چندرسانه ای

چگونگی نابودی کشاورزی ایران در دوران پهلوی

طرح آمریکایی اصلاحات ارضی چگونه در ایران اجرا شد؟ آیا می دانستید به 68 درصد از دهقانان زمین های کمتر از 5 هکتار رسید، درحالی که برای بهره وری اقتصادی زمین برای یک خانوار، حداقل زمین مورد نیاز حدود 7 هکتار بود؟

تاریخ معاصر ایران پر است از خیانت و غارت ایران توسط پادشاهان نالایق و بیگانگانی که از این پادشاهان حمایت می‌کردند. حکومت پهلوی که با کمک انگلستان توانست زمام امور را به دست بگیرد، مطمئناً بدون حمایت دولت‌های خارجی قادر به حفظ قدرت خود نبود و در طول حدود 50 سال حکومت بر ایران بارها از حمایت دولت‌های خارجی برای سرکوب مردم ایران برخوردار شده بود. محمدرضا شاه که یک‌بار تا آستانه از دست دادن قدرت در سال 1332 پیش رفته بود و با کودتایی آمریکایی توانسته بود بار دیگر در مسند پادشاهی ایران قرار بگیرد، خود را مدیون آمریکا می‌دانست
 

بر اساس آمارهای رسمی به 68 درصد از دهقانان زمین‌های کمتر از 5 هکتار رسید  درحالی که برای بهره‌وری اقتصادی زمین برای یک خانوار، حداقل زمین موردنیاز حدود 7 هکتار بود (به غیر از شمال ایران). با این اوصاف بسیاری از دهقانان که تا قبل از این بر روی زمین‌های اربابان خودکار می‌کردند، زمین‌های خود را که بهره وری نداشت رها کرده و به شهرها هجوم آوردند.

اصلاحات ارضی

قوانین اصلاحات ارضی در سه مرحله تصویب شد. مرحله‌ی اول در سال 1340 به تصویب رسید که هدف آن تقسیم اراضی مالکان غایب و محدود کردن مالکیت ارضی مزروعی به یک ده شش دانگ یا شش دانگ از دهات مختلف بود.مرحله‌ی دوم اصلاحات ارضی در سال 1343 به تصویب رسید. هدف نظام سهم بری و جایگزین کردن اجاره داری بدون تغییر نظام زمین‌داری بود. مرحله‌ی سوم اصلاحات هم در سال 1348 تصویب شد.

ارسنجانی

امینی در دوران نخست‌وزیری خود ارسنجانی را به عنوان وزیر کشاورزی معرفی کرد که طراحی اصلاحات ارضی در غیاب مجلس بر عهده ی ارسنجانی بود. ارسنجانی رابطه‌ی خوبی با اسرائیل داشت به طوری که برخی سیاستمداران ایرانی در وصف او گفته‌اند که «... از مقامات ایرانی هیچ کس به اندازه‌ی ارسنجانی در نزد دولت اسرائیل محبوب نیست...»

علی امینی

او فردی تحصیل‌کرده بود که دکترای خود را در علم اقتصاد در سال 1310 از دانشگاه پاریس اخذ کرده بود. پدربزرگ او امین‌الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه بود و مادرش فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه. علی امینی در کابینه ی مصدق وزیر اقتصاد ملی بود و در کابینه‌ی سپهبد زاهدی وزیر امور دارایی شد و قرارداد کنسرسیوم نفت را وی تنظیم کرد و خدمت بزرگی به آمریکا انجام داد.

کندی

با روی کار آمدن کندی در ایالت متحده‌ی آمریکا، سیاست‌های این کشور برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم به کشورهای جهان سوم و وقوع انقلاب علیه متحدان آمریکا در این کشورها، با تغییری تاکتیکی مواجه شد. کندی برای حفاظت از رژیم‌های وابسته دو برنامه طراحی کرد: اول آموزش نظامی برای سرکوب جنبش‌های سرکوب گرایانه و دوم برنامه برای پیشرفت اقتصادی کشورهای در معرض خطر.

 


او که محبوبیتی برای خود در داخل کشور مشاهده نمی‌کرد، پایه‌های حفظ قدرت خود را در خارج از کشور می‌دید و برای همین عنصری گوش به فرمان آمریکا شده بود و کشور را به محلی برای تأمین منافع دولت‌های بیگانه تبدیل کرده بود. یکی از مواردی که شاه بدون توجه به مصلحت مردم ایران و به دستور دولت آمریکا و برای تأمین منافع این دولت، به مردم ایران خیانت کرد و باعث وارد آمدن خسارت‌های فراوانی به مردم و مخصوصاً دهقانان شد، طرح «اصلاحات ارضی» بود. در این گزارش نشان داده خواهد شد که چگونه به دلیل اجرای این طرح، کشاورزی ایران به سوی نابودی رفت و ایران را به بازار مصرفی برای کالاهای آمریکایی تبدیل کرد.
 


محمدرضا پهلوی آماده توزیع اسناد املاک و زمین‌ها


دکترین کندی
با روی کار آمدن کندی در ایالت متحده‌ی آمریکا، سیاست‌های این کشور برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم به کشورهای جهان سوم و وقوع انقلاب علیه متحدان آمریکا در این کشورها، با تغییری تاکتیکی مواجه شد. کندی برای حفاظت از رژیم‌های وابسته دو برنامه طراحی کرد: اول آموزش نظامی برای سرکوب جنبش‌های سرکوب گرایانه و دوم برنامه برای پیشرفت اقتصادی کشورهای در معرض خطر
آمریکا متوجه بود که مهم‌ترین خطر برای برتری نظامی آمریکا و هم پیمانان ناتو نه از سوی ارتش روسیه بلکه از جانب دهقانان شورش گر کشورهای توسعه نیافته ی آفریقا، آسیا و آمریکایی است برای همین کندی دستور داد تا واحدهای ضد شورش که بعداً به نیروهای کلاه سبز مشهور شدند ایجاد شود. کندی معتقد بود که علت تمایل نیروهای شورشی جهان سوم به کمونیسم فقر است. برای همین او تنها راه رهایی از کمونیسم را کمک کردن به مردم این کشورها و جنبش ها دانست تا در دامن کمونیسم قرار نگیرند

کارشناسان کندی به این نتیجه رسیده بودند که برنامه‌ی وسیعی را در جنگ روانی، توسعه ی روستاها و کمک‌های اقتصادی و عملیات عمرانی دنبال کنند که بیماری ها و نا بسامانی‌های عمده‌ی اجتماعی را سروصورت دهند و تا حدودی حقانیت و مردمی بودن رژیم دست نشانده را قابل دفاع جلوه دهند. این برنامه با عنوان «اتحاد برای پیشرفت» ابتدا در کشورهای آمریکای لاتین شروع شد.

اصلاحات ارضی در ایران
طرح اصلاحات ارضی در ایران در حقیقت همان  طرح اتحاد برای پیشرفت کندی برای جلوگیری از قیام‌های مردمی در جهان سوم بر ضد آمریکا بود که در ایران به صورت اصلاحات ارضی و انقلاب سفید و سپس در شیلی تحت عنوان «اتحاد برای آزادی» به منظور جلوگیری از پیروزی سالوادرو آلنده در انتخابات عمومی سال 1964 به مرحله‌ی اجرا گذاشته شد

 


اوضاع ایران در بین سالهای 1339 تا 1340 اوضاعی بحرانی برای شاه بود. جبهه‌ی ملی دوم در تاریخ 30 تیر اعلامیه‌ی تأسیس خود را منتشر کرد و این هم زمان بود با حملات جمال عبدالناصر به رژیم شاه و قطع روابط با ایران. از طرف دیگر حملات دولت سوریه علیه رژیم در مردادماه، تحصن سران جبهه‌ی ملی در مجلس سنا در اعتراض به تقلب در انتخابات دوره‌ی بیستم مجلس و میتینگ دانشجویان طرفدار جبهه‌ی ملی در 26 مرداد، اعتراضات مردمی به انتخابات، اعتراضات متعدد و پی در پی دانشجویان و تجمع فرهنگیان در میدان بهارستان و کشته شدن یک نفر از آن‌ها در درگیری با پلیس بر نابسامانی اوضاع سیاسی ایران می‌افزود.

بر اساس یکی از  گزارشات سیا که در تاریخ نوامبر 1958 منتشر شد، تأکید گردید که اگر شاه  برنامه‌ی اصلاحات را آغاز نکند «ظرف یکی دو سال» سقوط خواهد کرد. بر اساس این گزارش شورای امنیت ملی آمریکا برنامه و رهنمودی را منتشر ساخت که خواهان تغییرات عمده در سیاست خارجی آمریکا شد. این رهنمود اظهار می‌داشت پایگاه عمده‌ی پشتیبانی از شاه، زمین‌داران بزرگ و وابستگان تجاری محافظه‌کار آنها، رده‌های بالای دیوان‌سالاری دولتی و افسران ارشد ارتش هستند و رشد ناآرامی، ناشی از بیداری مردمی برای اصلاح ساختار عتیقه شده‌ی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران است. با این دلیل که احتمال نمی‌رود شاه به ابتکار خود دست به اصلاحات بزند، لازم است که وی تحت‌فشار قرار داده شود و با گروه مخالف غیر کمونیستی که احتمال ظهور آنها وجود دارد تماس برقرار گردد. اگر شاه نتوانست اصلاحات را عملی کند، ایالات‌متحده آمادگی آن را داشته باشد که یگانگی خود با وی را کاهش داده و از یک حکومت جانشین پشتیبانی کند.

 


دیدار خروشچف و کندی


این نگرانی ها زمانی افزایش یافت که کندی با خروشچف رهبر شوروی در وین ملاقات کرد و خروشچف به تمسخر شاه پرداخت و گفت: ... به زودی ایران به خاطر فقر مردم و فساد حکومت شاه، به سوی انقلاب مارکسیستی پیش می‌رود و دیری نمی‌پاید که مانند سیب رسیده به دامن شوروی فرو می‌افتد.

دولت امینی
شخص موردنظر آمریکایی‌ها در ایران برای اجرای اصلاحات علی امینی بود. او فردی تحصیل‌کرده بود که دکترای خود را در علم اقتصاد در سال 1310 از دانشگاه پاریس اخذ کرده بود. پدربزرگ او امین‌الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه بود و مادرش فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه. علی امینی در کابینه ی مصدق وزیر اقتصاد ملی بود و در کابینه‌ی سپهبد زاهدی وزیر امور دارایی شد و قرارداد کنسرسیوم نفت را وی تنظیم کرد و خدمت بزرگی به آمریکا انجام داد. او در دوره علا به‌عنوان سفیر ایران در آمریکا منصوب شد و در آنجا با بسیاری از کارگزاران آمریکایی آشنا شد. دوستی صمیمی او با کندی در همان دوره آغاز شد.


امینی باوجود مخالفت های شاه با حمایت آمریکا به عنوان نخست‌وزیر منصوب شد. او بعد از روی کار آمدن و در ابتدای زمامداری خود از آمریکا یک وام دراز مدت هفتصد و پنجاه میلیون دلاری خواست ولی واشنگتن پرداخت وام را موکول به اجرای برنامه ی اصلاحات ارضی موردنظرش نمود.  امینی برای به اجرا در آوردن اصلاحات موردنظر آمریکا، دکتر حسین ارسنجانی- یکی از حامیان اصلاحات ارضی- را به‌عنوان وزیر کشاورزی منصوب کرد و سرانجام در تاریخ 19 دی ماه 1340 لایحه ی اصلاحات ارضی را در 38 ماده در هیأت دولت به تصویب رساند

به موجب این لایحه هر یک از مالکان فقط می‌توانستند یک ده شش دانگ داشته باشند. زمین‌های اضافی توسط دولت خریداری و در اختیار کشاورزان داده می‌شد. بهای زمین اضافی مالکان طبق مالیات‌های قبلی به دولت محاسبه و طی ده سال پرداخت می‌گردیداما شاه از اینکه امینی رهبری اصلاحات آمریکایی را به دست گرفته بود سخت نگران بود و برای همین توطئه و بهانه‌جویی را آغاز کرد.

او در سفر خود به آمریکا در تاریخ 21 فروردین 1341، با کندی ملاقات کرد و مورد تمجید او قرار گرفت. در مذاکرات بین این دو، کندی از شاه خواست بخشی از هزینه‌های نظامی خود را صرف بهبود وضع اقتصادی کشور کند که شاه به کندی قول عمل به خواسته‌هایش را داد مشروط بر اینکه آمریکا دست از حمایت دکتر امینی بردارد. کندی این شرط را پذیرفت و نسخه‌ی اصلاحاتی را که برای همه‌ی کشورهای آمریکای لاتین و جهان سوم تهیه کرده بود به او داد که چند ماه بعد با تبلیغات فراوان به عنوان انقلاب سفید اعلام گردید  و مواد شش‌گانه‌ی آن را به همه پرسی گذاشته شد. شاه در نطقی که در جلسه‌ی مشترک کنگره‌ی آمریکا ایراد کرد وعده داد که در ایجاد زیربنای استوار اصلاحات اجتماعی از هیچ کوششی فروگذار نکند.

 


مک نامارا - کندی - محمدرضا پهلوی

 

شاه بعد از مذاکره با کندی مصلحت را در آن دید تا خود مأموریت اصلاحات را به عهده بگیرد. از این رو لازم بود پس از امینی نخست وزیری را روی کار بیاورد که کاملاً مطیع اوامر او باشد و از خود هیچ فکر و اراده ای نداشته باشد. برای همین اسدالله علم را که سر سپرده ی خاندان پهلوی بود را در این مسند قرار داد.

ارسنجانی و ارتباط با اسرائیل
همان‌طور که گفته شد امینی در دوران نخست‌وزیری خود ارسنجانی را به عنوان وزیر کشاورزی معرفی کرد که طراحی اصلاحات ارضی در غیاب مجلس بر عهده ی ارسنجانی بود. ارسنجانی رابطه‌ی خوبی با اسرائیل داشت به طوری که برخی سیاستمداران ایرانی در وصف او گفته‌اند که «... از مقامات ایرانی هیچ کس به اندازه‌ی ارسنجانی در نزد دولت اسرائیل محبوب نیست...» او بارها به اسرائیل سفر کرد و برای چگونگی اجرای اصلاحات ارضی با بسیاری از کارشناسان اسرائیلی به مذاکره پرداخت و بسیاری از کارشناسان ایرانی را برای آموزش به اسرائیل فرستاد. یک گروه از کارشناسان صهیونیستی در امور «اصلاحات ارضی» و کشاورزی به سرپرستی «آریه آلی آو» در 1 مرداد 1340 بنا به دعوت رسمی دکتر حسن ارسنجانی به ایران آمدند و سالیان درازی در ایران ماندگار شدند.

 


اقدامات ارسنجانی فقط معطوف به گسترش ارتباطات با اسرائیل درزمینهٔ ی کشاورزی نبود، بلکه او تلاش‌های فراوانی را برای زمینه‌سازی به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و تبادل سفر میان دو کشور انجام داد.. روزنامه‌ی «معاریو» چاپ فلسطین اشغالی در این باره نوشت: «با وجود روابط حساسی که میان ایران و کشورهای عربی وجود دارد و با وجود فشاری که بر شاه وارد می‌شود، دکتر ارسنجانی آشکارا ارزشی را که برای مأموریت کارشناسان اسرائیلی قائل است، اعلام کرد و در اثر نفوذ ارسنجانی، مطبوعات ایران هم شروع به ذکر کمک اسرائیل کردند

ارسنجانی از وزیر کشاورزی آن روز اسرائیل (ژنرال موشه دایان) برای بازدید از ایران رسماً دعوت کرد. موشه دایان از تاریخ 27 شهریور تا پنجم مهرماه 1341 در ایران بود و در این سفر با شاه، نخست وزیر و دیگر مقامات بلندپایه‌ی ایران دیدار و گفتگو کرد و قراردادهایی را در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، کشاورزی و عمرانی با دولت ایران به امضا رساند. این نخستین باری بود که نماینده‌ی رسمی دولت اسرائیل به موجب دعوت رسمی دولت ایران از کشور دیدن می‌کرد که  این مسئله در مطبوعات اسرائیل بازتاب فراوانی داشت.
 


ژنرال موشه دایان وزیر کشاورزی اسرائیل


بعد از گذشت چند ماه از دیدار موشه دایان از ایران، ارسنجانی برای مذاکره و داد و ستد بیشتر با مقامات اسرائیل به فلسطین اشغالی سفر کرد. در مراسم استقبال، موشه دایان در یک سخنرانی ضمن تقدیر و ستایش از ارسنجانی  او را «مرد عمل» خواند و موفقیت «تقسیم اراضی» در ایران را از «همت والای» او دانست و درباره‌ی او گفت: «...آقای دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی ایران یکی از چهره‌های بزرگ عصر ما هستند...» دکتر ارسنجانی نیز در نطق خود از ژنرال موشه دایان و رژیم صهیونیستی فراوان سخن گفت و موفقیت ایران را در اجرای «اصلاحات ارضی» و دیگر «طرح‌های انقلابی» در سایه‌ی طرح‌ها، نقشه‌ها و همکاری همه جانبه‌ی صهیونیست‌ها دانست

 


سفر موشه دایان به تهران و بازدید از اصفهان


مراحل اصلاحات ارضی
قوانین اصلاحات ارضی در سه مرحله تصویب شد. مرحله‌ی اول در سال 1340 به تصویب رسید که هدف آن تقسیم اراضی مالکان غایب و محدود کردن مالکیت ارضی مزروعی به یک ده شش دانگ یا شش دانگ از دهات مختلف بود.
مرحله‌ی دوم اصلاحات ارضی در سال 1343 به تصویب رسید. هدف نظام سهم بری و جایگزین کردن اجاره داری بدون تغییر نظام زمین‌داری بود. زمین‌دارانی که در مرحله اول اصلاحات ارضی زمین‌های خود را حفظ کرده بودند به یکی از روش‌های زیر مجبور بودند:

1- اجاره‌ی املاک به زارعین؛ 2- فروش اراضی به زارعین 3- تقسیم زمین به نسبت به بهره‌ی مالکانه بین مالک و زارع؛ 4- خرید حق ریشه‌ی دهقانان توسط مالکین؛ 5- تشکیل واحدهای سهامی زراعی و اداره‌ی مشترک بین مالک و زارع.

مرحله‌ی سوم اصلاحات هم در سال 1348 تصویب شد. چون در مرحله‌ی دوم اصلاحات اکثر مالکان، روش اول یعنی اجاره‌ی املاک به مالکین را انتخاب کردند و در اثر پرداخت اجاره بها به صورت نقدی و عدم توانایی فروش محصولات توسط زارعین، کشاورزی رو به وخامت گذاشت، دولت تصمیم گرفت با مجبور کردن مالکان به تقسیم اراضی بین مالکان و اجاره دادن برحسب بهره ی مالکانه و یا فروش اراضی به دهقانان، انگیزه‌ی بیشتری برای دهقانان ایجاد کند.
 


محمدرضا پهلوی در حال توزیع اسناد مالکیت


پی آمدهای اصلاحات ارضی
از آنجایی که اصلاحات ارضی نسخه‌ای خارجی بود که مقامات آمریکایی و اسرائیلی آن را برای ایران پیچیده بودند، این طرح هیچ منفعت اقتصادی برای مردم نداشت. این طرح در اصل به منظور جلوگیری از نفوذ کمونیسم و کاهش قدرت مالکان بود که در پی آن به دلیل اینکه طراحی و اجرای آن کاملاً از سوی کارشناسان آمریکایی و اسرائیلی - که با شرایط ایران آشنایی نداشتند - دیکته شده بود منجر به نابودی کشاورزی ایران و وابستگی کشور به مواد غذایی وارداتی شد. اریک هوگلند کارشناس انگلیسی که به ایران آمد تا نتایج اصلاحات ارضی را ارزیابی کند، نتایج تحقیقات را این‌گونه بیان می‌کند:«موفقیت عملی ازلحاظ منافع مثبت واقعی برای دهقانان مشمول قانون عملاً صفر بود. اصلاحات ارضی ایران عملاً یک برنامه‌ی محافظه‌کارانه بود که مزایای مثبت محدود داشت... در 1971(1350) اکثر روستائیان ازنظر موقعیت اقتصادی بهتر از سال‌ها قبل از اجرای برنامه نبودند


گزارشگران سازمان ملل و پژوهندگان غربی که درباره‌ی اصلاحات تحقیق می‌کردند نتیجه‌ی شکست برنامه‌ی اصلاحات را این‌گونه گزارش می‌دهند: «فقیر تر از همیشه شدن میلیون‌ها روستایی، سیر سعودی بیکاری، کار با مزد کم در دهه‌ی 1960 و آبیاری ناکافی. رشد فرآورده‌ای کشاورزی در سال تنها دو درصد بود، حال آنکه سالانه سه درصد بر تعداد جمعیت و شش درصد بر خرج زندگی زندگی افزوده می‌شد. در سال 1968(1347) برای نخستین بار دولت شروع به واردات گندم برای تغذیه‌ی مردم کرد

بر اساس آمارهای رسمی به 68 درصد از دهقانان زمین‌های کمتر از 5 هکتار رسید  درحالی که برای بهره‌وری اقتصادی زمین برای یک خانوار، حداقل زمین موردنیاز حدود 7 هکتار بود (به غیر از شمال ایران). با این اوصاف بسیاری از دهقانان که تا قبل از این بر روی زمین‌های اربابان خودکار می‌کردند، زمین‌های خود را که بهره وری نداشت رها کرده و به شهرها هجوم آوردند. هجوم گسترده‌ی دهقانان به شهرها باعث شد که 30 در صد از شاغلین بخش کشاورزی در طی سالهای 1342 تا 1354 کم شود و سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی، طی سالهای  1320 تا 1356، از 50 درصد به 9 درصد کاهش یابد.
 


محمدرضا پهلوی در حال تسلیم اسناد مالکیت به یک تن از زنان کشاورز


بعد از کاهش شدید تولیدات کشاورزی، رژیم شاه برای تأمین مایحتاج مردم حجم واردات را افزایش داد و ایران را که تا سالهای اول دهه‌ی 40  ازنظر مواد غذایی خود کفا بود به یکی از واردکنندگان مواد غذایی تبدیل کرد. طبق آمارها در حالی که واردات فرآورده‌های کشاورزی در سال 1342، حدود 100 میلیون دلار بود، در سال 1356 این میزان به 2.6 میلیارد دلار رسید که حدود 2 میلیارد دلار آن از آمریکا وارد می‌شد. این روند ایران را به شکل یکی از مشتریان شرکت های چندملیتی مواد خوارو بار درآورد و کشور را به بازار مصرفی برای تولیدات کشاورزی اسرائیل تبدیل کرد

کاهش تولید گندم
زیان‌بارترین پیامد اصلاحات ارضی در تولید گندم و جو بود. در حالی که ایران سالانه 7 میلیون تن گندم و جو تولید می‌کرد، سطح تولید بعد از اصلاحات ارضی به 4 میلیون تن تقلیل یافت و گندم‌های آمریکایی کمبود تولید داخلی گندم را جبران کرد
این اصلاحات آمریکایی- اسرائیلی اگرچه در ابتدا در نظر برخی از عامه  مردم و دهقانان، مفید به نظر می‌رسید و می‌توانست آن‌ها را صاحب زمین کند، اما به دلیل اینکه در خارج از کشور طراحی‌شده بود و تأمین منافع دولت‌های خارجی را هدف خود قرار داده بود نه تنها تأثیری در زندگی قشر روستایی به دنبال نداشت بلکه باعث بیکاری کشاورزان و مهاجرت این طیف به شهرهای بزرگ شد. بیشترین منفعت اجرای این طرح، عاید شرکت‌های آمریکایی و اسرائیلی شد که ایران به بازار مصرفی برای کالاهایشان تبدیل شده بود.

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی