چندرسانه ای

جوزف هیرت؛ مُشتی از خروار هولوکاست

در نبود اسناد و شواهد محکم تاریخی برای اثبات هولوکاست، خاطرات و روایت‌های افرادی که «بازماندگان هولوکاست» نامیده می‌شوند، نقش مهمی در برساختن این اسطوره داشته است. این راویان توانسته‌اند با استنادات غیرواقعی و مفهوم پردازی‌های نادرست، هولوکاست را به نماد مظلومیت یهود تبدیل و تلاش نمایند یاد و خاطره آن را در اذهان زنده نگه‌دارند.

روایت‌های جعلی و بی‌پشتوانه به مرور به سندی برای اثبات هولوکاست تبدیل شده است اما هرچه زمان می‌گذرد دروغین بودن این روایت‌ها بیشتر برملا می‌شود. اخیراً مردی یهودی که برای سال‌ها مدعی بود از قربانیان هولوکاست بوده و موفق به فرار از اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی (آشویتس) شده، اعتراف کرده است که تمام این مدت دروغ می‌گفته است.

 

صهیونیست‌ها به استناد به خاطرات جعلی شان از این دست از هولوکاست مذهبی مقدس ساخته‌اند و هیچ‌گونه سؤال و تحقیقی را در این مورد تحمل نمی‌کنند.

جوزف منگله

هیرت  ادعا داشت که در آشویتس پزشک معروف نازی به نام جوزف منگله (Josef Mengele) را از نزدیک دیده است. منگله از افسران ارشد ارتش نازی نیز بود. راید این دروغ هیرت را نیز با استناد به مدارک متعدد و متقن افشا کرد.

جوزف هیرت

هیرت در سال 2012 در مدرسه منوتین واقع در پنسیلوانیا سخنرانی کرد و از خاطرات خود در آشویتس برای کودکان و نوجوانان تعریف کرد. او همچنین در سال 2014 در سخنرانی خود در انجمن تاریخی کائرنارون ادعاهای خود را تکرار کرده بود.

جوزف هیرت

دروغ دیگر هیرت درباره هولوکاست که وی ادعا داشت در آشویتس پزشک معروف نازی به نام جوزف منگله (Josef Mengele) را از نزدیک دیده است. راید این دروغ هیرت را نیز با استناد به مدارک متعدد و متقن افشا کرد. این معلم تاریخ با ادامه تحقیقات خود متوجه شد که امکان ندارد که هیرت، منگله را دیده باشد چرا که در زمانی که وی مدعی است در آشویتس بوده، منگله در این اردوگاه نبوده است.

کشته شدگان یهودی در اردوگاه های کار اجباری و زندان های بواسطه یک سیاست سازمان یافته از سوی آلمان نازی به قتل نرسیده اند، بلکه به مانند سایر کشته شدگان جنگ در طول جنگ و بر اثر عوارض آن مانند بیماری و قحطی کشته شده اند.

مأموران آلمان نازی برای شناسایی بهتر زندانیان، روی بازوی آن‌ها شماره‌ای را خال‌کوبی می‌کردند. این عمل از پاییز 1941 آغاز شد. در این تصویر می‌بینید که شماره‌ای بر روی دست این فرد خال‌کوبی شده است.

هولوکاست، علاوه بر دولت غاصب اسرائیل، کاسبانی هم دارد که با خاطره گویی از زندان‌های مخوف آلمان نازی به ویژه آشویتس، برای خود نام و نشان رسانه‌ای دست‌وپا کرده‌اند. آن‌ها با سخنرانی‌های مداوم در جهان، علاوه بر کسب درآمد هنگفت، به عنوان پیاده نظام دیپلماسی عمومی و مظلوم‌نمایی دروغین اسرائیل فعالیت می‌کنند.

 هرمان روزن‌بلت (Herman Rosenblat)، یک زندانی لهستانی در آشویتس، در کتاب زندگی‌نامه‌ی خود ادعاهایی کاملاً ساختگی و دروغین مطرح کرد.

هیرت در سال 2014 در سخنرانی خود در انجمن تاریخی کائرنارو ادعاهای خود را تکرار کرده بود. فرانسیس اسمیت، دبیر انجمن مذکور، سخنرانی و خاطرات وی را بسیار مهم، ارزنده و احساسی و تاثیرگذار توصیف کرده بود. هیرت، بابت این سخنرانی ها پول هم دریافت می کرد.

تعداد دقیق کشته‌شدگان یهودی و غیریهودی در آشویتس نیز هنوز منبع موثقی، رقم قطعی را اعلام نکرده است. به عنوان مثال دولت لهستان تا سال 1990 مدعی بود در این اردوگاه 4 میلیون نفر کشته شده‌اند، اما بعد از آن به طور ناگهانی این رقم را به 1.5 میلیون نفر تقلیل داد. دروغ دیگر صهیونیست‌ها، وجود کوره‌های آدم سوزی است که نازی‌ها از آن‌ها برای سوزاندن یهودیان و تولید صابون (!) از آن‌ها استفاده می‌کردند.

آشویتس

هیرت و خانواده‌اش، سپس از ایتالیا به آمریکا مهاجرت کردند. به عبارت دیگر هیرت هیچ‌گاه در طول جنگ جهانی دوم در لهستان حضور نداشته است که بخواهد در آشیوتس زندانی شده باشد.

 

کن والتزر

کن والتزر (Ken Waltzer)، مورخ متخصص در هولوکاست با انتشار مطلب مفصلی دروغ‌های روزن‌بلت را افشا کرد و تأکید کرد که این داستان‌سرایی‌ها بسیار مخرب است و می‌تواند بر هولوکاست، سایه‌ی تردید بیفکند.

جوزف هیرت

هیرت همچنین در 8 ژوئن 2016 در دبیرستان بویرتاون سخنرانی کرد. بعد از این سخنرانی بود که اندرو راید دروغ‌های وی را افشا کرد و در نتیجه، دیگر هیچ مدرسه و موسسه‌ای هیرت را برای سخنرانی دعوت نکرد.

 

 

جوزف هیرت، مرد 86 ساله ساکن پنسیلوانیای آمریکا، یکی از افرادی است که طی سال‌ها اخیر مدعی بود از اردوگاه آشویتس (Auschwitz) فرار کرده است. او اخیراً ادعای خود را پس گرفته و اعتراف کرده است که تمام حرف‌هایش، داستان‌سرایی بوده و وی هیچ‌وقت در اردوگاه‌های نازی زندانی نبوده است. ماجرای آشویتس، ادعای سیاست قتل‌عام یهودیان و کوره‌های آدم سوزی در زندان‌های آلمان نازی چقدر واقعی است؟ آیا روایتی که از کشتار سازمان‌یافته یهودیان در جنگ جهانی دوم به دست راویانی چون هیرت ساخته و پرداخته شده، معتبر است؟ دروغ‌های او چگونه فاش شد؟ آیا هولوکاست باز هم کاسبانی دارد؟

 

 

جنگ جهانی دوم: شروع افسانه‌سازی

با شروع جنگ جهانی دوم از سال 1939، عملاً کشورهای اروپایی به دو دسته متخاصم تقسیم شدند: آلمان نازی به همراه ایتالیا و ژاپن، متحدین و فرانسه، انگلستان، چین، شوروی و آمریکا مجموعه متفقین را تشکیل دادند. مرکز این جنگ اروپا بود اما به مرور زمان شرق آسیا، خاورمیانه، شمال آفریقا و در نهایت قفقاز و خاک شوروی سابق را نیز در برگرفت. ماجرای هولوکاست ادعایی صهیونیست­ها نیز به همین دوران باز می­گردد. صهیونیست­ها مدعی هستند که در جریان جنگ جهانی دوم، سیاست رسمی دولت آلمان، قتل عام یهودیان بوده است، به همین دلیل همه یهودیان آلمان و کشورهایی که توسط متحدین اشغال شده بودند، باید در اردوگاه های کاراجباری زندانی می­شدند، در این زندان­ها آزمایش­های ژنتیکی روی آنان صورت می­گرفت و در نهایت به دلیل سیاست یهودستیزانه دولت آلمان و شخص هیتلر، همه آن­ها باید به قتل می­رسیدند. آنها مدعی هستند که یکی از مهمترین و بزرگترین زندان­های یهودیان، آشویتس در جنوب لهستان بوده است.

 

آشویتس کجاست؟

اردوگاه و در واقع زندان آشویتس، بزرگ­ترین و مجهزترین اردوگاه کار اجباری متعلق به دولت آلمان در زمان نازی­ها بود که در طول اشغال لهستان ساخته و بسیار تجهیز شد. این اردوگاه در جنوب لهستان قرار داشت. در کنار کولی­های اروپایی، زندانیان سیاسی لهستانی و اسرای کشورهای اروپایی و دشمن آلمان به خصوص شوروی سابق، یهودیان نیز به این اردوگاه منتقل می­شدند. در مورد تعداد دقیق زندانیان این اردوگاه، عدد مستند و قابل اتکایی در دسترس نیست و همین امر باعث بروز اختلافاتی در روایت اتفاقات این اردوگاه میان مورخین شده است. به عنوان مثال یهودا بائر که استاد دانشگاه در سرزمین‌های اشغالی است، بر این باور است که نزدیک به شش میلیون نفر در آشویتس زندانی بوده‌اند.[1] همین ادعا باعث شده است رژیم غاصب قدس همواره مدعی مظلومیت تاریخی قوم یهود و در نتیجه مشروعیت اشغال فلسطین و تشکیل دولت اسرائیل گردد. اما رقم اغراق‌آمیز و افسانه گونه 6 میلیون نفر بارها توسط محققان مستقل زیر سوال رفته است و حتی حامیان خود هولوکاست نیز با گذشت زمان از این ادعا عقب‌نشینی کرده و آمار متفاوتی را ارائه داده‌اند که حتی تا 500 هزار نفر نیز کاهش یافته است.

 

 

پژوهش‌های معتبر نشان می‌دهند که جمعیت کل یهودیان اروپا در سال 1933میلادی بالغ‌بر 5,600,000 نفر بوده و این رقم، مورد تأکید یهودیان آمریکا نیز هست. اگر تعداد یهودیان کشورهای بی‌طرف را کسر کنیم، به رقم دو و نیم میلیون نفر می‌رسیم. آمار نشان دهنده این نکته است که کل یهودیان آلمان، در بهترین حالت به نیم میلیون نفر می‌رسید.[2] این در حالی است که کشته‌شدگان یهودی در اردوگاه‌های کار اجباری و زندان‌ها به‌واسطه یک سیاست سازمان‌یافته از سوی آلمان نازی به قتل نرسیده‌اند، بلکه به مانند سایر کشته‌شدگان جنگ در طول جنگ و بر اثر عوارض آن مانند بیماری و قحطی کشته‌شده‌اند. نکته مهم بعدی آن است که بسیاری از یهودیان، قبل از جنگ جهانی دوم توسط دولت آلمان از این کشور اخراج شده بودند. به عبارت دیگر با احتمال وقوع جنگ، بسیاری از یهودیان از آلمان و سایر کشورهای اطراف فرار کرده و به نقاط امن پناه برده بودند. از سوی دیگر، مورخان و اندیشمندان تجدیدنظرطلب در مسئله هولوکاست معتقدند روش مورد استفاده در جمع‌آوری آمار کشته‌شدگان، کاملاً غیرفنی و غیرعلمی بوده است، از این رو عدد نمادین«شش میلیون» فاقد اعتبار علمی است.

 

آن­ها با ارائه اسناد و مدارک متعدد اعلام می‌دارند که حتی پیش از خاتمه جنگ جهانی دوم در اروپا، یعنی پیش از آنکه انجام تحقیقات دقیق و بررسی‌های موشکافانه امکان‌پذیر باشد، رقم «شش میلیون» کشته یهودی به طور گسترده در مطبوعات اروپا مورد استفاده قرار می‌گرفت. تجدیدنظرطلبان معتقدند با چنین تبلیغات گسترده‌ای در خصوص رقم شش میلیون نفر، این رقم به عددی نمادین تبدیل شده که پذیرش آن را به صورت امری بدیهی تبدیل کرده است. به عبارت دیگر ، اصل این رقم - شش میلیون - به عنوان «عدد نمادین» مطرح شده و چیزی غیرقابل تردید است.[3] با استناد به این سندسازی و دروغ‌گویی وسیع، مشروعیت رژیمی به نام اسرائیل از سوی کشورهای غربی مورد تائید قرار می‌گیرد، منکران و تجدیدنظرطلبان در مورد هولوکاست، به شدت منکوب و سرکوب می‌شوند و اجازه تحقیق در مورد اصل وقوع حادثه به‌هیچ‌وجه در کشورهای اروپایی صادر نمی‌شود.

 

به طور کلی می‌توان گفت در مورد تعداد دقیق کشته‌شدگان یهودی و غیریهودی در آشویتس نیز هنوز منبع موثقی، رقم قطعی را اعلام نکرده است. به عنوان مثال دولت لهستان تا سال 1990 مدعی بود در این اردوگاه 4 میلیون نفر کشته شده‌اند، اما بعد از آن به طور ناگهانی این رقم را به 1.5 میلیون نفر تقلیل داد.[4] دروغ دیگر صهیونیست‌ها، وجود کوره‌های آدم سوزی است که نازی‌ها از آن‌ها برای سوزاندن یهودیان و تولید صابون (!) از آن‌ها استفاده می‌کردند. این دروغ تاریخی از آنجا رد می­شود که طبق اسناد متقن تاریخی، در آن زمان در شوروی سابق، بیماری تیفوس رواج پیدا کرده بود و از آنجا که در آشویتس تعداد اسرای اهل شوروی زیاد بود، به همین دلیل، مسئولان آشویتس برای مبارزه با اپیدمی تیفوس، اجساد را آتش می­زدند.[5] در حالی که اسرائیل و سایر کاسبان هولوکاست مدعی وجود کوره­ های آدم­سوزی در آشویتس شده ­اند.

 

 

هولوکاست، علاوه بر دولت غاصب اسرائیل، کاسبانی هم دارد که با خاطره گویی از زندان‌های مخوف آلمان نازی به ویژه آشویتس، برای خود نام و نشان رسانه‌ای دست‌وپا کرده‌اند. آن‌ها با سخنرانی‌های مداوم در جهان، علاوه بر کسب درآمد هنگفت، به عنوان پیاده نظام دیپلماسی عمومی و مظلوم‌نمایی دروغین اسرائیل فعالیت می‌کنند. این افراد که در واقع راویان دولت اسرائیل برای اسطوره‌سازی از هولوکاست هستند، بارها مدعی شدند که به خاطر یهودی بودن توسط آلمان نازی شکنجه شده‌اند و با تعریف داستان‌هایی تخیلی مدعی فرار از زندان‌های مخوف آلمان شدند. یکی از این افراد، جوزف هیرت است که سال‌ها به عنوان زندانی آشویتس سخنرانی و کسب درآمد کرده اما اکنون اعتراف کرده تمام این داستان‌سرایی‌ها دروغ بوده و او هیچگاه در آشویتس حضور نداشته است. او اکنون اعتراف کرده است به دلیل یهودی بودن هیچ‌گاه مورد آزار و اذیت قرار نگرفته است. صهیونیست‌ها به استناد به خاطراتی از این دست از هولوکاست مذهبی مقدس ساخته‌اند و هیچ‌گونه سؤال و تحقیقی را در این مورد تحمل نمی‌کنند.

 

داستان‌سرایی به نام جوزف هیرت

 جوزف هیرت در سال 1930 در لهستان و از خانواده‌ای یهودی متولد شد. هیرت و خانواده‌اش قبل از شروع جنگ جهانی به بلگراد در یوگوسلاوی فرار کردند و با بمباران بلگراد توسط ارتش آلمان، به ایتالیا رفتند و تا زمان تسلیم ایتالیا در جنگ جهانی دوم و اشغال آن توسط نیروهای متحدین، در آنجا زندگی کردند. هیرت و خانواده‌اش، سپس از ایتالیا به آمریکا مهاجرت کردند.[6] به عبارت دیگر هیرت هیچ‌گاه در طول جنگ جهانی دوم در لهستان حضور نداشته است که بخواهد در آشیوتس زندانی شده باشد. او به همراه خانواده یهودی خود قبل از آغاز جنگ جهانی از لهستان فرار کردند. هیرت برای مدتی طولانی، مشغول سخنرانی و خاطره گویی در مورد آشویتس بوده است. هیرت بعدها مدعی شده بود که به مدت 8 ماه در آشویتس زندانی بوده و در 31 ماه مارس سال 1942 موفق شده از این زندان و از زیر حصار و حفاظ‌های برقی آن فرار کند.[7]

 

سخنرانی در مدارس و مجامع عمومی

سخنرانی برای گروه‌های مسیحی همواره جزو ثابت برنامه‌های هیرت بود. او در این سخنرانی‌های عمومی بارها خاطرات خود را تکرار و ادعا می‌کرد که در پی جهانی بدون جنگ و کشتار است. به عنوان مثال او در سال 2012 در مدرسه منوتین[8] واقع در پنسیلوانیا سخنرانی کرد و از خاطرات خود در آشویتس برای کودکان و نوجوانان تعریف کرد.[9] او همچنین در سال 2014 در سخنرانی خود در انجمن تاریخی کائرنارون[10] ادعاهای خود را تکرار کرده بود. فرانسیس اسمیت، دبیر انجمن مذکور، سخنرانی و خاطرات وی را بسیار مهم، ارزنده و احساسی و تأثیرگذار توصیف کرده بود.[11] هیرت، بابت این سخنرانی‌ها پول هم دریافت می‌کرد.[12]

 

 

عکسی که هیرت ادعا می‌کند عکس خودش است و در آشویتس و در زمان اسارت وی گرفته شده است. در حالی که اندرو راید ثابت کرده است[13] که این عکس متعلق به یک سرباز آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم است و در سال 1945 و در آلمان گرفته شده است.[14]هیرت همچنین در 8 ژوئن 2016 در دبیرستان بویرتاون[15] سخنرانی کرد.[16] بعد از این سخنرانی بود که اندرو راید دروغ‌های وی را افشا کرد و در نتیجه، دیگر هیچ مدرسه و موسسه‌ای هیرت را برای سخنرانی دعوت نکرد.

 

دروغ‌های متعدد هیرت و افشای آن‌ها توسط یک معلم تاریخ

در اوایل سال جاری میلادی، یک معلم تاریخ در نیویورک متوجه سخنان متناقض وی شد و دروغ‌های هیرت را افشا کرد. اندرو راید (Andrew Reid) که در دبیرستانی در نیویورک تدریس می‌کند، با توجه به مدارک و اسناد باقی مانده از آشویتس، هیرت را مجبور به اعتراف کرد. هیرت برای سخنرانی در مورد هولوکاست و فجایع آشویتس به دبیرستان محل کار وی رفته بود. ماجرا از این قرار بود که مأموران آلمان نازی برای شناسایی بهتر زندانیان، روی بازوی آن‌ها شماره‌ای را خال‌کوبی می‌کردند. این عمل از پاییز 1941 آغاز شد.[17] به باور راید، اگر فرض کنیم طبق گفته خود هیرت، او فقط 8 ماه در زندان آشویتس زندانی بوده باشد، پس او در جولای 1941 به این اردوگاه منتقل شده است؛ در حالی که در آن زمان هنوز عملیات خال‌کوبی و شناسایی زندانیان آغاز نشده بود!

 

اندرو راید همچنین به شیوه دیگری این دروغ هیرت را برملا کرد. هیرت مدعی بود که روی ساعد چپش، شماره شناسایی حک شده است و این شماره متعلق به وی به عنوان زندانی آشویتس بوده است. راید شماره روی ساعد هیرت را یادداشت کرد و به اسناد آشویتس که در یک مرکز مخصوص نگه‌داری می‌شود[18]، مراجعه کرد. در این مرکز مخصوص، اطلاعات و اسناد زندانیان آشویتس وجود دارد. راید متوجه شد که شماره روی ساعد چپ هیرت، متعلق به نویسنده و شیمیدان ایتالیایی یهودی به نام «پریمو لوی» (Primo Levi) است که در آشویتس مرده است.[19] هیرت برای حل این تناقض، مدعی شده که بسیار تحت تأثیر لوی بوده و به همین خاطر شماره شناسایی وی در آشویتس یعنی 174517 را روی ساعد خود تاتو کرده است و قصد داشته با این عمل، یاد و خاطره این شیمیدان فقید را زنده نگه دارد.[20] این دروغ هیرت باز هم رد می شود چرا که پریمو لوی در سال 1944 وارد آشویتس شده است، یعنی دو سال بعد از فرار هیرت از آنجا. همچنین طبق اعلام موزه آشویتس، طی ماه­هایی که هیرت ادعا کرده در آنجا زندانی بوده، فقط یک فرار موفق ثبت شده است که نام زندانی فراری قطعا جوزف هیرت نبوده است![21]

 

دروغ دیگر هیرت این بود که وی ادعا داشت در آشویتس پزشک معروف نازی به نام جوزف منگله (Josef Mengele) را از نزدیک دیده است. راید این دروغ هیرت را نیز با استناد به مدارک متعدد و متقن افشا کرد. این معلم تاریخ با ادامه تحقیقات خود متوجه شد که امکان ندارد که هیرت، منگله را دیده باشد چرا که در زمانی که وی مدعی است در آشویتس بوده، منگله در این اردوگاه نبوده است. هیرت مدعی شده بود که منگله را در تاریخ 31 مارس 1942 از نزدیک دیده است، اما راید این دروغ را نیز افشا کرد و گفت که منگله در ماه می 1943 به اردوگاه رفته است.[22]

 

هیرت همچنین ادعا کرده بود آدولف هیتلر را در المپیک سال 1936 در حالی که به جسی آوِنز (Jesse Owens) – دونده سیاه‌پوست آمریکایی- پشت کرده بود، از نزدیک دیده است. این ادعا به این دلیل غیرقابل‌باور است که اولاً هیرت در آن ایام پسربچه شش ساله‌ای بوده و طبعاً نمی‌توانست از لهستان برای دیدن مسابقات المپیک به آلمان رفته باشد. ثانیاً اصل ادعای هیرت مبنی بر بی‌اعتنایی هیتلر به جسی آونز نیز هنوز اثبات نشده است؛ زیرا مورخین عقیده دارند که هیتلر آن روز به دلیل کمبود وقت و سایر موارد، با هیچ ورزشکاری دست نداده است و صرفاً به اعطای مدال‌ها بسنده کرده است.[23]

 

هیرت همچنین ادعا کرده بود که در روز ورود خود و خانواده‌اش به آمریکا جسی اونز و النا روزولت (Eleanor Roosevelt) همسر فرانکلین روزولت را از نزدیک دیده است.[24] او ادعا کرده که در اردوگاه اونتاریو[25] در نیویورک به همراه حدود 1000 پناهجوی عمدتاً یهودی دیگر، توسط دولت آمریکا پذیرش شده است و با النا روزولت رابطه دوستی برقرار کرده است. او ادعا کرده است این دوستی با این هدف بوده که از طریق وی همسرش (رئیس جمهور آمریکا) را متقاعد کند تا به پناهجویان، شهروندی آمریکا را اعطا کند و پناهجویان بیشتری را بپذیرد.[26]

 

همچنین هیرت ادعا کرده است که در سال 1943 وارد خاک آمریکا شده است و اسناد تاریخی نشان می‌دهد اردوگاه مذکور در سال 1942 به دستور فرانکلین روزولت ساخته شده است.[27] شاید روایت هیرت تا اینجا نادرست نباشد[28] اما ادعای وی در مورد رابطه با همسر روزولت بدون تردید ناصحیح است. زیرا روزولت در 1945 درگذشت و رئیس جمهور بعدی آمریکا یعنی هری ترومن بود که دستور داد به پناهجویان، شهروندی آمریکا اعطا شود.

 

عکس فوق، در اردوگاه پناهجویان در آمریکا گرفته شده است و فرد جوان ایستاده، جوزف هیرت است.

 

هیرت ادعا کرده است که مرد لاغر و نحیف در این عکس خود اوست

 

هیرت ادعا کرده است که مرد لاغر و نحیف در عکس‌های بالا، خود اوست و این عکس توسط یکی از نگهبانان آشویتس گرفته شده است. اما راید در پاسخ گفته است که چه کسی این عکس را گرفته است؟ در حالی که اگر طبق ادعای خود حامیان هولوکاست، نازی‌ها سعی در نابودی همه مدارک داشتند، چرا باید از فردی نحیف و مبتلا به سوء تغذیه شدید عکس بگیرند و مدرکی از خود به جای بگذارند؟ هیرت ادعا کرده است که این عکس‌ها قبل از فرار وی از آشویتس است. چگونه فردی با این درجه از ضعف مفرط بدنی، توانایی فرار آن هم از آشویتس با حفاظ‌های برقی را دارد؟ راید همچنین اصل عکس را هم زیر سؤال برده است و با استناد به مدارک تاریخی متقن نوشته است که این عکس را یک پیاده نظام آمریکایی به نام میکی مارتینز (Mickey Martins) در سال 1945 در اردوگاه داخائو[29] گرفته است.[30] این اردوگاه، یکی دیگر از اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی بود.

 

 

نکته مهم این است که در مورد این اردوگاه نیز روایت‌های متناقض وجود دارد، اما اصل ادعای هیرت زیر سؤال می‌رود. نکته مهم‌تر آن است که نظامیان آمریکایی نیز مانند همتایان آلمانی خود، پس از آزادسازی این اردوگاه و سقوط هیتلر، دست به جنایات جنگی زده‌اند و نگهبانان این اردوگاه را بدون محاکمه قتل‌عام کرده‌اند. اما این خبر متقن تاریخی، توسط هیرت، سانسور و آمریکا به عنوان مهد دموکراسی معرفی می‌شود و هیرت از نقش این کشور در یادبود و زنده نگه‌داشتن هولوکاست تقدیر می‌کند.

 

هیرت سرانجام زیر فشار رسانه‌ها و افکارعمومی بالاخره اعتراف کرد که دهه‌هاست دروغ‌ می‌گوید و هرگز زندانی آشویتس نبوده است. او در ادعای عجیبی گفت که «نیت خیر» داشته و می‌خواسته «خاطره هولوکاست فراموش نشود.» وی در نامه عذرخواهی خود که در رسانه‌ها منتشر شد مدعی شده است قصد داشته خاطره پریمو لوی، شیمیدان بزرگ را زنده نگه دارد و در پی سوءاستفاده نبوده است. هیرت در این نامه، در حالی وضعیت بازماندگان هولوکاست را اسف‌بار توصیف کرده است، که اولاً صحت و قطعیت وقوع حادثه‌ای چون هولوکاست از سوی محققان مستقل و منصف شدیداً زیر سؤال رفته است و ثانیاً دولت آلمان میلیاردها دلار به یهودیان و دولت غاصب رژیم اشغال گر قدس به خاطر هولوکاست، غرامت پرداخت می‌کند.[31] راید سخنان و دروغ‌های هیرت را شرم‌آور توصیف کرده است[32] و از او خواسته است ادعاهای جعلی خود را پس بگیرد و سخنرانی‌های دروغین خود را تکرار نکند.[33]

 

دروغی به نام هولوکاست و کاسبی به نام اسرائیل

روزنامه گاردین چاپ لندن که خبر این ماجرا را پوشش داده است نوشته هیرت 86 ساله، اولین نفری نیست که در ساله‌ای پس از جنگ جهانی دوم از هولوکاست کاسبی کرده و با دروغ‌پردازی و داستان‌سرایی مشهور شده است. اکنون مشخص می‌شود که یهودیان در اروپا چقدر با این دروغ‌ها، برای خود منافع مالی و سیاسی، همدردی و اشک و آه جمع‌آوری کرده‌اند. نکته مهم و جالب توجه این است که آلمان میلیاردها دلار به اسرائیل خسارت پرداخت کرده است.

 

بخش  مهمی از تأسیسات زیرساختی سرزمین‌های اشغالی توسط دولت آلمان ساخته شده است و اسرائیل غرامت جان شش میلیون یهودی را به نرخ روز از آلمانی‌ها گرفته است. همه این‌ها به دلیل اتفاقی است که وقوع آن را هیچ مورخ و هیچ سندی تائید نمی‌کند. افرادی مانند جوزف هیرت به وفور یافت می‌شوند. چرا که صهیونیست‌ها که به لطف پول‌های آلمان و آمریکا ثروتمند هستند، می‌توانند افرادی را بخرند و آن‌ها را وادار به دروغ‌پردازی درباره هولوکاست کنند. به عنوان مثال، هرمان روزن‌بلت (Herman Rosenblat)، یک زندانی لهستانی در آشویتس، در کتاب زندگی‌نامه‌ی خود ادعاهایی کاملاً ساختگی و دروغین مطرح کرد.

 

 

کن والتزر (Ken Waltzer)، مورخ متخصص در هولوکاست با انتشار مطلب مفصلی[34] دروغ‌های روزن‌بلت را افشا کرد و تأکید کرد که این داستان‌سرایی‌ها بسیار مخرب است و می‌تواند بر هولوکاست، سایه‌ی تردید بیفکند. در وقوع جنگ جهانی دوم و خسارات مسلّم آن تردیدی نیست، میلیون‌ها ایرانی قربانی اشغال کشور شدند، مردم ژاپن قربانی بمباران اتم شدند، اروپا نابود شد و مسیحیان خسارات زیادی را متحمل شدند، اما به نظر می‌رسد برنده اصلی و ثروتمند جنگ جهانی دوم، یهودیانی باشند که با توسل به دروغ به بزرگی جان شش میلیون انسان، کشور و سرزمینی را اشغال و مردم آن را قتل‌عام و آواره کردند و بارها به بهانه هولوکاست به قبله اول مسلمانان تعدی نمودند. شاید روزی حکومت‌های غربی مانند جوزف هیرت یهودی، اعتراف کنند هولوکاست دروغ بوده است. در آن صورت پاسخ خسارات وارد شده به ملت فلسطین را چه کسی خواهد داد؟

 

به نظر می‌رسد از این پس باید با دقت و حساسیت بیشتری به گفته‌های شاهدان هولوکاست پرداخت، زیرا تا به حال چندین مورد از دروغ‌های آن‌ها افشا شده است و رژیم غاصب قدس با استناد به همین خاطرات جعلی، مدعی مظلومیت شده است.

 
مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی