چندرسانه ای

در آمریکای امروز: جنگ صلح است؛ بردگی آزادیست و جهل قدرت است

نگاهی متفاوت به رویای آمریکایی

آمریکایی ها نه تنها جهان را نمی شناسند بلکه از خصوصیات حکومتی که تحت سلطه آن به سر می برند نیز اطلاعات درستی ندارند. تمامیت خواهی خزنده ای که این کشور را درنوردیده در تاریخ بی سابقه است. در آمریکای امروز: جنگ صلح است؛ بردگی آزادیست و جهل قدرت است. در این گزارش به برخی از خصوصیات این سیستم توتالیتر می پردازیم.

اگر امروز از آمریکایی‌ها در مورد نمونه‌های یک حکومت تمامیت‌خواه یا توتالیتر پرسیده شود؛ بدون شک ذهن آنها بر اساس تبلیغات گسترده‌ای که در طول دهه‌های گذشته انجام‌گرفته است؛ متوجه کشورهایی همچون کره شمالی، اتحاد شوروی پیشین و یا چین کمونیست خواهد شد
 

به موازات افزایش قوانین و مقرراتی که زندگی آمریکایی ها را کنترل می‌کند؛ تمامیت خواهان اقدام به استفاده از تکنولوژی برای پایش زندگی مردم و کسب اطمینان از پیروی آنها از قوانین نیز می‌کنند. دوربین های کنترل اعمال مردم همگی با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته‌ای که در دست طبقه حاکم وجود دارد انجام می‌گیرد.برای مثال در تمامی اتوبوس های حمل و نقل عمومی شهری در آمریکا دستگاه‌های شنودی نصبشدهاستکه کنترل‌کنندگان را قادر می‌سازد گفتگوهای مردم را شنود کرده و تجزیه‌وتحلیل کنند.
 

با گذشت هرسال، تعداد تصمیماتی که آمریکایی‌ها می‌توانند برای زندگی خود بگیرند کمتر و کمتر می‌شود که حتی شامل تصمیم در مورد بنیادی ترین جنبه های زندگی آن‌ها مانند بهداشت و سلامتی نیز می‌شود. اجباری سازی این تصمیمات بهداشتی اغلب به صورت الزامی کردن آن برای ورود به مدارس و کار در سراسر کشور صورت می‌گیرد. صدها کارشناس مراکز بهداشتی سراسر کشور به دلیل عدم قبول استفاده از واکسن‌های خاصی اخراج شدند.

کنترل، نظارت و محدودیت

زیر تعدادی از قوانین کنترل‌کننده زندگی واقتصاد آمریکایی ها :

از یکم ژانویه 2013، وارد کردن و یا تولید لامپ های نئونی 75 واتی در سراسر آمریکا ممنوع شده است.

 

در اورگون، جمع‌آوری آب بارانی که به زمین های شخصی شهروندان باریده ممنوع است.

 

در سراسر آمریکا پلیس نوجوانانی که لیموناد می‌فروشند را دستگیر می‌کند زیرا آنها مجوز لیموناد فروشی ندارند.

 

در سواحل میامی شهروندان حتماً باید زباله های خود را کاملاً بازیافت کنند؛ در غیر اینصورتجریمه می‌شوند






 

از اول ژانویه 2013 قوانین محدودکننده جدیدی در سراسر آمریکا به اجرا درآمد و این در حالیست که اکثر آمریکایی‌ها به این شبکه گسترده کنترلی عادت کرده‌اند و بیشتر شدن ابزارهای کنترل بر زندگیشان را متوجه نمی شوند. در حقیقت، تعداد رو به افزایشی از آمریکایی ها کاملاً متقاعد شده‌اند که محدود شدن «آزادی» و «اختیار» فردی به نفع جامعه به هر شکلی که باشد مثبت است و «بازار آزاد» نیز ذاتاً خطرناک است. در سطوح ملی، ایالتی و حتی محلی، آمریکایی ها همیشه افرادی را برای تصدی امور انتخاب می‌کنند که بیشتر از طبقه اشراف بوده و به نوعی روش زندگی را برای بقیه مردم تعیین می‌کنند و سعی دارند همه چیز را تحت کنترل خود داشته باشند.
 

توتالیتاریسم

تمامیّت‌خواهی، یا توتالیتاریسم (Totalitarianism) توصیف‌کننده نوعی از حکومت است که معمولت دارای شش خصوصیت می‌باشد: یک ایدئولوژی کلی، یک سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی کلی، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح ‌های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی و انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و به طور مستقیم توسط حزب صورت نگیرد. این نوع حکومت به نوبه خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که ازجمله می‌توان به خودکامگی، استبداد، دیکتاتوری، حکومت مطلقه، یکه سالاری و... اشاره نمود.


این طرز تفکر آمریکایی‌ها با توجه به برنامه‌ریزی های انجام‌گرفته برای منزوی ساختن فکری و ذهنی ایشان از سایر جهان چندان عجیب نمی‌نماید. آمریکایی ها نه تنها جهان را نمی‌شناسند بلکه از خصوصیات حکومتی که تحت سلطه آن به سر می‌برند نیز اطلاعات درستی ندارند. آنها چین، ایران، شوروی و کره شمالی را جوامعی توتالیتر می‌پندارند؛ غافل از آنکه حکومتی وجود دارد که دارای بیشترین ابزارهای کنترلی، قوانین و مقررات و نظام بندی‌هایی است که جوامع مذکور در بالا در برابر پیچیدگی آن کاملاً ساده به نظر می‌رسند. با این وجود تمامیت خواهی و توتالیتاریسم این حکومت به کلی از دید آمریکایی‌ها پنهان مانده است.
 

                        
آمریکا؛ ملتی از گوسفندان؟!


آمریکا و توتالیتاریسم
تمامیّت‌خواهی، یا توتالیتاریسم (Totalitarianism) توصیف‌کننده نوعی از حکومت است که معمولاً دارای شش خصوصیت می‌باشد: یک ایدئولوژی کلی، یک سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی کلی، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح ‌های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی و انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و به طور مستقیم توسط حزب صورت نگیرد

این نوع حکومت به نوبه خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که از جمله می‌توان به خودکامگی، استبداد، دیکتاتوری، حکومت مطلقه، یکه سالاری و... اشاره نمود. نمونه ‌هایی همچون کمونیسم، مائوئیسم، لنینیسم و... در حقیقت زیرگونه ‌های این نوع حکومت می‌باشند. در این نوع حکومت‌، دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل کامل دارد و می‌کوشد تا همه جمعیت زیر دست خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند تحمل نمی‌شوند.


در آمریکای امروز جزئی ترین بخش‌های زندگی مردم با هزاران قانون و باید و نباید تعیین و کنترل می‌شود. نظارت‌کنندگان بر زندگی مردم برای بسط سلطه خود هر روز بر تعداد قوانین و مقررات می‌افزایند و از قوه قهریه بیشتر و وسیعتری برای اعمال آنها استفاده می‌کنند که به موازات آن از استقلال و آزادی مردم در تصمیم‌گیری برای زندگی خود به تدریج کاسته می‌شود. این محدودیت آزادی و نحوه دخالت دولت در جزئیات زندگی و کار مردم گاهی حتی چهره‌ای کمیک از جامعه آمریکا به تصویر می‌کشد.
 


همه‌چیز تحت کنترل است.

 


از اول ژانویه 2013 قوانین محدودکننده جدیدی در سراسر آمریکا به اجرا درآمد و این در حالیست که اکثر آمریکایی‌ها به این شبکه گسترده کنترلی عادت کرده‌اند و بیشتر شدن ابزارهای کنترل بر زندگیشان را متوجه نمی شوند. در حقیقت، تعداد رو به افزایشی از آمریکایی ها کاملاً متقاعد شده‌اند که محدود شدن «آزادی» و «اختیار» فردی به نفع جامعه به هر شکلی که باشد مثبت است و «بازار آزاد» نیز ذاتاً خطرناک استدر سطوح ملی، ایالتی و حتی محلی، آمریکایی ها همیشه افرادی را برای تصدی امور انتخاب می‌کنند که بیشتر از طبقه اشراف بوده و به نوعی روش زندگی را برای بقیه مردم تعیین می‌کنند و سعی دارند همه چیز را تحت کنترل خود داشته باشند. آنچه که در آمریکا روی می دهد در کل به نفع طبقه دارای حاکم است که از هیچ تلاشی برای نگه داشتن و بسط سیطره خود بر مردم، اقتصاد و سیاست های این کشور فروگذار نمی‌کند.

چنانکه در دائره المعارف ها آمده است؛ توتالیترین یا تمامیت خواه کسی است که «عضو یا وابسته به یک رژیم سیاسی باشد که بر اساس فرمان‌برداری افراد از دولت، کنترل کامل تمامی جنبه‌های زندگی و ظرفیت تولید ملی به خصوص با استفاده از قوای قهریه بنا شده است». این تعریف دقیقاً منطبق بر همان چیزی است که امروز در زندگی آمریکایی‌ها دیده می‌شودتقریباً تمامی جنبه‌های زندگی آمریکایی‌ها و اقتصاد این کشور به شدت توسط عده ای تمامیت خواه کنترل می‌شود که با گذر زمان برای تحکیم نظارت خود بر شدت این کنترل می‌افزایند و جالب توجه است که عملکرد رسانه ای به شدت گسترده و قوی این سیستم توتالیتر، وجهه‌ای کاملاً دموکراتیک و آزادی خواه برای این کشور می‌سازد. در نتیجه، اکثریت آمریکایی ها هنوز کشورشان را «سرزمین آزادی» تصور می‌کنند

اما واقعیت این است که این کشور به یک جامعه به شدت توتالیتر تبدیل‌شده است که در نوع خود بی‌نظیر است و تاریخ پیش‌ از این چنین حدی از کنترل و تمامیت‌خواهی را که تا جزئی ترین موضوعات زندگی شهروندان رسوخ کرده؛ به خود ندیده است و از آنجا که تمامیت خواهان هیچ محدودیت و مرزی را برای توسعه نظارت و کنترل خود قبول ندارند عاقبت جامعه آمریکا مشوش و غیرقابل تحمل به نظر می‌رسد

 


در توتالیتاریسم، قوای امنیتی بیشتر برای ترساندن به کار گرفته می‌شوند تا برای ایجاد امنیت.

 

کنترل، نظارت و محدودیت
در زیر تعدادی از قوانین کنترل‌کننده زندگی و اقتصاد آمریکایی ها را مرور می کنیم. بدیهی است تعدادی از این قوانین برای غیر آمریکایی ها بی‌اهمیت و حتی تمسخرآمیز به نظر خواهد رسید اما با توجه به فرهنگ و شیوه زندگی مردمان آمریکایی محدودیت حاصل از آنها برای مردم درخور توجه بوده و با معنی مستتر در «سرزمین آزادی» همخوانی ندارد. از سوی دیگر شاید برخی از این قوانین مفید و جالب به نظر برسند؛ اما موضوع اصلی قائل شدن حق دخالت در جزئیات زندگی افراد (برای مثال مسواک زدن افراد!) برای قوانین و قانون گذاران توتالیتر است و نه نتیجه و کارکرد قوانین.

 

  • از یکم ژانویه 2013، وارد کردن و یا تولید لامپ های نئونی 75 واتی در سراسر آمریکا ممنوع شده است.

 


لامپ 75 واتی ممنوع!

 

  • در اورگون، جمع‌آوری آب بارانی که به زمین های شخصی شهروندان باریده ممنوع است

  • در نیوجرسی، همراه داشتن حیوانات خانگی بدون بستن آن‌ها به‌جایی در اتومبیل، هنگام رانندگی ممنوع است

  • اگر کسی گاو خود را دوشیده و مقداری از شیر آن را به همسایه یا آشنایانش بفروشد؛ بعید نخواهد بود که خانه‌اش را در محاصره و حمله پلیس فدرال ببیند

  • در سواحل میامی شهروندان حتماً باید زباله های خود را کاملاً بازیافت کنند؛ در غیر این صورت جریمه می‌شوند

  • در سراسر آمریکا پلیس نوجوانانی که لیموناد می‌فروشند را دستگیر می‌کند زیرا آنها مجوز لیموناد فروشی ندارند.

  • در سراسر ماساچوست، تمامی کودکانی که در مراکز نگهداری روزانه حضور دارند به طور اجباری باید بعد از وعده غذایی نهار دندان های خود را مسواک بزنند

  • در تولسای اوکلاهاما، مأموران دولتی مزرعه شخصی یک زن بیکار که از آن ارتزاق می‌کرد را در هم کوبیده تخریب کردند زیرا که کاشتن و برخورداری از آن خلاف قوانین بود

  • در یک مدرسه دولتی واقع در تگزاس، یک دختر 12 ساله به نام سارا بوستامانتس به دلیل عطر زدن به خود توسط پلیس دستگیر شد.

 

عطر زدن در مدرسه دخترانه ممنوع!

  • در نیو مکزیکو، پلیس یک پسر 13 ساله را به دلیل آروغ زدن در کلاس بازداشت کرد

  • در تمامی شهرهای سراسر آمریکا قوانینی تصویب شده است که غذا دادن به افراد بی‌خانمان را ممنوع اعلام می‌کند.

 

غذا دادن به بی‌خانمان‌ها ممنوع!


محدودیت حیطه تصمیم‌گیری برای زندگی 

با گذشت هرسال، تعداد تصمیماتی که آمریکایی‌ها می‌توانند برای زندگی خود بگیرند کمتر و کمتر می‌شود که حتی شامل تصمیم در مورد بنیادی ترین جنبه های زندگی آن‌ها مانند بهداشت و سلامتی نیز می‌شود. برای مثال مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها پیشنهاد داده است تمامی آمریکایی‌ها را برای آنفولانزای فصلی واکسینه کند به جز در مواردی که ثابت شود استفاده از واکسن خطرناک است. آنتونی فیور (Anthony Fiore)، متخصص آنفولانزا در این مرکز می گوید: «دیگرکسی نباید بگوید که برای من لازم است یا نه؟«. 


اجباری سازی این تصمیمات بهداشتی اغلب به صورت الزامی کردن آن برای ورود به مدارس و کار در سراسر کشور صورت می‌گیرد. صدها کارشناس مراکز بهداشتی سراسر کشور به دلیل عدم قبول استفاده از واکسن‌های خاصی اخراج شدند. هیچ توجهی به این نشد که این کارشناسان بر اساس شواهد و مدارکی که در دست داشتند معتقد بودند بسیاری از واکسن‌های توصیه‌شده مضر و خطرناک‌اند. امروزه کارشناسان بهداشتی آمریکا مجبورند بین قبول و اجرای دستورات مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ ها و از دست دادن شغل خود یکی را انتخاب کنند


توتالیتریسم اقتصادی
این نوع تمامیت خواهی خزنده در عرصه اقتصادی و کسب و کار نیز دیده می شود. کسب و کارهای کوچک در سراسر آمریکا در زیر کوهی از قوانین و مقررات خفه شده‌اند. برنامه اوباما برای بیمه درمانی آمریکایی‌ها از جمله مواردی است که در سال‌های آتی موجب تضرر کسب و کارهای کوچک خواهد شد. بسیاری از این کسب و کارها برای دور زدن مشمولیت در این قانون جدید ساعات کاری خود را کاهش خواهند داد و در نتیجه درآمد کارگران کاهش خواهد یافتبر اساس قانون جدید بیمه، کارگرانی که هفته‌ای 32 تا 38 ساعت کار می‌کنند؛ تمام‌وقت محسوب شده و باید توسط کارفرمایان خود بیمه شوند. با توجه به شرایط اقتصادی آمریکا، بسیاری از کارفرمایان توانایی انجام چنین کاری را ندارند و برای گریز از فشار مالی ناشی از این قانون اقدام به کاهش ساعات کاری کارگران می‌کنند

 

رستوران‌های وندی از اولین نمونه‌هایی است که اقدام به کاهش ساعات کاری برای کارکنان خود کرد. این در حالیست که برخی از کارگران این رستوران‌ها با نزدیک به 40 ساعت کار در هفته، نیازهای اولیه خود را به سختی تأمین می‌کنند. مدیریت این رستوران‌های زنجیره‌ای اعلام کرده است؛ ساعات کاری تمامی مشاغل غیر مدیریتی خود را به هفته‌ای 28 ساعت کاهش خواهد داد زیرا که توانایی پرداخت حق بیمه برای آنها را ندارد.

 

رستوران‌های وندی 


بهره‌گیری از تکنولوژی

به موازات افزایش قوانین و مقرراتی که زندگی آمریکایی ها را کنترل می‌کند؛ تمامیت خواهان اقدام به استفاده از تکنولوژی برای پایش زندگی مردم و کسب اطمینان از پیروی آنها از قوانین نیز می‌کنند. دوربین های کنترل اعمال مردم و حرکت اتومبیل‌ها در اماکن مختلف شهرها و جاده‌ها، استراق سمع، کنترل و نظارت بر دریافت‌ها و پرداخت‌های مالی شهروندان، کنترل فعالیت‌های اینترنتی مردم، نظارت بر رفت‌وآمد و ارتباطات همگی با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته‌ای که در دست طبقه حاکم وجود دارد انجام می‌گیرد.

 

دوربین ها همه‌جا را کنترل می‌کنند.
 

برای مثال در تمامی اتوبوس های حمل و نقل عمومی شهری در آمریکا دستگاه‌های شنودی نصب شده است که کنترل‌کنندگان را قادر می‌سازد گفتگوهای مردم را شنود کرده و تجزیه‌وتحلیل کنند. بر اساس اسناد منتشر شده، این کار به دستور وزارت امنیت داخلی آمریکا انجام شده و روگرفت برخی از قراردادها و اسناد مربوط به آن نیز کشف و در اختیار رسانه‌ها قرارگرفته است.برخی از این دستگاه‌ها بسیار پیشرفته‌اند و می‌توانند علاوه بر صدا، تصاویر مربوطه را نیز به پایگاه کنترل ارسال کنند. همچنین این دستگاه‌ها قادرند اصوات خاصی را از بین صداهای مختلفی مانند صدای گفتگوکنندگان دیگر، سروصدای ترافیک یا موتور اتوبوس تشخیص داده و تنها آن موج مشخص را پیگیری کنند


1984 تحقق یافته است
توتالیتاریسم از جامعه امروز آمریکا چیزی ساخته است که دقیقاً مشابه جامعه ای است که جرج اورول در شاهکار معروف خود «1984» به تصویر می‌کشد:

 

در شهر و در همه‌جا عکس های بزرگی از ناظر کبیر نصب‌شده است و گویی با چشمانش همه را نظاره می‌کند، همچنان که زیر عکس ها این عبارت به چشم می‌خورد: برادر بزرگ (Big brother) تو را می‌پاید. در خانه ها و معابر و مکان‌های عمومی دستگاه‌های تله اسکرین (تلویزیون‌های دوطرفه که علاوه بر انتقال صدا و تصویر به بینندگان، صدا و تصویر بینندگان را نیز به مرکز کنترل انتقال می‌دهد) نصب‌شده است. در همه‌جا امکان وجود میکروفون متصور است و «پلیس اندیشه» امکان تحت نظر گرفتن هر فردی را هر موقع اراده کند دارد (تنها دستگاه کارآمد حکومت همین پلیس اندیشه است.

 

برادر بزرگ همه‌جا را می‌بیند.

 

 بدین ترتیب عملاً چیزی به عنوان عرصه خصوصی وجود ندارد، آدم ها چیزی ندارند جز چند سانتی متر فضا در داخل جمجمه شان! که البته هدف دستگاه های تبلیغاتی و پلیس اندیشه تسخیر همین چند سانتی‌متر است. البته این نیاز به نظارت دایمی مخصوص افراد عادی حزب است. یک عضو حزب از تولد تا مرگ تحت نظارت پلیس اندیشه است.  این نظارت مردم عادی (رنجبران) را شامل نمی‌شود چرا که از جانب رنجبران هیچ خطری نظام حاکم را تهدید نمی‌کند. اگر به حال خود رها شوند، از نسلی به نسل دیگر، از قرنی به قرن دیگر کار می‌کنند، بچه به دنیا می‌آورند و می‌میرند. نه تنها انگیزه‌ای برای عصیان ندارند بلکه نمی‌توانند بفهمند که دنیایی متفاوت از دنیای فعلی می‌تواند وجود خارجی داشته باشد در کل به این افراد می‌توان آزادی اندیشه داد چون اساساً اهل اندیشه نیستند.
 

در آمریکای امروز: جنگ صلح است؛ بردگی آزادیست و جهل قدرت است.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی