فروش اسلحه به دولت‌های خارجی در تاریخ آمریکا بود.

بعد از شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس، تنش‌های موجود در خاورمیانه بیش‌ازپیش افزایش یافت. عربستان‌سعودی و به‌تبع آن، سایر اعضای شورا با پشتیبانی آمریکا حمایت خود را از گروه‌های تکفیری که نمونه بارز آن داعش و القاعده است ادامه داده‌اند و با تغذیه نظامی و پولی، در جهت ایجاد خاورمیانه‌ای بی‌ثبات، حرکت کرده‌اند. 

هارولد براون، وزیر دفاع اسبق آمریکا در سال 1980 اهداف تلاش‌های کشورش برای مداخله در امور سیاسی خلیج‌فارس را بر مبنای محورهای تضمین دست‌رسی به عرضه نفت کافی، ایستادگی در مقابل گسترش و نفوذ شوروی، ایجاد ثبات در منطقه (تضمین امنیت اسرائیل) و توسعه فرآیند صلح خاورمیانه (حفظ منافع اسرائیل) اعلام کرد.

 

روند افزایش فروش سرسام‌آور سلاح‌های نظامی از سال 2010 شدت گرفته و در سال 2016 به بیش‌ترین مقدار خود رسیده است؛ به‌گونه‌ای که آمریکا را به بزرگ‌ترین فروشنده و عربستان‌سعودی را به بزرگ‌ترین واردکننده سلاح در جهان تبدیل کرده است. با شدت‌گیری این روند، درگیری‌ها و تنش‌های خاورمیانه افزایش چشم‌گیری داشته است.

 

شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس

شورای همکاری کشورهای خلیج‌فارس (به عربی: مجلس التعاون لدول الخلیج العربیة) که بیش‌تر با نام شورای همکاری خلیج‌فارس (GCC، مجلس التعاون الخلیجی) شناخته می‌شود، یک اتحادیه سیاسی و اقتصادی بین دولت‌های منطقه، متشکل از تمام کشورهای عربی اطراف خلیج‌فارس، به‌جز عراق است. کشورهای عضو آن، بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی هستند.1و2شورای همکاری خلیج‌فارس در 25 ماه می سال 1981 در ابوظبی تأسیس شد 3و4 و در 11 نوامبر همان سال، توافق‌نامه‌ای اقتصادی به امضای کشورهای عضو آن رسید.

 

 

ساختار

شورای همکاری خلیج‌فارس، از سه نهاد شورای‌عالی، شورای وزارتی و دفتر دبیرکل تشکیل‌ شده است. شورای‌عالی، مرکب از سران شش کشور عضو است؛ که بالاترین مرکز قدرت و عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری شورای همکاری‌ است. این شورا، دو بار در هرسال برای حل‌وفصل امور، تشکیل جلسه می‌دهد و ریاست آن بر حسب حروف الفبا تغییر می‌کند. شورای وزارتی، ترکیبی از وزیران امورخارجه اعضاست؛ که هر سه ماه یک‌بار، گرد هم می‌آیند. دفتر دبیرکل که اجرای سیاست‌ها و هماهنگی امور شورا را برعهده دارد، از سوی یک دبیرکل اداره می‌شود. دبیرکل، از شهروندان یکی از کشورهای عضو به‌مدت سه سال انتخاب می‌شود. هم‌چنین، شورا دارای پنج کمیسیون در موضوعات مختلف و یک کمیسیون برای حل اختلافات میان اعضاست. 5 و 6

 

 

نظام سیاسی اعضا

همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، پادشاهی هستند. به‌عبارتی، این شورا از سه پادشاهی مشروطه، شامل کشورهای قطر، کویت و بحرین 7و8 و دو پادشاهی مطلقه، شامل کشورهای عربستان‌سعودی و عمان و در نهایت یک کشور با نظام سلطنتی فدرال یعنی امارات‌متحده‌عربی، تشکیل می‌شود. در خصوص عضویت آینده کشورهای اردن، مراکش و یمن بحث‌هایی صورت گرفته است؛ اما تاکنون این کشورها به عضویت شورا درنیامده‌اند. 9 و 10

در سال 2011 پیشنهادی از سوی عربستان‌سعودی برای تبدیل این شورا به یک اتحادیه با نام اتحادیه‌خلیج (Gulf Union) ارائه شد. در واقع این تغییر را باید در جهت هماهنگی نزدیک‌تر اقتصادی، سیاسی و نظامی در میان کشورهای عضو تعبیر کرد. هدف از این کار، مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی ایران در منطقه مطرح شده است. 11و12 البته در برابر این پیشنهاد، اعتراض‌هایی از سوی کشورهای عضو صورت گرفت. 13 و 14

 

 

اهداف تأسیس

از جمله اهداف تأسیس شورای همکاری خلیج‌فارس - که در اساس‌نامه هم به چشم می‌خورد - می‌توان به موارد زیر اشاره داشت؛

1. تحقق هماهنگی، تکامل و هم‌بستگی بین کشورهای عضو در همه زمینه‌ها؛ تا دست‌یابی به وحدت کامل

2. تعمیق و تحکیم مناسبات وجوه متعدد همکاری‌های موجود بین ملت‌های کشورهای عضو؛ در همه‌ زمینه‌ها 15

3. ایجاد واحد نظامی متحد 16

4. تدوین مقررات مشابه در زمینه‌های مختلف؛ از قبیل امور دینی، مالی، تجاری، فرهنگی، گردش‌گری، قضایی و مدیریت

5. ایجاد مراکز تحقیقاتی علمی و توسعه فنی در صنعت، معدن، کشاورزی، آب و محیط‌زیست

6. همکاری و تشویق بخش خصوصی

7. ایجاد یک واحد پول مشترک 17، 18و19

 

 

علل شکل‌گیری

اگرچه برای پیدایش شورای همکاری خلیج‌فارس دلایل مختلفی عنوان شده است؛ اما می‌توان فلسفه ظهور این شورا را در سه مبحث اقتصادی، امنیتی و نظامی مورد بررسی قرار داد.

 

الف) علل اقتصادی

یکی از دلایل شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس را می‌توان در علل اقتصادی جستجو کرد؛ اما توجه به این نکته ضروری است که بررسی علل اقتصادی، پیش از دو علت دیگر، به‌معنای پذیرش علل اقتصادی به‌عنوان مهم‌ترین ریشه‌ها نیست؛ به‌عبارتی، اگرچه اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس در تلاش‌اند تا علت اصلی از تأسیس این شورا را در میان علل اقتصادی پنهان کنند؛ اما در واقعیت، این شورا به‌دلایل امنیتی و برای مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی ایران شکل گرفته است.20

تأثیر شگرف امور اقتصادی در پیدایش شورا، بیش‌تر ناشی از بحران اقتصادی حاکم بر منطقه بود. به این معنا که در آستانه شکل‌گیری شورا، کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس - به‌علت کاهش و سقوط قیمت نفت - با رکود اقتصادی عمیقی مواجه شده بودند. ازاین‌رو، بسیاری از پروژه‌های عمرانی متوقف شد؛ واردات محصولات خارجی کاهش یافت؛ فعالیت فروشندگان اتومبیل و وسایل برقی حدود پنجاه درصد تنزل کرد؛ شرکت‌های خارجی ساختمانی دست از کار کشیدند و تعداد زیادی از شرکت‌های فعال خصوصی تجاری از فعالیت بازماندند.

 

 

کشورهای عضو با مشکلات اقتصادی و اجتماعی زیادی درگیر شدند؛ که توان مقابله با آن را نداشتند. بیکاری شدید، یکی از این مشکلات بود که در پی آن، سیل برگشت کارگران خارجی از کشورهای عربی منطقه آغاز شد. درحالی‌که این کشورها، به‌دلیل جمعیت کم و تخصص پایین، قادر به تأمین نیروی کار خود نبودند؛ بنابراین، شورا در بیانیه خود در 1981 هدف از تأسیس خود را همکاری و اشتراک مساعی کشورهای عضو در امور بازرگانی، اقتصادی، جهان‌گردی، علمی، فنی، کشاورزی و... اعلام کرد.

بحران اقتصادی در سال‌های پس از تشکیل شورا هم ادامه یافت؛ به‌گونه‌ای که در 1982 کاهش رشد اقتصادی ناشی از کاهش تدریجی قیمت نفت به‌حدی رسید که عربستان‌سعودی برای جلوگیری از تأثیرات منفی آن بر ساختار اقتصادی، اصلاحاتی را در برنامه‌ سوم عمرانی خود پدید آورد.21، 22 و 23شورا، به‌منظور بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای عضو، برنامه‌هایی هم‌چون بازار داخلی یک‌پارچه24، ایجاد یک اتحادیه پولی واحد25 و توسعه زیرساخت‌ها در نظر داشته است.26

 

ب) علل امنیتی

ریشه‌های امنیتی که می‌توان از آن به‌عنوان تهدیدات داخلی نیز یاد کرد؛ با شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران شدت یافت. چراکه تمام کشورهای شورا فاقد رژیم دموکراتیک بوده و از تهدیدات داخلی احساس خطر کردند.27 هر چند سعی شد تا این علل در پوششی از سایر ریشه‌های دیگر مخفی بمانند؛ اما سیاست‌های شورا به‌گونه‌ای خود پرده از این علت مهم و اصلی برداشت؛ به‌خصوص سیاست‌های اتخاذی در مقابل گروه‌های درگیر با جمهوری اسلامی ایران که آن‌ها را تا پای همکاری با این گروه‌ها کشاند. هر چند طرف‌های عربستانی و آمریکایی از اعتراف به این واقعیت خودداری می‌کنند؛ اما «این‌که عربستان‌سعودی از تروریسم حمایت می‌کند، برای بیش‌تر مردم امری کاملاً دانسته شده است.»28

اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس، در مواجهه با تهدیدات امنیتی خود با سه مسئله اصلی روبه‌رو هستند. اول، چگونگی توانایی‌های اطلاعاتی کشورهای عضو؛ دوم، سرعت نیروهای امنیتی در سرکوب خشونت و حرکت‌های مخالف؛ سوم، حفاظت از اهداف احتمالی مورد حمله از سوی مخالفان. بخشی از این مسائل با افزایش نیروهای امنیتی، تجدیدنظر در تشکیلات، توسعه‌ اقدامات رفاهی، مبادله اطلاعات بین اعضا و کنترل و یا سرکوب مخالفان برطرف شد.29 و 30

 

 

ج) علل نظامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ترس پادشاهان کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس از نفوذ انقلاب اسلامی بیش‌ازپیش شد. از سوی دیگر، پس از وقوع انقلاب اسلامی، شوروی در حمله خود به افغانستان پیروز شد و همه‌ این تغییرات باعث شد تا سران این کشورها دست به اقدامی اساسی در حفظ و بقای خود بزنند. هم‌زمان با روی کار آمدن ریگان و اعلام سیاست‌های او در مواجهه با کشورهای خاورمیانه، این سیاست‌ها مشوقی شد تا کشورها با مساعدت ایالات‌متحده، شورا را تشکیل دهند. مساعدت‌هایی که امروزه با نام «روابط آمریکایی-عربی» هم‌چنان ادامه دارد.31

 

 

به‌زعم دولت‌های عربی منطقه، پیام و موج انقلاب اسلامی می‌توانست مخالفت‌های داخلی ضد دولتی را در کشورهای منطقه برانگیزد؛ مردم آن کشورها را در بهره‌مندی از مزایای یک حکومت دموکراتیک تشویق نماید؛ تفسیری جدید از اسلام و نوعی اسلام انقلابی را توسعه دهد؛ مبانی مشروعیت آنان و حامیان خارجی‌شان را زیر سؤال ببرد و حتی در تهییج دشمنان خارجی چون یمن‌جنوبی برای حمله به کشورهای منطقه مؤثر باشد. از این ‌جهت، وزرای دفاع شورای همکاری خلیج‌فارس در دومین اجلاس خود، تغییر قابل ‌ملاحظه‌ای در سیاست‌های دفاعی خود به‌عمل آوردند و به‌موجب آن، ایران به‌عنوان نخستین سرچشمه تهدید علیه امنیت کشورهای خلیج‌فارس در نظر گرفته شد.32همه‌ی این عوامل دست‌به‌دست هم دادند تا اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس، اقدام به خریدهای سنگین تسلیحات نظامی از کشورهای غربی و در رأس آن‌ها ایالات‌متحده کنند. این خریدها که از بدو تأسیس شورا آغاز شده بود، با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شدت گرفت. خرید سلاح توسط عربستان در سال 2016 به بیش‌ترین میزان خود در طی این سال‌ها رسید؛ که رقمی برابر با 115 میلیون دلار برآورد شده است.33بر اساس تحقیقات انجام‌گرفته از سوی مؤسسه بین‌المللی مطالعات صلح استکهلم (SIPRI)، کشور ایالات‌متحده آمریکا بزرگ‌ترین کشور فروشنده سلاح است.34 هم‌چنین ارقام حاکی از این حقیقت هستند که عربستان‌سعودی بزرگ‌ترین خریدار سلاح‌های آمریکا به‌حساب می‌آید.35

 

 

خرید تسلیحات توسط کشورهای عضو شورا

خرید تسلیحاتی اعضای همکاری خلیج‌فارس در طی سال‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته است. در بین این کشورها، پس از عربستان، امارات‌متحده‌عربی قرار گرفته است. مطالعات صلح استکهلم گویای این موضوع هستند که «فروش اسلحه به کشورهای حوزه خلیج‌فارس در طول پنج سال گذشته بیش از هفتاد درصد افزایش را تجربه کرده است.»36

فروش سلاح از سوی ایالات‌متحده‌آمریکا از سوی همه‌ رؤسای‌جمهور دهه هشتاد تاکنون مورد تأیید قرار گرفته است. هم‌زمان با تأسیس شورای همکاری خلیج‌فارس در اوایل دهه هشتاد میلادی، رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بزرگ‌ترین کمک تسلیحاتی در تاریخ آمریکا را رقم زد. فروش هواپیماهای آواکس (سیستم کنترل هشدار هوابرد) به عربستان‌سعودی توسط دولت ایالات‌متحده در زمان رونالد ریگان، به داستانی بحث‌برانگیز تبدیل شد. چراکه این فروش، بزرگ‌ترین فروش اسلحه به دولت‌های خارجی در تاریخ آمریکا بود. این اقدام تنش‌زا در فضای سیاسی آمریکا، اعتراض اکثریت آمریکایی، سناتورهای برجسته ایالات‌متحده، دولت اسرائیل و لابی اسرائیل را به‌همراه داشت. 37دولت اوباما هم اگرچه نتوانست این رکورد ریگان را جابه‌جا کند؛ اما تلاش کرد تا حمایت کنگره را در کمک تسلیحاتی به‌دست آورد. دولت اوباما از کنگره خواست تا بتواند آموزش نظامی و کمک بودجه آموزشی برای عربستان‌سعودی (حدود ده‌هزار دلار) در بودجه سالانه خود اعمال کند.38اگرچه ممکن این رقم در مقایسه با خریدهای اخیر عربستان کم به‌نظر برسد؛ اما باعث می‌شود تا آمریکا بتواند منافع خود را با فروش سلاح و اعتمادسازی بیش‌تر، تأمین کند. علاوه‌بر این‌که این فرصت را خواهد داشت که تخفیفی قابل‌توجه در آموزش نیروهای نظامی خود داشته باشد.39

 

 

هزینه‌های نظامی اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس در مقایسه با ایران

هزینه‌های نظامی اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس در مقایسه با هزینه‌های نظامی ایران، بسیار بیش‌تر است. عربستان‌سعودی به‌تنهایی، چیزی حدود 5.5 برابر بیش‌تر از ایران صرف هزینه‌های نظامی خود کرده است. امارات‌متحده‌عربی هم تقریباً دو برابر کشور ایران در این دوره هزینه کرده و در مجموع، شورای همکاری خلیج‌فارس بیش از 9 برابر ایران در تجهیزات نظامی خود هزینه کرده است. اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس، بین سال‌های 2004 تا 2008 از نظر هزینه کل در واردات اسلحه و دست‌رسی به سلاح‌های مدرن آمریکایی و اروپایی فعال بودند. هزینه صرف‌شده برای عربستان‌سعودی، به‌تنهایی دو برابر ایران بود و امارات‌ نیز چیزی بیش از هفت برابر بیش‌تر هزینه کرد.40

 

 

آمریکا و خاورمیانه‌ متشنج

بعد از شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس، تنش‌های موجود در خاورمیانه بیش‌ازپیش افزایش یافت. عربستان‌سعودی و به‌تبع آن، سایر اعضای شورا با پشتیبانی آمریکا حمایت خود را از گروه‌های تکفیری - که نمونه بارز آن داعش و القاعده است - ادامه داده‌اند41 و 42 و با تغذیه نظامی و پولی، در جهت ایجاد خاورمیانه‌ای بی‌ثبات، حرکت کرده‌اند. دولت اوباما سعی کرد تا با متقاعد کردن کنگره برای کمک‌های نظامی به اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس، از نفوذ ایران در منطقه جلوگیری کند.43 این کمک‌های تسلیحاتی باعث متشنج‌تر شدن خاورمیانه شده است؛ اما این سؤال مطرح می‌شود که آمریکا از خاورمیانه‌ای بی‌ثبات چه نفعی می‌برد؟!

واضح‌ترین دلیل همکاری و حمایت ایالات‌متحده از شورای همکاری خلیج‌فارس و درنتیجه ناامنی و بی‌ثباتی خاورمیانه را می‌توانیم در صحبت‌های هارولد براون، وزیر دفاع اسبق آمریکا در سال 1980 پیدا کنیم. او اهداف تلاش‌های کشورش برای مداخله در امور سیاسی خلیج‌فارس را بر مبنای محورهای تضمین دست‌رسی به عرضه نفت کافی، ایستادگی در مقابل گسترش و نفوذ شوروی، ایجاد ثبات در منطقه (تضمین امنیت اسرائیل) و توسعه فرآیند صلح خاورمیانه (حفظ منافع اسرائیل) اعلام کرد.44 و 45

 

 

بر همین اساس، می‌توانیم سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا را در درگیری‌های منطقه تحلیل کنیم. سیاست‌هایی که با همراهی متحدان ایالات‌متحده در جهت خون‌ریزی بیش‌تر و غرق کردن منطقه در تنش‌های سیاسی و نظامی به اهداف خود نزدیک می‌شود. جایی‌که آمریکا، تسلیحات خود را به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس می‌فروشد؛ نفوذ خود را در این منطقه حساس، تثبیت می‌کند و از اسرائیل حمایت‌های لازم را به‌عمل می‌آورد.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
مطالب مرتبط
بحرانی برای تغییر قطب نمای اسلام
آمریکا عامل گسترش بی‌ثباتی و ناامنی در خاورمیانه
عضویت در خبرنامه
سایت هادی