چندرسانه ای

رمزگشایی از ژن آمریکاییان با استناد به شواهد تاریخی

آمریکا در طول تاریخ چه در مقابل ایران و چه در مقابل کشورهای دیگر بر اساس منفعت خود و با زورگویی و بی‌منطقی عمل کرده است. منطق دولتمردان آمریکا، پول و ثروت است. با این منطق هرچه بتواند برای آمریکا پول و ثروت بیشتری را به بار آورد اصالت دارد حتی اگر در تضاد با منطق، دین، انسانیت و فطرت انسانی باشد.

«من این را به شما عرض بکنم: دولتمردان آمریکا مردم غیرمنطقى‌اى هستند؛ حرفشان غیرمنطقى است، عملشان غیرمنطقى است، زورگویانه است؛ توقع دارند دیگران در مقابل کار غیرمنطقى آنها و زور گوئی آن‌ها تسلیم شوند؛ خب، بعضى هم تسلیم می‌شوند؛ بعضى از دولت‌ها، بعضى از نخبگان سیاسى در برخى از کشورها در مقابل پرروئى و زور گوئی آن‌ها تسلیم می‌شوند؛ اما ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى تسلیم‌شدنى نیست. نظام جمهورى اسلامى  حرف دارد، منطق دارد، توانائى دارد، اقتدار دارد؛ لذا در مقابل حرف غیرمنطقی و کار غیرمنطقی تسلیم نمی‌شود»

 

شورای امنیت

طبق موافقت‌نامه‌ی نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، صلاحیت رسیدگی به موانع و مشکلات حقوقی موجود در پرونده‌ی هسته‌ای بر عهده‌ی آژانس است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چند مورد می‌تواند پرونده‌ی ایران را به شورای امنیت ارجاع دهد. احراز عدم پایبندی یا عدم پیروی ایران از ان پی تی و یا پادمان بین ایران و آژانس، احراز درخطر بودن صلح و امنیت بین‌الملل در پرونده‌ی هسته‌ای ایران، احراز قادر نبودن آژانس در راستی آزمایی انحراف و عدم انجام مراحل قانونی در رسیدگی به پرونده ایران.

 

صدام حسین

آمریکا یکی از مشوق‌های عراق در حمله‌ی این کشور به ایران بود و کمک‌های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک خود را در طول جنگ از عراق دریغ نکرد به طوری که در نوامبر ۱۹۸۳ در بیانیه‌ای اعلام کرد که «دولت آمریکا هر آنچه لازم و ازنظر قانون موجه، است را انجام می‌دهد تا عراق در جنگ با ایران مغلوب نشود» !!درنهایت در سال 2003 آمریکا به بهانه‌ی امحاء سلاح‌های کشتارجمعی در عراق به این کشور حمله کرد و صدام که در مقاطعی موردحمایت این کشور بود را به بدترین شکل از قدرت پایین کشید.

 

معمر قذافی

لیبی و رهبر آن معمر قذافی نیز با اعتماد به وعده‌های آمریکا فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل و درهای تأسیسات هسته‌ای خود را به روی بازرسان و مقامات کشورهای غربی باز کرد، اما با وجود وعده‌های داده شده تحریم‌ها به‌صورت کامل برداشته نشد و تضمین‌های امنیتی آمریکا با ورود نیروهای ناتو به خاک لیبی از اعتبار ساقط شد.قذافی اقدامات خود برای دستیابی به سلاح‌های اتمی را ادامه داد که این مسئله نگرانی هایی را برای آمریکا ایجاد می‌کرد. آمریکا برای جلوگیری از دستیابی لیبی به سلاح‌های اتمی و کشتار جمعی، تحریم‌های بسیاری را علیه این کشور اعمال کرد و فشارهای بین‌المللی را بر این کشور افزایش داد
 

هنری کیسینجر

با سرایت موج خیزش های مردمی به بحرین و سرکوب مردم توسط رژیم آل خلیفه، آمریکا به خاطر در خطر افتادن منافعش از سرکوب مردم حمایت کرد. درباره اهمیت بحرین برای آمریکا و چرایی جلوگیری واشنگتن از تحقق خواست مردم این کشور "هنری کیسینجر” وزیر خارجه اسبق ایالات متحده می‌گوید : «تغییرات دموکراتیک در بحرین منافع آمریکا را تأمین نمی‌کند.» کسینجر معتقد است که به قدرت رسیدن شیعیان در بحرین به هیچ وجه به نفع آمریکا نبوده و علاوه بر آمریکا منافع عربستان را نیز به خطرمی‌اندازد

حمایت‌های آمریکا از اسرائیل درزمینهٔ های مختلف، آمریکا را شریک جنایت‌های اسرائیل در منطقه می‌کند. اسرائیل از سال 1976 سالانه حدود 3 میلیارد دلار کمک مستقیم از آمریکا دریافت می‌کرد که این کمک‌ها جدا از کمک‌های نظامی و اطلاعاتی است که دریافت می‌کند. درزمینهٔ ی دیپلماتیک هم از سال 1982 آمریکا 32 قطعنامه شورای امنیت که اسرائیل را محکوم می‌نمود وتو کرد و این تعداد بیشتر از  مجموع وتوهایی است که دیگر کشورها انجام داده اند. 

جنگ‌طلبی آمریکا

غلبه‌ی زورگویی و اصالت کسب ثروت و منفعت بیشتر در برابر منطق حق و عدالت در جنگ‌های متعددی که آمریکا در طول تاریخ به راه انداخته است نمود پیدا می‌کند. در جنگ جهانی دوم  برای اولین بار آمریکا از بمب اتم استفاده کرد و شهرهای هیروشیما و ناگاساکی را در فاصله‌ی سه روز با خاک یکسان کرد و موجب مرگ 220 هزار انسان بی‌گناه شد.بعد از جنگ جهانی نیز بسیاری از مردم بی‌گناه در کشورهای ویتنام و کره، قربانی قدرت‌طلبی‌های آمریکا در رقابت ایجادشده در جنگ سرد شدند. طبق آمار رسمی فقط 4 میلیون نفر غیرنظامی در جنگ ویتنام کشته شدند و برای  جنگ کره هم 2.5 میلیون کشته و زخمی برآورد شده است.
 


بی‌منطقی در رفتار دولتمردان آمریکایی امری است که از زمان شروع ایفای نقش آمریکا در نظام بین‌الملل قابل‌مشاهده است. منطق دولتمردان آمریکا منطق پول و ثروت است. با این منطق هر چیزی که بتواند برای آمریکا پول و ثروت بیشتری را به بار آورد اصالت دارد حتی اگر در تضاد با منطق دین، انسانیت و فطرت انسانی باشد. این بی‌منطقی آمریکا در قبال ایران با انقلاب اسلامی نمود بیشتری پیدا کرد. ایران که تا قبل از انقلاب به عنوان ژاندارم منطقه، پیگیرِ منافع دولت آمریکا در خاورمیانه بود با وقوع انقلاب که یکی از اصلی‌ترین اهداف آن استقلال کشور از دولت‌های خارجی بود، به رقیب سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک آمریکا در منطقه تبدیل شد. بعد از این بود که آمریکا بی منطقی و زورگویی‌های خود را در قبال ایران شروع کردالبته فقط ایران نیست که با رفتارهای غیرمنطقی آمریکا مواجه می‌شود بلکه هر کشوری که منافع آمریکا را به خطر بیندازد با رفتار غیرمنطقی و زورگویانه ی آمریکا موجه خواهد شد.

زورگویی و جنگ‌طلبی آمریکا
غلبه‌ی زورگویی و اصالت کسب ثروت و منفعت بیشتر در برابر منطق حق و عدالت در جنگ‌های متعددی که آمریکا در طول تاریخ به راه انداخته است نمود پیدا می‌کند. نقش آمریکا در جنگ جهانی دوم و پایان دادن آن به وسیله‌ی کشتار وسیع مردم ژاپن غیرقابل‌انکار است. در جنگ جهانی دوم  برای اولین بار آمریکا از بمب اتم استفاده کرد و شهرهای هیروشیما و ناگاساکی را در فاصله‌ی سه روز با خاک یکسان کرد و موجب مرگ 220 هزار انسان بی‌گناه شد.بعد از جنگ جهانی نیز بسیاری از مردم بی‌گناه در کشورهای ویتنام و کره، قربانی قدرت‌طلبی‌های آمریکا در رقابت ایجادشده در جنگ سرد شدند. طبق آمار رسمی فقط 4 میلیون نفر غیرنظامی در جنگ ویتنام کشته شدند و برای  جنگ کره هم 2.5 میلیون کشته و زخمی برآورد شده است.



استفاده آمریکا از بمب اتمی در هیروشیما و ناگازاکی در فاصله‌ی 3 روز 220 هزار کشته بر جا گذاشت


این تلفات سنگین در جنگ جهانی دوم و بعد از آن در جنگ سرد نتوانست مانع  جنگ‌افروزی‌های بیشتر آمریکا شود. دولت‌مردان آمریکا بعد از فروپاشی شوروی در راستای ایفای نقش به عنوان تنها قدرت جهانی و ایجاد نظم جدید در منطقه‌ی خاورمیانه، جنگ‌های خلیج‌فارس، افغانستان و عراق را به راه انداختند. طبق آمارهای رسمی تعداد کشته‌شدگان در جنگ عراق تا سال 2006 بین 400 هزارتا 600 هزار نفر تخمین زده‌شده است. این آمار در حالی اعلام می‌شود که در حال حاضر نیز روزانه بر اثر انفجارهایی که در شهرهای مختلف این کشور رخ می‌دهد ده‌ها تن کشه و زخمی می‌شوند. در جنگ افغانستان هم  آمریکا باعث مرگ  حدود صد هزار نفر شده است و این تعداد کشته جدا از خرابی و ویرانی‌هایی است که آمریکا برای این کشورها به بار آورده است
 



طبق آمارهای رسمی تعداد کشته‌شدگان در جنگ عراق تا سال 2006 بین 400 هزارتا 600 هزار نفر تخمین زده‌شده است


پیدایش جنگ هایی با این حجم تلفات که دستاورد آن چیزی جز تأمین منافع آمریکا نیست، ماهیت عملکرد این کشور را بیشتر نمایان می‌سازد. دخالت مستقیم آمریکا در این جنگ‌ها در برابر اقدامات غیرمستقیم و پنهان این کشور، امر کوچکی به نظر می‌رسد که از شاخص‌ترین موارد این مسئله می‌توان به نقش آمریکا در رخ دادن فجایع انسانی در فلسطین اشاره کرد.

آمریکا بزرگ‌ترین حامی اسرائیل
 حمایت‌های آمریکا از اسرائیل درزمینهٔ های مختلف، آمریکا را شریک جنایت‌های اسرائیل در منطقه می‌کند. اسرائیل از سال 1976 سالانه حدود 3 میلیارد دلار کمک مستقیم از آمریکا دریافت می‌کرد که این کمک‌ها جدا از کمک‌های نظامی و اطلاعاتی است که دریافت می‌کند. در گزارش سالیانه "سرویس تحقیقات کنگره" آمریکا با عنوان "کمک‌های مالی خارجی آمریکا به اسرائیل چنین عنوان گشته
: "

 

در 20 سال گذشته، آمریکا به تدریج کمک مالی اقتصادی به اسرائیل را تبدیل به کمک‌های فزاینده نظامی نموده است. در سال 2007، آمریکا کمک نظامی را به میزان 150 میلیون دلار افزایش داد. در سال مالی 2012، ما سالیانه 09/3  میلیارد دلار به اسرائیل کمک مالی ارائه کرده‌ایم (به طور میانگین روزانه 5/8 میلیون دلار) و کمک‌های نظامی به این کشور را تا سال 2018 به همین منوال ادامه خواهیم داد."
 

درزمینهٔ ی دیپلماتیک هم از سال 1982 آمریکا 32 قطعنامه شورای امنیت که اسرائیل را محکوم می‌نمود وتو کرد و این تعداد بیشتر از  مجموع وتوهایی است که دیگر کشورها انجام داده اندحمایت‌های آمریکا از اسرائیل در حالی صورت می‌پذیرد که نوع رفتار اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی – از تصاحب خاک فلسطین و ایجاد دولت جدید در خاک کشور دیگر گرفته تا شهرک‌سازی ها و کشتار و قتل عام مردم- در تناقض آشکار با شعار ها و ادعاهای دولت مردان آمریکایی و نقض صریح بسیاری از معاهدات و کنوانسیون های بین المللی می‌باشد و صرف ایراد چنین اتهاماتی به کشوری دیگر، می‌تواند بهانه‌ی حمله‌ی آمریکا به آن کشور باشد.

این نوع رفتار دوگانه و متناقض دولتمردان آمریکایی و شکاف بین عمل و گفتار آنها  فقط در مورد اسرائیل عملی نمی‌شود بلکه بیشتر متحدان و کشورهای تولیدکننده‌ی منافع برای آمریکا مشمول چشم پوشی و حمایت این کشور می‌شوند.  برای نمونه می‌توان به حمایت‌های بی‌دریغ آمریکا از رژیم‌های دیکتاتوری موجود در خلیج فارس  اشاره کرد.

عربستان و نقض حقوق بشر
 افکار عمومی جهان سالانه شاهد رخ دادن موارد کثیری از نقض حقوق بشر در عربستان است که تعداد این وارد به مراتب بیشتر از کشورهایی است که مورد شماتت آمریکا قرار می‌گیرند. نظام سیاسی عربستان، نظام پادشاهی  است و مشارکت آزاد در فعالیت‌های سیاسی و تشکیل حزب و نهادهای مدنی در این کشور ممنوع است. خفقان سیاسی در عربستان به حدی است که در 9 می 2011 بیش از 16 فعال سیاسی عربستانی به اتهام درخواست تشکیل یک حزب سیاسی مستقل، به اتهام اقدامات تروریستی و امنیتی بازداشت شدند و پس از تحمل دوره بازداشت طولانی تحت بازجویی و محاکمه قرار گرفتند و به وکلای آنان اجازه حضور در جلسات تحقیقات نیز داده نشده است.
 


آل سعود متحد استراتژیک آمریکا

 

همچنین در ماده 39 قانون اداره کشور عربستان سعودی آمده است که رسانه‌ها، انتشارات و همه اشخاص حقیقی و حقوقی باید متعهد شوند، با تعبیری زیبا و روان و رسا از حکومت سخن بگویند و از انتقاد از حکومت و یا عناصر مرتبط با آن به شدت جلوگیری کرده و با همکاری یکدیگر سعی کنند، سطح فرهنگ مردم را بالا برده و از اموری که منجر به فتنه‌انگیزی و جدایی بین دولت و روابط آن با مردم می‌شود و یا کرامت انسانی را زیر سؤال ببرد، دوری کند.با وجود تحقق چنین فضای سیاسی بسته و نظام قضایی غیر مستقل و بازداشت‌های سیاسی و گسترده در عربستان، هیچ‌گاه به صراحت از جانب مقامات آمریکا با این روند در عربستان مخالفت نشد.

دخالت آمریکا در بحرین
همچنین با سرایت موج خیزش های مردمی به بحرین و سرکوب مردم توسط رژیم آل خلیفه، آمریکا به خاطر در خطر افتادن منافعش از سرکوب مردم حمایت کرد. پایگاه پنجم ناوگان دریایی آمریکا در خلیج‌فارس در بحرین قرار دارد که این موضوع تحولات بحرین را برای آمریکا حساس می‌کند.
 


پایگاه پنجم ناوگان دریایی آمریکا در خلیج‌فارس در بحرین قرار دارد که این موضوع تحولات بحرین را برای آمریکا حساس می‌کند.


درباره اهمیت بحرین برای آمریکا و چرایی جلوگیری واشنگتن از تحقق خواست مردم این کشور "هنری کیسینجر” وزیر خارجه اسبق ایالات متحده می‌گوید : «تغییرات دموکراتیک در بحرین منافع آمریکا را تأمین نمی‌کند.» کسینجر معتقد است که به قدرت رسیدن شیعیان در بحرین به هیچ وجه به نفع آمریکا نبوده و علاوه بر آمریکا منافع عربستان را نیز به خطر می‌اندازد.

دکتر علی الکبانی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی مقیم لندن در مصاحبه‌ای در توضیح اینکه چرا آمریکا و دیگر کشورهای غربی از سرکوب مردم بحرین حمایت می‌کنند، می‌گوید:


«درواقع شما چیزهایی که از امریکا و اتحادیه اروپا می‌شنوید، صرفاً حرف هستند و در عمل این‌طور نیستند. آن‌ها می‌خواهند این‌طور القا کنند که حافظ حقوق بشر هستند. شما می‌توانید این تناقض را در اظهارات هیلاری کلینتون بشنوید. او گفته است که دولت بحرین حق دارد از نیروهای شورای همکاری خلیج فارس دعوت به عمل آورد. چطور ممکن است یک دولت که به خاطر تظاهرات اکثریت مردم مشروعیتش را از دست داده است، نیروهای خارجی را دعوت کند تا با مردم مبارزه کند«


تصاویر منتشرشده از آموزش نیروهای ویژه‌ی آل خلیفه توسط تفنگداران آمریکایی نیز نشانه و دلیل دیگری از دخالت‌های سیاسی نظامی آمریکا در بحرین است.


حمایت از ارسال سلاح به سوریه 
رفتار آمریکا در سوریه کاملاً در جهت عکس اتفاقات و موضع گیری‌هایش در عربستان و بحرین است. در حالی که مقامات آمریکایی به کشورهای دیگر در رابطه با دخالت در ناآرامی های بحرین و عربستان هشدار می‌دهند و به ظاهر با ارسال اسلحه به سوریه و مخالفان بشار، مخالفت می‌کنند اما سازمان امنیت مرکزی آمریکا- سیا - در موضعی کاملاً متناقض بر انتقال سلاح‌ها به سوریه نظارت مستقیم دارد و از ارسال اسلحه توسط هم پیمانان عرب حمایت می‌کند.
 


در محافظه کارانه ترین حالت نزدیک به 3500 تن اسلحه به فرودگاه‌های اردن و ترکیه واردشده و به دست مخالفان اسد رسیده است


طبق گزارشی که در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر شد مقامات سازمان سیا نقش مهمی در مکان‌یابی منابع تسلیحاتی و هماهنگی برای ارسال آنها برای شورشیان سوریه را بر عهده داشتند. هاگ کریفیتس، یکی از   اعضای مرکز مطالعات صلح استکهلم در سوئد می‌گوید: «در محافظه کارانه ترین حالت نزدیک به 3500 تن اسلحه به فرودگاه‌های اردن و ترکیه وارد شده و به دست مخالفان اسد رسیده است ... به طور غیرمنطقی و غیرقابل‌کنترلی سلاح وارد سوریه می‌شود که بیشتر آن‌ها از طرف قطر و عربستان و از طریق ترکیه و اردن به سوی سوریه سرازیر می‌شوندآمریکا گاهاً تعهدات خود به هم پیمانانش را نیز فراموش می‌کند و از بی‌اعتنایی و رها کردن متحدان خود در شرایط حساس ابایی ندارد. تکرار این مسئله در موارد متعدد، باعث بروز نوعی بی‌اعتمادی در بین سران کشورهای هم پیمان با آمریکا گشته است تا جایی که تعهدات و قول‌های آمریکا را کمتر مطمئن و مورد وثوق می‌دانند

سقوط حسنی مبارک
مصر جزو اولین کشورهایی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و قرارداد صلح بین مصر و اسرائیل پایان مناقشات و مقاومت کشورهای عربی در برابر اسرائیل بود. بعد از پیمان صلح در سال 1979 بود که آمریکا طرح‌های تشویقی خود را برای حفظ امنیت اسرائیل، به مصر ارائه کرد. این طرح‌ها شامل کمک‌های نظامی و مالی می‌شد به‌طوری که مصر سالانه 1.3 بیلیون دلار کمک از آمریکا دریافت می‌کرد و همه‌ی این کمک‌ها در عوض همراهی مصر با آمریکا در مناقشات فلسطین و اسرائیل بود

 


مبارک سالانه 1.3 میلیارد دلار کمک از آمریکا دریافت می‌کرد


اما این همراهی آمریکا تا قبل از برزو نا آرامی‌های میدان التحریر ادامه داشت و آمریکا بعد از مطمئن شدن از سقوط حسنی مبارک دست از حمایت یکی از بزرگ‌ترین متحدین خود برداشت و تمام خدمات مبارک به آمریکا و اسرائیل را فراموش کرده و تلاش کرد خود را با موج مردمی علیه مبارک همراه کند.

قذافی و اعتماد به آمریکا
لیبی و رهبر آن معمر قذافی نیز با اعتماد به وعده‌های آمریکا فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل و درهای تأسیسات هسته‌ای خود را به روی بازرسان و مقامات کشورهای غربی باز کرد، اما با وجود وعده‌های داده شده تحریم‌ها به‌صورت کامل برداشته نشد و تضمین‌های امنیتی آمریکا با ورود نیروهای ناتو به خاک لیبی از اعتبار ساقط شد.معمر قذافی از دهه‌ی 70 اقداماتی برای دستیابی به سلاح اتمی و سلاح‌های شیمیایی انجام داد و حتی در همان زمان در تلاش برای خرید سلاح اتمی از چین بود. بعد از عدم موفقیت در خرید سلاح اتمی از چین، به صورت مخفیانه مهندسان خود را برای آموزش به تأسیسات اتمی پاکستان فرستاد که با رفتن بوتو، مأموران قذافی نیز از پاکستان اخراج شدند

قذافی اقدامات خود برای دستیابی به سلاح‌های اتمی را ادامه داد که این مسئله نگرانی هایی را برای آمریکا ایجاد می‌کرد. آمریکا برای جلوگیری از دستیابی لیبی به سلاح‌های اتمی و کشتار جمعی، تحریم‌های بسیاری را علیه این کشور اعمال کرد و فشارهای بین‌المللی را بر این کشور افزایش داد. با ورود به دهه‌ی 1990 و روی کار آمدن کلینتون در آمریکا، شیب شکاف ایجاد شده بین آمریکا ولیبی کاهش پیدا کرد و دو کشور به سمت همگرایی بیشتر و کاهش مناقشات رفتند.در سال 2001 بعد از اینکه بوش لیبی را به خاطر وجود سلاح‌های کشتارجمعی تهدید به نابودی کرد، قذافی فعالیت‌های هسته‌ای خود را کاهش داد و اجازه‌ی بازدید مأموران انگلستان، آمریکا و روسیه از تأسیسات اتمی را صادر کرد. در اکتبر 2003 وقتی جاسوسان آمریکایی یک کشتی حاوی سانتریفیوژ متعلق به لیبی را کشف کردند، اقدامات لیبی در این زمینه به صورت کامل فروکش کرد.

در دسامبر 2003 اعلام رسمی قذافی مبنی بر نابودی تمام تسلیحات شیمیایی و اتمی و تحویل تمام سانتریفیوژهای موجود در لیبی به آمریکا بازتاب‌های فراوانی را به دنبال داشت. بعد از این بود که سیف الاسلام پسر قذافی در مصاحبه‌ای با شبکه‌ی الشرق الاوسط اعلام کرد که آمریکا به خاطر دست کشیدن لیبی از فعالیت‌های هسته‌ای، تضمین امنیتی و نظامی به این کشور داده است چیزی که خود آمریکا در سال 2011 و در جریان خیزش‌های مردمی در خاورمیانه با وارد کردن نیروهای ناتو به خاک لیبی آن را نقض کرد
 


دیدار معمر قذافی با رایس وزیر خارجه اسبق آمریکا


این اقدام آمریکا در نقض تعهد خود به لیبی باعث شد که سیف الاسلام پسر قذافی و برخی دیگر از مقامات لیبی از اعتماد به آمریکا و تعطیلی فعالیت‌های هسته‌ای خود اظهار پشیمانی و ندامت کنند. این اتفاقات در حالی رخ داد که مقامات آمریکایی مدل لیبی و چگونگی دست کشیدن این کشور از فعالیت های هسته‌ای را به ایران و کره شمالی پیشنهاد داده بودند و رایس وزیر خارجه‌ی وقت آمریکا، لیبی را به‌عنوان الگویی به ایران معرفی کرده بود، اما گذر زمان نتیجه‌ی اعتماد به آمریکا را به‌خوبی نشان داد.

حمایت از صدام
دیگر متحد آمریکا در منطقه که به وضع اسفناکی توسط آمریکا سرنگون شد صدام حسین بود. آمریکا یکی از مشوق‌های عراق در حمله‌ی این کشور به ایران بود و کمک‌های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک خود را در طول جنگ از عراق دریغ نکرد به طوری که در نوامبر ۱۹۸۳ در بیانیه‌ای اعلام کرد که «دولت آمریکا هر آنچه لازم و ازنظر قانون موجه، است را انجام می‌دهد تا عراق در جنگ با ایران مغلوب نشود «.در سال 1991 و بعد از شکست صدام در کویت، انتفاضه ی مردم عراق با کمک آمریکا سرکوب شد و آمریکا از ترس وقوع انقلاب مردمی در عراق و تشکیل حکومتی مستقل در این کشور اجازه‌ی استفاده‌ی صدام از هواپیماها و بالگردها را که تحرک آنها به دلیل قطعنامه 670 شورای امنیت ممنوع شده بود، صادر کرد و این قیام مردمی در عراق که به انتفاضه‌ی شعبانیه معروف است سرکوب شد.درنهایت در سال 2003 آمریکا به بهانه‌ی امحاء سلاح‌های کشتارجمعی در عراق به این کشور حمله کرد و صدام که در مقاطعی موردحمایت این کشور بود را به بدترین شکل از قدرت پایین کشید.

نقض معاهده منع سلاح‌های شیمیایی
آمریکا از سال 1997 به عضویت کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیای درآمد. استفاده و تکثیر سلاح های شیمیای برای کشورهایی که عضو این کنوانسیون هستند به نوعی عدم پایبندی و نقض معاهدات بین المللی محسوب می‌شود. طبق این کنوانسیون آمریکا می‌بایست تا تاریخ 29 آوریل 2012(دوم اردیبهشت 91) اقدام به امحای تمامی سلاح‌های شیمیایی ذخیره‌شده و باقی‌مانده در انبارهای خود می‌کرد که تا امروز آمریکا به بهانه‌های مختلف این کار را به تعویق انداخته است. علاوه بر این گزارش‌های رسمی استفاده‌ی آمریکا از سلاح‌های شیمیایی در افغانستان، عراق و پاکستان بعد از امضای این معاهده را تأیید می‌کند. نمونه‌ی آشکار نقض این کنوانسیون، استفاده‌ی آمریکا از بمب‌های فسفری در فلوجه‌ی عراق در سال 2004 است

بر اساس کنوانسیون خلع سلاح و منع استفاده از سلاح‌های شیمیایی که 188 کشور جهان عضو آن هستند، تمامی سلاح‌های شیمیایی می‌بایست تا سال 2007 از بین می‌رفت که این زمان تمدید شد و 29 آوریل 2012 به‌عنوان ضرب الاجل برای کشورهای تولیدکننده و نگه‌دارنده‌ی این نوع سلاح‌ها تعیین شد که آمریکا در حال حاضر ناقض این معاهده‌ی بین‌المللی محسوب می‌شود.

نقض ان پی تی
معاهده‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای یا همان ان پی تی نیز یکی دیگر از معاهداتی است که آمریکا ناقض آن به‌حساب می‌آید. این معاهده در سال 1968 به امضای 61 کشور رسید و در حال حاضر نیز 189 کشور عضو آن هستند. طبق این معاهده هر یک از اعضاء می‌بایست با حسن نیت، مذاکرات در خصوص اقدامات مؤثر جهت توقف هر چه سریع‌تر مسابقات هسته‌ای و خلع سلاح هسته‌ای، انعقاد معاهده خلع سلاح عمومی و کامل تحت کنترل شدید و مؤثر بین‌المللی را تعقیب نماید؛ اما هیچ اقدام عملی مؤثر از جانب آمریکا برای کاهش سلاح‌های اتمی‌اش صورت نگرفته است.

عدم پایبندی به پیمان استارت
آمریکا حتی به تعهداتش در پیمان استارت با روسیه نیز به طور کامل عمل‌نکرده است. پیمان استارت در سال 1991 به منظور جلوگیری از افزایش کلاهک هسته‌ای بین آمریکا و روسیه بسته شد. در سال 2002 و 2010 نیز پیمان‌های استارت 1 و استارت 2 بین روسای جمهور آمریکا و روسیه به منظور کاهش هرچه بیشتر سلاح‌های هسته‌ای و استراتژیک منعقد شد. طبق پیمان استارت 2 حداکثر کلاهک‌های هسته‌ای نزد هر طرف 1550 فقره در نظر گرفته شد
 


اوباما و مدویدیف در حال امضای پیمان استارت-2


اما گزارش اوباما از توان هسته‌ای این کشور در روز سوم ماه مه 2011 میلادی نقض پیمان‌های این کشور با روسیه را نشان می‌داد چیزی که باعث خشم مقامات روسی شد. باراک اوباما اعتراف کرد که ایالات متحده آمریکا (‌برخلاف تعهداتش در پیمان استارت و الحاقیه‌های آن و نیز صراحت پیمان ان‌پی‌تی دایر بر خلع سلاح قدرت‌های هسته‌ای) در همه این سال‌ها نه‌تنها تولید و انباشت سلاح‌های هسته‌ای را متوقف نکرده که بر تولید آنها نیز افزوده و به علاوه این نوع تسلیحات مخرب را در پایگاه‌های خارج از مرزهای جغرافیایی خود مستقر کرده و به انتشار آن نزد رژیم صهیونیستی و کشورهای غیر عضو پیمان ان‌پی‌تی پرداخته است.

اوباما در گزارش خود گفت که: " زرادخانه هسته‌ای آمریکا تا ماه سپتامبر سال میلادی گذشته شامل حداقل پنج هزار و 113 کلاهک اتمی بوده است. " که شامل بمب‌های آماده استفاده و کلاهک‌های "غیرفعال" ولی به‌سرعت قابل آماده‌سازی می‌شود. برابر تعهدات، آمریکا باید تعداد کلاهک‌های هسته‌ای خود را در حدود هزار و 500 فروند محدود می‌کرد که گزارش اوباما نشان می‌دهد این اتفاق نه‌تنها صورت نگرفته که آمریکا به تجهیز هرچه بیشتر زرادخانه‌های خود پرداخته است.

همکاری‌های هسته‌ای با اسرائیل
علی‌رغم اینکه اسرائیل تنها کشور دارنده‌ی سلاح اتمی در خاورمیانه است، آمریکا بدون اینکه فشاری بر روی اسرائیل در زمینه‌ی خلع سلاح هسته‌ای یا امضای ان پی تی بیاورد، از این‌گونه فعالیت‌ها در اسرائیل حمایت می‌کند. اسنادی که در چند سال اخیر به‌دست‌آمده نشان از حمایت 40 ساله‌ی آمریکا از فعالیت‌های هسته‌ای اسرائیل بعد از توافقات حاصله بین نیکسون رئیس‌جمهور آمریکا و گلدا مایر نخست‌وزیر وقت اسرائیل در سال 1969 دارد. در مورد تعداد کلاهک‌های هسته‌ای موجود در اسرائیل آمار دقیقی موجود نیست اما تخمین زده می‌شود که بین 50 تا 400 کلاهک هسته‌ای فعال در اسرائیل موجود باشد.

توافقنامه‌ی هسته‌ای با هند
آمریکا برخلاف معاهده‌ی ان پی تی، در سال 2008 توافقنامه‌ی هسته‌ای با هند امضا کرد علی رغم  اینکه هند عضو ان پی تی نیست و دارای سلاح هسته‌ای است که  این اقدام آمریکا نقض صریح ان پی تی به حساب می‌آید. همچنین آزمایشات هسته‌ای که به منظور اهداف نظامی صورت می‌گیرد نمونه‌ی دیگری از نقض ان پی تی توسط آمریکا به حساب می آید. آخرین نمونه از این دست آزمایشات هسته‌ای در نوادا بود که اخبار مربوط به این آزمایش‌ها در رسانه‌ها منعکس شد.

عدم خروج نیروهای ناتو از عراق و افغانستان
تعهدات آمریکا به عراق و افغانستان برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از این کشورها نیز، به بهانه‌های مختلف عملی نشد و به زمانی دیگر موکول شد. در حالی که اوباما زمان خروج نیروهای آمریکایی از عراق را تا پایان سال 2010 اعلام کرده بود اما این وعده‌ی اوباما عملی نشد و در نهایت با یک سال تأخیر و در پایان سال 2011 تمامی 140 هزار نیروی آمریکایی از عراق خارج شدند
 


در افغانستان نیز وضع همینگونه است. اوباما در شعارهای انتخاباتی خود از فرارسیدن زمان خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان خبر داد و در اولین دیدار خود با کرزای نیز در زمینه‌ی به پیش انداختن خروج نظامیان آمریکایی به توافق رسید اما در اظهارنظرهای بعدی خود، زمان کاهش نیروهای نظامی آمریکا را از سال 2013 و پایان حضور نظامی را 2014 اعلام کرد. این گفته‌ی اوباما نیز صادق نبود و چند وقت بعد  اعلام شد که بعد از سال 2014 نیز 15 هزار نظامی آمریکایی در افغانستان باقی می‌مانند.

پرونده‌ی هسته‌ای ایران 
شروع فعالیت‌های هسته‌ای ایران که امروز به یکی از نقاط چالش برانگیز ما با آمریکا تبدیل شده است، در زمان پهلوی دوم و با پیشنهاد آمریکا بود. در سال 1957 برنامه‌ی پیشنهادی آیزنهاور با عنوان اتم برای صلح، به منظور همکاری‌های هسته‌ای بین ایران و آمریکا به امضای مقامات دو کشور رسید. بعد از این آمریکا اقدامات فراوان و کمک‌های شایانی را برای پیشبرد صنعت هسته‌ای در ایران انجام داد و در دهه‌ی 1970، آلمان و فرانسه نیز به حامیان برنامه ی هسته‌ای ایران تبدیل شدند و در کنار آمریکا قراردادهایی را درزمینهٔ ی همکاری‌های هسته‌ای امضا کردند.با وقوع انقلاب اسلامی و خارج شدن ایران از کشورهای هم پیمان آمریکا در منطقه، تمامی تعهدات و قراردادهای هسته‌ای نیمه‌کاره رها شد و کشور در حال جنگ ایران نیز پیگیری روند هسته‌ای شدن را به بعد از دوران جنگ موکول کرد.چالش ایران با غرب در مسئله‌ی هسته‌ای، با مصاحبه‌ی مطبوعاتی گروهک منافقین در هتل وبلارد واشنگتن و ارائه تصاویر ماهواره ای از تأسیسات نطنز و اراک شروع شد که اعلام رسمی دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای در سال 2003 موجب افزایش فشارها و تهدیدها علیه ایران شد.

ایران از ابتدای بروز این چالش‌ها با غرب، در راستای قوانین بین‌المللی و در چارچوب ان پی تی، همکاری‌های لازم با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در برنامه‌ی خود قرارداد و در حالی که در چارچوب مذاکرات خود با اروپا تعلیق موقت فعالیت‌های هسته‌ای و اجرای داوطلبانه‌ی مفاد پروتکل الحاقی قبل از تصویب آن را پذیرفته بود و انتظار همراهی گام به گام مجامع بین‌المللی را با خود داشت، با اقدام خصمانه‌ی شورای حکام در تصویب قطعنامه علیه ایران مواجه شد. بااین‌وجود مذاکرات ادامه پیدا کرد و برای  تعلیق موقت فعالیت‌های هسته‌ای ایران توافقاتی صورت گرفت. بعد از این، ایران بار دیگر شاهد کارشکنی غرب در پرونده‌ی هسته‌ای بود و شورای حکام در قطعنامه‌ی بعدی خود بر تعلیق دائم فعالیت‌های هسته‌ای علیرغم مفاد موافقت‌نامه پاریس، تأکید کرد و امضای پروتکل الحاقی را از سوی ایران خواستار شد.در حالی که ایران بر حق خود مبنی بر استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای در چارچوب قوانین بین‌المللی و ان پی تی تأکید داشت، طرف غربی و به خصوص آمریکا با اقدامات غیر منطقی و خارج از عرف و حقوق بین‌الملل، در تلاش برای ایجاد موانعی در این مسیر بود که این اقدامات هیچ توجیهی در عرف بین‌الملل ندارد.

ارجاع پرونده به شورای امنیت
طبق موافقت‌نامه‌ی نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، صلاحیت رسیدگی به موانع و مشکلات حقوقی موجود در پرونده‌ی هسته‌ای بر عهده‌ی آژانس است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چند مورد می‌تواند پرونده‌ی ایران را به شورای امنیت ارجاع دهد. احراز عدم پایبندی یا عدم پیروی ایران از ان پی تی و یا پادمان بین ایران و آژانس، احراز درخطر بودن صلح و امنیت بین‌الملل در پرونده‌ی هسته‌ای ایران، احراز قادر نبودن آژانس در راستی آزمایی انحراف و عدم انجام مراحل قانونی در رسیدگی به پرونده ایران.
بررسی سوابق رسیدگی به پرونده‌ی ایران در آژانس نشان می‌‌دهد که تاکنون هیچ ارجاعی دریکی از چهار شکلِ گفته‌شده، صورت نگرفته است و ارجاع پرونده‌ی ایران به شورای امنیت به این شکل، خود شیوه‌ی جدیدی از اطلاع‌‌رسانی به شورای امنیت بوده است که جایگاهی در اساسنامه و موافقت‌نامه‌ی نظارت (پادمان) ندارد.

اعمال تحریم‌ها علیه ایران
تحریم‌های علیه ایران را می‌توان در چند سطح بررسی کرد. تحریم‌های سازمان ملل، تحریم‌های اتحادیه اروپا و تحریم‌های یک جانبه ی آمریکا و دیگر کشورها علیه ایران. آمریکا تحریم‌های یک‌جانبه ی وسیعی را علیه ایران اعمال کرده است و در تلاش است تا به‌وسیله‌ی این تحریم‌ها و افزایش فشار بر روی ایران، دولت ایران را از پیگیری پرونده‌ی هسته‌ای منصرف کند. اولین قطعنامه‌ی تحریمی علیه ایران در دی ماه سال 85 صادر شد و بعد از این دور جدیدی از تحریم‌های یک‌جانبه‌ی آمریکا علیه ایران شروع شد. تحریم‌های آمریکا علیه ایران شامل ممنوعیت تجارت با بانک‌های ایرانی، (تحریم) موسسه‌های بانکی بین‌المللی که با سپاه پاسداران، ارتش و برنامه‌های هسته‌ای ایران رابطه دارند، ممنوعیت شرکت‌های خارجی برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی ایران، (تحریم) تجارت همه محصولات نفتی و کارخانه‌هایی که شرایط پالایش  نفت خام ایران را فراهم می‌کنند، می‌شود.

ویروس استاکس نت
سال 89 وزیر ارتباطات ایران از آلوده شدن برخی از رایانه‌های ایران به ویروس استاکس نت و پاکسازی آنها خبر داد. این ویروس به گونه‌ای طراحی شده که با ورود به تجهیزات هسته‌ای ایران، کنترل سانتریفیوژهای ایرانی را به دست آورده و این‌گونه کار می‌کند که به صورت ناگهانی در وضعیت چرخش‌های دورانی سانتریفیوژ‌ها، اختلال پدید می‌آورد، به‌گونه‌ای که گاه سانتریفیوژ‌ها با سرعتی بیش از سرعت معمول و گاه با سرعتی بسیار کمتر از آن حرکت می‌کنند که هدف از ارسال این ویروس خرابکاری در تأسیسات اتمی نطنز بوده است.
 


نیویورک‌تایمز: اوباما دستور حملات سایبری علیه ایران را صادر کرده است


رسانه‌های آمریکایی در اواخر ماه مه 2012 اعلام کردند که این ویروس مستقیماً به دستور اوباما رئیس‌جمهور آمریکا طراحی‌شده بود. «نیویورک‌تایمز» در مقاله‌ای نوشت که «باراک اوباما» با استفاده از یک ویروس رایانه‌ای که با همکاری اسرائیل به وجود آورده است، دستور حملات سایبری علیه ایران را صادر کرده است. همچنین مشخص شدن هویت افرادی که این ویروس را وارد تجهیزات هسته‌ای ایران کرده‌اند حکایت از آموزش این افراد در نوادای آمریکا- جایی که نیروهای اطلاعاتی آمریکا آموزش می‌بینند- دارد.

ترور دانشمندان هسته‌ای
اقدام به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران نیز یکی دیگر از گام‌های غرب برای جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران است. ارتباط گروه از متهمین به ترور دانشمندان هسته‌ای با سرویس‌های جاسوسی اسرائیل و آمریکا به صورت رسمی توسط دستگاه اطلاعاتی و دادستانی تأییدشده است. این ترورها از سال 88 با ترور شهید مسعود علی محمدی شروع شد و شهیدان مجید شهریاری، مسعود رضایی نژاد و مصطفی احمدی روشن از دیگر شهدای هسته‌ای ایران هستند.

بیانیه‌ی تهران و عدم پایبندی آمریکا به گفته‌هایش
مسئله‌ی تحویل سوخت 20 درصد به ایران برای تأمین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران که مرکزی برای تولید رادیو داروهای مبتلایان به سرطان است، به یکی از مسائل مورد مناقشه‌ی ایران و گروه وین (آمریکا، روسیه، فرانسه و آژانس) در سال 88 تبدیل‌شده بود. گروه وین تأمین خواسته‌ی ایران  را منوط به گرفتن هزار و 200 کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در سطح 5 درصد از ایران در ازای  تحویل سوخت 20 درصد در 15 ماه بعد دانست که با توجه به نیاز فوری ایران برای تأمین سوخت راکتور تهران، این زمان طولانی امری به ضرر ایران محسوب می‌شد. علاوه بر این کارشکنی‌های متعدد غرب در پرونده‌ی هسته‌ای، تضمینی به ایران برای تحویل گرفتن اورانیوم 20 درصد در ازای 1200 کیلوگرم از اورانیوم غنی شده در سطح پائین را ایجاد نمی‌کرد و احتمال مصادره‌ی 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده‌ی ایران توسط گروه وین وجود داشتتلاش‌های ایران برای حل این مسئله در حاشیه‌ی اجلاس گروه جی 15 در اریبهشت 89، به امضای بیانیه‌ی تهران توسط ایران، برزیل و ترکیه منجر شد که بر اساس این توافقنامه ایران موافقت کرد 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده با درجه خلوص پائین خود را به ترکیه ارسال کند و در ازای آن 120 کیلوگرم اورانیوم با درجه خلوص 20 درصد را که موردنیاز راکتور تحقیقاتی تهران است، دریافت کند
 


تلاش‌های ایران برای حل مسئله تبادل سوخت هسته‌ای در حاشیه‌ی اجلاس گروه جی 15 در اردیبهشت 89، به امضای بیانیه‌ی تهران توسط ایران، برزیل و ترکیه منجر شد


بعد از امضای این بیانیه، بان کی مون دبیر کل سازمان ملل این اقدام را گام مثبتی در جهت اعتمادسازی و هموار کردن راه مذاکره بیان کرد و دربند آخر این بیانیه نیز ترکیه و برزیل از رویکرد سازنده جمهوری اسلامی در پیگیری ایفای حقوق هسته‌ای کشورهای عضو ان پی تی و پایبندی‌اش به این معاهده قدردانی نمودنداما در مقابل آمریکا همزمان تلاش‌های خود را برای تصویب یک قطعنامه‌ی جدید علیه ایران شروع کرد و به تحریم‌های خود علیه ایران شدت بخشید که این موضوع تعجب مقامات برزیل و ترکیه را نیز در بر داشت. موضوع عجیب‌تر انتشار نامه‌ای از جانب رئیس‌جمهور آمریکا به همتای برزیلی خود داسیلوا بود که در این نامه اوباما صراحتاً از داسیلوا خواسته بود تا توافقنامه‌ی تبادل سوخت هسته‌ای را که آمریکا قبل از این پیگیر بود، پیگیری کند.

جمع‌بندی
آمریکا در طول تاریخ چه در مقابل ایران و چه در مقابل کشورهای دیگر بر اساس منفعت خود و با زورگویی و بی منطقی عمل کرده است و در بسیاری از موارد حرف‌ها و تعهدات خود را نقض کرده است. آمریکا حتی در برابر کشورهای متحد خود نیز صادق نبوده است و در شرایط حساس و بحرانی تعهدات خود را فراموش می‌کندبا وجود موارد متعدد از نقض شدن قول‌ها، گفته، تعهدات و پیمان‌های آمریکا که نشان از بی منطقی این کشور دارد که حتی در این شرایط متحدان آمریکا نیز نسبت به این کشور بی اعتماد هستند، چرا ایران باید به آمریکا اعتماد کند؟ و آیا به طور کلی آمریکا قابل اعتماد است؟

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی