چندرسانه ای

واکاوی اختلافات دو گروه بزرگ از یهودیان

نگاهی تحلیلی به جدال یهودیان سفاردی و اشکنازی

شابتای زوی (اولین ماشیح دروغین در عصر جدید)‌ فردی سفاردی به شمار می‌رفت اما پس از وی فردی به نام «ژاکوب فرانک» که او را اشکنازی می‌دانند رهبری جریان منجی گرایی را برعهده گرفت. برخی از یهودیان معتقدند که وی ماشیح واقعی است و باید او را از گزند کلیسای مسیحیت که خواهان نابودی اوست در امان نگه دارند.

علی‌رغم اینکه هر یک از دو گروه اشکنازی و سفاردی به‌طور کلی جزو یهودیت قرار می‌گیرند و علی‌رغم اینکه هر یک از دو گروه، تلمود بابلی (نه تلمود فلسطینی) را تنها مرجع مسائل دینی خود می‌دانند،‌ همچنان بعضی از نقاط اختلاف بین این دو گروه وجود دارد که برخی از آن‌ها سطحی و برخی عمیق می‌باشد و این اختلاف به محیط‌های فرهنگی که اعضای هر یک از گروه‌های یهودی-سفاردین و اشکنازی- در آن زیسته‌اند، برمی‌گردد. برای یهودیان اسپانیایی که سفاردی هستند شیوه خاصی در نمازخواندن و برپایی شعار دینی وجود داشته است که ادامه رسوم دینی یهودیانی به شمار می‌رود که در بابل حضور یافتند  و در آنجا پیشرفت کردند.
 

ذبح یهود

یهودیان متشرع – چه سفارد و چه اشکناز – گوشتی را که به دست خاخامی از گروه مقابل، ذبح شده باشد را نمی‌خورند. لذا پیروان هر یک از این دو گروه می‌بینند که نزدشان مشکلی در نحوه ذبح وجود دارد که به مشکلات دیگرشان افزوده می‌شود.اختلافات بین اشکناز و سفاردین‌ها تنها به خوردن گوشت خلاصه نمی‌شود بلکه این اختلافات پیرامون شراب نیز وجود دارد.
 

ذبح یهود

یهودیان متشرع – چه سفارد و چه اشکناز – گوشتی را که به دست خاخامی از گروه مقابل، ذبح شده باشد را نمی‌خورند. لذا پیروان هر یک از این دو گروه می‌بینند که نزدشان مشکلی در نحوه ذبح وجود دارد که به مشکلات دیگرشان افزوده می‌شود.اختلافات بین اشکناز و سفاردین‌ها تنها به خوردن گوشت خلاصه نمی‌شود بلکه این اختلافات پیرامون شراب نیز وجود دارد.
 

ازدواج یهودیان

از بارزترین و عمده‌ترین موضوعات اختلافی بین اشکناز و سفارد، موضوع ازدواج است. کما اینکه هنوز بر یک سفاردی "حریدی"-فرد متشرع و پایبند به دین ازدواج با یک زن اشکنازی حرام است و عکس این موضوع نیز صادق است. سفاردین‌ها و اشکنازها یکدیگر را نجس زاده دانسته و ازدواج با یکدیگر را ممنوع می‌دانند

اعتراض یهودیان

تظاهرات ده‌ها هزار اشکنازی و سفاردی در اعتراض به‌حکم دادگاه عالی رژیم صهیونیستی که جدایی دانشجویان مراکز دینی اشکناز و سفاردی را ممنوع دانسته و خواستار یکپارچه‌ی نظام آموزشی شده بود.

نماز یهودیان

شکل نماز سفاردین‌ها با اشکنازها متفاوت است. به همین دلیل هر یک از این دو گروه نمازخواندن در معبد دیگری را باطل می‌داند و از آن دوری می‌جویند.معماری معابد سفاردین‌ها در برخی از ویژگی‌ها با معابد اشکناز تفاوت دارد و این اثر خود را در چگونگی به جا آوردن نماز، بر جای می‌گذارد. سفاردین‌ها تورات را قبل از  شروع به خواندن، بالا نگه می‌دارند؛ برعکس اشکنازها که بعد از خواندن تورات، آن‌را بالا می‌برند. همچنان که خط مورداستفاده در نوشتن تورات متفاوت است.

 

پراکندگی یهودیان

خط سبز مناطق یهودیان اشکنازی، خط قرمز یهودیان سفاردی، خط زرد یهودیان میزراخی را نشان می دهد.برای یهودیان اسپانیایی که سفاردی هستند شیوه خاصی در نمازخواندن و برپایی شعار دینی وجود داشته است که ادامه رسوم دینی یهودیانی به شمار می‌رود که در بابل حضور یافتند  و در آنجا پیشرفت کردند.
 

عرفان کابالا

عرفان کابالا هرچند به دست اشکنازها ایجاد گردید اما توسعه آن توسط سفاردیها صورت گرفت.. علی‌رغم اینکه آغاز عرفان یهودی (کابالا) به دست اشکنازها بود اما تغییر و دگرگونی آن به شیوه‌ای تکامل‌یافته در عرفان "زوهار" و سپس در عرفان "لوریانی" به دست سفاردین‌ها انجام گرفت.


 


اما اشکناز،‌ اساساً عبادت‌هایشان به اصول یهودیت فلسطینی برمی‌گردد. اختلافات بین دو گروه -‌اشکناز و سفاردی- در طول قرن‌ها عمق بیشتری یافته است و این  درنتیجه اثر پذیرفتن سفارد در عبادت، تلاوت، ترتیل و سرودهایشان از ذوق عربی است. سفاردین‌ها با متون دینی، شعر، نثر، دعا و نمازهای خود _که نزدیکی زیادی با فرهنگ مسلمانان دارد_ از اشکنازها متمایز می‌شوند. از سوی دیگر اشکنازها در میان تمدن غرب و فرهنگ آن رشد و نمو یافته‌اند و این به اختلافات آن‌ها بیشتر دامن می‌زند.

 

دو یهودی
 سفاردی (ایستاده) و یک یهودی اشکنازی (نشسته)
 اورشلیم 1895


در اینجا به مهم‌ترین نقاط اختلاف بین این دو گروه اشاره می‌کنیم:
 

1- بعضی از اختلافات کلی :
الف- سفاردین‌ها به علت بالا بودن سطح فرهنگی، به وسعت دید معروف‌اند؛ اما اشکنازها در تمدن‌هایی که بین آن‌ها زندگی کرده‌اند، پراکنده نشدند و علی‌رغم اثرپذیری از فرهنگ‌های بیگانه نتوانستند از نقاط مثبت این فرهنگ‌ها بهره کافی ببرند و تنها به کتاب مقدس، تلمود و تفسیر نصوص جزئی اکتفا کردند.

ب- اشکنازها کوششی برای پیوند بین شریعت و قانون‌گذاری آن و دستیابی به اصول کلی نداشته‌اند، اما برعکس سفاردین‌ها کسانی هستند که این کار را به سبب نزدیکی و تماس با تمدن اسلامی انجام دادند و مفهوم اصول دین را پایریزی کردند.

ج- دیده می‌شود که تأثیر فکری سفارد بر اشکناز بسیار زیاد است. علی‌رغم اینکه آغاز عرفان یهودی (کابالا) به دست اشکنازها بود اما تغییر و دگرگونی آن به شیوه‌ای تکامل‌یافته در عرفان "زوهار" و سپس در عرفان "لوریانی" به دست سفاردین‌ها انجام گرفت.
 

 بلکه می‌توان گفت طریق عرفان یهودی به فکر سفاردی نزدیک‌تر است و می‌توان آن را فکری سفاردی نامید و این همان فکری است که فکر خاخامی اشکنازی را تحت الشعاع خود قرارداد. به‌عنوان نمونه می‌توان به کتاب "شولخان عاروخ"به معنای آب آراسته اشاره نمود که مهم‌ترین کتاب آیین یهودیت به شمار می‌رود و برای اولین بار آن‌ها فردی سفاردی به نام "یوسف کارو" در اسپانیا به‌عنوان کتابی سفاردی به رشته تحریر درآورد و بعد از مدتی یکی از اشکنازها شرح و تعلیقاتی به آن افزود.

 

کتاب شولخان عاروخ؛ مهم‌ترین کتاب آیین یهودیت
 

د- یکی از متفکرین، اثر فکر مسیحی بر فکر دینی اشکنازها را موردتوجه قرار داده و می‌گوید: پدیده " سوگندنامه" که اصطلاحاً "مقدس کردن نام" شناخته می شود پدیده‌ای اشکنازی است که شاید نتیجه‌ی تأثیر حادثه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) بر آیین یهودیت باشداما "مارانیت " شکلی از اشکال تقیه است که نوعی پدیده سفادری به شمار می‌رود. همچنین می‌توان رد پای تفکر مسیحیت در "حسیدیه" را نیز مشاهده کرد. این برخلاف تفکر سفاردی است که در بعضی از قسمت‌ها از تفکر دینی اسلامی اثر پذیرفته است.

ه- از پدیدهای دیگر که باید به آن اشاره کرد می‌توان به "منجی‌گری" اشاره کرد که همان بازگشت مسیح مخلص یهودی (ماشیح) در آخرالزمان است تا مردمش را به صهیون هدایت کند و برجهان حکمرانی نماید. این درواقع پدیده‌ای است که خواستار نابودی سایر مردم و حکومت بر آن‌ها است. هرچند که این پدیده یک حرکت اشکنازی محسوب می‌شود اما باید توجه داشت که ریشه فکری آن برگرفته از عرفان سفاردی است.
 

یهودیان منتظر بازگشت مسیح یهودی برای سلطه یافتن برجهان هستند. 
 

شبتای زوی (اولین ماشیح دروغین در عصر جدید)‌ فردی سفاردی به شمار می‌رفت اما پس از وی فردی به نام «ژاکوب فرانک »  که او را اشکنازی می‌دانند رهبری این جریان را بر عهده گرفت. برخی از یهودیان معتقدند که وی ماشیح واقعی است و باید او را از گزند کلیسای مسیحیت که خواهان نابودی اوست در امان نگه‌دارند. این در حالی است که برخی‌ها او را سفاردی می‌دانند حتی دشمنانش به او لقب "فرانک" را داده‌اند که در زبان یدیشی به معنای "سفاردی" است. شاید کثرت ماشیح‌های دروغین در بین اشکنازی‌ها به وضیعت اعضای گروه‌های مخفی یهود در غرب برگردد و این برخلاف وضعیت اعضای گروه‌های یهودی سفاردی در جهان اسلام است.
باگذشت سال‌ها پیروی از فکر سفاردی، اشکنازی‌ها شروع به نوآوری درزمینه‌ی فکر دینی و دنیوی کردند که این باعث پیدایش جنبش روشنگری  در میان یهودیان شد. اشکنازها پرچم یهودیت را متفاوت از گذشته دوباره علم کردند؛ این‌چنین بود که تمام جنبش‌های دینی در یهودیت ازجمله اصلاح‌طلبان، محافظه‌کاران، ارتودکسی‌ها و نوگراها به منصه ظهور رسیدند.
 

اشکنازها یهودیت متفاوتی را تئوریزه کردند


و- اصطلاحات دینی میان اشکناز و سفاردی به اشکال زیر تفاوت دارد:

 


ز- سفاردین ها در عید فصح از کاهو استفاده می‌کنند. به اعتبار اینکه  خوردن سبزی کاهو راحت‌تر است. در حالی که  اشکنازها در این روز به جای کاهو «تربچه» مصرف می‌کنند.

2- نماز یهودیان شرقی (سفاردین) و یهودیان غربی (اشکناز)
شکل نماز سفاردین‌ها با اشکنازها متفاوت است. به همین دلیل هر یک از این دو گروه نمازخواندن در معبد دیگری را باطل می‌داند و از آن دوری می‌جویند. به نظر من برخی از این اختلافات ناچیز و بی‌ارزش است اما همین اختلافات ناچیز سبب بروز  مشکلات و درگیری‌های عمده در بین این دو گروه می‌شود. معماری معابد سفاردین‌ها در برخی از ویژگی‌ها با معابد اشکناز تفاوت دارد و این اثر خود را در چگونگی به جا آوردن نماز، بر جای می‌گذارد. سفاردین‌ها تورات را قبل از  شروع به خواندن، بالا نگه می‌دارند؛ برعکس اشکنازها که بعد از خواندن تورات، آن‌را بالا می‌برند. همچنان که خط مورداستفاده در نوشتن تورات متفاوت است.
روزنامه "هاآرتص" در تحقیقی که پیرامون اختلافات فقهی بین سفاردین و اشکناز انجام داده چنین می‌نویسد: "هر یک از گروه‌های اشکناز و سفارد دارای اشکال خاصی از نمازخواندن هستند که به‌صورت کامل با گروه دیگر تفاوت دارد و این باعث می‌شود که یهودی شرقی در معابد یهودیان غربی نماز نخواند. این در حالی است که آیین یهودیت، دین واحدی بوده است و مردم یهودی نیز واحد بوده‌اند!! حتی تورات نیز در ایجاد وحدت بین یهودیان متشرع و دین‌دار از دو طایفه و جمع کردنشان در معبدی واحد و بر یک شکل یکسان از نماز، موفق نبوده است.
 

تلاش‌های فراوانی برای یکسان‌سازی اشکال متفاوت نمازها صورت گرفت اما تمامی این تلاش‌ها با مقاومت خاخام‌های سفاردی و اشکنازی به شکست انجامید. از بارزترین این تلاش‌ها می‌توان به اقدام خاخام اعظم-شلومو جورن_که در ارتش اسرائیل خدمت می‌کرد، اشاره کرد. وی شکل یکسانی از نماز را برای افراد ارتش اسرائیل – چه اشکناز و چه سفاردین-  معین کرد. پس از گذشت مدت‌زمانی خاخام اعظم اشکنازها در سال 1971 انتخاب گردید 
 

یونامیتز گر خاخام بزرگ فرقه اشکناز


پس از وی نیز خاخام اعظم سفاردین‌ها، ‌عوفدیا یوسف به این سمت منصوب شد. بلافاصله بین این دو خاخام در‌گیری شدیدی پیرامون شکل یکسانی از نماز که در بین نظامیان اسرائیلی رایج شده بود، درگرفت
 

عوفادیا یوسف خاخام اعظم سفاردین‌ها با شکل یکسان نماز بین اشکنازها و سفاردین‌ها مخالفت کرد


خاخام یوسف گفت که شکل یکسان نماز که جودن آنرا واجب کرده است چیزی نیست جز شکل اشکنازی نماز که تنها تغییرات اندک و ناچیزی که فاقد ارزش است، در آن صورت گرفته است. خاخام یوسف از سربازانی که به یهودیان شرقی وابسته بودند خواست تا نمازهایشان را بر اساس اشکال قبلی که در گروه هایشان رایج بوده، بخوانند. خاخام یوسف در از بین بردن شکل یکسان نماز که داخل ارتش اسرائیل رایج شده بود موفق شد رو به‌جای آن خودش شکل جدیدی از نماز را ارائه کرد که هوادارانش آن را داخل پادگان‌های نظامی رواج دادند!!!
 

سربازان ارتش رژیم صهیونیستی از فقدان یک نماز واحد رنج می‌برند

 

2- ازدواج
از بارزترین و عمده‌ترین موضوعات اختلافی بین اشکناز و سفارد، موضوع ازدواج است. کما اینکه هنوز بر یک سفاردی "حریدی"-فرد متشرع و پایبند به دین_ ازدواج با یک زن اشکنازی حرام است و عکس این موضوع نیز صادق است. روزنامه ی هاآرتص از نوشته ناشناسی که 9 سال پیش در «قدس» و شهر «بنی باراک» -که سفاردی هستند- توزیع شد پرده برداشت. در قسمتی از این نوشته چنین آمده است: "به‌راستی‌که فرزندان کسانی که با سفاردین‌ها ازدواج می‌کنند، حیض زاده‌اند و به این ترتیب تمامی سفاردین‌ها نجس و فرزندان آنها حیض زاده اند."
 

این نوشته که حامل این فتوا بود بعد از صدور فتوی خاخام یوسف سفاردینی که در آن زمان درباره چگونگی طهارت خانواده فتوا داده بود، منتشر شد. خاخام یوسف در این فتوا زنان سفاردی را در پایبندی به آنچه در کتاب شولخان عاروخ آمده، فرمان می‌داد. زنان باید در زمان حیض، عده نگه‌دارند و از آمیزش خودداری کنند و کتاب شولخان عاروخ، مدت زمان حیض را از سه روز تا چهار روز صریحاً بیان کرده است. (تا زمانی که خون قطع شود یا اثری از خون حیض دیده نشود) این علاوه بر هفت روزی است که زن سفاردی باید احتیاط کند تا اینکه به‌طور کامل اثری از خون حیض وجود نداشته باشد. در این هفت روز،‌ آمیزش جنسی حرام است. به‌طور خلاصه می‌توان گفت، مدت‌زمان حیض نزد سفاردها به ده تا یازده روز می‌رسد؛ اما نزد اشکنازها برخلاف سفاردها مدت  اصلی عده بدون در نظر گرفتن احتیاط حداقل پنج روز می‌باشد – تا زمانی که آثار خون به‌کلی از بین برود_  سپس یک زن اشکنازی باید 7 روز دیگر نیز احتیاط کند تا دیگر هیچ‌گونه اثری از وجود خون باقی نمانده باشد و در این مدت نیز آمیزش جنسی حرام است. به‌عبارت‌دیگر مدت‌زمان حیض نزد یک زن اشکنازی حداقل به 12 روز می رسد و به همین علت اشکنازها،‌ سفاردین ها را¬_ که تا قبل از فتوای خاخام یوسف در مجموع کمتر از ده یا یازده روز عده نگه می‌داشتند- به نقض طهارت و کسانی که طهارت را به‌صورت ناقص انجام می‌دهند، متهم می‌کنند.
هرچند که اشکنازها نیز به مرجعیت کتاب شولخان عاروخ اعتراف می‌کنند اما آن‌ها در عمل از تفسیرها و شروح خاخام معروفشان "موسی اسیرالیز "تبعیت می‌کنند و بر طبق آن رفتار می‌کنند. در مقابل ریشه‌های احکام و فتاوای سفاردین‌ها نیز به خاخام یوسف کارو، موسی بن میمون و اسحاق فاسی بلکه حتی به خاخام های عصر بابلی و حکمای تلمود بازمی‌گردد. سفاردین‌ها، آیین اشکناز را صرفاً شاخه‌ای از انشعابات تنه اصلی آیین یهود که خود باشند، می‌دانند.
اختلافات در موضوع ازدواج تنها در مدت‌زمان عده خلاصه نمی‌شود. اختلافات دیگری پیرامون موضوع پوشاندن سر بین این دو گروه وجود دارد. زنان سفاردینی با تکیه بر فتوای خاخام یوسف، بر طبق قاعده‌ی اصولی موجود در کتاب شولخان عاروخ که می‌گوید " موی زن عورت اوست" مبنی بر حرمت استفاده از موی مصنوعی و تأکید بر پوشاندن موی سر، التزام بیشتری نسبت به پوشاندن سردارند اما زنان اشکنازی موهای خود را نمی‌پوشانند و از موهای مصنوعی نیز استفاده می‌کنند.

 

                     پوشش یک زن سفاردی                          

         

    پوشش زنان اشکنازی


همچنین تعصب در موضوع ازدواج، موضوع ثبت ازدواج‌ها را نیز در برمی‌گیرد. ثبت ازدواج نزد سفاردین‌ها و اشکنازها باید به دست خاخام‌های خود صورت گیرد.

 

سپس هاآرتص به شکل چالش‌برانگیزی به موضوع «تعدد زوجات» می‌پردازد. این روزنامه بیان می‌کند که ‌خاخام اشکنازی به نام "جرشوم" که در قرن 10 میلادی در آلمان به دنیا آمد و در آنجا می‌زیست حکم به تحریم تعدد زوجات داد و گروه‌های اشکنازی موجود در اروپا این تحریم را پذیرفتند؛ اما گروه‌های سفاردینی عموماً – و گروه یهودیان یمنی خصوصاً – آن را رد کرده‌اند. خاخام‌های سفاردی موجود در کشورهای اسلامی با توجه به نزدیکی به تمدن و فرهنگ اسلامی  به تعدد زوجات خو گرفته بودند و این مسئله تا قرن گذشته به همین ترتیب ادامه یافته است _ و این ازجمله تأثیرات دیگر فرهنگ اسلامی بر یهودیت به شمار می‌رود
 

یک یهودی سفاردی با دو همسرش
 

با برپایی "خاخامیت بزرگ" در سال 1921 در فلسطین در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین، ‌خاخام‌های اشکنازی به تعلیمات خاخام جرشوم مبنی بر تحریم تعدد زوجات تمسک جستند، آیین اشکناز بر عدم اعطای اجازه به ازدواج دوم تأکید کرده است مگر اینکه موافقت و امضای 100 خاخام از سه کشور مختلف را به همراه داشته باشد.
 

سفاردیها و اشکنازها در مسئله تعدد زوجات اختلاف‌نظر دارند.
 

بعد از برپایی دولت عبری، مخالفت خاخام‌های سفاردینی با این موضوع گسترش‌یافته است مخصوصاً بعد از اینکه صدها هزار نفر از یهودیان سفاردینی از کشورهای عربی_ کشورهایی که تعدد زوجات مرسوم است_ به فلسطین مهاجرت کردند. تا اینکه خاخام اعظم اشکنازها اسحاق هرتزوگ – کسی که در سال 1939 با زور و فشار به این سمت منصوب شد– مجبور شد تا موافقت کند که برای ازدواج دوم به‌جای امضا و موافقت 100 نفر از خاخام‌ها تنها به امضای دو نفر از آن‌ها نیاز است و طبعاً خاخام اعظم سفاردین‌ها نیز با این تصمیم موافقت کرد. علی‌رغم مخالفت برخی دیگر از خاخام‌های اشکنازی با این قانون جدید، امضای اجازه‌نامه جدید همچنان ادامه دارد،‌ موضوعی که از عمق شکاف اختلافات بین سفارد و اشکناز خبر می‌دهد.
 

 ازدواج مجدد در میان اشکنازها به تأیید 100 خاخام از سه کشور نیاز داشت که پس از اعتراضات گسترده به تأیید 2 خاخام تقلیل یافت.


3- اختلاف در مورد ذبح شرعی و ترکیب شراب
یهودیان متشرع – چه سفارد و چه اشکناز – گوشتی را که به دست خاخامی از گروه مقابل، ذبح شده باشد را نمی‌خورند. لذا پیروان هر یک از این دو گروه می‌بینند که نزدشان مشکلی در نحوه ذبح وجود دارد که به مشکلات دیگرشان افزوده می‌شودهاآرتص همچنین به نقش مافیای اقتصادی در ابقای دوگانگی طایفه‌ای و بلکه در عمق بخشیدن به آن، اشاره می‌کند. امروزه برای هر یک از گروه‌های حسیدیه اشکنازی کشتارگاهی وجود دارد که مخصوص خودش می‌باشد. مانند طایفه لیتوانی ها که خاخام "الیاز شاخ "رهبری آن را به عهده دارد.

اختلافات بین اشکناز و سفاردین‌ها تنها به خوردن گوشت خلاصه نمی‌شود بلکه این اختلافات پیرامون شراب نیز وجود دارد. علی‌رغم اینکه تورات خوردن شراب را حرام می‌داند اما تمامی یهودیان متشرع و دین‌دار چه سفارد و چه اشکناز استفاده از شراب را مباح می‌دانند اما پیرامون چگونگی ترکیب آن باهم اختلاف دارند. یکی از خاخام‌های یهودی تصریح کرده است شرابی که دارای اجازه شرعی باشد و در کارخانه‌های شرعی شراب سازی اشکنازها تولیدشده باشد، همانند آب می‌باشد و خوردن آن مجاز است.

 

علی‌رغم تحریم تورات اما یهودیان چه اشکنازها و چه سفاردین‌ها نوشیدن شراب را جایز می‌دانند.
 

 ازنظر این روزنامه، ‌اختلاف بین این دو گروه تنها به عادات، آداب، رسوم و ویژگی‌ها این دو گروه منتهی نمی‌شود؛ بلکه اختلاف اصلی پیرامون قوانین و احکام آن‌ها استاشکنازها کتاب شولخان عاروخ را که یگانه مرجع احکام دینی سفاردین‌ها به شمار می‌رود، بی‌اعتبار قلمداد می‌کنند. علاوه براین برخی از قوانین و فتواهای شرعی آن را نیز رد می‌کنند. همچنین برخی از فصول " الشمناست"را نیز رد می‌کنندپراکندگی،‌ عید، زنان، ضررها، مقدسات، طهارت، چیزهایی است که کلیه بخش‌های تلمود حول محور این موضوعات می‌چرخد. اشکنازها احکام دیگری را به کتاب شولخان عاروخ اضافه کردند و به آن پیچیدگی و قیدهایی را افزودند که در ابتدا در آن وجود نداشت علاوه بر این در برخی از بخش‌ها اصلاحاتی انجام دادند و بر قسمت‌های دیگر احکام سختی را افزودند.


روزنامه‌ هاآرتص این اختلاف موجود بین سفارد و اشکناز را به پیشینه تاریخی این دو برمی‌گرداند. واقعیت امر این است که هرکدام از این دو گروه  دارای هویت دینی مخصوص به خود است که با گروه دیگر تفاوت دارد و هر گروه بر خود لازم می داند که از این هویت محافظت کند. همانطور که روزنامه می‌گوید تفسیر درگیری سفاردی – اشکنازی مبتنی است بر اینکه سفاردین ها آنچه را که خود از آن به "تسلط آیین اشکناز بر اسرائیل" تعبیر می‌کنند، نمی‌پذیرند و آن را موجب بندگی خود می‌دانند و می‌خواهند از یوغ آن رها شوند و درپی بازگرداندن آنچه از آن به "شکوه گذشته" تعبیر می‌کنند، هستند.
 

 

 هاآرتص این‌چنین ادامه می‌دهد که خاخام‌های اشکناز و سفاردی کنونی، درباره "حکومت دینی" و "بازگشت شکوه ازدست‌رفته" چارچوب خاصی را انتخاب کرده‌اند. اینان در برخورد با این قبیل موضوعات برداشت‌های متفاوتی ارائه می‌دهند. اشکنازها حکومت دینی را وجوب استمرار تسلط آیین خود معنا می‌کنند در حالی که سفاردین‌ها این‌چنین برداشتی را نمی‌پسندند بلکه معتقدند که یهود باید به دین خود بپردازد و به آیین یهودیت تمسک بجوید و کاری به تشکیل حکومت نداشته باشد همان حرفی که سکولارها می‌زنند. سفاردین‌ها این مسئله را چنین معنا می‌کنند که باید تسلط آیین سفاردین و سیطره ی آن به دوران‌های گذشته قبل از تشکیل حکومت اسرائیل، بازگردد - چراکه در آن دوران تسلط معنوی و دینی سفاردین‌ها بر آیین یهودیت  بسیار بیشتر از اشکنازها بوده است_ آن‌ها اشکنازها را کسانی می دانندکه پیشگامی سفاردین‌ها بر قوم یهود را سلب کردند و جایگاه بالایی که سفاردین‌ها مستحق آن بودند را غصب کردند. سفارش‌ها نمی‌خواهند با اشکنازها شریک باشند بلکه به‌تنهایی خواهان تسلط کامل هستند.

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی