چندرسانه ای

شعبده‌ای پانصد ساله به نام نوسترآداموس

نوسترآداموس به راستی کیست؟ آیا او پیشگویی صادق است یا شارلاتانی است یهودی؟ پروژه های فراماسونری یهود برای بازی با عقاید و باورهای مردم چگونه و به دست چه افرادی اجرا می شود؟ چرا کتاب این پیشگو در 5 قرن گذشته، مکرر چاپ شده است؟ آیا در این مورد هم با افسانه ای همچون افسانه هولوکاست رویرو هستیم؟

شعبده بازی اخیر در روزهای پایانی سال 2012 تنها یکی از پروژه‌های فراماسونری یهود برای بازی با عقاید و باورهای آخرالزمانی مردم جهان بود یکی از مراجع عمده فراماسونری در پیشگویی‌های جهانی، یهودی کابالیستی به نام "نوستر آداموس" است که آمیزه‌ای از سحر، تعالیم کابالایی یهود، قدرت سرودن شعر، حرص جمع‌آوری ثروت و نیز خواص تخدیری گیاهان، او را به تهیه مواد لازم برای نشخوار چندین قرنی اشاعه دهندگان فراماسونر خرافه گرایی موفق کرد.

 

کتاب یک هزار پیشگویی

کتاب یک هزار پیشگویی او، همان چیزی است که امروزه نوسترآداموس را مشهور ساخته و نام او را هر از چند گاهی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. او دران کتاب لغات و اصطلاحات یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای را باهم تلفیق کرده است و با ساختن ملغمه‌ای مبهم راه را برای هرگونه تأویل و تفسیری از نوشته‌هایش باز گذاشته است. تاکنون هیچ‌کدام از پیشگوی های نوسترآداموس در عالم واقع تأیید نشده‌اند.

کتاب یک هزار پیشگویی

کتاب یک هزار پیشگویی او، همان چیزی است که امروزه نوسترآداموس را مشهور ساخته و نام او را هر از چند گاهی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. او دران کتاب لغات و اصطلاحات یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای را باهم تلفیق کرده است و با ساختن ملغمه‌ای مبهم راه را برای هرگونه تأویل و تفسیری از نوشته‌هایش باز گذاشته است. تاکنون هیچ‌کدام از پیشگوی های نوسترآداموس در عالم واقع تأیید نشده‌اند.

فراماسونری

یکی از تمهیدات فراماسونری تحت استیلای یهود مبتلا کردن مردمان جهان به خرافه‌پرستی و خرافه گرایی بوده است. حجم تلاش و سرمایه‌گذاری تشکیلات فراماسونری برای نفوذ دادن خرافاتی که زایل کننده قدرت تعقل و تفکر توده‌ها بوده و آن‌ها را به انفعالی رام کننده در برابر حوادث پیرامون جامعه می‌کشاند به‌اندازه‌ای بزرگ بوده است که حتی توانسته بشر غربی امروزی مدعی عقلانیت و دانش و تفکر را نیز به بازیچه بگیرد

«مردی که آینده را دید»

در سال 1981، حدود سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اورسن ولز (Orson Welles) و کمپانی برادران وارنر فیلمی 84 دقیقه‌ای درباره «پیشگویی‌های نوستراداموس» عرضه کردند که در ایران نیز به وسعت توزیع شد. در این فیلم، نوسترآداموس در مقام پیشگویی بزرگ جلوه‌گر می‌شود. طبق این پیشگویی‌ها ایران و جهان اسلام با کشورهای کمونیستی متحد خواهند شد و در سال 1999 میلادی ایالات‌متحده آمریکا را آماج حمله اتمی قرار خواهند داد. 

ویل دورانت

ویل دورانت، نویسنده مجموعه 30 جلدی تاریخ تمدن:
مطالب کتاب نوسترآداموس «چنان ماهرانه در لفاف ابهام پیچیده شده بود که هر سطر آن می‏ توانست تقریباً بر هر واقعه‏ای از تاریخ آینده انطباق یابد.. او در این کتاب به پیشگویی حوادث از نیمه سده شانزدهم تا «پایان جهان» پرداخته که به ‏زعم او در سال 3797میلادی رخ خواهد داد. » 

تقویم های نوسترآداموس

او قبل از آن‌که بخواهد پیشگویی‌های خود را بنویسد به نگارش تقویم سالانه پرداخت. در ۱۵۵۰ میلادی میشل نخستین تقویم نجومی خود را که در آن پیش‌‌گویی‌هایی درباره اوضاع جوی سال بعد انجام‌شده بود؛ منتشر کرد. این تقویم با استقبال فراوانی مواجه شد و ازنظر مالی برای میشل خوب تمام شد. نوسترآداموس با انتشار تقویم‌های سالانه پول هنگفتی به جیب زد.

نوسترآداموس

میشل نوتردامی که به "نوسترآداموس" شهرت یافته است فرزند یک خانواده یهودی ساکن پرنس فرانسه بود. او در ۲۱ دسامبر 1503 میلادی متولد شد و در دوم ژوئیه ۱۵۶۶ با به‌جا گذاشتن ثروت خوبی برای اطرافیانش مرد. همچون اکثر یهودیان، خانواده میشل نیز به‌نوعی با نظام اقتصادی وقت در ارتباط بودند. پدر او "پیر دی نستردام" بود که پس از ازدواج با یک زن کاتولیک در ظاهر به مسیحیت گرویده بود ولی فرزندانش ازجمله میشل را برای تربیت بر اساس آیین یهود به پدربزرگ سپرد.



یکی از تمهیدات فراماسونری تحت استیلای یهود مبتلا کردن مردمان جهان به خرافه‌پرستی و خرافه گرایی بوده است. حجم تلاش و سرمایه‌گذاری تشکیلات فراماسونری برای نفوذ دادن خرافاتی که زایل کننده قدرت تعقل و تفکر توده‌ها بوده و آن‌ها را به انفعالی رام کننده در برابر حوادث پیرامون جامعه می‌کشاند به‌اندازه‌ای بزرگ بوده است که حتی توانسته بشر غربی امروزی مدعی عقلانیت و دانش و تفکر را نیز به بازیچه بگیرد (هجوم اروپاییان به روستایی در فرانسه برای در امان ماندن از نابودی 21 دسامبر 2012 و بسیاری موارد دیگر)

شعبده‌بازی اخیر در روزهای پایانی سال 2012 تنها یکی از پروژه‌های فراماسونری یهود برای بازی با عقاید و باورهای آخرالزمانی مردم جهان و لوث کردن موضوعات پیرامون آن همچون ظهور منجی آخرالزمان و حکومت جهانی عدالت بود که با سرمایه‌گذاری چندین ساله و میلیون‌ها دلاری اختصاص‌یافته از سوی زرسالاران یهود پیگیری شد.


افسانه 500 ساله نوسترآداموس


در این مقاله سعی خواهیم داشت به معرفی یکی از منابع ویژه دستگاه تبلیغاتی فراماسونری در مورد پیشگویی‌ها و پیش‌بینی‌ها بپردازیم. یکی از مراجع عمده فراماسونری در پیشگویی‌های جهانی یهودی کابالیستی به نام "نوسترآداموس" است که با توجه به زندگی او شهرت و زنده ماندن نام و یاد او در تاریخ به‌خودی‌خود موضوع مشکوک و عجیبی به نظر می‌رسد. البته استفاده مکرر فراماسونری یهود از پیشگویی‌های او برای توجیه اتفاقات جهانی خود نشانگر وجود حقایق پشت پرده فراوانی است

خانواده و کودکی نوسترآداموس   
میشل نوتردامی که به "نوسترآداموس" شهرت یافته است فرزند یک خانواده یهودی ساکن پرنس فرانسه بود. او در ۲۱ دسامبر 1503 میلادی متولد شد و در دوم ژوئیه ۱۵۶۶ با به‌جا گذاشتن ثروت خوبی برای اطرافیانش مرد. همچون اکثر یهودیان، خانواده میشل نیز به‌نوعی با نظام اقتصادی وقت در ارتباط بودند. خانواده‌های پدری و مادری او به گردآوری مالیات از روستاییان اشتغال داشتند و از قبل این رانت‌خواری شرایط خوبی را برای خودساخته بودند

پدر او "پیر دی نستردام" بود که پس از ازدواج با یک زن کاتولیک در ظاهر به مسیحیت گرویده بود ولی فرزندانش ازجمله میشل را برای تربیت بر اساس آیین یهود به پدربزرگ سپرد. پدربزرگ پدری میشل از بزرگان خاندان اسرائیلی ایساچار بود و در تربیت میشل بر اساس خصلت یهودیان سنگ تمام گذاشت و او را به وارد شدن به حرفه پزشکی تشویق کرد.

 

تحصیلات
پس از پی‌ریزی شخصیت نوستر آداموس توسط پدربزرگش او در ۱۵ سالگی وارد دانشگاه اوینگتن شد و به درس‌هایی مانند دستور زبان، علوم بلاغه و منطق پرداخت. ورود او به دانشگاه مصادف با شیوع بیماری "مرگ سیاه یا طاعون"  و تعطیلی دانشگاه شد. اما میشل به یکی دیگر از شغل‌های موروثی یهودیان روی آورد و به عطاری و پزشکی و معالجه بیماران پرداخت و چند سال بعد طبق وصیت پدربزرگش برای تحصیل طب وارد دانشگاه"مون‌پلیه " شد.  میشل به دلیل عدم توجه به دروس دانشگاهی و اصرار بر شیوه‌های عطاری از دانشگاه اخراج شد و یکی دیگر از کارهای موروثی یهودیان یعنی ساختن داروهای تقلبی را در پیش گرفت


میشل همچون راکفلر معاصر به فروش داروهای تقلبی روی آورد


"قرص رز " که توسط میشل برای درمان طاعون ساخته‌شده بود چیزی مانند شیشه‌های نفت سیاه راکفلر یهودی برای درمان سرطان بود؛ شیشه‌هایی که راکفلر به‌عنوان یک فروشنده دوره‌گرد دارو توانست از آن ثروت هنگفتی را به دست آورد.  قرص رز نیز برای نوسترآداموس درآمد زیادی داشت. جالب‌توجه است که همسر و دو تن از فرزندانش با ابتلا به طاعون جان سپردند و قرص رز نتوانست کاری برای آن‌ها انجام دهد

علاقه‌مندی‌ها
نوسترآداموس تحت تربیت پدربزرگش به سحر و جادو علاقه فراوانی پیداکرده بود و به نجوم و ریاضیات نیز دل‌بستگی خاصی داشت. برای تکمیل آنچه از پدربزرگ یاد گرفته بود مدتی را در ایتالیا گذراند و از محافل یهودی آنجا تعالیم کابالا یا عرفان یهودی را آموخت. هنگام تحصیل در"مونت پلیه " نیز به سرودن شعر و نوشتن قطعات ادبی می‌پرداخت. خود را دوست دار ستارگان می‌نامید و خورشید را مرکز جهان می‌دانست و درمان و رفتن به حالت خلسه با استفاده از گیاهان را بسیار مهم تلقی می‌کرد. به ساختن زمادها و اقلام آرایشی گیاهی نیز دلبستگی خاصی داشت و جزوه‌هایی در این مورد نوشته بود. در نوشته‌های طبی و پزشکی او سرقت علمی و کپی‌برداری از منابع دیگر به‌وفور به چشم می‌خورد.


میشل، جادوگری یهودی و رمز و راز متون عرفان کابالایی را در ایتالیا به خوبی آموخت.


او قبل از آن‌که بخواهد پیشگویی‌های خود را بنویسد به نگارش تقویم سالانه پرداخت. در ۱۵۵۰ میلادی میشل نخستین تقویم نجومی خود را که در آن پیش‌‌گویی‌هایی درباره اوضاع جوی سال بعد انجام‌شده بود؛ منتشر کرد. این تقویم با استقبال فراوانی مواجه شد و ازنظر مالی برای میشل خوب تمام شد. شاید انگیزه نوشتن پیشگویی‌هایی برای 500 سال بعد بازار داغ فروش این نوع اقلام در اروپای قبل از رنسانس بوده است. درنتیجه، آمیزه‌ای از سحر، تعالیم کابالایی یهود، قدرت سرودن شعر، حرص جمع‌آوری ثروت و نیز خواص تخدیری گیاهان در وجود میشل احوالاتی را به وجود آورد که او با سفر به شمال شرق فرانسه در دیری به نام "اوروال" ساکن شد و رباعیات پیشگویی خود را در آنجا نوشت.


به دنبال پول و نفوذ به کانون قدرت
بدون نفوذ به کانون قدرت، میشل در اهتمام به یکی از مهم‌ترین اهداف و روش کار یهودیان کوتاهی می‌کرد. گفتیم که تقویم نجومی سال ۱۵۵۰ برای میشل نفع مالی فراوانی داشت. او پس از موفقیت مالی تقویم خود تصمیم گرفت هرسال یک یا چند سالنامه نجومی منتشر کند. برخی از اطرافیان پدری و مادری میشل قبلاً توانسته بودند به جمع اشراف و صاحب‌منصبان وقت وارد شوند. سال نامه‌های نجومی بهانه خوبی برای معرفی میشل به دربار، نجیب زادگان و دیگر اشخاص مهم بود
به‌خصوص زنان درباری و اشراف پس از شنیدن مهارت میشل در پیشگویی و سحر جادو برای کسب اطلاع از تعداد معشوقه‌های آشکار و نهان شوهران هوس‌بازشان مشتاق بودند. درنتیجه تقاضای طالع بینی و اظهارنظر در مورد آینده به‌سوی نوسترآداموس سرازیر شد.


کانون‌های کابالایی با تبلیغ و حمایت از میشل
 او را به اشراف و دربار اروپا معرفی کردند


 کارهای نوسترآداموس از سال ۱۵۵۰ تا زمان مرگش هرساله منتشر می‌شدند و علاوه بر اشاعه نام و آوازه‌اش ثروت هم برای او می‌آوردند.  درواقع راز تبلیغ و جاودانه سازی میشل را از همین‌جا باید پیگیری کرد. گروهی وجود داشته‌اند که با تبلیغ و شناساندن میشل در جمع اشراف او را برای مقاصد بعدی آماده  می‌کرده‌اند و الا نه او پزشک حاذقی بود و نه در هیچ‌یک از علاقه‌مندی‌هایش ازجمله ادبیات و ریاضیات به‌جایی رسیده بود.

 
رهبران کابالای یهود برای خرافه پردازی و نفوذ به دربار پادشاهان و بزرگان نیاز به موضوعی خارق‌العاده داشتند که انحصاری بوده و در توان هرکسی هم نباشد. سحر، جادو و پیشگویی دست‌آویز خوبی بود. بااین‌حال میشل نمی‌توانست خارج از چارچوب ارکان قدرت و بدون پرداخت حق آن‌ها به فعالیت‌های خود ادامه دهد.  ازاین‌رو با کلیسای کاتولیک که پدرش به‌ظاهر پیرو آن بود مناسبات خوبی داشت. در حقیقت نوسترآداموس با کلیسا به‌عنوان یک پیشگو و شفابخش همکاری می‌کرد و در عوض از حمایت کلیسا (و یا پیش فراماسونرهای نفوذی در آن) برخوردار می‌شد؛ اما در سال ۱۵۶۱ میشل در مورد سالنامه ۱۵۶۲ به بیانی تک‌خوری کرده بود و درنتیجه از سوی کلیسا مدتی را در زندان گذراند

شهرت نوسترآداموس که با تبلیغات و حمایت‌های گسترده محافل کابالایی یهود به‌دست‌آمده بود بالاخره کار خود را کرد و کاترین مدیچی ملکه فرانسه و پسرش شارل نهم، او را به‌عنوان پزشک، مشاور و منجم به دربار فراخواندند. بدین ترتیب داستان نفوذ استر یهودی به دربار پادشاه ایران باستان به‌عنوان ملکه این بار برای نوسترآداموس به‌صورت پزشک دربار تکرار شد.


نوسترآداموس با جعل و سرقت، کتاب‌هایی نوشت
 و در بازار داغ اروپای پیش از رنسانس به نان و نوایی رسید.


 نوسترآداموس به ثروت‌اندوزی و کسب قدرت در دربار ادامه داد و بعد از مرگ همسرش با یک بیوه ثروتمند به نام "آن پونسارد" ازدواج کرد. میشل و آن در سایه حمایت‌های دربار توانستند در عرض یک سال، ۱۵۵۶ تا ۱۵۶۷، یک سیزدهم سهام پروژه عظیم کانال آبیاری منطقه بی‌آب "سالون" از آب رودخانه دورانس را به دست آورند. ارتقاء میشل در دربار فرانسه همچنان ادامه داشت و این بار ملکه کاترین، همسر هنری دوم پادشاه فرانسه در سال ۱۵۵۵ او را به پاریس فراخواند. نوسترآداموس از این زمان به بعد توانست به مرکزی‌ترین منابع قدرت وقت نفوذ کند به‌طوری‌که هنگام مرگش در سال ۱۵۶۶ مشاور و پزشک مخصوص پادشاه بود.

مهمل‌بافی و سرقت ادبی: پیشگویی‌ها 
کتاب یک هزار پیشگویی او، همان چیزی است که امروزه نوسترآداموس را مشهور ساخته و نام او را هر از چند گاهی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. او دران کتاب لغات و اصطلاحات یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای را باهم تلفیق کرده است و با ساختن ملغمه‌ای مبهم راه را برای هرگونه تأویل و تفسیری از نوشته‌هایش باز گذاشته است. به نظر می‌رسد نوسترآداموس سفارش تهیه و نوشتن متنی را دریافت کرده است که دارای ویژگی‌های لازم برای بهره‌برداری‌ها و تبلیغات و خرافه پردازی‌های طولانی‌مدت آتی باشد. در سال 1555 کتاب پیشگویی‌های نوسترآداموس در لیون چاپ شد و برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد. نوسترآداموس حتی از آثار پیشگوهای قبل از خود که فاصله زمانی چندانی هم با او نداشته اند سرقت کرده و به نا خود گردآوری کرده است. ریچارد روست یکی از پیشگویانی بوده که قبل از نوستر اداموس می زیسته و نوشته‌هایش گاهی عیناً توسط او کپی‌برداری شده است. بخشی از پیشگویی‌های منتسب به نوستر آداموس در نسخه‌های قدیمی‌تر موجود نیست و کاملاً مشخص است همان گروه کابالایی که نوسترآداموس را پرورید و به دستگاه قدرت فرانسه نفوذ داد در ادامه کار خود و برای بهره‌برداری‌های بیشتر، مرتباً در نوشته‌های نوسترآداموس دست برده و برای تهیه مواد لازم برای خرافه پردازی و مشغول کردن جوامع هرروز صفحه جدیدی به نوشته‌های بی‌سروته او افزوده است


کارگروه اشاعه خرافه گری در دستگاه فراماسونری قرن‌هاست
 که نقشه‌های خود را با گرفتن تأییدیه از نوسترآداموس پیش برده و جبری و حتمی الوقوع جلوه می‌دهد.


در سال ۱۹۸۳ نسخه‌های اصلی نوشته‌های مربوط به سال‌های ۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ توسط محققی به نام چومارات کشف و آشکار شد که بسیاری از نوشته‌های منتسب به نوسترآداموس در آن نسخه‌ها موجود نیستند و هیچ سند معتبر امروزی هیچ‌یک از ادعاهای پرطمطراق در مورد پیشگویی‌های نوسترآداموس را نمی‌تواند اثبات ‌کند. بعدها مشخص شد که بسیاری از این پیشگویی‌ها شایعات غیر معتبر و اکاذیبی بوده‌ که توسط افرادی همچون ژابرت (۱۶۵۶)، گوناد (۱۶۹۳) و بارست (۱۸۴۰) ساخته‌شده و به نوشته‌های نوسترآداموس اضافه‌شده‌اند.


شهر سالون فرانسه، جایی که میشل سال‌های آخر عمر را در آنجا گذراند.


نوسترآداموس در نوشته‌های خود که نام پیشگویی بر آن‌ها گذاشته است از داستان و اعتقادات اساطیری یونان و همچنین تورات، انجیل و قرآن کپی‌برداری کرده است. بخشی از پیش‌گویی‌های میشل ترجمه‌ای غامض از آیات قرآن مسلمین است که با شیطنت خاص یهود و پس‌وپیش کردن کلمات به خواننده تحویل داده‌شده است. مثلاً نوسترآداموس دریکی از پیشگویی‌هایش می‌گوید: کسوفی در پیش خواهد بود که از زمان آفرینش گیتی تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسیح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنین ظلمتی به خود ندیده است. حال به آیات مربوط به قیامت در سوره قیامت قرآن کریم دقت کنید: فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر یقول الانسان یومئذ این المفر. هنگامی که بینایی خیره می‌گردد و ماه فرو می‌رود و خورشید و ماه گرد هم‌آیند، آن روز انسان می‌گوید: به کجا فرار کنم؟


زنده نگه‌داشتن مشکوک یاد و نام نوسترآداموس، شهر سالان فرانسه

 

ویل دورانت جملات جالبی درباره نوسترآداموس دارد: 

کتاب نوسترآداموس مشتمل بر صدها فقره پیشگویی به زبان فرانسه گنگ و مبهم است و قابل تفسیر و تأویل‏های متفاوت و حتی متعارض. او در این کتاب به پیشگویی حوادث از نیمه سده شانزدهم تا «پایان جهان» پرداخته که به ‏زعم او در سال 3797میلادی رخ خواهد داد. مطالب کتاب «چنان ماهرانه در لفاف ابهام پیچیده شده بود که هر سطر آن می‏ توانست تقریباً بر هر واقعه‏ای از تاریخ آینده انطباق یابد.» (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه فریدون بدره‏ ای و دیگران، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،1368، ج 6، ص 1014)

 

مبلغان نوسترآداموس مدعی‌اند که او اعدام چارلز اوّل، پادشاه انگلیس و لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه، آتش‌سوزی سال 1666 لندن، ظهور و سقوط ناپلئون اوّل، ظهور هیتلر و بسیاری از حوادث دیگر را پیش‌بینی کرده است. این در حالی است که نوسترآداموس از پیشگویی نزدیک‏ترین حوادث زمانش عاجز بود. به‏ نوشته ویل دورانت، «نوسترآداموس برای شارل نهم عمری نودساله پیشگویی کرد که ده سال بعد در 24 سالگی زندگی را بدرود گفت.» (همان مأخذ، ص 1013)

 

یکی از آخرین چاپ‌های کتاب نوسترآداموس

(با ویرایش و تعلیقات سرژ هوتن)

 

فرار از مسئولیت
بدیهی است میشل زیرک درس خود را در مکتب کابالای یهود به خوبی خوانده است و می‌داند که برای جلوگیری از تزلزل موقعیت خود در دربار و بین مردم درنتیجه آشکار شدن گاه‌وبیگاه دروغ‌هایش به چه دست‌آویزهایی باید متمسک شود. ازاین‌رو صفت "پیشگو" را به‌کلی برای خود نامناسب می‌دید و در فرصت‌های گوناگون به پیشگو نبودن خود اصرار داشت
او درجایی برای پسرش که به‌نوعی باید وارث او باشد می‌نویسد: « پسرم اگرچه من از کلمه «پیشگو» استفاده کرده‌ام، اما چنین مقام بالایی را به خود نسبت نمی‌دهم و نام و یا وظیفه پیشگو را به خود نسبت نمی‌دهم»؛ و یا در نامه‌ای به هنری دوم نوشته است: « برخی از پیشگویی‌ها اتفاق افتادن حوادث عجیبی را پیش‌بینی کرده‌اند. به‌هرحال من به‌هیچ‌وجه چنین عنوانی را به خود نسبت نمی‌دهم». 
او درجایی دیگر فرار از مسئولیت و پاسخگویی در برابر ادعاهایش را به اوج رسانده و می‌نویسد: «من این شهامت رادارم که به لطف تحقیقاتم و با در نظر گرفتن آنچه طالع بینی علمی می‌گوید پیش‌بینی کنم (هرگز در مورد جزئیات ضمانت نمی‌دهم) و مردم را در مورد تهدیدات ستاره‌ها آگاه کنم؛ و من آن‌قدر احمق نیستم که وانمود کنم پیشگو هستم». 

 

قبر خدمت گذار صادق کابالای یهود در سالون فرانسه.


جمله آخری که از نوسترآداموس نقل شد؛ بسیار قابل‌تأمل است. او آن‌قدر احمق نیست که وانمود کند پیشگوست! عده‌ای این وظیفه را به عهده گرفته‌اند و در طول حیات او، از او یک پیشگو ساخته و به‌قصد حمایت از منافع و اهداف خود او را تا بالاترین مدارج دربار نفوذ داده‌اند و پس از مرگش تا امروز نیز به بهره‌برداری از او ادامه می‌دهند. کتاب‌های فراوانی در تفسیر نوشته‌های مهمل نوسترآداموس نوشته می‌شود و تاکنون چندین فیلم توسط بزرگ‌ترین پادوهای هالیوودی دستگاه فراماسونری بر اساس پیشگویی‌های او ساخته‌شده است. چنین به نظر می‌رسد که نوسترآداموس به کلیدواژه برنامه‌های تحمیق همه‌جانبه بشر امروزی از سوی محافل فراماسونری تبدیل‌شده است
 

هالیوود در خدمت افسانه نوسترآداموس

پیشگامی اورسن ولز

در سال 1981، حدود سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اورسن ولز (Orson Welles) و کمپانی برادران وارنر فیلمی 84 دقیقه‌ای درباره «پیشگویی‌های نوستراداموس» عرضه کردند که در ایران نیز به وسعت توزیع شد. در این فیلم، نوسترآداموس در مقام پیشگویی بزرگ جلوه‌گر می‌شود. طبق این پیشگویی‌ها ایران و جهان اسلام با کشورهای کمونیستی متحد خواهند شد و در سال 1999 میلادی ایالات‌متحده آمریکا را آماج حمله اتمی قرار خواهند داد.  اورسن ولز (1915- 1985) کارگردان و بازیگر سرشناس سینمای سده بیستم غرب است که پیوندهای عمیق او با کانون‌های صهیونیستی پوشیده نیست؛ و می‌دانیم که این تعلق موروثی بود. 

 


اورسن ولز از جوانی به جادوگری علاقه فراوان داشت

 

به گفته اورسن ولز، مادربزرگ او در مراسم تدفین پسرش (پدر اورسن ولز) مناسک شیطان‌پرستان را انجام می‌داد.(فرانک برادی، زندگینامه اورسن ولز، نیویورک، 1989، ص 14) و نیز می‌دانیم که اورسن ولز از جوانی به جادوگری علاقه فراوان داشت و یکی از اولین فیلم‌هایی که در آن بازی کرد (جادوی سیاه، 1949) درباره زندگی ژزف بالسامو (کنت کاگلیوسترو)، جادوگر و فراماسون و شیاد نامدار یهودی سده هجدهم است. در تعلق کمپانی برادران وارنر به کانون‌های زرسالار یهودی- صهیونیستی نیز تردید نیست. هدف از فیلم اورسن ولز این بود: القاء خطر «تهدیداتمی» به افکار عمومی آمریکا و فراهم کردن زمینه روانی برای گسترش صنایع تسلیحاتی از یکسو، و ترویج نفرت از اسلام و انقلاب اسلامی ایران از سوی دیگر.


فرجام سخن
شهرت عجیب نوسترآداموس تصادفی نیست. در طول چهار سده پس از مرگ نوسترآداموس کسانی وظیفه تعبیر و تفسیر پیشگویی‏های او را به‌دست‌آمده داشته‏اند، در هر مقطع مهم تاریخی نام و یاد او را زنده کرده‌اند و سخنان مبهم وی را پیشگویی‏هایی تحقق‏یافته جلوه‏گر ساخته‏اند. به‌عبارت‌دیگر، «پیشگویی‌های نوسترآداموس» به ابزاری بدل شده که کانون‌های زرسالار یهودی طرح‌ها و نقشه‌ها و گاه هیاهوهای تبلیغی خود را در غالب آن عرضه می‌کنند. به‌کارگیری «پیشگویی‌های نوسترآداموس» برای بیان اهداف و آرزوهای این کانون‌ها علیه انقلاب اسلامی ایران و نیز بلوای اخیر پایان جهان دلیلی روشن بر صحت این مدعاست.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی