چندرسانه ای

هرتصل؛ پیامبر دروغین صهیونیسم

صهیون به چه معناست و چرا این جنبش با عنوان صهیونیسم خوانده می‌شود؟ چه تفاوتی در میان طرفداران صهیونیسم وجود دارد؟ آیا تمام نحله‌های صهیونیستی دارای ریشه مذهبی هستند؟ صهیونیسم سیاسی که بنیانگذار آن را تئودور هرتصل می‌نامند چیست و چه تأثیری در شکل‌گیری دولت غاصب اسرائیل داشته است؟

امروزه صهیونیسم لغتی آشنا در ادبیات سیاسی است. رژیم اشغالگر اسرائیل بر پایه ایدئولوژی صهیونیستی شکل‌گرفته است و نژادپرستی رایج در میان اسرائیلی‌ها نیز ریشه در همین مکتب دارد. صهیونیسم به‌صورت کلی به معنای بازگشت یهودیان به سرزمین موعود است؛ اما صهیون به چه معناست و چرا این جنبش با عنوان صهیونیسم خوانده می‌شود؟ چه تفاوتی در میان طرفداران صهیونیسم وجود دارد؟ آیا تمام نحله‌های صهیونیستی دارای ریشه مذهبی هستند؟ صهیونیسم سیاسی که بنیان‌گذار آن را تئودور هرتصل می‌نامند چیست و چه تأثیری در شکل‌گیری دولت غاصب اسرائیل داشته است؟


جوزف چمبرلن

پس از شکست طرح صحرای سینا، در گفت‏وگوى هرتصل با گرینبرگ و چمبرلیندر ۲۰ مى ۱۹۰۳، گرینبرگ طرح سکونت یهودیان در جزیره قبرس را برجسته کرد، درحالی‌که چمبرلین پیشنهاد سکونت در اوگاندا را داد، ولى هرتصل آن را نپذیرفت. جوزف چمبرلن، وزیر وقت مستعمرات بریتانیا همکاری نزدیکی با هرتصل برای یافتن سرزمینی به‌منظور تشکیل دولت یهودی داشت

جوزف چمبرلن

پس از شکست طرح صحرای سینا، در گفت‏وگوى هرتصل با گرینبرگ و چمبرلیندر ۲۰ مى ۱۹۰۳، گرینبرگ طرح سکونت یهودیان در جزیره قبرس را برجسته کرد، درحالی‌که چمبرلین پیشنهاد سکونت در اوگاندا را داد، ولى هرتصل آن را نپذیرفت. جوزف چمبرلن، وزیر وقت مستعمرات بریتانیا همکاری نزدیکی با هرتصل برای یافتن سرزمینی به‌منظور تشکیل دولت یهودی داشت

کنگره صهیونیسم

هرتصل در سال 1897 نشریه "دای‌ولت" را برای انتشار عقایدش در وین تأسیس نمود و سپس برنامه‌ای برای برگزاری اولین کنگره صهیونیستی در بازل سوئیس تدوین کرد. وی به‌عنوان رئیس این کنگره انتخاب گردید (سمتی که تا زمان مرگ در سال 1904 در اختیار داشت). وی علاوه بر دیدار با ویلهلم دوم به اجلاس صلح لاهه نیز دعوت‌شده و در آنجا با استقبال گرم دولتمردان اروپایی مواجه گشت.

کتاب "دولت یهود"

هرتصل در اوایل سال 1895 کتابی به نام "دولت یهودی" را منتشر نمود که در فوریه 1896 به چاپ رسیده و سروصدای زیادی به راه انداخت. کتاب هرتصل به‌سرعت در جهان یهودیت پخش‌شده و توجهات بسیاری را معطوف به خود نمود. حامیان جنبش صهیونیستی به‌مانند "هووی صهیون" (Hovevei Zion) فوراً از افکار وی استقبال نمودند. هرتصل در کتابی بانام "دولت یهود" دعوت به ایجاد کشوری یهودی می‌کندسرزمین موردنظر وی برای این کار فلسطین بود اگرچه پیشنهادهای دیگری چون آرژانتین و یا اوگاندا را نیز بررسی نمود.

خانواده هرتصل

هرتصل در شهر پست (Pest) مجارستان و در یک خانواده یهودی متولد گشت. وی فرزند دوم جانت و جاکوب هرتصل بود. خانواده آن‌ها به زبان آلمانی تکلم نموده و پایبند به اعتقادات مذهبی نبودند. وی در دوران مدرسه نتوانست در حوزه علوم به موفقیتی نائل آید و بعدها علاقه زیادی به شعر و علوم انسانی نشان داد. این علاقه باعث گردید که بعدها دارای یک شغل موفق و در حوزه روزنامه‌نگاری گردد.

صهیون

صهیون، درزبان عبری، به معنای پُرآفتاب و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. کوه صهیون، زادگاه و آرامگاه داود پیامبر علیه‌السلام و جایگاه سلیمان علیه‌السلام بود. گاه این واژه نزد یهودیان، به معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به کار می‌‏رود

 

نگاهی مختصر به صهیونیسم و شعب مختلف آن

صهیون، درزبان عبری، به معنای پُرآفتاب و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. کوه صهیون، زادگاه و آرامگاه داود پیامبر علیه‌السلام و جایگاه سلیمان علیه‌السلام بود. گاه این واژه نزد یهودیان، به معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به کار می‌‏رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون، اشاره به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود علیه‌السلام و سلیمان علیه‌السلام و تجدید دولت یهود دارد. به دیگر سخن، صهیون برای یهود، سمبل رهایی از ظلم، تشکیل حکومت مستقل و فرمانروایی برجهان است و ازاین‌رو، یهودیان خود را فرزندان صهیون می‌دانند.

 

دولت کنونی اشغالگر اسرائیل بر پایه ایده صهیونیسم شکل گرفت
 

در تعریف صهیونیسم باید آن را به دودسته تقسیم کرد؛ یک صهیونیسم معنوی و دیگری صهیونیسم سیاسی. صهیونیسم معنوی یا مذهبی بر پایه کتاب مقدس شکل یافته و اندیشمندانی مانند احد ‌هائان درسال 1897 صهیونیسم معنوی را تعریف کردند. بر پایه نظر و یافته‌های چنین اندیشمندانی از کتاب تورات، یهودیان قوم برگزیده جهان هستند و در سراسر دنیا پراکنده‌اند. بر اساس نوع نگاهی که صهیونیسم‌های معنوی به موضوع فلسطین دارند، فلسطین یک تاریخ برای یهودیان است و به‌عنوان یک تاریخ باید مورداحترام قرار گیرد. لذا نوع نگاه طرفداران صهیونیسم معنوی یا مذهبی، تاریخی و همراه با اعتقادات دینی است.


برخی یهودی‌ها بنا بر عقاید مذهبی خود مخالف ایده صهیونیسم و اسکان یهودیان در سرزمین‌های فلسطین هستند

 

اما دسته دوم پایه‌گذاران صهیونیسم سیاسی هستند؛ پدر صهیونیسم سیاسی تئودور هرتصل است. هرتصل در 1896 جزوه‌ای را به زبان آلمانی تدوین می‌کند که عنوان آن "دولت یهود" بود. هرتصل در این جزوه تئوری را مطرح می‌کند که نوعی صهیونیسم متفاوت با صهیونیسم معنوی یا مذهبی را ارائه می‌دهد. در سنت معنوی صهیونیسم، فلسطین تنها یک تاریخ بود اما هرتصل به دنبال آن بود که یهودیان سراسر جهان را گردهم آورده و یکپارچه کند. او براین باور بود که مقدمه گردهم آوردن یهودیان از سراسر جهان تشکیل یک دولت است. لذا هرتصل صهیونیسم را از فاز معنوی و مذهبی آن وارد فاز سیاسی کرد. او باور داشت که تنها راه مقابله با اقدامات یهود‌ستیزی موجود در دنیا این است که یهودیان یک موطن متعلق به خود را تملک کنند. لذا در جزوه خود پیشنهاد می‌دهد که آرژانتین یا فلسطین به‌عنوان مرکز دولت یهود در نظر گرفته شود. در گزارش حاضر نگاهی داریم به زندگی و فعالیت‌های تئودور هرتصل، بنیان‌گذار صهیونیسم سیاسی.

 

فعالیت‌های هرتصل موجب گشت تا تشکیل دولت یهود تبدیل به هدف بخش اعظمی از صهیونیست‌ها گردد

 

هرتصل؛ یک یهودی سکولار و بی‌دین!

دوران کودکی و جوانی

هرتصل در شهر پست (Pest) مجارستان و در یک خانواده یهودی متولد گشت. وی فرزند دوم جانت و جاکوب هرتصل بود. خانواده آن‌ها به زبان آلمانی تکلم نموده و پایبند به اعتقادات مذهبی نبودند. وی در دوران مدرسه نتوانست در حوزه علوم به موفقیتی نائل آید و بعدها علاقه زیادی به شعر و علوم انسانی نشان داد. این علاقه باعث گردید که بعدها دارای یک شغل موفق و در حوزه روزنامه‌نگاری گردد.

 

میراث سکولار خانوادگی

هرتصل در دوران کودکی و نوجوانی‌اش هیچ علاقه‌ای به معنویات یهودی نداشت. این امر را می‌توان ناشی از پرورش خانوادگی وی دانست زیرا والدین وی هیچ نوع دل‌بستگی به آداب‌ورسوم یهودی نداشتند. مادر وی بیشتر بر سنت انسانگرایانه فرهنگ آلمانی توجه داشت و پسر خود را نیز بر اساس آموزه‌های فرهنگ آلمانی پرورش می‌داد. وی به‌عنوان یک "پسر یهودی کاملاً بی‌ایمان، ضد سنت و سکولار" پرورش یافت که دین را به‌کل رد می‌نمود و همیشه با یک "بدبینی تمسخرآمیز" راجع یهودیت سخن می‌گفت. وی با نگاهی تحقیرآمیز به دین نگاه کرده و آن را پدیده‌ای نام تمدن می‌نامید. به نوشته الون (Elon)، حتی پس از علاقه‌مندی هرتصل به "مسئله یهود" می‌توان رگه‌هایی از خودتحقیری یهودی را در نوشته‌های وی مشاهده نمود.

 

هرتصل در قامت یک روزنامه‌نگار جوان

 

البته در برخی منابع بدین امر اشاره‌شده که مادر هرتصل یکی از حامیان وی در ترویج اندیشه صهیونیسم سیاسی بود اما باید بدین نکته توجه داشت که احتمالاً شاخصه سکولار و غیردینی این اندیشه باعث گردیده بود که مادر هرتصل نیز به‌صف حامیان آن بپیوندد. هرتصل با دختری به نام جولیا ازدواج نمود که بنا بر برخی گزارش‌ها یهودی نبود. در مورد اینکه همسر وی هیچ علاقه‌ای به صهیونیسم نداشت در میان محققین اتفاق‌نظر وجود دارد؛ اما نکته جالب اینجاست که در یهودیت فرزندان بر دین مادر خود هستند و بنابراین در صورت غیریهودی بودن جولیا (که به‌احتمال‌زیاد چنین است) فرزندان بانی صهیونیسم سیاسی و پدر اسرائیل یهودی نبودند.


هرتصل در کنار خانواده

 

نسل هرتصل درنهایت برافتاد. دختر بزرگش پالین اختلال روانى پیداکرده از شوهرش طلاق گرفت و به کار هرزگی روى آورد؛ چنانکه معتاد به موادمخدرنیزشدو سرانجام در بیمارستان درگذشت.

پسر بزرگ او هانس نیز مخالفت با برخی تعالیم یهود را به منصه ظهور رساند. او نیز به افسردگى و اختلال روانى دچار گردید و به مسیحیت روى آورد، و درنهایت، خودکشى کرد. دختر کوچکش تراد معروف به مارگارت هم دائم بیمار بود. نوه دخترى ‏اشاستفانتئودور نیومن که تامقام افسرى ارتش انگلستان پیشرفته بود، در واشنگتن خود را از بالاى پل به رودخانه انداخت.

 

آیا ماجرای دریفوس باعث تحول فکری هرتصل گشت؟

گفته می‌شود در جریان محاکمه دریفوس (افسر یهودی ارتش فرانسه که متهم به جاسوسی برای آلمان شده بود) هرتصل با عقاید و افکار ضدیهودی مردم اروپا (احساسات ضدیهودی مردم اروپا دارای دلایل فرهنگی و اجتماعی بسیاری می‌باشند که در مجالی دیگر باید به آن‌ها پرداخت) آشنا شده و چنان تحت تأثیر این قضایا قرار گرفت که مسیر زندگی خود را به‌طور کامل عوض نموده و روی به‌سوی صهیونیسم و یافتن وطنی برای یهودیان برآمد تا در این وطن جدید دیگرکسی نتواند به آزار، اذیت و تعقیب یهودیان بپردازد.


تأثیرپذیری هرتصل از ماجرای محاکمه دریفوس افسانه‌ای است که هرتصل بعدها ضرورتی برای رد آن ندید

 

بااین‌حال صحت و سقم این ماجرا محل تردید دارد. برخی محققین به‌مانند کورنبرگ (Kornberg) بر این باورند که روایت مذکور افسانه‌ای بیش نیست که هرتصل ضرورتی برای انکار آن ندید و اینکه حتی خود هرتصل نیز در زمان مذکور معتقد به گناهکار بودن دریفوس بود. تاریخ‌نگاران بر این باورند که آنچه بیش از هر چیز بر تغییر عقاید هرتصل تأثیرگذار بود به قدرت رسیدن کارل لوگر (Karl Lueger) از حزب سوسیال مسیحی در وین (1895) بودکه که معروف به برخورداری از عقاید ضدیهودی بود. در همین زمان بود که هرتصل تصمیم گرفت برای تأمین امنیت یهودیان باید آن‌ها دارای سرزمینی باشند که در آن اکثریت را داشته باشند.
 

دولت یهودی؛ نسخه هرتصل برای حل مسئله یهود

هرتصل در اوایل سال 1895 کتابی به نام "دولت یهودی" را منتشر نمود که در فوریه 1896 به چاپ رسیده و سروصدای زیادی به راه انداخت. در این کتاب دلایلی چند در این باب ضرورت ترک اروپا توسط ملت یهود و اسکان آن‌ها در آرژانتین و یا فلسطین [هرتصل در کتاب خود سرزمین فلسطین را بانام جعلی و غیرواقعی اسرائیل معرفی می‌نماید] مطرح‌شده بود. کتاب هرتصل به‌سرعت در جهان یهودیت پخش‌شده و توجهات بسیاری را معطوف به خود نمود. حامیان جنبش صهیونیستی به‌مانند "هووی صهیون" (Hovevei Zion) فوراً از افکار وی استقبال نمودند. این در حالی است که یهودیت سنتی با وی مخالفت نمود زیرا این تفکر را تهدیدی برای تلاش‌های آن‌ها در جهت پذیرش در کشورهای محل سکونت یهودیان و نیز در تضاد بااراده خداوند می‌دانستند. 

 

هرتصل معتقد بود یهودیان بیگانگانی هستند که هیچ‌گاه در کشورهای اروپایی موردپذیرش قرار نخواهند گرفت و تنها راه چاره باقی‌مانده کوچاندن آن‌ها است. وی معتقد بود، تنها با راه‏حل سیاسى، یهودیان مى‏توانند تغییر شکل و سبک بدهند و شرایط بهترى در زندگى پیدا کنند؛ که آن‏هم تنها با تأسیس دولت مستقل یهودى و با رضایت قدرت‏هاى بزرگ جهان امکان‏پذیر خواهد بود. این دولت مى‏تواند در اسرائیل یا در آرژانتین بااراده و تصمیم قوم یهود شکل گیرد. هرتصل مى‏گوید: تحقق این طرح مستلزم تأسیس دو ساختار است: جامعه یهودیان که بتواند نمایندگى قوم یهود را در یک ساختار کاملاً قانونى رهبرى کند و شرکت یهودى که کار کنترل امور تجارى و بازار کار را بر عهده داشته باشد.


هرتصل تنها راه‌حل مسأله یهودیان اروپا را در کوچ آن‌ها به آرژانتین یا سرزمین فلسطین و تشکیل دولت و کشوری یهودی در آنجا معرفی نمود

 

تبدیل صهیونیسم از ایده به عمل؛ آغاز فعالیت‌های هرتصل به‌عنوان نماینده جنبش صهیونیسم

هرتصل صهیونیسم را از فکر و اندیشه صِرف، به جنبش و سازمان تبدیل کرد و قراردادهاى خاموش میان تمدن غرب و سازمان صهیونیسم به‌عنوان نماینده یهودیان اروپا برقرار ساخت. در این مرحله، هرتصل فعالیت‏هاى صهیونیستى خود را به شیوه‏اى سنتى آغاز کرد و به رهبران سنتى یهودیت (خاخام‏ها و ثروتمندان) و نیز صاحب ‏نفوذان سنتى که به او با نوعى نفرت و بى‏تفاوتى نگاه مى‏کردند روى آورد.
 

نقشه فلسطین و اراضی اشغالی از سال 1948 تا سال 2012

تنها صهیونیست‌های حامی بازگشت به فلسطین بودند که به حمایت از ایده هرتصل حمایت کردند

همین امر موجب گشت که وی فلسطین را به‌عنوان سرزمین دولت یهود انتخاب نماید

 

در آغاز ایده‌های وی توجه زیادی را جلب خود نکرد و اکثریت یهودیان پرنفوذ و ثروتمندی که وی بر حمایت آن‌ها دل‌بسته بود چندان نظر مساعدی نسبت به وی نشان ندادند. همین امر باعث گشت که وی برخی اصلاحات را در اندیشه‌های خود انجام داده و کتاب "دولت یهود" را منتشر نماید تا شاید بتواند از این طریق حمایت افکار عمومی یهودیان را جلب نماید. متعاقب این امر، بخش عمده جنبش محبان صهیون و دانشجویان صهیونیستى در اتریش و کشورهاى دیگر از حامیان جدى هرتصل شدند و وى را رهبر خود معرفى کردند. اتفاقاً به خاطر ارتباط زیاد با جنبش محبان صهیون، هرتصل به این جمع‏بندى رسید که تنها سرزمینى که مى‏تواند ایده خود را در آنجا اجرا کند، فلسطین است.


 

فعالیت‌های سیاسی هرتصل برای پذیرفته شدن ایده دولت یهودی اسرائیل از جانب دولت‌های بزرگ

هرتصل در 10 مارس 1896 با یک کشیش اوانجلیکی به نام ویلیام هشلر (William Hechler) دیدار نمود. دیداری که سهم بسزایی در مشروعیت بخشیدن به جنبش صهیونیسم سیاسی داشت. هرتصل بعدها در کتاب خاطرات خود چنین نوشت: "من باید رابطه‌ای مستقیم و آشکار با یک حاکم مسئول یا غیرمسئول، یعنی یک وزیر دولت یا شاهزاده، برقرار سازم. در این صورت یهودیان مرا باور کرده و از من تبعست خواهند نمود. مناسب‌ترین فرد می‌تواند قیصر آلمان باشد." کشیش اوانجلیکی به وی کمک کرد تا ابتدا با فردریک اول، دوک بزرگ بادن و دایی قیصر ویلهلم دوم آلمان و سپس با خود قیصر دیدار نماید. این دیدارها باعث گشت تا جنبش صهیونیستی هرتصل مشروعیت زیادی در میان یهودیان کسب نماید. وی بعدها نیز چند دیدار با قیصر داشت.

