چندرسانه ای

معرفی بهائیان فعال فرهنگی در دوران پهلوی؛

فرهنگ دوران پهلوی در قبضه بهائیان

بهائیت از زمان حکومت قاجار در عرصه‌های فرهنگی در کشور ایران فعال بود و تلاش می‌کرد تا فرهنگ اسلامی را نابود و فرهنگ خاص خود را که در تضاد و تناقض با اسلام بود جایگزین آن کند.در گزارش زیر به چگونگی نفوذ فرهنگی بهائیت در زمان پهلوی می پردازیم.

بهائیت از زمان حکومت قاجار در عرصه‌های فرهنگی در کشور ایران فعال بود و تلاش می‌کرد تا فرهنگ اسلامی را نابود و فرهنگ خاص خود را که در تضاد و تناقض با اسلام بود جایگزین آن کند. در زمینه فرهنگی باید از نقش مدرسه (بهائی) تربیت و انجمن تربیتی یا آموزشی ایران و آمریکا (ایضا وابسته به همین فرقه) یاد کرد.[1]این فعالیت‌ها در دوران حکومت پهلوی شدت گرفت و مناصب مهم آموزشی و فرهنگی نظیر وزارت علوم، وزارت آموزش وپرورش، دانشگاه ها، مطبوعات و رسانه‌ها و جایگاه‌های فرهنگی دیگر تحت سیطره افراد وابسته به این فرقه قرار گرفت. البته این مسئله تنها در موارد فرهنگی خلاصه نمی‌شد بلکه در جایگاه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی هم شاهد این مسئله هستیم تا جایی که امیرعباس هویدا طولانی‌ترین دوران نخست‌وزیری (13 سال) را در کارنامه نخست وزیران ایران برای خود ثبت کرد.

 

پرتو بیضایی

پرتو بیضایی (پدر بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر) شاعر و غزل سرای معاصر، از دیگر عناصر شاخص بهائیت در حوزه فرهنگ بود که در زمان پهلوی انجمن ادبی راه انداخته بود و به اصطلاح جوانان را آموزش و جهت می داد.فرقه بهائیت برای گروه های سنی متفاوت برنامه های مختلفی داشت. از اواسط دهه 40 ش فعالیت جداگانه‌اش را در امور مربوط به کودکان آغاز کرد. هما احسان مسئول امور این برنامه ها در این عرصه بود. او مدتی هم به کار گویندگی خبر در رادیو تلویزیون پرداخت. این فرد که از لحاظ اخلاقی دچار انحطاط اخلاقی بود سال ها برنامه ریز و جهت دهنده افکار کودکان و نوجوانان بود

پرتو بیضایی

پرتو بیضایی (پدر بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر) شاعر و غزل سرای معاصر، از دیگر عناصر شاخص بهائیت در حوزه فرهنگ بود که در زمان پهلوی انجمن ادبی راه انداخته بود و به اصطلاح جوانان را آموزش و جهت می داد.فرقه بهائیت برای گروه های سنی متفاوت برنامه های مختلفی داشت. از اواسط دهه 40 ش فعالیت جداگانه‌اش را در امور مربوط به کودکان آغاز کرد. هما احسان مسئول امور این برنامه ها در این عرصه بود. او مدتی هم به کار گویندگی خبر در رادیو تلویزیون پرداخت. این فرد که از لحاظ اخلاقی دچار انحطاط اخلاقی بود سال ها برنامه ریز و جهت دهنده افکار کودکان و نوجوانان بود

دکتر ذبیح قربان

دکتر ذبیح قربان، فراماسون و از یهودیان بهائی و تحصیل کرده دانشگاه آمریکایی بیروت است. پس از اخذ درجه دکترا در رشته پزشکی در سال 1310 ش به ایران بازگشت و به شیراز رفت و با سفارش گراند لژ اسکاتلند به محمد نمازی (کلان سرمایه دار و فراماسونر معروف) به ریاست مرکز درمانی بهبودستان منصوب شد. دکتر ذبیح قربان در تمام دوران ریاست دانشگاه جز در راستای اهداف استعماری و جلب رضایت محافل صهیونیستی و بهائی کار دیگری انجام نداد.

پاسال و نیکسون

حبیب الله ثابت مشهور به ثابت پاسال، از یهودیان همدان بود که به فرقه بهائیت پیوست. وی عضو مستمر کادر مرکزی بهائیان ایران (محفل ملی) در دهه های 50-30 ش، و سرمایه دار مشهوری بود که صاحب پیشین تلویزیون ایران، و مالک بیش از 70 شرکت بزرگ تجاری و حدود 20 کارخانه عظیم مونتاژ و آماده سازی محصولات آمریکایی نظیر کارخانجات لاستیک سازی جنرال و کارخانجات تولید پپسی کولا در شهرهای مختلف ایران بود.از جمله اقدامات وی در اواخر دهه 30 ش، تأسیس مؤسسه تلویزیون ایران است که در این راه از مساعدت‌های آمریکا و رژیم پهلوی استفاده کرد

 

لیلی آهی

لیلی آهی (ایمن) از دیگر بهائیانی است که در زمینه فرهنگ به ویژه در حوزه کودکان فعال بود. وی مشاور فنی اداره کل مطالعات و برنامه های وزارت فرهنگ، مدرس ادبیات کودک به مربیان کودکستان، پایه گذار بخش انتشار کتاب های کودکان به زبان فارسی به دعوت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، عضو گروه بررسی کتاب های درسی ابتدایی به دعوت مؤسسه آمریکایی فرانکلین بود. هم چنین دبیر فنی و مشاور فنی وزارت آموزش و پرورش، بنیانگذار، عضو و دبیر هیأت مدیره شورای کتاب کودک از ابتدای تأسیس در 1341 تا 1359ش بود

نشسته از چپ به راست: فخرآفاق پارسا(همسر فرخ دین پارسای)، ملوک اسکندری، کبری چنانی، مستوره افشار، نصرت مشیری، صفیه اسکندری، عصمت‌الملوک شریفی - ایستاده: مهرانگیز اسکندری، بانو چنانی، هایده افشار، عباسه پایور، قدیسه مشیری

 

در این نوشتار به معرفی برخی از افراد شاخص بهائی فعال در حوزه فرهنگ در عصر حکومت پهلوی می پردازیم.

 

فرخ دین پارسای؛ فعال مطبوعاتی و گرداننده جبهه فرهنگی سناریوی کشف حجاب

یکی از نخستین بهائیانی که با برنامه‌ریزی قبلی، در حوزه فرهنگ و هدایت افکار عمومی مردم ایران در عصر خاندان پهلوی فعال شد، "فرخ دین پارسای" نام داشت. وی از اوایل دیکتاتوری رضاخان تا سال‌های پایانی سلطنت محمدرضا نقش کلیدی و فعال در کار اداره مطبوعات و سمت‌وسو دادن به فعالیت زنان و رواج ابتذال و ولنگاری در میان آنان داشت.نخستین فعالیت مطبوعاتی وی با مأموریت از سوی کانون‌های بهائیت در قالب انتشار نشریه "عصر جدید" در سال 1288-ش آغاز شد. وی سلسله مقالاتی را با عنوان «کمک به پیشرفت نسوان ایرانی، از طریق آشنایی با تمدن» منتشر کرد و از همان ابتدا مروج بی حجابی زنان بود و چادر را مناسب زن ایرانی در عصر جدید نمی دانست.

 

پس از کودتای 1299-ش، فرخ دین پارسای به عنوان رئیس دایره اجرا در اداره ممیزی منصوب شد. این اداره که طبق برنامه‌ریزی انگلیسی‌ها تشکیل‌شده بود یکی از تشکیلات متولی سانسور کتاب و مطبوعات در ایران بود که مأموریت داشت راه را برای رضاخان و اجرای طرح های انگلیس آماده کند.او هم چنین نخستین کسی است که برای اعزام زنان ایرانی به اروپا و آمریکا و اقامت در پانسیون ها و نزد خانواده های یهودی آمریکا تلاش‌های فراوانی مبذول داشت.

 

اقدامات او تا قبل از سال 1305 ش، نیمه علنی بود اما از این سال به «دستور بیت العدل» و «محفل ملی بهائیان در ایران» فعالیت هایش را علنی‌تر کرد و سلسله مقالاتی را با هدف گسترش غرب زدگی منتشر کرد. همان طور که اشاره شد وی براساس همین دستور بیت العدل بود که پوشش چادر را دور از شئونات مترقی دوران رضاخان در ایران عصر جدید دانست و اقدام صدیقه دولت‌آبادی را که برای مسافرت به اروپا و آمریکا ترک حجاب کرده بود ستود.هنگامی که رضاخان تصمیم به اجرای برنامه استعماری «کشف حجاب» گرفت فرخ دین پارسای مأمور اجرای این امر در جبهه فرهنگی شد تا پیرامون مزایا و محسنات بی‌حجابی تبلیغ کند. در همین راستا مجله ویژه زنان به نام «جهان زنان» که به دلایل نامعلومی منتشر نمی‌شد مجدداً با حمایت و سرمایه‌گذاری مستقیم بهائیان راه اندازی شد. باید توجه داشت که روز 17 دی (روز کشف حجاب) روز ملی جوانان بهائی است.

 

نقش دیگر او سازماندهی انجمن‌های فمینیستی در ایران بود که بر اساس برنامه‌های از پیش تدوین‌شده، عده‌ای از زنان مرفه و مدعی تجدد و عمدتاً بهائی را گردآورد و چند انجمن اختصاصی زنان بوجود آورد. او که از چهره‌های مرموز دوران پهلوی است توانست در مدت بسیار کوتاهی در زمینه فعالیت های مطبوعاتی به بالاترین سطح شغلی این حرفه برسد و سردبیر کل روزنامه «اطلاعات» شد. هم چنین چندسالی هم مدیر مجله «اتاق تجارت ایران» بود.وی پس از کودتای 28 مرداد 1332 ش، جهت ترویج فرهنگ غرب و فرهنگ بی بند و باری بار دیگر فعال شد و مجله اطلاعات بانوان را منتشر کرد.

 

فرخ دین پارسای نقش و تأثیر بسزایی در فعالیت های مربوط به زنان داشت و در این راستا "سپهبد علی محمد خادمی" (مدیرعامل بهایی سازمان هواپیمایی ملی ایران) بودجه هنگفت و محرمانه‌ای را در اختیار وی گذاشته بود و فرخ دین هم اختیار تام در هزینه کردن آن داشت. بر اساس همین امر بود که تمام انجمن‌های زنانه چشم به او دوخته بودند و با اشاره او به فعالیت‌های خود جهت می‌دادند.[2]فرخ دین پارسای چهار فرزند داشت که یکی از آن‌ها "اسفند فرخ رو پارسای" نام داشت.

 

فرخ رو پارسای؛ وزیر بهایی آموزش‌وپرورش کابینه هویدا

فرخ رو / اسفند پارسا از دیگر افراد فعال در حوزه فرهنگ هست که مشهور به بهاییگری است. وی عضو کانون مترقی و دفتر سیاسی حزب ایران نوین متشکل از نخبگان ایرانی «امریکوفیل»، رئیس جمعیت زنان دانشگاهی وابسته به سفارت آمریکا و I.F.U.W، عضو کلوپ روتاری ایران، نماینده وزارت آموزش و پرورش در کمیته دائمی حفاظت در ساواک در خرداد 44، وکیل و سناتور مجلس و وزیر آموزش و پرورش در سال های 47-53 شمسی بود.[3] در گزارش‌های ساواک شهرت وی به عنوان بهائی در بین مردم و محافل شیعی ذکر شده است.[4] هم چنین از آیت الله طالقانی هم نقل شده است که او را یک زن بی سر و پای بهائی می‌نامید.[5]

 

فرخ روپارسا

وزیر بهائی آموزش و پرورش کابینه هویدا

 

شهرت این امر باعث شده بود تا گاهی اوقات رژیم پهلوی برای کاستن اختلاف و فاصله خود با روحانیت به فکر برکناری او بیفتد.[6] خود فرخ روپارسای هم گاهی اوقات دست به اقداماتی عوام فریب می‌زد تا از این اعتراضات گسترده علیه وی کاسته شود. از جمله دو ماه پس از انتصاب به مقام وزارت آموزش و پرورش، در باشگاه معلمان به مناسبت نیمه شعبان جشنی برگزار کرد که این اقدام تا آن موقع از جانب یک وزیر بی‌سابقه بود. در این باره گفته می‌شود: «به علت اعلامیه هایی که مبنی بر بهائی بودن خانم دکتر پارسای منتشرشده، روی این اصل مجلس مذکور را تشکیل دادند که رفع اتهام بهائی بودن از وی بشود...».[7]

 

وی اقدامات زیادی در زمینه مبارزه به اسلام و فرهنگ اسلامی انجام داد. ازجمله:

 

«از روزی که وزیر آموزش‌وپرورش شده، کمیسیون رسیدگی به ارزش تحصیلی طلاب و کسانی را که با دریافت گواهی اجتهاد از مراجع بزرگ، جهت تعیین ارزش، آن را به دبیرخانه شورایعالی آموزش و پرورش، تقدیم می‌کرده‌اند، منحل کرده است و در اثر انحلال این کمیسیون، دیگر طلبه‌ها و افرادی نظیر آنان به استناد در دست داشتن گواهی اجتهاد از علمای مذهبی [نمی توانند] برای خود ارزش تحصیلی به دست آورند».[8]

 

هم چنین وزارت آموزش‌وپرورش کتابی تحت عنوان «کارنامه زنان مشهور ایران» با بودجه مردم محروم در آن سال ها به چاپ رساند که در معرفی قره العین معلوم الحال می نویسد:

«[طاهره، قره‌العین] زنی بود که در ایران ظلمانی یعنی در صد و چند سال پیش رفع حجاب کرد و ... زنی فاضل و باذوق بود و ...»[9]

 

دادگاه محاکمه فرخ رو پارسا پس از انقلاب

 

او هم‌چنین در جمع مدیران مدارس جامعه تعلیمات اسلامی که متشکل از حدود هشتاد نفر زن چادری، بیست نفر روحانی و حدود پنجاه نفر دارای ریش و کراوات بود، با دیدن پوشش چادر برآشفت و با عصبانیت گفت: «خانم‌ها چکاره هستند؟» و وقتی به او پاسخ داده شد: «مدیر هستند»، پرسید: «کدام از آنها لیسانسیه و کدام یک دیپلم می‌باشد؟» و زمانی که شنید: «دو نفر لیسانس و همه دیپلم هستند» گفت: «این چه وضعی است. چرا شما چادر دارید؟ اسلام هرگز نگفته است با چنین وضعی باشید، اینها خرافات است ... باید خرافات ریشه‌کن شود».[10]

 

همین اعمال و رفتار سبب شد تا اعلامیه‌هایی علیه او تهیه شود: «در کشور عراق سارقین و آدمکشها و دشمنان پیغمبر اسلام (ص) و امام زمان (عج) با کودتا و قتل و جنایت، حکومت را درتصرف دارند. در ایران بهائیان، بدون کودتا، فرهنگ اسلامی را به دست یک زن بهائی و یک ژنرال بهائی، شوهر او، اشغال کرده‌اند».[11]دزدی‌های او در زمان تصدی وزارت و هم‌چنین فساد اخلاقی او هم مقوله‌ای جداگانه است.عاقبت فرخ رو پارسا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دستگیر و توسط دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

 

لیلی آهی؛ فعال در حوزه ادبیات و فرهنگ کودکان

لیلی آهی (ایمن) از دیگر بهائیانی است که در زمینه فرهنگ به ویژه در حوزه کودکان فعال بود. وی مشاور فنی اداره کل مطالعات و برنامه‌های وزارت فرهنگ، مدرس ادبیات کودک به مربیان کودکستان، پایه‌گذار بخش انتشار کتاب‌های کودکان به زبان فارسی به دعوت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، عضو گروه بررسی کتاب‌های درسی ابتدایی به دعوت مؤسسه آمریکایی فرانکلین بود. هم‌چنین دبیر فنی و مشاور فنی وزارت آموزش‌وپرورش، بنیانگذار، عضو و دبیر هیأت مدیره شورای کتاب کودک از ابتدای تأسیس در 1341 تا 1359 ش بود.[12]

 

هما احسان

فرقه بهائیت برای گروه‌های سنی متفاوت برنامه‌های مختلفی داشت. از اواسط دهه 40 ش فعالیت جداگانه‌اش را در امور مربوط به کودکان آغاز کرد. هما احسان مسئول امور این برنامه‌ها در این عرصه بود. او مدتی هم به کار گویندگی خبر در رادیو تلویزیون پرداخت. این فرد که از لحاظ اخلاقی دچار انحطاط اخلاقی بود سال‌ها برنامه‌ریز و جهت دهنده افکار کودکان و نوجوانان بود.[13]

 

هما احسان

 

پرتو بیضایی؛ از فعالان بهائی در حوزه ادبیات جوانان

پرتو بیضایی (پدر بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر) شاعر و غزل‌سرای معاصر، از دیگر عناصر شاخص بهائیت در حوزه فرهنگ بود که در زمان پهلوی انجمن ادبی راه انداخته بود و به اصطلاح جوانان را آموزش و جهت می داد.[14]

 

ثابت پاسال؛ رئیس مؤسسه تلویزیون ایران

حبیب الله ثابت مشهور به ثابت پاسال، از یهودیان همدان بود که به فرقه بهائیت پیوست. وی عضو مستمر کادر مرکزی بهائیان ایران (محفل ملی) در دهه‌های 50-30 ش و سرمایه‌دار مشهوری بود که صاحب پیشین تلویزیون ایران و مالک بیش از 70 شرکت بزرگ تجاری و حدود 20 کارخانه عظیم مونتاژ و آماده‌سازی محصولات آمریکایی نظیر کارخانه‌ها لاستیک‌سازی جنرال و کارخانجات تولید پپسی کولا در شهرهای مختلف ایران بود.[15] وی هم چنین عضو هیئت مدیره بانک ایران و انگلیس و بانک ایران و خاورمیانه هم بود.

 

ازجمله اقدامات وی در اواخر دهه 30 ش، تأسیس مؤسسه تلویزیون ایران[16] است که در این راه از مساعدت‌های آمریکا و رژیم پهلوی استفاده کرد. این مؤسسه پایگاهی برای تبلیغ فرقه بهائیت در ایران اسلامی بود؛ از این رو مسعود بهنود می‌نویسد که متخصصان این سازمان «عموماً بهائی بودند». خود ثابت هم در نامه ای به تاریخ 10/2/44 به محفل ملی بهائیان ایران می‌نویسد: «هدف اصلی از تشکیل تلویزیون در ایران ایجاد کار برای جمعی از یاران (بهائیان) بوده و به تدریج امکاناتی برای نشر افکار روحانی و معارف حکم الهی (افکار بهائی) به وجود آید و به هیچ‌وجه برخلاف نظریات امرالله (دستورات بهائی) اقدامی نخواهد شد».[17]

 

امام خمینی (ره) نیز در اسفند 1341 ش، دراین باره هشدار دادند:

 

«... استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست که در ایران به [صورت] حزب بهایی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه می‌کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شئون ساقط می‌کنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسی یهود است و دولت‌ها ناظر آن هستند و از آن تأیید می‌کنند».[18]

 

تشکیلات جهانی بهائیت، این مؤسسه را صراحتاً منتسب به خود شناخته و ثابت را مسئول حفظ و رعایت اصول این فرقه در آن مؤسسه می‌شمرده است. در همین راستا هنگامی که تلویزیون مراسم جشن نیمه شعبان را به نمایش می‌گذارد یکی از سران بهائیت نامه‌ای در اعتراض به این کار خطاب به محفل ملی بهائیان ایران در نامه‌ای می‌نویسد:

 

«شهرالشرف 120 بدیع از قرار اطلاعاتی که به این هیئت رسیده در شب نیمه شعبان از طرف مؤسسه تلویزیون تبریک به عموم شیعیان جهان گفته شده است. چون این دستگاه منتسب به امرالله (بهائیت) است، مایه کمال تأسف شد که چرا از طرف مؤسسه تلویزیون به چنین اقدامی مبادرت گردیده است؟متمنی است از جناب آقای حبیب ثابت تحقیق شود که چگونه کارکنان آن مؤسسه به چنین عملی مبادرت ورزیده‌اند و برای جلوگیری از این قبیل اقدامات، چه رویه‌ای را اتخاذ نموده‌اند؟[19]«

 

مردم مسلمان ایران نیز همین برداشت را از این مؤسسه داشتند و از هویدا، نخست‌وزیر وقت، درخواست «ملی کردن تلویزیون و گرفتن آن از قابت پاسال و اخراج بهائیان از آن دستگاه» را داشتند.[20]جالب است زمانی که شاه رادیو تلویزیون ملی ایران را تأسیس کرد، از بیت المال مسلمین خسارت ثابت پاسال را پرداخت کرد و بهائیان شاغل در تلویزیون ثابت را در همان سازمان جدید به کار گماشت.

 

 

داود رمزی؛ رابط بین هویدا و روشنفکران

از دیگر افراد فعال بهائی در حوزه فرهنگ داود رمزی بود.[21] او مجری برنامه‌های ادبی و معرفی کتاب در تلویزیون ثابت پاسال بود. هم چنین وی نقش رابط بین هویدا و روشنفکران و نویسندگان ایرانی را ایفا می‌کرد. وی از جانب هویدا سردبیر مجله تلاش شد و توانست ضمن بهره‌گیری از امکانات دفتر نخست‌وزیری، عده‌ای از نویسندگان و خبرنگاران را دور خود جمع کند و آن‌ها را تحت نفوذ خود درآورد و به سمت اهداف شوم بهائیان هدایت کند.

 

ناصر شیرزاد

وی از دیگر بهائیان فعال در عرصه فرهنگ و رسانه بود. شیرزاد ریاست خبرگزاری پارس، رادیو تهران و دفتر فنی را به عهده داشت و سرپرست اداره اطلاعات، معاون اداره کل انتشارات و رادیو بود و در سال 1343 ش به عنوان متصدی دفتر اطلاعات و مطبوعات ایران و در سال 1349 ش به معاونت اداره کل رادیو تهران منصوب شد.[22]

 

منوچهر انور؛ مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی

منوچهر انور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی بود. اولین اقدام او انعقاد قراردادهای کلان با کارگردانان و بازیگران مشهور جهانی بود تا برخی از سکانس‌های فیلم خود را در ایران بگیرند و بدین طریق میلیون‌ها تومان از سرمایه ملت ایران را به جیب بیگانگان ریخت.ازجمله این هزینه‌ها بودجه‌ای بود که به‌وسیله آن داریوش مهرجویی را از فرانسه به ایران دعوت کرد و او هم فیلم بسیار مبتذل «الماس 33» را ساخت.او هم‌چنین از یکی از کارگردانان مشهور دعوت کرد و میلیون‌ها تومان به او دستمزد داد تا فیلمی درباره پیشرفت‌های ایران در سایه «انقلاب سفید» تهیه کند و یا این‌که از تخت جمشید و قبر کوروش به‌عنوان لوکیشن استفاده کند. از قضا، هنگام فیلم برداری هلی کوپتر کارگردان و تیم فیلم‌برداری دچار سانحه شد و در سد کرج سقوط کرد.[23]

 

ذبیح قربان؛ رئیس دانشگاه شیراز و مروج سناریوی کشف حجاب در شیراز

دکتر ذبیح قربان، فراماسون و از یهودیان بهائی و تحصیل‌کرده دانشگاه آمریکایی بیروت است. پس از اخذ درجه دکترا در رشته پزشکی در سال 1310 ش به ایران بازگشت و به شیراز رفت و با سفارش گراند لژ اسکاتلند به محمد نمازی (کلان سرمایه‌دار و فراماسونر معروف) به ریاست مرکز درمانی بهبود ستان منصوب شد.[24]

 

وی در این منصب اقداماتی را جهت زمینه‌سازی کشف حجاب انجام داد. حوالی سال 1311 ش به فکر استخدام برخی زنان و دختران در این مرکز درمانی افتاد اما زنان مسلمان در آن شرایط حاضر به کار کردن در محیط بیرون از منزل نبودند فلذا با کمک خواهرش عده‌ای از دختران بهائی را به این مرکز کشاند.بدون شک این اقدام دکتر قربان با هدایت و تصویب محافل استعماری طراحی شده بود، زیرا مشاهده می‌کنیم که همزمان با این اقدامات، یک خانم انگلیسی به نام دکتر آوانسیان که در سفارت انگلیس در تهران مشغول به کار بود، به شیراز می‌آید و اولین گروه از دختران بهائی را آموزش می‌دهد.[25]

 

دکتر ذبیح قرلان، رئیس دانشگاه شیراز

 

وی در دوران پهلوی تصدی امور زیر را در کارنامه خود دارد:سرپرست سازمان شیر و خورشید سرخ ایران، رئیس انجمن شهر شیراز، مروج سناریوی کثیف کشف حجاب در شیراز، رئیس دانشگاه شیراز و دارای بیش از 50 شغل و پست کلیدی در استان فارس.[26]

 

استادان دانشگاه شیراز رابطه خوبی با وی نداشتند و همواره درگیری‌هایی بین آن‌ها وجود داشت. او نمونه کاملی از اساتید بی‌هویت بود که در مسند استادی و ریاست دانشگاه، به کار منحرف ساختن و تربیت ضد ارزشی جوانان مسلمان ایران مشغول بود.

 

دکتر ذبیح قربان در تمام دوران ریاست دانشگاه جز در راستای اهداف استعماری و جلب رضایت محافل صهیونیستی و بهائی کار دیگری انجام نداد. یکی از اقدامات او که به همدستی مستر شارپ انگلیسی (جاسوس معروف در کسوت کشیش کلیسای شمعون غیور شیراز) انجام شد، انتخاب آرم دانشگاه شیراز بود که این آرم تقلید کاملی از نقش سپر عیسویان در جنگ‌های صلیبی بود.قربان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به انگلستان گریخت.[27]

 

افراد بهایی زیادی در مناصب‌های سیاسی، فرهنگی و نظامی در دوران پهلوی در رأس کار بودند که به صورت فهرست‌وار به برخی دیگر از کارگزاران این فرقه در حیطه فرهنگی اشاره می‌شود:

 

  1. دکتر منوچهر شاهقلی؛ وزیر علوم و آموزش عالی

  2. محمدحسین احمدی؛ شاغل در وزارت علوم و آموزش عالی، عضو هیأت امنای مؤسسات آموزشی فرح پهلوی

  3. غلامعباس آرام؛ عضو هیأت امنای دانشگاه پهلوی شیراز در سال 1342 ش

  4. هوشنگ نهاوندی؛ رئیس دانشگاه پهلوی شیراز و سپس دانشگاه تهران، وزیر علوم و آموزش عالی در دولت شریف امامی

  5. دکتر منوچهر تسلیمی؛ رئیس دانشگاه تبریز در سال 1347 ش، عضو هیأت امنای مجتمع آموزشی صنعتی کشور در سال 1352 ش، عضو شورای عالی سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و نیز عضو شورای آموزش کشور در سال 1353 ش

  6. دکتر منوچهر فرهنگ مهر؛ رئیس دانشگاه پهلوی شیراز

  7. مهندس هوشنگ سیحون؛ استاد معماری و رئیس دانشکده معماری و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

  8. احسان یار شاطر؛ از ارکان فرهنگی رژیم پهلوی

  9. کامبیز محمودی؛ مدیر تلویزیون حبیب ثابت و معاون بعدی رضا قطبی در تلویزیون ملی ایران

  10. ایرج مجد؛ رئیس فرهنگ آبادان[28]

و سایر افرادی که در مناصب مختلف از جمله استادی دانشگاه سعی در پیشبرد اهداف استعماری و تخریب و نابود کردن فرهنگ اصیل اسلامی داشتند.

 

باید خاطرنشان کرد که شاه و قدرت‌های استعمارگر برای رسیدن به اهداف خود در ایران ازجمله از بین بردن روحانیت و اسلام که بزرگ‌ترین سد برای تحقق اهداف استعماری و استکباری آنان در ایران اسلامی بود به حضور و فعالیت چنین فرقه‌هایی نیاز جدی داشتند و در همین راستا همه گونه حمایت از آن‌ها به عمل می‌آوردند. البته افراد این فرقه هم از آن جایی که جایگاه مردمی نداشتند فلذا نیاز جدی به حمایت بیگانگان و شاه داشتند. از این‌رو دست در دست یکدیگر داده بودند تا تیشه بر ریشه اسلام در ایران بزنند. گستاخی این افراد به حدی رسیده بود که حتی مراجع تقلید شیعه را هم به پیروی از خود دعوت می کردندتا رستگار شوند. در این راستا دکتر شمس الدین جزایری، وزیر فرهنگ کابینه رزم آرا، به خبرنگار "اتحاد ملی" می‌گوید:

 

«حضرت آیت‌الله بروجردی می‌گفتند کار بهائیان به جایی رسیده که یکی از کارکنان فرهنگ که بهائی است، نامه ای به من نوشته و مرا تبلیغ نموده و دعوت کرده است که بهائی شوم تا خودم و شیعیان رستگار گردند. من گستاخی او را به وزارت فرهنگ گوشزد نمودم و او را موقتاً برکنار نمودند، اما مجدداً با اعمال نفوذ به خدمت فرهنگ برگشت. علمای مشهد هم نوشته‌اند که تعداد زیادی از کادر آموزش فرهنگ مشهد، بهائی هستند. تمام این موضوع‌ها را به دولت و شاه بگویید».[29]

 

همکاری بهائیان در برگزاری جشن 2500 ساله

از جمله مواردی که شاهد همکاری اعضای این فرقه با دربار پهلوی هستیم در برگزاری جشن های 2500 ساله شاهنشاهی در سال 1350-ش، است که دکتر منوچهر شاه قلی (وزیر بهائی بهداری در کابینه هویدا) ریاست «کمیته بهداشت شورای مرکزی جشن بیست و پنجمین سده بنیادگذاری شاهنشاهی ایران» را بر عهده داشت[30] و منصور روحانی (وزیر بهائی آب و برق هویدا) نیز ریاست «کمیته آب و برق شورای مرکزی جشن بیست و پنجمین سده بنیادگذاری شاهنشاهی ایران» را عهده‌دار بود.[31] حتی گفته می‌شود در جریان برگزاری جشن های یادشده، مقرر شد راهنمایان مهمانان خارجی از میان دانشجویان بهائی انتخاب شوند تا رژیم شاه به این اطمینان برسد که هیچ کس حتی به صورت درگوشی هم چیزی درباره اوضاع اسفبار ایران به مهمانان خارجی نخواهد گفت. در اسناد ساواک نام تعدادی از این افراد آورده شده است.[32]

 
مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی