چندرسانه ای

محک نظم غربی در خاموشی 1977 نیویورک

به نظر شما نظم و انضباط ظاهری در غرب، ذاتی است یا تصنعی؟ آیا این مردمان غربی به ظاهر متمدن، نظم را از جان ودل پذیرفته اند؟ اگر چنین است، پس چرا دولت پلیسی در اکثر این ممالک متمدن حاکم است؟ آیا نه اینگونه است که در صورت ذاتی بودن یک امر باید در ارکان مختلف تمدن شاهد آن باشیم؟

یکی از تفاخرات دنیای غرب به خصوص آمریکا در مقابل سایر ملل، بالیدن به نظم اجتماعی موجود در جامعه است. نظمی که گاه حتی در سایه تبلیغات دهان پر کن رسانه های پشتیبان آن حسرت دیگران را نیز به شدت برمی‌انگیزد و همگان آروزی برخورداری از نظم و ترتیب به تصویر کشیده شده را در دل می‌پرورانند. غافل از آنکه نظم موجود در دنیای غرب ذاتی نبوده و عوامل خارجی متکی است که در اثر کمترین لرزشی در این عوامل پایگاه به‌ظاهر مستحکم این نظم خود را می‌بازد و ترک‌های عمیقی در ستون های آن ایجاد می‌شود.
 

سیزده جولای 1977: بر اثر اصابت صاعقه در خط انتقال برق 9 میلیون نفر سکنه نیویورک 25 ساعت در بی برقی ماندند؛ در آن زمان غارت‌های گسترده‌ای در نیویورک صورت گرفت و چندین ساعت قطعی برق شرایط مناسبی را برای هنجارشکنان و بزهکاران فراهم کرد به‌طوری‌که بیش از 3500 نفر در یک‌شب، دستگیرشده و بدین ترتیب بزرگ‌ ترین بازداشت تاریخ آمریکا را رقم زدند. در حالی که بازداشتگاه‌ها پر شده بود، غارت، تجاوز و تعرض و انتقامگیری‌ های خونین ادامه داشت و شهروندان باکمال تعجب گروه‌های مسلحی را می‌دیدند که با پرسه در شهر، اموالی را که غارتگران ربوده بودند را به یغما می‌بردند
 

غارتگرانی هم که سلاح گرم در اختیار نداشتند با چاقو و حتی مشت و لگد دست به دزدی می‌زدند. این اتفاق مجروحان زیادی را روانه بیمارستان کرد که حال بسیاری از آن‌ها وخیم بود. مراکز درمانی ازنظر شلوغی دست کمی از بازداشتگاه‌ها نداشت و این شلوغی بی‌سابقه باعث شد برخی از بیماران قابل درمان نیز جان خود را از دست بدهند. بیش از 1600 فروشگاه غارت شد و آمریکایی‌ها بیش از 1000 ناحیه شهر را به آتش کشیدند. فرودگاه کندی به مدت 8 ساعت بسته شد و نقل‌وانتقال در شهر به تعلیق درآمد.

تعالیم اسلام توانسته است کنترل‌های درونی بسیار کارایی را در افراد ایجاد کند و بدین ترتیب امنیت و نظم، در هر سطحی که هست، در اثر عدم وجود و یا عدم کارکرد عوامل خارجی حفظ‌شده و دچار کمترین مشکل می‌شود که بارزترین آن تنها ایجاد ترافیک و راهبندان است و یقیناً در ایران کسی در شرایط عادی به‌محض قطع برق، جان و مال و ناموس خود را درخطر حمله و غارت عده‌ای که تا دقایقی قبل منظم‌ترین مردم جهان خوانده می‌شدند؛ نمی‌بیند! 

نیویورک در سال 1965 شاهد خاموشی بود. بیش از 8 میلیون نفر در آنتاریوکانادا و 50 میلیون آمریکایی شاهد خاموشی قطع برق بودند و هر بار علاوه بر مشکلات اقتصادی پدیده بسیار جالب توجهی نیز در کنار این قطعی برق رخ داده و آن کشتار و تجاوز و غارتی است که در سطح حیرت آوری روی می‌دهد.

ساعت 21 و 34 دقیقه 13 جولای سال 1977 جریان برق شهر نیویورک قطع شد و بخش بزرگی از این شهر در تاریکی فرورفت. وسعت غارت به حدی بود که پلیس بیش از سه هزار غارتگر را دستگیر کرد. این رویداد پرمعنا مدت‌ها از لحاظ کشف علل و اسباب تحت بررسی جامعه شناسان بود که چرا در نیمه دوم قرن 20 و در شهر نیویورک که مقر سازمان ملل است چنین قانون‌شکنی روی‌داده بود. این وضعیت، تمدن و قانونمندی بشر معاصر را زیر سؤال برد. 

 

 نظم در لغت به ‌معنای آرایش، ترتیب و توالی است. معنی مفهومی نظم در حوزه‌های مختلف متفاوت و بسیار مبهم است ولی در یک تعریف، نظم اجتماعی نتیجه نفوذ متقابل مجموعه‌های مشترک آرمانی و هنجاری با شبکه‌های فرصتی و تعاملی کنشگران فردی و جمعی است.در میان جامعه ‌شناسان کلاسیک دورکیم را پدر جامعه ‌شناسی نظم می ‌دانند و پارسونز را از پیشگامان معاصر جامعه ‌شناسی نظم قلمداد می‌کنند. مهم ‌ترین مسئله نظم اجتماعی برای دورکیم و تا حدودی فردیناند تونیس، اعتماد و همبستگی اجتماعی است. یعنی اینکه بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی ممکن نیست. از نظر مارکس و وبر، قدرت و استثمار، از اهمّ مسائل نظم است.


 

در مقایسه، آنچه که فرهنگ مشرق زمین به دنبال آن است درونی کردن و ذاتی کردن نظم در انسان هاست و کمترین اهمیت را به عوامل بیرونی قائل می شود. پیوند دادن نظم فردی و اجتماعی زندگی فرد با ایمان و خداباوری، آنچه که در اسلام شدیداً پیگیری می‌شود؛ مکانیسم قدرتمندی را به وجود می‌آورد که در پذیرندگان و باورمندان واقعی و جدی آن عوامل بیرونی سوق دهنده به نظم را کوچک می‌کند. آنچه که در دنیای غرب رخ می‌دهد عکس این است و این عوامل بیرونی هستند که نظم را دیکته می‌کنند. در این مقاله با بررسی یک نمونه که در آن یکی از مهمترین عوامل بیرونی موجد نظم، برق، چندساعتی از کار می‌افتد؛ ناپایداری، سستی و عدم کارایی چنین نظمی را مرور می‌کنیم.


 


آیا نظم اجتماعی غرب واقعی است؟


تعریف نظم
 نظم در لغت به ‌معنای آرایش، ترتیب و توالی است. معنی مفهومی نظم در حوزه‌های مختلف متفاوت و بسیار مبهم است ولی در یک تعریف، نظم اجتماعی نتیجه نفوذ متقابل مجموعه‌های مشترک آرمانی و هنجاری با شبکه‌های فرصتی و تعاملی کنشگران فردی و جمعی است.در میان جامعه ‌شناسان کلاسیک دورکیم را پدر جامعه ‌شناسی نظم می ‌دانند و پارسونز را از پیشگامان معاصر جامعه ‌شناسی نظم قلمداد می‌کنند. مهم ‌ترین مسئله نظم اجتماعی برای دورکیم و تا حدودی فردیناند تونیس، اعتماد و همبستگی اجتماعی است. یعنی اینکه بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی ممکن نیست. از نظر مارکس و وبر، قدرت و استثمار، از اهمّ مسائل نظم است.

 


در صورت ذاتی بودن نظم در غرب، نباید تفاوت چندانی در وجود آن
 در زندگی فردی و اجتماعی غرب دیده شود.


غیر ذاتی بودن نظم در آمریکا
بهترین راه تشخیص ذاتی یا عرضی و اعتباری بودن نظم در جامعه غرب نگاهی به تفاوت عمیق حضور نظم در زندگی فردی و اجتماعی غرب است. در وبلاگ یکی از ایرانیان مهاجر ساکن آمریکا که هیچگونه سمپاتی نیز با اهداف و طرز فکر نویسندگان این مقاله ندارد؛ در این مورد آمده است:


»در امریکا اصولاً انسان ها منظم نیستند و خیلی شلخته و بی‌خیال هستند. اگر به درون خانه آنها بروید می بینید که هیچ چیزی در جای خودش قرار ندارد. اگر مبل ها و یا میز تلویزیون را جابجا کنید حتماً اشیایی را پیدا خواهید کرد که چندین سال قبل گم شده بودند. کشوی لباس آنها معمولاً نیمه‌باز است و بخشی از لباس‌هایشان هم از آن زده است بیرون. در روزهای تعطیل هیچ قاعده خاصی را در پوشیدن لباس و یا مرتب کردن ظاهر خودشان رعایت نمی‌کنند و با همان تنبانی که خوابیده‌اند از رختخواب بلند می‌شوند و به کافه محله خودشان می‌روند.

در امریکا یک سیستم و نظام اجتماعی وجود دارد که انسان‌ها را وادار می‌کند تا در راستای آن سیستم حرکت کنند. مثلاً وقتی شما به یک شرکت خدماتی زنگ می‌زنید و برای یک ساعت خاص قرار می‌گذارید، آن کار به احتمال زیاد در ساعت خودش انجام خواهد شد زیرا سیستم آن شرکت به طریقی است که بیشترین استفاده را از کارمندان خود بکند و آنها را وادار می‌کند که کارشان را به موقع انجام بدهند و سر ساعت به کار بعدی خود بپردازند. به همین طریق سیستم حمل‌ونقل، ارتباطات و کلیه امور شهری در قالب سیستم تعریف شده خودش قرار می‌گیرد. برای همین شما در امریکا احساس می‌کنید که همه‌چیز منظم است و در جای خودش قرار دارد. رانندگی نیز مثل بقیه چیزهای دیگر در امریکا بر طبق اصول تعریف شده خودش است.

 


با از بین رفتن اهرم های برقراری، نظم در زندگی شخصی آمریکایی رنگ می‌بازد


در واقع کشور امریکا مثل یک واحد حسابداری در یک شرکت خصوصی است. همه چیز در جهت بهره‌وری بیشتر و گردش بهتر سرمایه انجام می‌پذیرد و نظم اجتماعی نیز بر اساس آن شکل گرفته است. به عنوان مثال اگر اتوبوس‌ها و یا قطارها منظم نباشند شما به موقع به سرکار خود نخواهید رسید و درنهایت سرمایه‌گذاران ضرر خواهند کرد. اگر مراسلات پستی دقیق و منظم نباشد بخش عظیمی از گردش سرمایه دچار اختلال خواهد شد و درنهایت سوددهی پایین خواهد آمد. اگر شما در سرکار خود لباس مرتب نپوشید ممکن است که در جذب مشتری اخلال ایجاد شود و سود دهی پایین بیاید. نظم اجتماعی در امریکا رابطه بسیار نزدیکی با گردش سرمایه و شرکت های خصوصی دارد. بنابراین اگر یک بزرگراه کشش لازم را برای ترافیک موردنیاز نداشته باشد سرمایه‌گذاری می‌کنند و یک بزرگراه دیگر به موازات آن ایجاد می‌کنند«.


چند ساعت قطع برق و هزاران جرم و جنایت و تجاوز
در 28 سپتامبر 2003 اهالی برخی شهر‌های ایتالیا 9 ساعت در خاموشی به سر بردند و تکان‌دهنده‌ترین حوادث زندگی‌شان را تجربه کردند. در همین سال ساکنان ژنو هم شاهد چنین اتفاقاتی بودند و به دنبال 3 ساعت خاموشی تجربیات هولناکی را از سر گذراندند. غارت از فروشگاه‌ها، تعرض و هرج‌ومرج اتفاقاتی است که در اروپا و آمریکای شمالی با قطعی برق رخ داده است. با توجه به متصف بودن فرهنگ غرب به نظم و ترتیب و امنیت، چیزی که در طی دهه‌ها تبلیغات، رسانه‌های غرب آن را همچون چماقی بر سر ملت‌های شرق کوبیده‌اند؛ بررسی چرایی چنین اتفاقاتی بسیار جالب توجه خواهد بود.

ساعت 21 و 34 دقیقه 13 جولای سال 1977 جریان برق شهر نیویورک قطع شد و بخش بزرگی از این شهر در تاریکی فرورفت. وسعت غارت به حدی بود که پلیس بیش از سه هزار غارتگر را دستگیر کرد. این رویداد پرمعنا مدت‌ها از لحاظ کشف علل و اسباب تحت بررسی جامعه شناسان بود که چرا در نیمه دوم قرن 20 و در شهر نیویورک که مقر سازمان ملل است چنین قانون‌شکنی روی‌داده بود. این وضعیت، تمدن و قانونمندی بشر معاصر را زیر سؤال برد

 


سیزده جولای 1977 ؛ نیویورک در خاموشی فرو رفت


توجیهی که برای این اتفاق ساخته شد این بود که رکود اقتصادی زمینه چنین چیزی را فراهم کرده است. در آن سال ها آمریکا با رکود اقتصادی بزرگی دست به گریبان بود و بر تعداد بیکاران افزوده شده بود. همین امر دست مایه توجیه عدم کارایی راهکارهای ایجاد و نهادینه سازی نظم در دنیای غرب شد. ادامه غارت اموال عمومی شهر در ساعات روز و روشنایی حاصل از آن به‌صورت دلیل محکمی بر این توجیه ارائه شد.


آمریکا بر اساس استانداردهای جهانی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده برق در جهان است که بیش از یک‌سوم برقی که در جهان تولید می‌شود در آمریکا استفاده می‌شود. میانگین برق مصرفی برای مصرف‌کنندگان در آمریکا 12900 کیلووات در ساعت است. از مجموع 14 تریلیون کیلووات برق که در جهان تولید می‌شود، آمریکا حدود 9/3 تریلیون کیلووات برق مصرف می‌کند که این کشور را ازنظر مصرف سرانه در رتبه نهم در جهان قرار داده است.
 


هر چیزی که از اندک ارزشی برخوردار بود غارت می‌شد


این مصرف عمده گاهی باعث ایجاد مشکلاتی در شبکه تولید و توزیع برق این کشور می‌شود که علاوه بر نتایج اقتصادی به‌عنوان نموداری از ماهیت فرهنگ غرب نیز عمل می‌کند. طی دهه های گذشته آمریکا با چندین خاموشی عمده مواجه بوده است. نیویورک در سال 1965 شاهد خاموشی بود. بیش از 8 میلیون نفر در آنتاریوکانادا و 50 میلیون آمریکایی شاهد خاموشی قطع برق بودند و هر بار علاوه بر مشکلات اقتصادی پدیده بسیار جالب توجهی نیز در کنار این قطعی برق رخ داده و آن کشتار و تجاوز و غارتی است که در سطح حیرت آوری روی می‌دهد. درواقع با برداشته شدن کنترل بیرونی، از کار افتادن دوربین‌های مداربسته، از فعالیت افتادن آژیرهای اعلام خطر و سیستم های مخابره خودکار به پلیس، هیچ کنترل درونی در فرد وجود ندارد که او را از دست یازیدن به یک بی نظمی بزرگ همچون قتل، غارت، دزدی و یا تجاوز به عنف بازدارد.
 


دارایی بیش از 1600 فروشگاه توسط آمریکایی‌ها چپاول شد.

 

 

یقیناً اکثریت قریب به‌اتفاق خوانندگان مقاله حاضر، در ایران نیز به کرات قطع برق در شهر و دیار خود را تجربه کرده‌اند. و باز یقیناً تعداد بسیار بسیار محدودی از ایشان خواهند توانست تصاویری برای ما توصیف کنند که یادآور اتفاقاتی باشد که در شهرهای بزرگ آمریکا هنگام قطع برق روی‌داده است. جست‌وجوی نگارندگان برای یافتن گزارشی از غارت مغازه‌های یک شهر، قتل ده‌ها نفر، تجاوز به صدها زن و دختر و بازداشت هزاران نفر در پی چند ساعت قطع برق در کشور راه به جایی نبرد.
 


آمریکایی‌ها بیش از 1000 ناحیه شهر را به‌عمد آتش زدند.

 

تعالیم اسلام توانسته است کنترل‌های درونی بسیار کارایی را در افراد ایجاد کند و بدین ترتیب امنیت و نظم، در هر سطحی که هست، در اثر عدم وجود و یا عدم کارکرد عوامل خارجی حفظ‌شده و دچار کمترین مشکل می‌شود که بارزترین آن تنها ایجاد ترافیک و راهبندان است و یقیناً در ایران کسی در شرایط عادی به‌محض قطع برق، جان و مال و ناموس خود را درخطر حمله و غارت عده‌ای که تا دقایقی قبل منظم‌ترین مردم جهان خوانده می‌شدند؛ نمی‌بیند

بارها شاهد آن بوده‌ایم که اطلاعات قطعی برق در کشورمان از طریق رسانه‌ها و سایت وزارت نیرو در اختیار همه قرار می‌گیرد. این در حالیست که در کشور‌های غربی این اطلاعات جزء اطلاعات محرمانه و سری طبقه بندی می‌شود! زیرا که قطعی برق در شهر‌های این کشورها به ویژه شهر‌های بزرگ و پر جمعیتی همچون نیویورک مساوی است با خشونت، غارت، قتل، آتش افروزی عمدی و ناامنی گسترده. به همین دلیل هرگز زمان قطعی برق اعلام نمی‌شود تا بزهکاران نتوانند برای کارهای مجرمانه برنامه‌ریزی کنند. با این توصیف پرونده خونین یکی از خاموشی‌های عمده در تاریخ آمریکا را مرور می‌کنیم:

نیویورک، سیزده جولای 1977، واقعیت نظم غرب 
سیزده جولای 1977: بر اثر اصابت صاعقه در خط انتقال برق 9 میلیون نفر سکنه نیویورک 25 ساعت در بی برقی ماندند؛ در آن زمان غارت‌های گسترده‌ای در نیویورک صورت گرفت و چندین ساعت قطعی برق شرایط مناسبی را برای هنجارشکنان و بزهکاران فراهم کرد به‌طوری‌که بیش از 3500 نفر در یک‌شب، دستگیرشده و بدین ترتیب بزرگ‌ ترین بازداشت تاریخ آمریکا را رقم زدند. در حالی که بازداشتگاه‌ها پر شده بود، غارت، تجاوز و تعرض و انتقامگیری‌ های خونین ادامه داشت و شهروندان باکمال تعجب گروه‌های مسلحی را می‌دیدند که با پرسه در شهر، اموالی را که غارتگران ربوده بودند را به یغما می‌بردند

غارتگرانی هم که سلاح گرم در اختیار نداشتند با چاقو و حتی مشت و لگد دست به دزدی می‌زدند. این اتفاق مجروحان زیادی را روانه بیمارستان کرد که حال بسیاری از آن‌ها وخیم بود. مراکز درمانی ازنظر شلوغی دست کمی از بازداشتگاه‌ها نداشت و این شلوغی بی‌سابقه باعث شد برخی از بیماران قابل درمان نیز جان خود را از دست بدهند. این خاموشی چندساعته 300 میلیون دلار خسارت بر جای گذاشت و هفته‌نامه تایم صفحه نخست خود را به این حادثه اختصاص داد و نوشت: قتل، اوباشگری و نابودی 31 محله، نیویورک را با بحران مالی روبه‌رو کرده است. بیش از 1600 فروشگاه غارت شد و آمریکایی‌ها بیش از 1000 ناحیه شهر را به آتش کشیدند. فرودگاه کندی به مدت 8 ساعت بسته شد و نقل‌وانتقال در شهر به تعلیق درآمد. ده ها قتل و صدها تجاوز گزارش شد و درنهایت این آشفتگی شرم‌آور به صورت سندی دال بر بی‌اعتباری نظم غربی در تاریخ باقی ماند.

 


خاموشی 13 جولای نیویورک، در تاریخ ماند.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی