چندرسانه ای

روایتی از چگونگی شکست آمریکا در خلیج خوک‌ها

بعد از روی کار آمدن دولتی مخالف ایالت متحده آمریکا در کوبا، طرح براندازی دولت فیدل کاسترو توسط سازمان سیا به اجرا در آمد که با شکست سنگین نیروهای آموزش دیده‌ی سازمان سیا در خلیج خوک‌ها، رسوایی بزرگی برای این سازمان ثبت شد و منجر به مستحکم شدن پایه‌های انقلاب مردم کوبا شد.

حکومت کوبا پیش از انقلاب سال 1959 توسط حاکم دست‌نشانده آمریکا، باتیستا ، اداره می‌شد. باتیستا با روی کار آمدن خود نظام انتخاباتی این کشور را ملغی کرد. شیوه استبدادی او در حکمرانی و دخالت آمریکا در مسائل این کشور خصوصاً اقتصاد، خشم بسیاری از مردم و نخبگان را برانگیخت. گروه‌های متعددی جرقه‌های انقلاب کوبا را زدند ولی معروف‌ترین گروه موسوم به جنبش ۲۶ ژوئیه بود. این جنبش متشکل از یک کمیته مدنی و نظامی بود. کمیته مدنی از طریق روزنامه‌های زیرزمینی به مبارزات سیاسی می‌پرداخت و در همین حال کمیته نظامی مشغول آموزش و تسلیح نیروی‌های انقلابی بود. البته سازمان‌دهی نیروها کاملاً مخفی و سری بود. افراد در گروه‌های ده‌نفره تعلیم می‌دیدند ولی هیچ‌یک از فعالیت‌ها و محل اسکان گروه دیگر مطلع نبود.[1] بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ کاسترو موفق به تشکیل یک گروه چریکی در کوه‌های «سیرا مائسترا» شد. همزمان سرکوب انقلابیون کوبا توسط باتیستا موجب گسترش محبوبیت جنبش ۲۶ ژوئیه نزد مردم این کشور شده بود. با حملات چریکی کاسترو و یارانش نیروهای باتیستا مجبور به عقب‌نشینی شدند تا جایی که او از قدرت کناره‌گیری کرده و متواری شد. حکومت به دست انقلابیون افتاد و کاسترو به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد. او در شروع کار نظام سیاسی این کشور را از دیکتاتوری به دموکراسی مستقیم تبدیل کرد. به‌گونه‌ای که مردم می‌توانستند با تجمع و برگزاری راهپیمایی مطالبات و خواسته‌های خود را با رهبران انقلابی در میان بگذراند.[2] ولی این سیستم خوشایند همه نبود. گروهای نظامی مخالف انقلابیون در بخش‌های مختلف کوبا به مبارزه با نظام نوپای این کشور پرداختند. (بخشی از اعضای این گروه به همراه کوبایی‌هایی که به آمریکا مهاجرت کردهاد بعدها توسط سازمان سیا علیه دولت کاسترو سازمان‌دهی شدند.)

 

غرق شدن کشتی های آمریکایی در خلیج خوک ها که به دنبال آن شکست مفتضحانه ای برای آمریکا رقم خورد

غرق شدن کشتی های آمریکایی در خلیج خوک ها که به دنبال آن شکست مفتضحانه ای برای آمریکا رقم خورد

ماشین جیپ آمریکایی غرق شده در خلیج خوک ها

نقشه عملیات خلیج خوک‌ها که توسط سازمان سیا طراحی شد، متکی به مجموعه‌ای از تجزیه‌وتحلیل‌های نادرست و متعصبانه بود. ارزیابی نادرست از موقعیت جغرافیایی، ضعف فرماندهان تیپ 2506 و کم‌کاری در انجام عملیات، ارزیابی نادرست از توان پیاده‌نظام کوبا و نیز نیروی هوایی آن و ضعف سازمان سیا در تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از  عوامل شکست این عملیات بودند.

بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ کاسترو موفق به تشکیل یک گروه چریکی در کوه‌های «سیرا مائسترا» شد. همزمان سرکوب انقلابیون کوبا توسط باتیستا موجب گسترش محبوبیت جنبش ۲۶ ژوئیه نزد مردم این کشور شده بود. با حملات چریکی کاسترو و یارانش نیروهای باتیستا مجبور به عقب‌نشینی شدند تا جایی که او از قدرت کناره‌گیری کرده و متواری شد. حکومت به دست انقلابیون افتاد و کاسترو به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد.

 چه گوارا که خطر حمله نظامی آمریکا را احساس می‌کرد اقدام به تشکیل گروه‌های چریکی از توده مردم کرد. البته آموزش‌ها در سطح حرفه‌ای نبود و تنها به نحوه استفاده از سلاح گرم و دفاع شخصی در مقابل بیگانگان محدود می‌شد.

اتحاد جماهیر شوروی برای کمک به شکل‌گیری ارتش جدید کوبا تعداد محدودی از فرماندهان نظامی خود را برای ایفای نقش مستشاری به این کشور اعزام کرد.

ارتش کوبا از تجهیزات ساخته‌شده شوروی نظیر تانک‌های T-34 وIS-2 ، خمپاره‌انداز 122 میلی‌متری، توپخانه مجهز ایتالیایی و جنگنده‌هایی چون B-26 -که از دوران باتیستا بازمانده بود- بهره‌مند بود. 

تصاویری از به خشکی آمدن تیپ 2506

 

انگیزه‌های آمریکا از کودتا علیه دولت کوبا

با روی کار آمدن دولت جدید با توجه به فقر عمومی و مطالبات معیشتی دهقانان، اصلاحات اقتصادی در دستور کار قرار گرفت. کاسترو به پالایشگاه‌های نفتی کوبا دستور داد تا ازاین‌پس نفت خام خود را از شوروی تهیه کنند. اما شرکت‌هایی نظیر اسو، شل، استاندارد اویل و... تحت‌فشار آمریکا از این کار خودداری کردند. کاسترو در پاسخ به این اقدام از این شرکت‌ها سلب مالکیت کرده و آن‌ها را ملی کرد. آمریکا نیز در اقدامی تلافی‌جویانه دست به تحریم تجاری زد و واردات شکر –مهم‌ترین محصول صادراتی کوبا-از این کشور را ممنوع ساخت. [3] تصمیم آمریکایی‌ها کاسترو را علیه این کشور مصمم کرد و باعث شد او سایر دارایی‌ها و اموال آمریکا شامل بانک‌ها و کارخانه‌های تولیدی شکر را ضبط و در اختیار دولت قرار داد. در پاسخ آمریکا همه اقلام وارداتی به کوبا –به‌جز دارو و مواد غذایی- را تحریم کرد. در سال 1960 وزیر خارجه وقت آمریکا عملکرد دولت کاسترو در اداره سیاسی کشور را متأثر از الگوی بلشویکی  شوروی دانست و آن را به‌عنوان پایگاه عملیاتی انقلاب‌های کمونیستی در نیمکره غربی معرفی کرد. [4]

 

طراحی نقشه حمله به کوبا

به دلیل نگرانی از گسترش کمونیسم به مرزهای جغرافیایی آمریکا و به تعبیری حیاط‌خلوت آمریکا ایده سرنگونی دولت کاسترو در ابتدا توسط سازمان سیا در سال ۱۹۶۰ مطرح شد. سازمانی که در ۱۹۴۷ و در فضای جنگ سرد و باهدف مقابله با گسترش کمونیسم تأسیس شد. سیا موظف بود از طریق جاسوسی، جمع‌آوری اطلاعات و انجام عملیات‌هایی همچون کودتا اهداف برون‌مرزی آمریکا را محقق کند.[5] ( البته بعدها شیوه‌های مورداستفاده در این سازمان از انحصار نظامی‌گری خارج و به حوزه‌های اقتصادی و سیاسی نیز تسری پیدا کرد.)

در 17 مارس 1960 طرح کودتا علیه کاسترو از سوی سیا در اختیار شورای امنیت ملی آمریکا قرار گرفت تابه‌تایید آیزنهاور، رئیس‌جمهور برسد. هدف اول این طرح عبارت بود از «سرنگونی کاسترو و جایگزینی فردی نزدیک به آمریکا بدون اینکه نقش ایالات متحده در این مداخله برجسته و آشکار باشد.»[6]

روز 18 آگوست 1960 آیزنهاور موافقت خود را با اختصاص 13 میلیون دلار برای اجرای یک عملیات آبی-خاکی به استعداد حداقل 1500 نفر اعلام کرد. ولی به دلیل پایان یافتن دوره ریاست جمهوری او عملاً اجرای طرح با اصلاحات جزئی به جان اف کندی واگذار شد. البته مسئولان اصلی طرح یعنی آلن دالس، رئیس سازمان سیا و ریچارد بیسل، معاون او همچنان در سمت خود حضور داشتند. این دو مسئولیت کودتای گواتمالا در سال 1954 را نیز بر عهده داشتند. تجربه موفقیت‌آمیز در اجرای پروژه گواتمالا موجب اطمینان خاطر دالس و بیسل از نتیجه کودتا علیه کاسترو شده بود.

 

روز 18 آگوست 1960 آیزنهاور موافقت خود را با اختصاص 13 میلیون دلار برای اجرای یک عملیات آبی-خاکی اعلام کرد. ولی به دلیل پایان یافتن دوره ریاست جمهوری او عملاً اجرای طرح به جان اف کندی واگذار شد.

 

آموزش نظامی کودتاچیان توسط سیا

با کمک سازمان سیا در ماه مارس سال 1961  کوبایی‌های تبعیدی ساکن در میامی آمریکا «شورای انقلابی کوبا» به رهبری خوزه کاردونا، نخست‌وزیر سابق کوبا را تشکیل دادند. قرار بود پس از حمله و شکست کوبا کاردونا جایگزین کاسترو شود.[7] بلافاصله اجیر کردن نیرو و سازمان‌دهی آن‌ها در قالب تیپ 2506 آغاز شد. آموزش چریکی پیاده‌نظام در پایگاه‌های سیا انجام می‌شد. نیروی‌های چترباز نیز برای یادگیری عملیات هوایی-زمینی به فرودگاهی در گواتمالا منتقل شدند. پس از چندی این دو گروه در پورتوریکو با انجام رزمایش‌های مشترک آبی-خاکی آمادگی و هماهنگی خود را افزایش دادند. علاوه بر رزم فردی، سیا آموزش نحوه استفاده از سلاح‌های سنگین، تانک، خلبانی و نیز عملیات نفوذ از طریق دریا به خشکی را در دستور کار قرار داد. گواتمالا و نیکاراگوئه نیز امکانات و کمک‌های محدودی را در اختیار کودتاچیان قرار دادند ولی حاضر نشدند در عملیات نهایی به‌طور مستقیم شرکت کنند.[8]

در مقابل ارتش کوبا نیز از تجهیزات ساخته‌شده شوروی نظیر تانک‌های T-34 وIS-2 ، خمپاره‌انداز 122 میلی‌متری، توپخانه مجهز ایتالیایی و جنگنده‌هایی چون B-26 -که از دوران باتیستا بازمانده بود- بهره‌مند بود. علاوه بر این، چه گوارا که خطر حمله نظامی آمریکا را احساس می‌کرد اقدام به تشکیل گروه‌های چریکی از توده مردم کرد. البته آموزش‌ها در سطح حرفه‌ای نبود و تنها به نحوه استفاده از سلاح گرم و دفاع شخصی در مقابل بیگانگان محدود می‌شد.[9] اتحاد جماهیر شوروی نیز برای کمک به شکل‌گیری ارتش جدید کوبا تعداد محدودی از فرماندهان نظامی خود را برای ایفای نقش مستشاری به این کشور اعزام کرد.

 

با کمک سازمان سیا در ماه مارس سال 1961  کوبایی‌های تبعیدی ساکن در میامی آمریکا «شورای انقلابی کوبا» به رهبری خوزه کاردونا، نخست‌وزیر سابق کوبا را تشکیل دادند.

 

عملیات لو می‌رود

دستگاه امنیتی کوبا از طریق شبکه سری خود، اطلاعات درز کرده در رسانه‌های آمریکایی از آموزش نیروها در میامی از دسیسه‌چینی برای کودتا آگاه شده بود. چند روز قبل از آغاز حمله نیز برخی اقدامات خرابکارانه با هدف ایجاد ناامنی و شورش داخلی مثل آتش زدن چند فروشگاه و حمله به مراکز خرید و کشتن چندین در سطح شهر انجام شد که اخبار به‌دست‌آمده از کودتا و قریب‌الوقوع بودن آن را تائید می‌کرد. سازمان اطلاعاتی شوروی نیز توانست از طریق شنود و جاسوسی روز دقیق و نحوه حمله را کشف و به کاسترو اطلاع داد.[10]

 

آغاز عملیات با فرمان آمریکا

در 15 آوریل 1961 ، ساعت 6 صبح به‌وقت کوبا، 8 جنگنده هوایی B-26 از مقصد نیکاراگوئه در قالب سه گروه به‌طور همزمان به سه فرودگاه کوبا حمله کردند. دو فرودگاه در نزدیکی هاوانا، پایتخت کوبا و یک فرودگاه در نزدیکی سانتیاگو موردحمله قرار گرفت. هدف از این عملیات هوایی -که توسط خلبانان تبعیدی کوبایی انجام می‌شد- از کار انداختن نیروی هوایی کوبا و زمینه‌سازی برای حمله نیروهای زمینی و چترباز بود. پیش از آغاز عملیات محل بمباران جنگنده‌ها با پرچم‌هایی مشخص‌شده بود. از 8 جنگنده B-26 تنها یک مورد با آتش ضد هوایی ساقط شد و بقیه توانستند تعدادی از زیرساخت‌ها و تجهیزات مشخص‌شده را از بین ببرند. همان روز وزیر خارجه کوبا در سازمان ملل دولت آمریکا را به کودتا علیه دولت کوبا متهم کرد. ولی سفیر آمریکا در سازمان ملل تحت هر شرایطی دخالت در کوبا توسط نیروهای آمریکا را منکر شد و گفت دولت وی تمام تلاش خود را خواهد کرد تا تعرضی از جانب شهروندان آمریکایی به کوبا نشود. کندی نیز در تأیید صحبت‌های سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت: «این یک درگیری بین میهن پرستان کوبایی و دیکتاتور حاکم بر این کشور -کاسترو- است. نیروهای مسلح ما به هیچ وجه دخالتی در این حمله نداشته اند. اما در این موضوع ما با وطن پرستان کوبایی همدردی می کنیم. همین!»[11]

به‌محض انجام دور اول حملات هوایی پلیس کوبا هزاران نفر از افراد ضدانقلابی و مشکوک به همکاری با مهاجمان را دستگیر و در تئاترها و قلعه‌های کوبا زندانی کرد تا زمینه یک کودتای داخلی را از بین ببرد.

روز بعد نیروی هوایی کوبا آماده حمله مجدد جنگنده‌های آمریکایی شد. آن‌ها حداقل 12 جنگنده از نوع  T-33،  B-26 و Sea Furies را مسلح کرده و آماده نبرد هوا به هوا، هدف‌گیری کشتی‌های حامل نیروی انسانی و تجهیزات و اهداف زمینی شدند. طراحان سیا در ارزیابی‌های خود توان هدف‌گیری کشتی‌ها و تانک‌ها توسط جنگنده‌های هوایی کوبا را محدود می‌دانستند. زیرا تصور می‌کردند بخش اعظم توان هوایی کوبا در حملات هوایی از بین رفته است. اغراق‌های صورت گرفته در موفقیت‌آمیز بودن عملیات روز اول هرچند توسط عکس‌های هوایی U-2 نقض شد ولی کندی اجازه افزایش ظرفیت حملات هوایی آمریکا را نداد.[12] به دلیل آنکه او می‌ترسید نقش مستقیم آمریکا در این عملیات افشاشده و شوروی در قبال آن دست به اقدام مشابهی در آلمان غربی بزند.

 

در 15 آوریل 1961 ، ساعت 6 صبح به‌وقت کوبا، 8 جنگنده هوایی B-26 از مقصد نیکاراگوئه در قالب سه گروه به‌طور همزمان به سه فرودگاه کوبا حمله کردند.

 

به‌هرحال اواخر روز 16 آوریل سیا دستور انتقال نیروهای تیپ 2506 -که در 40 مایلی کوبا مستقرشده بودند- به محل تعیین‌شده را صادر کرد. با این دستور قرار شد 4 کشتی باری وظیفه حمل‌ونقل 1400 نیروی نظامی متشکل از 7 گردان و مقادیر زیادی تسلیحات را بر عهده بگیرند. ناوشکن‌های نیروی دریایی آمریکا نیز موظف بودند به‌طور نامحسوس کشتی‌ها را اسکورت کند. علاوه بر این، گروه ویژه 81.8 از یگان نیروی دریایی امریکا مجهز به ناو هواپیمابر USS Essex، هلی‌کوپتر شکاری USS Boxer، ناوشکن‌های USS Hank، USS John W. Weeks، USS Purdy و USS Wren و همچنین زیردریایی‌های USS Cobbler and USS Threadfin در جزایر کیمان مجتمع شده بودند.[13]

 

شب حمله با طراحی سیا، حملات فریبنده به استان Pinar del Río انجام می‌شود تا کودتاچیان بتوانند به دور از توجه کاسترو و انقلابیون کوبا از منطقه خلیج خوک‌ها عملیات اصلی را آغاز کنند. (علت نام‌گذاری این منطقه به خلیج خوک‌ها به دلیل حضور خوک‌های وحشی (گراز) در آنجا بود.)  دو تن از فرماندهان سیا در ساعت صفر عملیات دستور تخلیه نیروهای انسانی و تجهیزات از کشتی‌ها را صادر کرده و تلاش کردند از طریق دریا به سواحل کوبا نفوذ و کودتا را اجرایی کنند. در جریان آغاز حمله تعدادی از قایق‌ها در اثر برخورد با صخره‌های مرجانی –که توسط طراحان عملیات پیش‌بینی‌نشده بود.- دچار آسیب جدی شده و باعث به تعویق افتادن عملیات شدند. دراین‌بین نیروهای کوبایی مستقر در این منطقه که تعدادشان بسیار اندک بود از برنامه تهاجم مطلع شده و پیش از رسیدن کودتاچیان از طریق رادیو به فرماندهان خود گزارش دادند. با سپیده‌دم خورشید نیروی هوایی کوبا عملیات خود را آغاز و به کشتی‌ها و قایق‌های حامل نیروهای متجاوز حمله کرد. حملات هوایی آسیب جدی به کشتی‌ها وارد کرده و بخش اعظم تسلیحات آن را از بین برد. ولی کشتی‌ها درنهایت به ساحل رسیدند. حملات هوایی با 4 جنگنده B-26 آغاز شد. بخشی از حملات معطوف به از بین بردن توان نیروی دریایی و زمینی کوبا بود و بخشی دیگر باهدف تسهیل عملیات چتربازها انجام می‌شد. در ساعت 07:30 پنج C-46 و یک C-54 177 چترباز از تیپ  2506 را بر فراز خلیج خوک‌ها تخلیه کرد. محل فرود آمدن نیروهای چترباز جاده‌های استراتژیکی بود که می‌توانست سد راه ارتش کوبا باشد. ساعت  09:00 ارتش کوبا به همراه شبه‌نظامیان به منطقه هلی بورن شده رسیدند. آن‌ها از پشتیبانی زمینی نیروهای زره‌های، تانک‌های T-34 و حملات هوایی T-33 برخوردار بودند. در حملات هوایی نیروی کوبایی موفق شدند 5 جنگنده هوایی دیگر از سری B-26 را ساقط کرده و عملاً پشتیبانی هوایی نیروهای مهاجم را از بین ببرند. چند جنگنده باقی‌مانده هم بنا به گزارش‌های مختلف شب‌هنگام در اثر شرایط جوی نامساعد سقوط کرد. در عرصه زمینی نیز شبه‌نظامیان کوبایی باوجود صدماتی که از جنگنده‌های متجاوزین دیده بودند پیشروی کرده و به محل پیاده شدن نیروهای متجاوز رسیدند. روز بعد یعنی در 18 آوریل کودتاچیان مجبور به عقب‌نشینی از جاده‌های حساس شده و بعضی از آن‌ها متواری شدند. مهاجمین که درنبرد زمینی در حال شکست بودند با حملات خمپاره‌ای و هوایی غیرنظامیان داخل شهرها را هدف قرار دادند که منجر به تلفات سنگینی شد.[14] بامداد 19 آوریل هواپیماهای C-46 نیروهای زمینی تیپ 2506 را با انواع تجهیزات مسلح کرد. صبح همان روز نیروهای آمریکایی مستقر در جزایر کیمان با به پرواز درآوردن چند جت جنگنده تلاش کردند روحیه نیروهای مهاجم را بالابرده و موجب رعب و وحشت در جبهه نیروهای کوبایی شوند. البته از اقدام نظامی پرهیز می‌کردند. نیروهای زمینی تیپ 2506 بدون پشتیبانی هوایی عملیات نظامی مجدد خود را آغاز کردند. ناوشکن‌های آمریکایی هم به دلیل ترس از هدف‌گیری توسط تانک‌های کوبایی عقب‌نشینی کرده و عملاً نیروهای زمینی هرگونه پشتیبانی خود را از دست دادند. همین عامل موجب شد در ۲۰ آوریل یعنی سه روز پس از آغاز حمله متجاوزان محاصره شوند. در این نبرد سه‌روزه 161 نفر از نیروهای کوبایی و 107 نفر از نیروهای مهاجم کشته شدند. کاسترو هم‌چنین، موفق شد 1189 نفر از نیروهای مهاجم را به اسارت بگیرد. بسیاری از آن‌ها درملأعام بازجویی شده و به زندان‌های کوبا منتقل شدند. فیدل بعدها 1169 اسیر را در ازای دریافت 25 میلیون دلار، غذا و دارو تحویل حکومت ایالات‌متحده آمریکا داد.

 

علل شکست آمریکا در این عملیات

این نقشه متکی به مجموعه‌ای از تجزیه‌وتحلیل‌های نادرست و متعصبانه بود. در این تجزیه‌وتحلیل‌ها تأکید شده بود مردم کوبا از سرکوبگری‌های حکومتی و کمبودهای اقتصادی به تنگ آمده‌اند؛ بنابراین، از یک نیروی مهاجم آزادی‌بخش استقبال خواهند کرد. خبرچینان سیا گزارش داده بودند نیروهای مسلح کوبا دچار تفرقه هستند و آن‌ها در پیوستن به قیام عمومی علیه حکومت کوبا هیچ تردیدی نخواهند کرد، اما این اطلاعات نادرست بود. ارزیابی نادرست از موقعیت جغرافیایی، ضعف فرماندهان تیپ 2506 و کم‌کاری در انجام عملیات، ارزیابی نادرست از توان پیاده‌نظام کوبا و نیز نیروی هوایی آن و ضعف سازمان سیا در تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از دیگر عوامل شکست این عملیات بودند.[15]

 

واکنش‌های سیاسی به شکست آمریکا

پس از افتضاح عملیات خلیج خوک‌­ها، جان اف کندی سازمان سیا را نهادی بی­‌لیاقت دانست که باید به هزار تکه شده و در باد آن را پخش کرد. رئیس‌جمهوری ایالات‌متحده آمریکا که نمی‌خواست از چشم مأموران پنتاگون و سیا ضعیف به نظر بیاید مجبور شد عملیات براندازی رژیم فیدل کاسترو را تأیید کند. (بسیاری اختلاف کندی با سازمان سیا در این ماجرا و نیز مخالفت او با مسلح شدن رژیم صهیونیستی به بمب اتمی را عامل قتل او می‌دانند.)

شکست آمریکا در این عملیات موقعیت رهبری کاسترو مستحکم کرد. علاوه بر این او را به شوروی نزدیک کرد. هرچند کاسترو هرگونه ارتباط انقلاب کوبا با نهضت‌های کمونیستی را نفی می‌کرد ولی حاضر بود در قبال مبارزه با آمریکا با شوروی متحد بشود.

 

کاسترو: مهاجمان نابود شدند. انقلاب در کمتر از 72 ساعت ارتشی را که حکومت امپریالیست ایالات متحده طی چندین ماه سازمان‌دهی کرده بود نابود کرد

 

فیدل کاسترو پس از پیروزی با خوشحالی فراوان از رادیو اعلام کرد: «مهاجمان نابود شدند. انقلاب در کمتر از 72 ساعت ارتشی را که حکومت امپریالیست ایالات متحده طی چندین ماه سازمان‌دهی کرده بود نابود کرد.»[16] چه‌گوارا هم چند ماه بعد از شکست مفتضحانه آمریکایی‌ها درنبرد خلیج خوک‌ها در جریان کنفرانسی بین‌المللی به فرستاده کندی گفت: «از شما متشکریم. ما به لطف شما موفق شدیم در یک مقطع زمانی بسیار دشوار، انقلاب مان را مستحکم کنیم.»[17]

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی