چندرسانه ای

شبکه نفوذ آمریکا و انگلیس چگونه عامل اجرای کودتا شد؟

کودتا در ایران و سرنگونی دولت مردمی امری نیست که به‌راحتی به دست آید. کودتای 28 مرداد حاصل برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و همکاری مشترک دستگاه اطلاعاتی انگلستان و آمریکا و استفاده از شبکه افراد وابسته به این دستگاه‌ها در ایران بود.در این گزارش نگاهی جامع به این واقعه می اندازیم.

نفوذ آمریکا و انگلیس در ایران امکان ایجاد شبکه‌ای از جاسوسان و افراد وابسته به این کشورها را در ایران ایجاد کرده بود که می‌توانستند در شرایط حساس با فعال کردن این شبکه‌ها به اهداف از پیش تعیین‌شده خود برسند. مأموریت این شبکه‌ها از شورش و عملیات درصحنه تا جنگ روانی را در برمی‌گرفت. در این راستا یکی از عملیات موفق این شبکه‌ی نفوذ، کودتای 28 مرداد بود که با همکاری دستگاه جاسوسی انگلستان و آمریکا و از طریق شبکه جاسوسان نفوذی این دو کشور در ایران به اجرا گذاشته شد و در این گزارش بر آنیم تا ضمن تشریح مختصری از شرایط ایجاد کودتا به گوشه‌ای از اقدامات این شبکه‌ها برای طرح‌ریزی و اجرای کودتا اشاره کنیم.

 

مأموران سیا از طریق تبلیغات سیاه (تبلیغات سیاه در بحث کودتای 28 مرداد به تبلیغاتی اطلاق میشود که از سوی سازمان سیا آمریکا به نام حزب توده برای تخریب جایگاه این حزب انجام میگرفت.)به نام حزب توده متن های تهدید آمیزی می نوشتند و امضا می کردند و برای رهبران مذهبی ارسال می کردند که در صورت مخالفت با مصدق سخت مجازات خواهند شد

عملیات کودتا با انتقال ارتشیان وفادار به شاه توسط تانک ها و ماشین های مستشاران امریکایی به درب خانه مصدق و تصرف آن انجام شد

دکتر مصدق در گفتگوی  با "آریل هریمن" فرستاده ویژه ترومن رئیس جمهور امریکا برای میانجی گری در قضیه ملی شدن نفت در تاریخ 24 تیرماه 1330 را مشاهده می کنید.

در این میان مطبوعات موافق دولت ملی نیز نقش مهمی در سرنگونی دولت ملی ایفا کردند. موضع گیری های شدید این دسته علیه نیروهای مذهبی و توهین و اهانت به انها باعث بدبینی مذهبی ها به مصدق شد.  به گونه ای که گاهی احساس می شد اگر مصدق در مصدر امور بماند مشابه زمان رضا خان با مذهب بر خورد خواهد شد.

با کودتای انگلیسی اسفند 1299 که منجر به روی کار آمدن رضاخان در ایران شد طبق نقشه ای از پیش طراحی شده قرارداد دارسی به دست رضاخان به آتش انداخته شد و طی مراحلی قرارداد1933 به جای آن منعقد شد که به مراتب ننگین بار تر از قرار داد دارسی بود که البته منافع انگلستان را بیش از پیش تأمین می کرد.

از دیگر اقدامات آمریکا در این زمینه باید به ایجاد جنگ اعصاب علیه مصدق و دولت اشاره کرد. از آنجا که مصدق علاقه بسیاری به آمریکا داشت و به حمایت های آن ها امیدوارد بود دولت آمریکا توانست با کاهش ملاقات های خود با مسئولین ایرانی و موضع گیری علیه ایران در مجامع بین المللی روحیه دولت ایران را تضعیف کند.

انگلیس و آمریکا از طریق عوامل نفوذی و شبکه های جاسوسان خود در ایران شروع به عملیات روانی علیه مصدق و حکومت ملی کردند. آمریکا از اواخر دهه 1940 فعالیت‌های محرمانه پنج‌گانه‌ای را برای نفوذ در ایران و پیگیری منافع خود بدین شرح شروع کرده بود

پس از آن که انگلیس امید خود را از دست یافتن به توافقی با ایران از دست داد، وارد مطالعه پروژه سرنگونی مصدق از طریق اقدام نظامی شد؛ اما با بسته شدن سفارتخانه این کشور در ایران در آبان 1331 و اخراج کارمندان انگلیسی، ادامه بررسی جهت این اقدام برای انگلیس دشوار شد. در نتیجه ایدن، وزیر خارجه انگلستان اظهار نظر کرد که چنین عملیاتی بدون کمک آمریکا موفقیت آمیز نخواهد بود و از این زمان به بعد وارد مذاکره با آمریکایی ها شدند.

نقشه کودتایی که در تاریخ 28 مرداد 1332 جامه عمل به خود پوشاند با همکاری انگلیس و آمریکا و عوامل داخلی و خارجی رخ داد که منجر به سقوط دولت مصدق و مهم تر از آن، نابودی نهضت نفت شد. هرچند دولت دکتر مصدق به عنوان مجری صنعت ملی شدن نفت سمبل این مبارزه بود اما همه این مبارزه نبود.

 

مطبوعات مهمترین نقش خود را زمانی ایفا کردند که به طور گسترده حکم نصب زاهدی و عزل مصدق را پخش کردند که این امر طرفداران شاه را امیدوار تر کرد و یاس و ناامیدی را در جبهه دولت ملی مستولی کرد، بعد از این اخبار  دیگر مردم احساس می کردند که طبق قانون مصدق از کار بر کنار شده و دلیلی بر حمایت از او در خود احساس نمی کردند و در حقیقت مردم منفعل شده و از صحنه خارج شدند.

پیش از ورود شاه به ایران، ارتش ایران در پی کودتای چند روز پیش تمامی تانک هایش را جهت استقرار در خیابان ها و اماکن عمومی اهران در تاریخ1 شهریور 1332 قرار داد

 پس از قطع صادرات نفت کشورهای اروپای شرقی نظیر لهستان، چکسلواکی و مجارستان در صدد خرید نفت ایران برآمدند و از تهدید انگلستان نیز باکی نداشتند. اما دولت ایران از فروش نفت به آن ها خودداری کرد؛

از مهم‌ترین اعضای شبکه مطبوعاتی و روشنفکری «بدامن» که در راستای اهداف کودتا فعال شده بودند باید به نصرت‌الله معینیان، علی جواهر‌کلام، عباس شاهنده، جعفر شاهید، مصطفی مصباح‌زاده، عباس مسعودی، هادی هدایتی، علی‌اصغر امیرانی، مهدی میراشرافی، عبدالرحمن فرامرزی، رسول پرویزی و برادران بزرگمهر اشاره کرد.

 

تعریف کودتا

واژه کودتا بیش از 300 سال است که در فرهنگ سیاسی جهان به کار می‌رود و به تغییر ناگهانی نظام حکومتی یک کشور به دست مقامات ارتشی یا دولتی گفته می‌شود که طی آن، افرادی از دستگاه دولت یا از طبقه حاکم، قدرت را در دست می‌گیرند.[1]باید به این نکته توجه داشت که کودتا دو فرق عمده با انقلاب دارد و نباید این دو با یکدیگر یکسان انگاشته شوند:

 

  1. انقلاب به قیام و خیزش عمومی و گسترده علیه دولت و نظام حکومتی اطلاق می‌شود که به تحولات و دگرگونی‌های بنیادی توسط مردم منجر می‌شود[2] در حالی که چنین ویژگی در کودتا نیست.

  2. انقلاب حتماً باید به پیروزی منجر شود در حالی که کودتا گاهی با شکست مواجه می‌شود.

 

چرایی کودتا علیه ملی شدن نفت

پس از کشف نفت در ایران انگلستان سیطره خود را بر این منبع عظیم سوخت و انرژی از طریق قرارداد ویلیام ناکس دارسی آغاز کرد؛ سیطره‌ای بس سنگین که منافع استعماری انگلیس را بیش از پیش به ایران گره زده بود و همین امر دلیلی شد برای نفوذ و تسلط هرچه بیش‌تر بر امور این کشور.با کودتای انگلیسی اسفند 1299 که منجر به روی کار آمدن رضاخان در ایران شد طبق نقشه‌ای از پیش طراحی شده قرارداد دارسی به دست رضاخان به آتش انداخته شد و طی مراحلی قرارداد-1933 به جای آن منعقد شد که به مراتب ننگین بار تر از قرارداد دارسی بود که البته منافع انگلستان را بیش از پیش تأمین می‌کرد.

 

 

بعد از ایجاد جنبش ملی شدن صنعت نفت و در نتیجه حمایت و پشتیبانی نیروهای مردمی و رهبری آیت‌الله کاشانی و مصدق صنعت نفت در سال 1329 ملی شد و دست غارتگر انگلیس از این سرمایه گران‌بها کوتاه گشت.انگلستان شکایت خود را در شورای امنیت سازمان ملل و هم چنین دیوان لاهه مطرح کرد اما نتوانست نتیجه‌ای بگیرد فلذا دست به اعمال تحریم علیه ایران زد و خرید نفت ایران را توسط هر کشوری تحریم کرد. پس از قطع صادرات نفت کشورهای اروپای شرقی نظیر لهستان، چکسلواکی و مجارستان درصدد خرید نفت ایران برآمدند و از تهدید انگلستان نیز باکی نداشتند؛ اما دولت ایران از فروش نفت به آن‌ها خودداری کرد؛ دلیل این امتناع، مخالفت سفیر آمریکا بود که از دولت ایران خواسته بود تا از فروش نفت به کشورهای سوسیالیستی و شوروی خودداری کند.

 

مصدق به آمریکا خوش‌بین بود. می‌پنداشت که راه نجات ایران از سیطره شوروی و انگلیس، پناه بردن به آمریکا است و درواقع آن را یک منجی می‌دانست.با این حال آمریکا سیاستی دوگانه نسبت به ایران و انگلیس در پیش گرفت. از طرفی به ظاهر با حمایت از ملی شدن صنعت نفت ایران انگلیسی‌ها را تحت فشار قرار می‌داد و از طرف دیگر با حمایت از پیشنهادهای انگلیس، ایران را از اهداف آرمانی خویش بازمی‌داشت.

 

 

نقشه سرنگونی دولت ملی

در اردیبهشت 1330 انگلستان دو نقشه مفصل برای تهاجم به ایران و اشغال این کشور طراحی کردند. نخستین طرح که در مراحل مختلف بوکانیر و نقشه Y نامیده می‌شد، عبارت بود از استفاده از 70 هزار نیروی نظامی در یک تهاجم دریایی همراه با ورود حداکثر نیروی ممکن از طریق هوا که به این ترتیب پالایشگاه و حوزه‌های نفتی را تصرف می‌کردند. نقشه دوم و جایگزین عملیات میجت (Midget) بود که یا پالایشگاه را به مدت دو هفته جهت تخلیه نفت انبارها تصرف می‌کردند یا به مدت نامحدود به طوری که پالایشگاه می‌توانست نفت مناطق دیگر خلیج‌فارس را پالایش کند.

 

هواداران این نقشه‌ها استدلال می‌کردند که این امر هیجان میهن‌پرستانه را در انگلیس به وجود خواهد آورد. لرد فریزر، لرد اول وزارت دریاداری معتقد بود که یک ضربه نظامی شجاعانه «رخوت و رکود» را از بریتانیا دور و ثابت می‌کند که این کشور «فشارهای توهین‌آمیز جوجه ایرانیان تازه سر از تخم درآورده» را تحمل نخواهد کرد.البته برخی مقامات بریتانیا در خردمندانه بودن این نقشه‌ها تردید داشتند و عملی شدن این طرح را غیرممکن می‌دانستند.

 

نقشه کودتایی که در تاریخ 28 مرداد 1332 جامه عمل به خود پوشاند با همکاری انگلیس و آمریکا و عوامل داخلی و خارجی رخ داد[3] که منجر به سقوط دولت مصدق و مهم‌تر از آن، نابودی نهضت نفت شد. هرچند دولت دکتر مصدق به عنوان مجری صنعت ملی شدن نفت سمبل این مبارزه بود اما همه این مبارزه نبود. انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها با توجه به اینکه نهضت لطمات زیادی به منافع نامشروع آن‌ها وارد می‌کرد، باوجود غارت چندین ساله به‌خصوص توسط انگلیسی‌ها، به دنبال جلوگیری و از بین بردن نهضت بودند. علاوه بر این نهضت می‌توانست در کشورهای منطقه تأثیر بگذارد و آنها نیز اقدام به حرکتی شبیه ملت ایران کنند. انگلیس با همکاری آمریکا سعی کردند جلوی این را بگیرند.

 

چه شد که آمریکایی‌ها با انگلستان همدست شدند؟

  1. پس از آن که انگلیس امید خود را از دست یافتن به توافقی با ایران از دست داد، وارد مطالعه پروژه سرنگونی مصدق از طریق اقدام نظامی شد؛ اما با بسته شدن سفارتخانه این کشور در ایران در آبان 1331 و اخراج کارمندان انگلیسی، ادامه بررسی جهت این اقدام برای انگلیس دشوار شد. در نتیجه ایدن، وزیر خارجه انگلستان اظهار نظر کرد که چنین عملیاتی بدون کمک آمریکا موفقیت‌آمیز نخواهد بود و از این زمان به بعد وارد مذاکره با آمریکایی‌ها شدند.

  2. آمریکا که تا این زمان در جهان به عنوان استعمارگر شناخته نشده بود سیاست دفاع از حکومت‌های ملی را در پیش‌گرفته بود تا از این طریق کم‌کم قدرت بدست آورده و در مقابل از قدرت کشورهای استعمارگر مقابل بکاهد. البته این سیاست تا جایی ادامه داشت که منافعش اقتضا می‌کرد و در موارد مختلف خود نیز با کشورهای استعمارگر همداستان می شد؛ نظیر قضیه ملی شدن نفت ایران که در ابتدا از این نهضت حمایت کرد اما پس از مدتی به دلایل مختلف از جمله پیشنهاد همکاری با انگلیس و سهیم شدن در نفت ایران[4]، ترس و نگرانی از نفوذ کمونیسم شوروی به ایران[5] و ترس از گسترش نهضت ملی ایران به سایر کشورهای منطقه با طرح انگلستان برای اجرای کودتا در ایران موافقت کرد.

 

 

بدین ترتیب انگلستان و آمریکا درصدد برنامه‌ریزی یک کودتا برای براندازی حکومت ملی و دموکراتیک مصدق در ایران برآمدند. البته انگلیس از مدت‌ها قبل در فکر عملیات نظامی بود اما دولت آمریکا در زمان ترومن با این امر مخالفت می‌کرد اما رئیس‌جمهور بعدی، آیزنهاور، استقبال کرد. آنچه در این زمینه باید به آن توجه داشت این است که چرخش سیاست آمریکا در قبال ایران به دلیل تغییر رئیس‌جمهور و اختلاف فکری ناشی از تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها نبود و این تغییر سیاست در ماه‌های آخر حکومت ترومن در حال شکل‌گیری بود. فرانسیس گاوین، استاد دانشگاه ویرجینیا، می‌نویسد: در کتب و مقالات یکی پس از دیگری بر تفاوت فاحش میان سیاست‌های دو دولت ترومن و آیزنهاور در قبال ایران تأکید می‌شود درحالی‌که بررسی شواهد به‌سادگی روشن می‌سازد که چنین شکاف فاحشی وجود نداشته است. درواقع، چرخش سیاست‌های آمریکا در قبال ایران در دوران دولت ترومن صورت گرفت. در 1951 آمریکا می‌ترسیدند اقدام نظامی در ایران سبب مداخله شوروی یا کودتای حزب توده شود، ولی در 1952 این نگرانی علیه مصدق سوق یافت. دولت ترومن نگران بود که اقدامات رهبر ایران سبب تسریع بحرانی شود که به سقوط ایران در مدار شوروی بیانجامد.

 

نقشه کودتا

پس از جلسات متعدد مشترک بین نمایندگان انگلیس و آمریکا، عملیاتی برنامه‌ریزی شد که آمریکایی‌ها از آن تحت عنوان «تی پی آژاکس» و انگلیسی‌ها تحت عنوان عملیات «چکمه» یاد کردند.[6] مأموریت اجرای این طرح (کودتا) در ایران «کرمیت روزولت» بود. وی 37 ساله، نواده رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، تئودور روزولت، بود که رئیس دائره خاور نزدیک CIA بود.برای موفقیت در کودتا، دو برنامه و تیم مجزا به کار گرفته شد که جداگانه و زیر نظر روزولت به انجام مأموریت خود می‌پرداختند:

 

  1. عملیات جنگ روانی و تبلیغاتی با فرماندهی ویلبر

  2. عملیات نظامی با فرماندهی کارول

 

 

فعال شدن شبکه نفوذ آمریکا و انگلیس

انگلیس و آمریکا از طریق عوامل نفوذی و شبکه‌های جاسوسان خود در ایران شروع به عملیات روانی علیه مصدق و حکومت ملی کردند. آمریکا از اواخر دهه 1940 فعالیت‌های محرمانه پنج‌گانه‌ای را برای نفوذ در ایران و پیگیری منافع خود بدین شرح شروع کرده بود:

 

  1.  تشکیل شبکه‌هایی درمیان عشایر ایلات جنوب که در صورت اشغال ایران توسط شوروی به جنگ چریکی مبادرت نمایند.

  2.  ایجاد محورهای گریز و رهایی به منظور استفاده از آن‌ها در یک جنگ طولانی،

  3.  عملیات برون‌مرزی جاسوسی و خرابکاری، در داخل خاک شوروی، با استفاده از عناصر ارامنه، آذربایجانی و دیگر اقوامی که در دو سوی مرزهای ایران و شوروی زندگی می‌کردند.

  4.  عملیات جاسوسی و ضد جاسوسی به منظور نظارت و مقابله با فعالیت‌های شوروی در ایران،

  5.  اجرای یک سلسله عملیات با نام رمز «بدامن (Bedamn) که از سال 1948 برای مقابله با نفوذ شوروی و حزب توده در ایران آغازشده بود.

 

عملیات بدامن با رهبری شاپور ریپورتر از سال1948  برای مقابله بانفوذ شوروی و حزب توده در ایران آغاز شد. بدامن یک برنامه فعالیت سیاسی و تبلیغاتی بود که به وسیله شبکه‌ای هدایت می‌شد که در رأس آن دو ایرانی جای داشتند. این دو با اسامی مستعار نرنو سیلی شناخته می‌شوند. عملیات بدامنظاهراً بودجه‌ای معادل یک‌میلیون دلار در سال در اختیار داشت. بخش تبلیغاتی عملیات بدامن شامل درج مقالات و کاریکاتورهای ضد کمونیستی در روزنامه‌های ایران و تهیه و توزیع کتب و جزوات علیه اتحاد شوروی و حزب توده و پخش شایعات در این زمینه و اقدامات مشابه بود.[7]

 

بخش سیاسی عملیات بدامن حملات مستقیم به متحدان شوروی در ایران را دربرمی گرفت. شبکه بدامن به تضعیف جبهه ملّی ایران نیز اشتغال داشت و برای جدا کردن آیت‌الله کاشانی و پیروانش از جبهه ملّی اقداماتی انجام داد. این فعالیت‌ها از طریق تبلیغات و غالباً تبلیغات کاملاً عامیانه صورت می‌گرفت. در این تبلیغات مصدق به عنوان یک شخص فاسد و بی‌اخلاق معرفی می‌شد که از کاشانی سوءاستفاده می‌کند. تلاش‌هایی انجام شد تا احزاب زحمتکشان و پان ایرانیست علیه مصدق موضع گیری کنند و در اینسازمان‌ها تحریکاتی برای ایجاد انشعاب صورت گرفت.

 

 

در طرح کودتا که در بهمن - اسفند 1331 به تصویب رسیده بود قرار شده بود که امکانات شبکه بدامن درزمینه تبلیغات و عملیات سیاسی علیه مصدق به کار گرفته شود. در اواخر بهمن و اوایل اسفند 1331 به ناگاه انتشار شش روزنامه جدید ضد مصدقی در تهران آغاز شد. کارمندان سفارت آمریکا در تهران که از فعالیت‌های سیا بی‌خبر بودند، در گزارش 3 اسفند 1331 به وزارت خارجه در واشنگتن منابع مالی این روزنامه‌ها را مشکوک خواندند.از دیگر اقدامات این شبکه در زمینه جنگ روانی این بود که کاریکاتورهایی از مصدق تهیه‌کرده و به ایران می‌آوردند تا در روزنامه‌ها منتشر کرده و بین مردم پخش کنند.[8]

 

هم‌چنین مأموران سیا از طریق تبلیغات سیاه (تبلیغات سیاه در بحث کودتای 28 مرداد به تبلیغاتی اطلاق می‌شود که از سوی سازمان سیا آمریکا به نام حزب توده برای تخریب جایگاه این حزب انجام می‌گرفت.) به نام حزب توده متن‌های تهدیدآمیزی می‌نوشتند و امضا می‌کردند و برای رهبران مذهبی ارسال می‌کردند که در صورت مخالفت با مصدق سخت مجازات خواهند شد.[9]از دیگر اقدامات آمریکا در این زمینه باید به ایجاد جنگ اعصاب علیه مصدق و دولت اشاره کرد. ازآنجاکه مصدق علاقه بسیاری به آمریکا داشت و به حمایت‌های آن‌ها امیدوار بود دولت آمریکا توانست با کاهش ملاقات خود با مسئولین ایرانی و موضع‌گیری علیه ایران در مجامع بین‌المللی روحیه دولت ایران را تضعیف کند.

 

 

نقش مطبوعات

در زمان کودتا که ویلبر مسئولیت جنگ روانی را برعهده داشت، با در اختیار داشتن گروهی متشکل از افراد مختلف و متخصص و نیز با استفاده از شیوه‌های مختلف، دستورات لازم را به پایگاه تهران ارائه می‌کرد. افراد گروه ویلبر، از طرفی تعداد زیادی مقاله بر ضد مصدق تهیه کردند و از سویی دیگر این مقاله‌ها را میان عمال خویش توزیع می‌نمودند.[10]از مهم‌ترین اعضای شبکه مطبوعاتی و روشنفکری «بدامن» که در راستای اهداف کودتا فعال شده بودند باید به نصرت‌الله معینیان، علی جواهر‌کلام، عباس شاهنده، جعفر شاهید، مصطفی مصباح‌زاده، عباس مسعودی، هادی هدایتی، علی‌اصغر امیرانی، مهدی میراشرافی، عبدالرحمن فرامرزی، رسول پرویزی و برادران بزرگمهر اشاره کرد. این افراد از طریق روزنامه‌ها و مجلات تحت نفوذ خود عملیات روانی کودتا را پیش می‌بردند. [11]

 

 

در این میان مطبوعات موافق دولت ملی نیز نقش مهمی در سرنگونی دولت ملی ایفا کردند. موضع‌گیری‌های شدید این دسته علیه نیروهای مذهبی و توهین و اهانت به انها باعث بدبینی مذهبی‌ها به مصدق شد. به‌گونه‌ای که گاهی احساس می‌شد اگر مصدق در مصدر امور بماند مشابه زمان رضاخان با مذهب برخورد خواهد شد. حتی برخی موضع‌گیری‌های شدید این طیف علیه شاه خیلی‌ها را نگران می‌کرد. از طرف دیگر حزب توده هم با استفاده از شرایط آزاد بوجود آمده فعالیت مطبوعاتی و تبلیغی خود را گسترش دادند این هم باعث نگرانی مذهبی‌ها از تسلط کمونیسم می‌شد و هم بهانه‌ای دست آمریکا می‌داد تا با بزرگ‌نمایی خطر کمونیسم شاه را با کودتا همراه سازدمطبوعات مهم‌ترین نقش خود را زمانی ایفا کردند که به‌طور گسترده حکم نصب زاهدی و عزل مصدق را پخش کردند که این امر طرفداران شاه را امیدوارتر کرد و یاس و ناامیدی را در جبهه دولت ملی مستولی کرد، بعد از این اخبار  دیگر مردم احساس می‌کردند که طبق قانون مصدق از کار برکنار شده و دلیلی بر حمایت از او در خود احساس نمی‌کردند و در حقیقت مردم منفعل شده و از صحنه خارج شدند.

 

 

گوشه‌ای از فعالیت شبکه وابسته به انگلستان

در میان فعالیت شبکه آمریکایی نفوذی در ایران نباید نقش شبکه وابسته به اینتلیجنس سرویس را نادیده گرفت؛داربی شایر که مسئول بخش ایران در اینتلیجنت سرویس به شمار می‌آمد در هیاهوی آن دوران، در پی صورت دادن ارتباط با تجار توسط گروه انگلیسی بود. چرا که دولت به سبب ایجاد رکود اقتصادی، واردات را قطع کرده بود و از لحاظ پرداخت مالیات و کمبود پول به اقشار مردم نیز زیان می‌رسید. ازاین‌رو از تجار برای رواج شایعات در بازار و به راه انداختن اعتراضات محدود استفاده می‌شد. این اعتراضات، در موعدهای مقرر توسط شخصی مورداحترام مردم در تهران انجام می‌شد و تأثیراتی بر زندگی عادی مردم نیز می‌گذاشت و زمینه را برای مرحله نهایی کودتا فراهم می‌ساخت.[12]راه دیگری که سازمان جاسوسی انگلیس در پیش گرفته بود ارتباط با نمایندگان مجلس بود که این موضوع توسط عوامل انگلیسی صورت میگرفت. اینتلیجنت سرویس معتقد بود کسانی که به هیچ جناح سیاسی وابسته نیستند، برای این طرح مفیدتر هستند.[13

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
مطالب مرتبط
عضویت در خبرنامه
سایت هادی