چندرسانه ای

سیاست خارجی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا در قبال ایران

مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آرام‌آرام مراحل پایانی خود را طی می‌کند و در کمتر از 8 ماه آینده کاخ سفید میزبان یکی از ۴ شانس اول این رقابت‌ها خواهد بود. . لذا در این یادداشت به بررسی الگوی تقابل یا تعامل هر یک از این ۴ نامزد در قبال ایران خواهیم پرداخت.

مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آرام‌آرام مراحل پایانی خود را طی می‌کند و در کمتر از 8 ماه آینده کاخ سفید میزبان یکی از ۴ شانس اول این رقابت‌ها خواهد بود. ترامپ و کروز از سوی جمهوری خواهان و کلینتون و سندرز از سوی دموکرات. انتخاب هر یک تأثیرات مختلفی بر مسائل جهانی خواهد داشت. ازاین‌رو رصد آراء و پیشینه عملکرد ایشان برای بسیاری از بازیگران بین‌المللی اهمیت یافته است. جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. و چه بسا باید بیش از سایر بازیگران انتخابات را زیر نظر داشته باشد. زیرا تقریباً هیچ منازعه‌ای بین نامزدهای انتخاباتی حول سیاست خارجی آمریکا نیست مگر آنکه به موضوع ایران و به طور خاص برجام اشاره شده باشد. قطعاً بخشی از اظهارات ناشی از رقابت‌های حزبی است ولی نمی‌توان همه آن در مصرف داخلی خلاصه کرد.

 

تد کروز در رابطه با توافق هسته ای با ایران می‌گوید: « بهتراست باور کنید اگر من بعنوان رئیس جمهور انتخاب شوم در روزهای اول کاری خود برگه‌های این توافق بد را ریز ریز می‌کنم.» وی همچنین جزو ۴۷ سناتوری بود که طی نامه‌ای به رهبر انقلاب اعلام کردند «رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند چنین توافقی را با حرکت یک خودکار لغو کند و کنگره‌های بعدی می‌تواند مفاد توافق را در هر زمانی تغییر دهد.»

تد کروز در رابطه با توافق هسته ای با ایران می‌گوید: « بهتراست باور کنید اگر من بعنوان رئیس جمهور انتخاب شوم در روزهای اول کاری خود برگه‌های این توافق بد را ریز ریز می‌کنم.» وی همچنین جزو ۴۷ سناتوری بود که طی نامه‌ای به رهبر انقلاب اعلام کردند «رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند چنین توافقی را با حرکت یک خودکار لغو کند و کنگره‌های بعدی می‌تواند مفاد توافق را در هر زمانی تغییر دهد.»

ترامپ می داند چه نمی‌خواهد ولی نمی‌داند چه می‌خواهد. بر اساس تحلیل او «آمریکا و ایران به تفاهمی دست یافته اند که به نظر من یکی از بدترین و ابلهانه ترین قراردادهایی است که از طریق مذاکره حاصل شده و اگر هیلاری کلینتون انتخاب شود از این هم بدتر خواهد شد. ابطال توافقنامه هسته‌ای «فاجعه‌بار» ایران، منطقی و عقلانی نیست، به جای این کار، باید آن را بهتر کرد.»

کلینتون به شدت تحت نفوذ لابی اسرائیلی است تا جایی که رویکرد او شباهت زیادی به جمهوری خواهان سنتی پیداکرده است. وزیر خارجه پیشین آمریکا معتقد است «هنوز کارهای زیادی مانده قبل از آنکه بتوان درباره عادی سازی روابط با ایران سخن گفت. آنها باید از حمایت دولتی از تروریسم و ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه که به هرج و مرج بیشتر انجامیده، دست بردارند. باید از سوریه خارج شوند، از حمایت حزب‌الله [لبنان] و حماس دست بکشند.»

برنی سندرز، سناتور ارشد آمریکایی به‌طور قاطع از توافق هسته‌ای دفاع می‌کند و در پی آن است که الگوی مذاکراتی ایران و آمریکا در این پرونده را به سایر حوزه‌های اختلاف نیز کشانده و درنهایت رابطه دوجانبه عادی شود. این الگو با اعتراف به شکستِ تلاش‌های پیشین برای تغییر رژیم در ایران و یا مهار آن از طریق تحریم و تهدید، با رویکردی عمل‌گرایانه به دنبال تعریف ایران به‌عنوان یک شریک راهبردی است. 

 

با بررسی مواضع نامزدها در مبارزات انتخاباتی می‌توان از 4 الگوی مواجهه با ایران خبر داد[1]:

  • تعامل راهبردی: برنی سندرز ( Bernie Sanders)، سناتور ارشد آمریکایی به‌طور قاطع از توافق هسته‌ای دفاع می‌کند و در پی آن است که الگوی مذاکراتی ایران و آمریکا در این پرونده را به سایر حوزه‌های اختلاف نیز کشانده و درنهایت رابطه دوجانبه عادی شود. این الگو با اعتراف به شکستِ تلاش‌های پیشین برای تغییر رژیم در ایران و یا مهار آن از طریق تحریم و تهدید، با رویکردی عمل‌گرایانه به دنبال تعریف ایران به‌عنوان یک شریک راهبردی است. در یک نگاه کلان تر می‌توان ریشه‌های چنین رویکردی را در تبعات «افول آمریکا» پیگیری کرد. یکی از بارزترین شواهد این موضوع در چالش‌های آمریکا در خاورمیانه و نحوه مواجهه آن با مشکلات پیش رو در این منطقه است. برخلاف نظریه‌های «توطئه محور» که همه تحولات منطقه را چه در مرحله پیدایش و چه در مرحله استمرار به آمریکا نسبت می‌دهد و در راستای منافع این کشور می‌دانند، آنچه در صحنه واقعی در حال شدن است گویای ضعف آمریکا در مدیریت تحولات است. برای آمریکا مطلوب آن بود تا با کنترل مسائل خاورمیانه و کاهش هزینه‌ها، نقطه تمرکز خود را صرف مهار رقبای اقتصادی خود در شرق آسیا و اروپا کند که با روند کنونی در آینده نزدیک جایگاه برتر اقتصادی این کشور را تصاحب خواهند کرد. ولی عملاً آمریکا با راه‌حل‌های مقطعی و تاکتیکی شرایط را بر خود پیچیده‌تر کرده است. به نظر می‌رسد ابزارهای آمریکا (جنگ مستقیم یا تحریم اقتصادی و تلاش برای تغییر نظام از طریق حمایت از اپوزیسیون و...) نمی‌تواند آن چنان که باید و شاید در خدمت اهداف آمریکا قرار گیرد. بخشی از این وضعیت ریشه در سوء مدیریت دولتمردان آمریکا و بخشی دیگر ریشه در افول قدرت آمریکا دارد.از همین روی سندرز علاوه بر آنکه مشکلات داخلی و اقتصادی آمریکا در اولویت نخست خود قرار می‌دهد، واقعیت زوال ایالات‌متحده را نیز می‌پذیرد و به ایده‌های انزواگرایانه گرایش پیدا می‌کند. او هرچند دکترین مشخصی در سیاست خارجی ندارد ولی از مواضع و عملکرد پیشین او می‌توان فهمید که به‌احتمال زیاد او به سراغ گزینه‌های نظامی و یا سایر گزینه‌های چالش برانگیز نظیر تغییر رژیم نخواهد رفت. هر چند همچنان سندرز به‌طور کامل گزینه‌هایی نظیر تحریم و تهدید را کنار نگذاشته و دیدگاه انتقادی نسبت به مسائل داخلی و سیاستی‌های منطقه‌ای ایران دارد ولی او دیپلماسی و حمایت از جریان میانه رو در ایران را بهترین گزینه در قبال ایران می‌داند. البته با روی کار آمدن او استدلال هایی مبنی بر قابل اعتماد بودن آمریکا قوت می‌گیرد و امید برای حل مسائل اختلافی و تجربه دوره جدیدی از مناسبات دوجانبه قوت خواهد گرفت.

  • تعامل ستیزه جویانه: تعبیر عامیانه این الگو رابطه مبتنی بر «چماق و هویج» است. در این الگو تعامل به عنوان یک «تدبیر تاکتیکی» برای جلوگیری از پیشرفت‌های ایران در صحنه داخلی و منطقه‌ای به شمار می‌رود. و دیپلماسی برای گفت‌وگو در مسائل خاص پسندیده تلقی می‌شود ولی درنهایت ایران را یک شریک راهبردی قابل اعتماد نمی‌داند. در میان مدت مهار ایران و در بلندمدت هدف اصلی این الگو تغییر حکومت در ایران است. هرچند این الگو در دوره اوباما نیز در حال اجراست ولی کلینتون (Hillary Rodham Clinton) این سیاست را سخت‌گیرانه‌تر دنبال خواهد کرد. او در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران به شدت تحت نفوذ لابی اسرائیلی است تا جایی که رویکرد او شباهت زیادی به جمهوری خواهان سنتی پیداکرده است. وزیر خارجه پیشین آمریکا معتقد است «هنوز کارهای زیادی مانده قبل از آنکه بتوان درباره عادی سازی روابط با ایران سخن گفت. آنها باید از حمایت دولتی از تروریسم و ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه که به هرج و مرج بیشتر انجامیده، دست بردارند. باید از سوریه خارج شوند، از حمایت حزب‌الله [لبنان] و حماس دست بکشند.» در صورت پیروزی احتمالی او توافق هسته‌ای اجرایی خواهد شد ولی کیفیت عملی شدن آن مطلوب ایران نخواهد بود. موانع بیشتری در مقایسه با دولت اوباما بر سر راه اجرای برجام وضع خواهد شد. علاوه بر این با روی کار آمدن او یک ائتلاف منطقه‌ای مصمم برای شکست پروژه‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی شکل خواهد گرفت و در اغلب حوزه‌ها شاهد تشدید درگیری و افزایش فشار و هزینه خواهیم بود.

  • تنبیه گری بدون تعامل: مطابق این دیدگاه ایران خطری بزرگ برای آمریکا و اسرائیل تلقی شده و ریشه مسائل اختلافی فراتر از اختلافات سیاسی و در سطح گفتمانی دانسته می‌شود. به عبارت دیگر، در این رویکرد ماهیت جمهوری اسلامی برای طرف مقابل قابل تحمل نخواهد بود و آمریکا باید تمام تلاش خود را برای بسیج امکانات جهت بی‌ثبات کردن ایران و در نهایت تغییر حکومت به کار ببندد. تد کروز (Ted Cruz) نماینده چنین نگاهی در میان نامزدهای انتخاباتی است. وی معتقد است «رژیمی که ما باید آن را تغییر دهیم ایران است... زیرا ایران علیه ما اعلام جنگ کرده است.» کروز توجهی به توصیه های انزواگرایانه مبنی بر ضرورت کاهش تعهدات آمریکا در سطح جهان ندارد و به دنبال تحقق اندیشه‌های امپریالیستی -ناشی از دیدگاه‌های راست افراطی- است. علایق مذهبی و ایدئولوژیک وی بیش از محاسبات هزینه-فایده در تصمیم‌گیری او اثر دارد. بنابراین از نگاه کروز ریشه اختلافات کنونی ایران و آمریکا در ماهیت سازش‌ناپذیر نظام لیبرال دموکراسی و انقلاب اسلامی است و تغییر رژیم در جمهوری اسلامی ایران پایان بخش این نزاع خواهد بود.تجربه عملکرد او نشان می‌دهد که وی در تصمیمات خود قاطع است و هیچ یک از دو حزب اصلی آمریکا نمی‌توانند او را از تصمیم خود منصرف کنند. تجربه تعطیلی 17 روزه دولت اوباما با وجود مخالفت جریان غالب حزب جمهوری خواه و اقدامات مشابهی در برکناری رئیس مجلس نمایندگان آمریکا که از هم حزبی های کروز نیز بود، نشان از قاطعیت او در اجرای خواسته هایش دارد، جالب آنکه وی باروحیه پیگیر خود توانسته اهداف خود را محقق کند. او می‌گوید: « بهتراست باور کنید اگر من بعنوان رئیس جمهور انتخاب شوم در روزهای اول کاری خود برگه‌های این توافق بد را ریز ریز می‌کنم.»کروز همچنین با ادعای مشارکت حمید ابوطالبی در تسخیر سفارت آمریکا در ایران از اوباما خواست تا مانع از صدور ویزای او به عنوان سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل شود. این پیشنهاد او مورد موافقت دولت آمریکا قرار گرفت و دولت یازدهم مجبور شد بعد از چندین ماه شخص دیگری را به عنوان نماینده معرفی نماید. همچنین کروز جزو ۴۷ سناتوری بود که طی نامه‌ای به رهبر انقلاب اعلام کردند «رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند چنین توافقی را با حرکت یک خودکار لغو کند و کنگره‌های بعدی می‌تواند مفاد توافق را در هر زمانی تغییر دهد.»

  • الگوی ترامپ: ترامپ (Donald John Trump) یک پدیده در صحنه سیاسی آمریکاست. وی هیچ تجربه سیاسی ندارد و برنامه و راهبرد مشخص برای سیاست خارجی ندارد. او می گوید: «من در سیاست خارجی دکترین خاصی ندارم و در هر موقعیت بنا به آن موقعیت تصمیم می‌گیرم.» ترامپ می داند چه نمی‌خواهد ولی نمی‌داند چه می‌خواهد. بر اساس تحلیل او «آمریکا و ایران به تفاهمی دست یافته اند که به نظر من یکی از بدترین و ابلهانه ترین قراردادهایی است که از طریق مذاکره حاصل شده و اگر هیلاری کلینتون انتخاب شود از این هم بدتر خواهد شد. ابطال توافقنامه هسته‌ای «فاجعه‌بار» ایران، منطقی و عقلانی نیست، به جای این کار، باید آن را بهتر کرد.» وی شیوه هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری را نمی‌پسندد ولی تاکنون دقیقاً مشخص نشده است آن کار بهتری که او برای اجرای توافق در نظر دارد چه مشخصه‌های خواهد داشت. از نظر کارشناسان متعدد آمریکایی بسیاری از راهکارهای او برای مشکلات غیرعملی است. نظیر آنچه او درباره اصلاح بعضی از مفاد توافق گفته است. با این حال به نظر می رسد او از روی اکراه به توافق تن خواهد داد ولی در اجرای تعهدات آمریکا تعلل می‌کند و چه بسا بدون اینکه توافق را لغو کند از اجرای تعهدات در برجام شانه خالی کند. ترامپ در سخنرانی‌های خود به این موضوع اشاره‌کرده است که « بر اساس تجربه‌ای که در بخش خصوصی داشته پاره کردن یک قرارداد اغلب کار سختی است... اما من طوری این توافق را سروسامان خواهم داد که آنها (ایرانی‌ها) شانسی نداشته باشند.»

 

نتیجه‌گیری

مواضع و رویکردهای نامزدهای انتخاباتی آمریکا در قبال ایران را می‌توان در یک طیف از تعامل تا تقابل تهاجمی دسته بندی کرد. اما در ادامه دو موضوع می‌تواند در این دسته‌بندی و در تعدیل یا تشدید سیاست ها مؤثر واقع شود.

 

  • علاوه بر مواضع حزبی و تأثیر لابی‌های ضد ایرانی در اتخاذ موضع علیه ایران، رسانه ها و اندیشکده های آمریکایی نیز نقش ویژه و برجسته‌ای در طراحی یک نقشه جامع در قبال ایران دارند. بنابراین باید دید حلقه تصمیم ساز رئیس‌جمهور آمریکا از میان چه شخصیت‌هایی انتخاب شده و کدام یک از اندیشکده ها در مقام توصیه و مشورت به او قرار خواهند گرفت.

 

  • همزمان با انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، کنگره نیز شاهد رقابت نامزدهای مختلف برای تصدی کرسی‌های سنا و مجلس نمایندگان خواهد بود. هرچند بر اساس تجربه انتخابات پیشین کنگره معمولاً تغییر محسوسی در ترکیب اعضا رخ نمی دهد ولی با توجه به اینکه هم اینک اختلاف کرسی های دو حزب در سنا به هم نزدیک است می‌توان شاهد تغییر اکثریت در سنا به سود دموکرات ها بود. چه‌بسا این اتفاق در مجلس نمایندگان نیز تکرار شود. در این صورت کار برای یک رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه دشوار خواهد شد و او نمی‌تواند به راحتی همه خواسته‌های خود را عملی بکند. بنابراین ترکیب مجلس آینده در همراهی رئیس‌جمهور آمریکا یا در تقابل با او مهم خواهد بود.
مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی