چندرسانه ای

پیدا و پنهانِ جنبش تحریم و بایکوت رژیم صهیونیستی

جنبش بایکوت و تحریم نه‌تنها به دنبال فلسطین یکپارچه- که دیرزمانی هدف مبارزان فلسطینی بوده است- نبوده بلکه طرح دو دولت را هم نمی‌پذیرد و به دنبال تشکیل دولت یکپارچه‌ی اسرائیلی متشکل از شهروندان صهیونیستی و فلسطینی است.

جنبش بایکوت و تحریم در نهم جولای سال 2005 رسماً فعالیت خود را آغاز و اقدام به انتشار فراخوانی جهت مقابله باسیاست‌های رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی نمود. لازم به ذکر است که این جنبش توسط 171 نهاد فلسطینی غیردولتی از جامعه‌ی مدنی فلسطین [1] ایجادشده و افق دید را در وب‌سایت رسمی خود، مبارزه با آپارتاید رژیم صهیونیستی همچون آنچه در مورد آفریقای جنوبی در طول سال‌های 1960 تا 1994 رخ داد، ترسیم می‌کند.[2]

 

مصطفی برغوتی

ازآنجایی‌که برغوتی همواره در نوشته‌ها و اظهارات خود بر لزوم صلح‌آمیز بودن اعتراضات تأکید دارد، مخالفت با گروه‌های مقاومت همچون حماس از سوی سایر رهبران محلی BDS دور از ذهن نیست.

جنبش تحریم و بایکوت

 اصلی‌ترین حامیان جنبش تحریم و بایکوت رژیم صهیونیستی، در افریقا و خصوصاً در کشور افریقای جنوبی قرار دارند. بارها طرفداران این جنبش در جلوی دادگاه‌های این کشور که به نفع اسرائیل و به ضرر جنبش تحریم رای داده‌اند، تظاهرات برگزار کرده‌اند.

جنایات رژیم غاصب صهیونیستی نه تنها جان سربازان بی سلاح فلسطینی را با گلوله‌های اسلحه‌هایشان گرفته، بلکه زنان و کودکانشان را حتی در خواب و در خانه‌هایشان شب هنگام با موشک‌ها و گلوله‌های تانک به شهادت رسانده است.

سرباززدن دولت نتانیاهو از پذیرش این طرح (طرح دو دولت اسرائیل و فلسطین در سرزمین‌های اشغالی)، انگشت اتهام جنگ‌طلبی و جلوگیری از صلح در خاورمیانه را متوجه وی و دولت متبوعش کرده است.

شلدون آدلسون

علاوه بر کمک‌های گیدئون لوی به این جنبش، کمک چندین چهره حامی رژیم صهیونیستی نیز به این گروه بوده است. در ماه ژوئن شلدون آدلسون ، میلیاردر لاس‌وگاسی و غول کازینو، به‌تنهایی ٥٠ میلیون دلار برای مبارزه با بی دی اس هزینه کرده بود.

بانک دانسکه

بزرگ‌ترین بانک دانمارک، بانک دانسکه، در تاریخ ژانویه 2014 نام بزرگ‌ترین بانک رژیم صهیونیستی موسوم به هاپوعلیم را به علت زیر پا گذاردن قوانین بین‌المللی توسط این رژیم به لیست سیاه اضافه کرد،

برنارد کوچنر

مسئله‌ی دیگری که توجه نگارنده را به خود جلب نمود، اعطای نشان شوالیه یا لژیون به مصطفی برغوتی- یکی دیگر از سردمداران جنبش بی دی اس- آن‌هم به پیشنهاد برنارد کوچنر یهودی وزیر وقت خارجه‌ی فرانسه، بود.

گیدئون لوی

گیدئون لوی، خبرنگار روزنامه‌ی هاآرتص رژیم صهیونیستى در جلسه‌ای که با حمایت دیده‌بان صلح کشورهای شرقی در نیویورک صورت گرفته بود از اختصاص صد میلیون دلار برای مبارزه با جنبش بایکوت از سوی صندوق ملی یهودی پرده برداشت.

در دومین بند از اهداف سه‌گانه‌ی ذکرشده در سایت رسمی جنبش بایکوت، به لزوم برخورداری از حقوق اولیه‎ی برابر برای همه‎ی شهروندانِ عربِ رژیم صهیونیستی اشاره دارد که عملاً وجود کشوری به نام اسرائیل را به رسمیت شناخته است.

موضوع دیگری در مورد جنبش این است که در فغان‌های سران رژیم صهیونیستى مبنی بر خطر جنبش بایکوت و اعلام ضد یهود بودن آن باید جست، کمک‌های مالی از ایالات‌متحده‌ی امریکا است.

بایکوت محصولات راهی بسیار مؤثر برای وادار کردن رژیم صهیونیستی به اندیشیدن دوباره به وضعیت ثبات است چراکه این کشور نمی‌تواند مثل کره شمالی یا سوریه نسبت به بایکوت و تحریم بی‌تفاوت باشد و نمی‌تواند بدون کمک‌های امریکا اعمال نابخردانه‌ی خود را ادامه بدهد.

فعالان و ارگان‌های وابسته به جنبش بایکوت همواره بر این مطلب تأکید دارند که این حرکت برای تبدیل رژیم صهیونیستی به کشوری با عدالت بیشتر شکل‌گرفته است و لذا باید در راستای منافع آن قدم بردارد و بر طبق مصلحت کشور عمل کند.

بنیامین نتانیاهو

طرح دو دولت از سوی مجامع بین‌المللی و با پیگیری‌های جان کری، وزیر خارجه‌ی ایالات‌متحده‌ی امریکا، در دستور کار قرار گرفت اما همواره با کارشکنی از سوی دولت رژیم صهیونیستى مواجه بوده است.

 

ازجمله مؤثرترین بخش‌های جنبش بایکوت و تحریم [3] می‌توان از کمپین فلسطینیِ بایکوت دانشگاهی و فرهنگی رژیم صهیونیستی [4] نام برد این جنبش با گروه‌های غیرنظامی دیگری چون جمعیت دوستان صلحِ الاقصی در فلسطین [5] همکاری دارد.

 

ذکر موردی موفقیت‌های جنبش بایکوت و تحریم خارج از هدف این مقال است لکن برای نمونه مواردی از تحریم‌های آموزشى و اقتصادى در ادامه ذکرشده است:

 

1. تحریم مؤسسات آموزشی رژیم صهیونیستی توسط انجمن مطالعات آمریکایی [6] و بی‌اعتبار دانستن مدارک این مراکز و بایکوت اجلاس تاریخ شفاهی در دانشگاه عبری اورشلیم نمونههایی از تحریمهای آموزشی هستند.

 

2. بزرگ‌ترین بانک دانمارک، بانک دانسکه، در تاریخ ژانویه 2014 نام بزرگ‌ترین بانک رژیم صهیونیستی موسوم به هاپوعلیم را به علت زیر پا گذاردن قوانین بین‌المللی توسط این رژیم به لیست سیاه اضافه کرد، دولت نروژ نیز در همان تاریخ، توقف سرمایه‌گذاری در دو کمپانی صهیونیستی (موسسهی سرمایه‌گذاری آفریقا اسرائیل و دانیا سبس) را به همان علت اعلام کرد.

 

هدف کلی این مقال بررسى ابعاد پنهان این جنبش و اندکی ژرف‌تر از ارائه‌ی گزارشى صرف است لذا براى جلوگیرى از اطناب به همین میزان مقدمه بسنده و در ادامه ابعادى از این حرکت را که توجه کمترى را به خود مبذول داشته است را زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم.

 

رهبران جنبش

خاندان برغوتی یکی از خانواده‌های بزرگ فلسطینی است. این خاندان بسیاری از مناصب مهم را بر عهده دارد؛ اما در میان اعضای این خانواده موارد جالب‌توجهی دیده می‌شود. چنانکه در میان افراد شاخص آن حداقل سه نفر به‌صورت رسمى کمونیست هستند [7]؛ اما بررسی همه‌ی اعضای این خاندان خارج از حوصله‌ی این مجال است و ما در این بخش صرفاً اشاره‌ای گذرا به عمَر برغوتی و مصطفی برغوتی که از اعضای شاخص این خانواده و از بزرگان جنبش بی دی اس هستند، خواهیم کرد.

 

عمر برغوتی

عمر برغوتی در ابتدا در ایجاد جنبش بایکوت و تحریم همکاری داشت اما بعدها به رهبری این حرکت انتخاب شد. این شخص متولد قطر و بزرگ‌شده‌ی مصر است. وی سپس به یافا در نزدیکی تل‌آویو مهاجرت کرده، مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی فلسفه را در دانشگاه دولتی تل‌آویو [8] گذراند و در حال حاضر در دوره‌ی دکتری این رشته در همین دانشگاه مشغول به تحصیل است.[9] این موضوع، اعتراض خیل عظیمی از صهیونیست‌های ساکن سرزمین‌های اشغالى را برانگیخت و امضای طوماری اعتراضی توسط بیش از صد و هشتادوچهار هزار نفر را به دنبال داشت. این افراد مدعی بودند که دانشگاهی که با مالیات‌های ما به‌عنوان شهروندان رژیم صهیونیستى تأمین می‌شود نباید به دشمنمان ارائه‌ی خدمات آموزشی دهد.

 

 

نکته‌ی جالب‌توجه اینجاست که علی‌رغم این طومار اعتراض‌آمیز، دانشگاه تل‌آویو با توجیه تعارض آن با آزادی تحصیلات، از اخراج عمر برغوتی سر باز زد. این امر از سه جهت قابل‌تأمل است:

 

1. اول آنکه آیا امکان تحصیل در رژیم صهیونیستی- آن‌هم در دانشگاهی مهم و استراتژیک چون دانشگاه تل‌آویو [10]- برای دیگر مخالفان این رژیم میسر است؟

 

2. آیا نادیده گرفتن ١٨٤,٩٤١ امضای رسمی پای طومار، در مقابل تحصیل یک فرد ضد صهیونیست خلاف اصول دموکراتیک حاکم بر دولت رژیم صهیونیستى- که همواره خود را با عنوان دولت یهودی و دموکراتیک می‌خواند- و به طبع آن نهادی دولتی چون دانشگاه تل‌آویو نیست؟

 

3. آیا تحصیل در این دانشگاه، در تضاد آشکار با اظهارات عمر برغوتی در محکوم کردن همکاری فرهنگی فلسطینیان با رژیم صهیونیستى و بی‌بصیرت خواندن این افراد و به کار بردن تعابیر تندی چون دغل‌باز خطرناک یا روان‌پریش و… در مورد این اشخاص نیست؟

 

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که عمر برغوتی به‌عنوان رهبر بی دی اس، در مصاحبه‌ای در پایگاه اینترنتی دموکراسی نو [11] ماهیت این جنبش را لیبرال و هدف غایی آن را ایجاد یک کشور واحدِ دموکراتیکِ سکولار از رژیم صهیونیستی و فلسطین معرفی می‌کند و نه‌تنها بر نابودی کامل دولت جعلی اسرائیل تأکید نمی‌ورزد بلکه طرح دو دولت که توسط معتدلان پیشنهاد می‌شود را دنبال نمی‌کند، بلکه تشکیل یک دولت صهیونیستی متشکل از شهروندان فلسطینی و صهیونیست‌ها را هدف خود قرار داده است.[12] چنانکه عمر برغوتی در مقاله‌ای در خبرگزاری گاردین انگلیس، فلسطینیان را شهروند رژیم صهیونیستی می‌داند و خواستار پایان محاصره‌ی رژیم صهیونیستی علیه شهروندان فلسطینی‌اش است.[13]

 

وی در مناظره‌ای با ربی آرتور واسکو [14] در همین پایگاه استفاده از گروه‌های فمینیستی در تظاهرات را به‌عنوان یکی از ملزومات ادامه‌ی حیات جنبش می‌خواند. وی همچنین از پاسخ به این سؤال که چرا بی دی اس با دولت رژیم صهیونیستى کاری ندارد و خرابکاری‌های آن را با مردم مطرح نمی‌کند و صرفاً تمرکز خود را بر روی جوامع و مجامع صهیونیستی گذارده، درمانده ماند.[15]

 

مصطفی برغوتی

مسئله‌ی دیگری که توجه نگارنده را به خود جلب نمود، اعطای نشان شوالیه یا لژیون [16] به مصطفی برغوتی- یکی دیگر از سردمداران جنبش بی دی اس- آن‌هم به پیشنهاد برنارد کوچنر [17]، وزیر وقت خارجه‌ی فرانسه، بود. برنارد کوچنر همان کسی است که از سوی روزنامه‌ی جروزالم پست به‌عنوان پانزدهمین [18] یهودی صاحب نفوذ و یا به تعبیر استیو لیند –نویسنده‌ی این مقاله- یهودیان آینده‌ساز جهان، انتخاب شد.[19] آیا امکان تقدیر این‌چنینی از دیگر مبارزان فلسطینی، آن‌هم در کشوری چون فرانسه [20] و به پیشنهاد فردی چون برنارد کوچنر، ممکن است؟

 

 

مخالفت با گروه‌های مقاومت

ازآنجایی‌که عمر برغوتی همواره در کتاب و اظهارات خود بر لزوم صلح‌آمیز بودن اعتراضات تأکید دارد، این گرایش و مخالفت با گروه‌های مقاومت همچون حماس از سایر رهبران محلی بی دی اس امری دور از ذهن نیست؛ چنان‌که خبرگزاری هآرتص شوع رژیم صهیونیستى در مصاحبه‌ای با یکی از رهبران تظاهرات در ایالات‌متحده‌ی امریکا نشان داد که این افراد با حماس به‌عنوان یکی از گروه‌های مقاومت در فلسطین اشغالی مخالف‌اند.[21]

 

ضمن اینکه در میان صد و هفتادویک NGO که به ادعای سایت رسمی بی دی اس، پایه‌گذار این حرکت بوده‌اند گروه‌های مقاومت کمتر دیده می‌شود و بیشتر ردپای بازوهای مختلف سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف)[22] دیده می‌شود و این همان سازمانی است که به تعبیر ابو شریف، نماینده‌ی جهاد اسلامی، نسبت به فلسطین و مقاومت خائن است.[23]

 

 

اهداف جنبش بایکوت و تحریم

این جنبش اهدافش را در سایت رسمی خود چنین معرفی می‌کند:[24]

 

1. پایان محاصره سرزمین‌های عرب اشغال‌شده در ژوئن ١٩٦٧ و برچیدن دیوار حائل

2. به رسمیت شناختن کامل حقوق شهروندانِ عربِ رژیم صهیونیستی

3. حفظ و احترام به حق بازگشت آوارگان فلسطینی مطابق قطعنامه‌ی ١٩٤ سازمان ملل متحد [25]

 

در دومین بند از اهداف سه‌گانه‌ی ذکرشده در سایت رسمی جنبش بایکوت، به لزوم برخورداری از حقوق اولیهی برابر برای همهی شهروندانِ عربِ رژیم صهیونیستی اشاره دارد که عملاً وجود کشوری به نام اسرائیل را به رسمیت شناخته و در سومین و آخرین بند، بر حق بازگشت آوارگان فلسطینی مطابق قطعنامه‌ی 194 سازمان ملل متحد تأکید می‌ورزد؛ این خود به معنای به رسمیت شناختن این قرارداد از سوی این جنبش -که ادعای نمایندگی فلسطینیان را دارد- است. لازم به یادآوری است که تمامی بندهای این قطعنامه بر پذیرش رژیم صهیونیستی استوار بوده و بر تشکیل کشوری صهیونیستی-فلسطینی تأکید می‌ورزد.

 

در مورد اهداف جنبش بایکوت ذکر نکات یکی از اعضای رسمی آن خالی از لطف نیست:ندا الیا [26]، نویسنده‌ی فلسطینی و عضو هیئت‌مدیره‌ی کمپین آمریکایی بایکوت آموزشی و فرهنگی رژیم صهیونیستی [27]، در پایگاه اینترنتی میدل ایست آی [28] در مقاله‌ای بی دی اس را به باد نقد می‌گیرد و می‌افزاید:[29]

 

«فعالان و ارگان‌های وابسته به جنبش بایکوت همواره بر این مطلب تأکیددارند که این حرکت برای تبدیل رژیم صهیونیستی به کشوری با عدالت بیشتر شکل‌گرفته است و لذا باید در راستای منافع آن قدم بردارد و بر طبق مصلحت کشور عمل کند.

 

 

دیگر اینکه اتخاذ سیاست بازگشت به شرایط پیش از محاصره‌ی ١٩٦٧ [از سوی رهبران جنبش بایکوت] به معنای نادیده گرفتن نکبت [روز نکبت] و جنایات ١٩٤٨ علیه فلسطینیان و نادیده گرفتن حقوق آوارگان سال ١٩٤٨ است. ملت فلسطین از پیش از محاصره‌ی سال ١٩٦٧ تحت مقررات نظامی زندگی کرده است، حقوق آوارگان ١٩٤٨ به‌کلی زیر پا گذاشته و بیش از ٥٠ قانون علیه غیر یهودیان مناطق پیش از ١٩٦٧ تصویب‌شده است.»

 

بهره‌برداری‌های رژیم صهیونیستى از این حرکت

گرچه رژیم صهیونیستى ظاهراً از این حرکت ضربه‌هایی خورده است، ولی بر اساس شواهد به‌دست‌آمده می‌توان گفت که جنبش بایکوت -خواسته یا ناخواسته- اهداف بلندمدت این رژیم را محقق می‌سازد. مؤیدات این مهم در ادامه خواهد آمد. رژیم صهیونیستى همواره بر ایجاد کشور یکپارچه‌ی یهودی تأکید داشته است و اساساً آموزه‌های تئودور هرتصل بر این مبنا استوار بوده است؛ اما آنچه دولت‌های رژیم صهیونیستى در عمل با آن مواجه بوده‌اند خلاف این هدف بوده است. کوتاه‌سخن اینکه، در سال‌های اخیر پس از ادامه یافتن مقاومت و نرسیدن به هدف غایی فوق‌الذکر، طرح دو دولت از سوی مجامع بین‌المللی و با پیگیری‌های جان کری، وزیر خارجه‌ی ایالات‌متحده‌ی امریکا، در دستور کار قرار گرفت اما همواره با کارشکنی از سوی دولت رژیم صهیونیستى مواجه بوده است. نکته اینجا است که سرباززدن دولت نتانیاهو از پذیرش این طرح انگشت اتهام جنگ‌طلبی و جلوگیری از صلح در خاورمیانه را متوجه وی و دولت متبوعش کرده است.

 

آنچه از مجموعه‌ی سخنان عمر برغوتی به‌عنوان رهبر جنبش بایکوت و تحریم برمی‌آید این است که وی نه‌تنها به دنبال فلسطین یکپارچه- که دیرزمانی هدف مبارزان فلسطینی بوده است- نبوده بلکه طرح دو دولت را هم نمی‌پذیرد و به دنبال تشکیل دولت یکپارچه‌ی اسرائیلی متشکل از شهروندان صهیونیستی و فلسطینی است. لذا در صورت تحقق این امر، صهیونیست‌ها به سناریوی دولت یکپارچه‌ی اسرائیل، آن‌هم به دست مبارزان فلسطینی، جامه‌ی عمل پوشانیده‌اند. لذا اعلام‌خطرهای کنونی رژیم صهیونیستی لزوماً بر مبنای واقعیت نبوده و ضررهای ناشی از فعالیت جنبش بایکوت در مقابل آن هدف غایی که از زمان سلطان عبدالحمید دوم، آخرین پادشاه عثمانى، تاکنون تحقق‌نیافته بود، ناچیز است.

 

 

نکته‌ی دیگری را که در فغان‌های سران رژیم صهیونیستى مبنی بر خطر جنبش بایکوت و اعلام ضد یهود بودن آن باید جست، دریافت کمک‌های مالی از ایالات‌متحده‌ی امریکا به این بهانه است. گیدئون لوی[30]، خبرنگار روزنامه‌ی هاآرتص رژیم صهیونیستى در جلسه‌ای [31] که با حمایت دیده‌بان صلح کشورهای شرقی در نیویورک [32] صورت گرفته بود از اختصاص صد میلیون دلار برای مبارزه با جنبش بایکوت از سوی صندوق ملی یهودی [33] پرده برداشت. این در حالی است که در ماه ژوئن شلدون آدلسون [34]، میلیاردر لاس‌وگاسی و غول کازینو، به‌تنهایی ٥٠ میلیون دلار برای مبارزه با بی دی اس هزینه کرده بود. «لوی در ادامه می‌افزاید صد میلیون دلار برای خفه کردن صدای کمپین در دانشگاه‌ها بیش‌ازحد معمول و انتظار است.»[35]

 

نکته‌ی دیگر را باید در سخنان جنجالی استیون لویتسکی [36]، استاد دانشکده‌ی دولت دانشگاه «هاروارد» و «گلن ویل»[37]، پژوهشگر مایکروسافت، در روزنامه‌ی نیویورک‌تایمز جست. این دو نفر که خود را صهیونیست باسابقه و عشاق رژیم صهیونیستی می‌خوانند بایکوت را خدمتی برای آرمان رژیم صهیونیستی و نیل به آرمان‌های تئودور هرتصل می‌دانند و چنین می‌افزایند که:[38]

 

«شهرک‌ها و شهرک‌نشینان و ترکیب جمعیتی حاکم بر آن‌ها، با گذشت زمان توانایی رژیم صهیونیستی برای تغییر وضعیت موجود را تحلیل می‌دهند.[39] لذا بایکوت محصولات راهی بسیار مؤثر برای وادار کردن رژیم صهیونیستی به اندیشیدن دوباره به وضعیت ثبات است چراکه این کشور نمی‌تواند مثل کره شمالی یا سوریه نسبت به بایکوت و تحریم بی‌تفاوت باشد و نمی‌تواند بدون کمک‌های امریکا اعمال نابخردانه‌ی خود را ادامه بدهد. لذا بر یهودیان آمریکایی لازم است که رژیم صهیونیستی را مورد بایکوت قرار داده [و به جنبش بی دی اس بپیوندند] تا بتوانیم رژیم صهیونیستی را از درون حفظ کرده و به فرمان‌های تئودور هرتصل و دولت یکپارچه‌ی یهود دست‌ یابیم.»

 

 

و در آخر نکته‌ای که همواره در رویه‌ی عملی این رژیم و عمال آن شاهد بوده‌ایم مفهوم بازیابی اسطوره [40] بوده است به این معنا که هر زمان حنای مظلوم بودن یهود و آنتی سمیتیسم رنگ ببازد، اتفاق جدیدی را علم می‌کنند تا بدین طریق به اهداف نائل آیند. این مهم از اسطوره‌ی پوگرومها در روسیه‌ی تزاری گرفته تا اسطوره‌ی آنتی سمیتیسم بودن جنبش محافظه‌کار و صلح پیشه‌ی- به معنای واقعی کلمه- بی دی اس قابل‌پیگیری است.

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی