چندرسانه ای

رابطه پول و قدرت سیاسی در آمریکا

پول، در مکانیسم انتخابات آمریکا، رابطه‌ای مستقیم با سیستم سیاسی حاکم بر این کشور و ایده‌های اولیه‌ای که آمریکا بر اساس آن‌ها به وجود آمده دارد. ایالات‌متحده‌آمریکا بر اساس اندیشه‌های وارداتی از اروپا بنا شد؛ اندیشه‌هایی که در آن‌ها اولین و اصلی‌ترین اصول عبارت بودند از «فردگرایی، مادی‌گرایی، آزادی، برابری و لیبرالیسم اقتصادی».

با گذر زمان و تکوین این اندیشه‌ها در جامعه آمریکا، آزادی در همه عرصه‌ها به امری مقدس تبدیل شد و فلسفه داشتن نظام انتخاباتی برای برگزیدن نمایندگان سیاسی نیز بر همین مبنا تبلور پیدا کرده است. روی دیگر سکه این آزادی، در حوزه اعمال و زندگی اقتصادی معنا پیدا می‌کرد؛ معنایی که در بررسی نقش پول در انتخابات آمریکا موضوعی محوری تلقی می‌شد. با این پیش‌فرض، به‌سراغ بررسی سیستم اقتصادی آمریکا می‌رویم.

 

آن‌چه مسلم است، این است که بدون جلب حامیان مالی عمده که شرکت‌های بزرگ آمریکایی، سهام‌داران بزرگ، کارخانه‌ها و صاحبان صنایع نظامی بخش مهمی از این حامیان هستند، کسب کرسی‌های کنگره و یا رسیدن به کاخ سفید غیرممکن است.

در آمریکا 32 نفر اولی که بیش‌ترین کمک مالی را به اوباما و میت رامنی در انتخابات ریاست‌جمهوری کرده‌اند، پولی برابر با 7/3 میلیون نفر اهداکننده کوچک بعد از خود پرداخت کرده‌اند. به این معنی که 32 نفر اول در یک طرف ترازوی سیاسی نقشی برابر با 7/3 میلیون نفر باقیمانده داشته‌اند.

در سطح اشخاص، می‌توان با توجه به ساختار جامعه آمریکا و بنا بر آمار، یک الیگارشی ثروت‌مند را در مبارزات سیاسی این کشور شناسایی نمود. برای مثال، از اعضای مجلس نمایندگان، تعداد 250 نماینده میلیونر هستند.

مادی‌گرایی افسارگسیخته جامعه آمریکا، موجب شده تا مردم این کشور در انتخاب نمایندگان سیاسی خود بیش‌تر از تمام گزینه‌های دیگر به عامل پول و وضعیت اقتصادی توجه کنند. نمونه این توجه بسیار زیاد در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نمایان است.

شلدون آدلسون

در انتخابات آمریکا پول مساوی است با قدرت سیاسی و نقش‌آفرینی سیاسی در صحنه عمل سیاسی. یک فرد مانند «شلدون آدلسون» مبلغی برابر 8/91 میلیون دلار برای رقابت‌های انتخاباتی جمهوری‌خواهان صرف می‌کند که به تنهایی برابر با کمک 322000 خانواده متوسط آمریکایی است.

نها بخشی از سلطه پول بر انتخابات آمریکاست که به‌صورت مستقیم وجود داشته و به چشم می‌آید. ولی بسیاری از کمک‌ها در ظاهر مطرح نیست؛ برای مثال، 43 درصد از کمک‌ها و پول‌هایی که در برنامه‌های تلویزیونی صرف می‌شود، از سوی افرادی است که نام آن‌ها سرّی و محرمانه تلقی شده و کسی از آن‌ها اطلاع ندارد.

پک‌ها مجموعه‌هایی هستند که از سوی گروه‌های خاصی از سیاسیون، صنعت‌گران، تجار، نظامیان و برخی دیگر از نخبگان جامعه آمریکا به‌صورت مدنی تشکیل شده و کارویژه اصلی آن‌ها، تأمین منابع مالی کاندیداهای انتخاباتی است.

در انتخابات نمایندگان کنگره و سنا نیز این روند وجود دارد و مقدار پولی که در حمایت از آن‌ها صرف می‌شود، کاملاً قطبی است. بدین مفهوم که افرادی که بیش‌ترین کمک مالی را به این نامزدها می‌کنند، کمترین تعداد را دارند که طبیعتاً تأثیرگذاری را کاملاً نامتقارن می‌نماید.

از اعضای مجلس نمایندگان، تعداد 250 نماینده میلیونر هستند؛ همچنین اکثر اعضای مجلس سنا نیز از افراد ثروت‌مند آمریکایی محسوب می‌شوند. این نوع افراد ثروت‌مند در نهادهای غیر انتخابی نیز به چشم می‌خورند که بسیاری از آنان به‌عنوان قاضی در دیوان عالی ایالات‌متحده آمریکا مشغول به کارند.

در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز، غلبه افراد ثروت‌مند و بسیار متمول در انتخابات، بسیار واضح است. بدین ترتیب از اولین رؤسای‌جمهور این کشور، - از جرج واشینگتن گرفته تا جفرسون، کندی، بوش و بسیاری دیگر از رؤسای‌جمهور ایالات‌متحده - از سرمایه‌داران کلان در سیستم آمریکا بوده‌اند.

با مسائلی که در جنبش وال‌استریت رخ داد، بسیاری با یک‌درصدها در مقابل 99 درصدها آشنا هستند. یک درصدی‌ها، یک درصد از اعضای جامعه آمریکا محسوب می‌‌شوند که بیش‌ترین ثروت و قدرت را از آن خود کرده‌اند.

سیستم اقتصادی ایالات‌متحده، عبارت است از اقتصاد آزاد یا «کاپیتالیسم». در سیستم سرمایه‌داری، سرمایه‌داران در واقع نخبگان اصلی قدرت محسوب می‌شوند که با پولی که در اختیار دارند، قادر به دخالت در تمام حوزه‌های سیاسی و اجتماعی هستند.

 

سیستم اقتصادی ایالات‌متحده، عبارت است از اقتصاد آزاد یا «کاپیتالیسم». در سیستم سرمایه‌داری، سرمایه‌داران در واقع نخبگان اصلی قدرت محسوب می‌شوند که با پولی که در اختیار دارند، قادر به دخالت در تمام حوزه‌های سیاسی و اجتماعی هستند. در این راه، دولت نیز از آن‌ها حمایت می‌کند؛ چرا که ایده اصلی سیستم سرمایه‌داری بر حمایت از سرمایه‌دار استوار شده است. اگر بخواهیم تمام مبانی اندیشه‌ای سرمایه‌داری در آمریکا را خلاصه کنیم، می‌توان آن را در یک جمله - البته با تسامح - خلاصه کرد و آن عبارت است از این عبارت؛ «در جامعه سرمایه‌داری، نقش‌آفرینی در گرو پول است.»

 

با این توصیف، بازیگری در عرصه سیاست نیز به‌شدت تابعی از سرمایه است. در حقیقت، سیاست بیش از آن‌که یک عرصه عمومی برای اعمال نظرات مختلف و متفاوت باشد، یک بازار است؛ بازاری که در آن هر فرد یا حزب و گروهی با توسل به توان مالی خود دست به‌خرید قدرت می‌زند. در عرصه تئوری، این بدان معنی است که هر کسی توان مالی بیش‌تری داشته باشد، می‌تواند نقش سیاسی پررنگ‌تری بازی نماید. با این توضیحات باید اشاره کرد که آزادی که به‌عنوان یک فرصت برای مشارکت سیاسی مطرح است، به‌طور مساوی در اختیار همه مردم آمریکا قرار ندارد. برای بررسی دقیق‌تر نقش پول در انتخابات آمریکا، این نقش را به دو سطح تقسیم می‌نماییم و آن را در دو بخش مورد واکاوی قرار می‌دهیم. اولین سطح، پول به‌عنوان هداف و ارزش در جامعه آمریکا و  دومین سطح، نقش پول در تصاحب سمت‌های نمایندگی است.

 

 

پول به‌مثابه ارزش ‌در جامعه آمریکا

یکی از اساسی‌ترین مسائلی که در مورد نقطه‌ضعف‌های جامعه آمریکا مورد بررسی و تمرکز اندیشمندان آمریکایی و غیرآمریکایی قرار می‌گیرد و از آن به‌عنوان یکی از ضعف‌های دموکراسی آمریکا یاد می‌شود، تبدیل پول به‌یک ارزش غالب در این کشور است. در یک دموکراسی، انتخابات فرآیندی است که در آن افراد با سلایق و علایق گوناگون پا به‌عرصه فعالیت سیاسی و کنش‌گری سیاسی می‌گذارند، تا از آن طریق به‌ خواسته‌های متنوع اجتماعی و سیاسی خود برسند؛ در حالی ‌که در شرایط کنونی، این خواسته‌های سیاسی و اجتماعی در سطح مردم با یک ارزش غالب جایگزین شده؛ که آن هم عبارت است از ارزش پول.

 

در واقع مادی‌گرایی افسارگسیخته جامعه آمریکا، موجب شده تا مردم این کشور در انتخاب نمایندگان سیاسی خود بیش‌تر از تمام گزینه‌های دیگر به عامل پول و وضعیت اقتصادی توجه کنند. نمونه این توجه بسیار زیاد در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نمایان است. در این انتخابات، مهم‌ترین نکته‌ای که در مورد آن تنازع و بحث میان احزاب وجود داشته، عبارت است از وضعیت اقتصادی. حتی زمانی که صحبت از وقایع و سیاست‌های خارجی می‌شد، نقش پررنگ پول و اقتصاد در درک و ارائه راه‌حل برای بحران‌های خارجی بسیار مورد توجه بوده است.

 

 

در این خصوص، احزاب دوگانه سیاسی در آمریکا نیز نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در آموزش جریان‌های سیاسی و افرادی که از لحاظ فکری به آن‌ها تعلق دارند، بازی می‌کنند. این احزاب برای خود اولاً نقش تربیت نسل رهبران آینده و ثانیاً نقش هدایت افکارعمومی در کانال‌های مشارکت سیاسی را در نظر می‌گیرند. در هر دوی این احزاب، ارزش‌های اصلی عبارت‌اند از پیشرفت، رشد اقتصادی و کسب فرصت جهت جذب افکار عمومی. در این مسیر همان‌طور که ذکر شد، گروه‌های بسیار زیادی دست به اعمال قدرت در فرآیند انتخاب افرادی که در آینده به‌عنوان نمایندگان سیاسی شناخته می‌شوند، می‌زنند که در آن نیز مانند بقیه بخش‌های فعالیت سیاسی، نقش پول واضح است.

در این بین، برخی نابرابری‌ها نیز در سطح فرصت مشارکت در احزاب به‌چشم می‌خورد؛ زیرا معمولاً افرادی که از خانواده‌های متمول و ثروت‌مند هستند، در فرآیند حزبی هم بیش‌تر آموزش دیده، بهتر رشد کرده و روابط بسیار خاصی با افراد صاحب‌قدرت به‌دست می‌آورند؛ که این امر در آینده فرصت نامزدی و در نهایت نمایندگی آن‌ها را بیش‌تر می‌کند.

 

از این دیدگاه، اولین سطح بررسی نقش پول در انتخابات به ایده‌هایی که در سطح جامعه مطرح می‌شود، بازمی‌گردد. این مسئله به چند بخش تقسیم می‌شود؛

  1.  هژمونی نقش و ارزش پول در مقایسه با بقیه ارزش‌ها و هنجارهای جامعه
  2.  محوریت نقش پول در عملکرد احزاب سیاسی  و سازوکارهای جذب پول توسط آن‌ها
  3.  افراد و شخصیت‌هایی که در باطن حزب، قصد فعالیت سیاسی دارند.

در این سطح، وضعیت اقتصادی می‌تواند عاملی مهم برای برتری، رشد و پیشرفت نسبت به سایر افراد حزب شود. برای نمونه در این خصوص، می‌توان این نکته را بیان کرد که افرادی که از دانشگاه‌های معتبر آمریکا فارغ‌التحصیل می‌شوند، غالباً وضعیت مالی بسیار خوبی دارند و در ادامه این افراد در فعالیت‌های حزبی نیز نقشی قابل‌توجه به‌دست می‌آورند و با پشتوانه مالی و تحصیلی خود، می‌توانند به موفقیت‌های بسیار زیاد حزبی و سیاسی دست ‌یابند. پس از تمام مراحل زمینه‌ای و اولیه که در جریان انتخابات وجود دارد و عملاً مفهوم برابری و آزادی را از محتوا تهی می‌کند، نوبت به نقش پول در فرآیند اجرایی انتخابات در آمریکا می‌رسد. انتخابات در آمریکا، محدود به دو حوزه قوه مجریه و قوه مقننه (مجلس نمایندگان و سنا) می‌شود. بنابراین، فرآیندهای اجرایی و تکنیکی در این حوزه‌ها قابل بررسی است.

 

نقش پول در روند اجرایی انتخابات

یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین فرآیندهای انتخاباتی، جذب پول است. فرآیندهای انتخاباتی در آمریکا برای سمت نمایندگی کنگره که یک دوره دو ساله است، حدود 3/1 میلیون دلار هزینه دارد. همچنین این رقم برای احراز پست سناتوری مبلغی حدود هشت میلیون دلار است و در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری این ارقام تبدیل به ارقام میلیاردی می‌شود. فرآیند انتخاب و کسب مقام‌های سیاسی، بسیار پرهزینه است و از دست‌رس اکثر واجدین شرایط، خارج. با در نظر داشتن نکته فوق، می‌توان به سطوح عمیق‌تر بحث وارد شد و آن عبارت است از این‌که چگونه این سطح از منابع مالی فراهم می‌شود؟ آیا نمایندگان تمام این منابع را خود پرداخت می‌کنند؟ چه‌کسانی دست به حمایت از نامزدهای حزبی می‌زنند؟ و البته بررسی دلایل این سؤالات.

 

 

در آمریکا، مسئله اصلی در انتخابات، تبلیغات و جلب حمایت اقشار مختلف مردم و فعالین سیاسی است. در این فضا انتخابات در آمریکا تبدیل به بازاری می‌شود که در آن محبوبیت، حمایت و رأی آوردن، با پول خرید و فروش می‌شود؛ بدین ترتیب، احتیاج به پول، به‌سرعت رخ می‌نمایاند و تبدیل به مسئله اصلی می‌شود. تأمین مالی انتخابات به دو صورت امکان‌پذیر است؛ نخست این‌که خود شخص دست به حمایت از فعالیت‌های انتخاباتی‌اش بزند؛ که در بسیاری از موارد این تأمین مالی محقق نمی‌شود؛ چرا که هزینه‌های انتخاب شدن در جریان مبارزات انتخاباتی بسیار بالاست. دومین روش عبارت است از کسب حمایت‌ افراد، گروه‌ها و سازمان‌های متفاوت سیاسی، تجاری و صنعتی. در بیش‌تر رقابت‌های انتخابی، فرآیند تأمین مالی انتخابات به این صورت است.  با این تفاسیر به بررسی وضعیت جامعه آمریکا در این سطح می‌پردازیم.

 

در سطح اشخاص، می‌توان با توجه به ساختار جامعه آمریکا و بنا بر آمار، یک الیگارشی ثروت‌مند را در مبارزات سیاسی این کشور شناسایی نمود. برای مثال، از اعضای مجلس نمایندگان، تعداد 250 نماینده میلیونر هستند؛ همچنین اکثر اعضای مجلس سنا نیز از افراد ثروت‌مند آمریکایی محسوب می‌شوند. این نوع افراد ثروت‌مند در نهادهای غیر انتخابی نیز به چشم می‌خورند که بسیاری از آنان به‌عنوان قاضی در دیوان عالی ایالات‌متحده آمریکا مشغول به کارند.

 

در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز، غلبه افراد ثروت‌مند و بسیار متمول در انتخابات، بسیار واضح است. بدین ترتیب از اولین رؤسای‌جمهور این کشور، - از جرج واشینگتن گرفته تا جفرسون، کندی، بوش و بسیاری دیگر از رؤسای‌جمهور ایالات‌متحده - از سرمایه‌داران کلان در سیستم آمریکا بوده‌اند. برای مثال، جرج دبلیو بوش که تا قبل از ریاست‌جمهوری خود – علی‌رغم اینکه فرزند رئیس‌جمهور پیشین آمریکا نیز بود - تنها سه‌ بار از این کشور خارج شده بود، ثروت‌هایی میلیاردی داشته یا کندی‌ها از بزرگ‌ترین ملاکین ایالات‌متحده محسوب می‌شوند؛ یا حتی در گذشته، جفرسون که در سیستم سیاسی آمریکای اولیه از نویسندگان قانون اساسی آمریکا نیز محسوب می‌شود، از بزرگ‌ترین مزرعه‌داران آن زمان آمریکا و همچنین از بزرگ‌ترین برده‌داران آمریکا بوده است. علاوه بر این، ثروت‌مندان کلان در سیستم سیاسی آمریکا درصد بسیار بیشتری از رؤسای‌جمهور این کشور از سرمایه‌داران متوسط به بالا بوده‌اند و به‌اصطلاح، میلیون دلاری محسوب می‌شوند. از این لحاظ غلبه در انتخاب ثروت‌مندان است و از این حیث، رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، باراک اوباما استثنایی بر قاعده مذکور است؛ ولی وجود بسیاری از نیروهای قدرت‌مند اقتصادی در کابینه اوباما نظیر راکفلرها، نشان‌دهنده حمایت‌های مالی قوی از این رئیس‌جمهور است.

 

 

نقش تأمین مالی در فرآیند انتخاباتی آمریکا رو به افزایش است. طبق قانونی که از مدت‌ها قبل در آمریکا وجود داشته، تأمین مالی نمایندگان کنگره و ریاست‌جمهوری در آمریکا همواره با محدودیت‌هایی مواجه بوده است؛ برای جلوگیری از تأثیرات افسارگسیخته پول در انتخابات آمریکا، سقف کمک به کاندیداهای مورد نظر محدود بوده است. اگرچه آن قانون هم توسط شرکت‌های حامی سیاسیون دور زده می‌شود، ولی ساز و کار قانونی آن موجود بوده است. البته در سال 2010 این روند شکل متفاوتی به خود گرفت و دادگاه عالی آمریکا این قانون را نقض و کمک به نامزدهای انتخاباتی را بدون محدودیت اعلام کرد. در نظر گرفتن ارقام مبتنی بر این مسئله که از سال 2004 تا سال 2011 حدود 91 درصد از منتخبین مجلس نمایندگان که بیش‌ترین پول را برای رقابت‌های انتخاباتی خود خرج کرده‌اند و همچنین 79 درصد از سناتورهایی که در رقابت‌های انتخاباتی خود بیش‌ترین مبلغ را خرج کرده‌اند، موفق به پیروزی در انتخابات شده‌اند، نشان‌دهنده قدرت پول در انتخابات آمریکاست.

 

همان‌طور که ذکر شد، در انتخابات آمریکا پول مساوی است با قدرت سیاسی و نقش‌آفرینی سیاسی در صحنه عمل سیاسی. بر اساس گزارش‌ها، در آمریکا 32 نفر اولی که بیش‌ترین کمک مالی را به اوباما و میت رامنی در انتخابات ریاست‌جمهوری کرده‌اند، پولی برابر با 7/3 میلیون نفر اهداکننده کوچک بعد از خود پرداخت کرده‌اند. به این معنی که 32 نفر اول در یک طرف ترازوی سیاسی نقشی برابر با 7/3 میلیون نفر باقیمانده داشته‌اند. علاوه بر این، یک فرد مانند «شلدون آدلسون» مبلغی برابر 8/91 میلیون دلار برای رقابت‌های انتخاباتی جمهوری‌خواهان صرف می‌کند که به تنهایی برابر با کمک 322000 خانواده متوسط آمریکایی است.

 

 

در انتخابات نمایندگان کنگره و سنا نیز این روند وجود دارد و مقدار پولی که در حمایت از آن‌ها صرف می‌شود، کاملاً قطبی است. بدین مفهوم که افرادی که بیش‌ترین کمک مالی را به این نامزدها می‌کنند، کمترین تعداد را دارند که طبیعتاً تأثیرگذاری را کاملاً نامتقارن می‌نماید. علاوه بر این، بالای 95 درصد از نمایندگان سنا و بالای 91 درصد از نمایندگان مجلس، برای بارهای متوالی در انتخابات به‌عنوان سناتور و نماینده مجلس برگزیده می‌شوند که کاملاً چرخه سیاست را در حوزه مربوطه بسته می‌نماید.

 

با مسائلی که در جنبش وال‌استریت رخ داد، بسیاری با یک‌درصدها در مقابل 99 درصدها آشنا هستند. یک درصدی‌ها، یک درصد از اعضای جامعه آمریکا محسوب می‌شوند که بیش‌ترین ثروت و قدرت را از آن خود کرده‌اند و جالب است که معلوم می‌شود تنها یک‌درصد از این جمعیت یک‌درصدی، معادل یک‌چهارم از تمام کمک‌های مالی به احزاب و گروه‌ها را تأمین می‌کنند که خود نشان‌دهنده این قطبیت و سنگینی وزن سیاسی برای آن‌ها است.

 

نقش کمیته‌های فعالیت سیاسی در تأمین مالی نامزدها

مفهوم دیگری که در تأمین مالی کاندیداهای انتخاباتی بسیار مهم و محوری است و در ایران اکثراً ناشناخته مانده، تشکیلاتی به نام «پک» (کمیته فعالیت سیاسی) است. پک‌ها مجموعه‌هایی هستند که از سوی گروه‌های خاصی از سیاسیون، صنعت‌گران، تجار، نظامیان و برخی دیگر از نخبگان جامعه آمریکا به‌صورت مدنی تشکیل شده و کارویژه اصلی آن‌ها، تأمین منابع مالی کاندیداهای انتخاباتی است. بدین ترتیب پول‌های عظیمی که از این طریق به بدنه سیاسی جامعه آمریکا و انتخابات این کشور وارد می‌شود، بخش اعظمی از فرآیندهای سیاسی را جهت‌دهی می‌کند. برای مثال، کارخانه‌های خودروسازی و داروسازی در انتخابات اخیر از اوباما حمایت کردند و کارخانه‌های نفتی اسلحه‌سازی از رامنی.

 

پک‌ها به صورت تخصصی در انتخابات آمریکا ایفای نقش می‌کنند و نماینده طیفی از خواسته‌ها هستند که از طریق این پک‌ها دست به فعالیت سیاسی می‌زنند. این پک‌ها هرگونه منافع اقتصادی را سازمان‌دهی و مدیریت می‌کنند، ولی در واقع بخش اصلی کنترل این پک‌ها در دست ثروت‌مندترین اهداکنندگان آن‌هاست. با نگاهی به آمار منتخبان دو مجلس آمریکا، نقش پک‌ها در موفقیت‌های انتخاباتی مشخص‌تر می‌شود. حدود 63 درصد از کمک‌های انتخاباتی نامزدها از طریق پک‌ها صورت می‌گیرد و افرادی که از این کمک‌ها استفاده می‌کنند پنج‌برابر بیش‌تر از افرادی که از این کمک‌ها استفاده نمی‌کنند، در انتخابات پیروز می‌شوند. آن‌چه تاکنون گفته شد، تنها بخشی از سلطه پول بر انتخابات آمریکاست که به‌صورت مستقیم وجود داشته و به چشم می‌آید. ولی بسیاری از کمک‌ها در ظاهر مطرح نیست؛ برای مثال، 43 درصد از کمک‌ها و پول‌هایی که در برنامه‌های تلویزیونی صرف می‌شود، از سوی افرادی است که نام آن‌ها سرّی و محرمانه تلقی شده و کسی از آن‌ها اطلاع ندارد.

 

 

آن‌چه مسلم است، این است که بدون جلب حامیان مالی عمده که شرکت‌های بزرگ آمریکایی، سهام‌داران بزرگ، کارخانه‌ها و صاحبان صنایع نظامی بخش مهمی از این حامیان هستند، کسب کرسی‌های کنگره و یا رسیدن به کاخ سفید غیرممکن است.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
مطالب مرتبط
عضویت در خبرنامه
سایت هادی