 


 

هرتصل از همان ابتدا فعالیت‌های تبلیغاتی را در دستور کار خود قرارداد

وی دیداری با قیصر آلمان داشت تا بدین ترتیب چهره‌ای موجه و مشروع از جنبش صهیونیستی خود به یهودیان و سایر مردم جهان به نمایش گذارد

 

هرتصل بعدها به ترکیه نیز سفری داشته و توانست با سلطان عثمانی دیدار نماید اما در کسب نظر موافق وی برای برپایی دولت صهیونیستی در فلسطین موفق نبود

 

برگزاری کنگره صهیونیستی و تلاش برای کسب نظر موافق دولت‌های بزرگ

هرتصل در سال 1897 نشریه "دای‌ولت" را برای انتشار عقایدش در وین تأسیس نمود و سپس برنامه‌ای برای برگزاری اولین کنگره صهیونیستی در بازل سوئیس تدوین کرد. وی به‌عنوان رئیس این کنگره انتخاب گردید (سمتی که تا زمان مرگ در سال 1904 در اختیار داشت). وی علاوه بر دیدار با ویلهلم دوم به اجلاس صلح لاهه نیز دعوت‌شده و در آنجا با استقبال گرم دولتمردان اروپایی مواجه گشت. هرتصل در سال‌های 1902 و 1903 به گروه سلطنتی بریتانیا در امور مهاجرت بیگانگان دعوت شد. وی در آنجا با اعضای دولت انگلیس بالأخص چمبرلن، وزیر وقت مستعمرات، آشنا شده و از وی خواست تا در اسکان یهودیان در صحرای سینا یاری رساند.

 

از مصر تا اوگاندا و مرگ

پس از شکست طرح صحرای سینا، در گفت‏وگوى هرتصل با گرینبرگ و چمبرلیندر ۲۰ مى ۱۹۰۳، گرینبرگ طرح سکونت یهودیان در جزیره قبرس را برجسته کرد، درحالی‌که چمبرلین پیشنهاد سکونت در اوگاندا را داد، ولى هرتصل آن را نپذیرفت. لیکن شرایط اروپاى شرقى، هرتصل را مصمم کرد تا ضمن ازسرگیری مذاکرات با دولت بریتانیا، حتى طرح اوگاندا را مدنظر داشته باشد. تا با این کار هم با دولت بریتانیا روابط حسنه خود را حفظ نماید و هم با مطرح‌شدن گزینه‌ای دیگر عثمانی را تحت‌فشار قرار دهد.

 

با توجه به اینکه دولت بریتانیا نسبت به اجراى ایده صهیونیستى در اوگاندا نظر مساعد داد و اعلام کرد هیأتى براى شناسایى منطقه به آنجا برود، هرتصل طرح اوگاندا را به کنگره ششم صهیونیستى برد. در این کنگره هرتصل بیان کرد که طرح اوگاندا هدف اصلى صهیونیسم نیست، بلکه هدف اصلى احیاى سرزمین اسرائیل است. اما این پیشنهاد مخالفان سرسختی در میان سایر صهیونیست‌ها داشت. جریان مخالفان تا آنجا پیش رفتند که طى یک نشست در نوامبر ۱۹۰۳ نماینده‏اى را نزد هرتصل فرستادند و از او درخواست کردند تا طرح اوگاندا ملغی اعلام شود و فقط فلسطین موردتوجه قرار بگیرد. گرچه هرتصل در ملاقاتى با شوراى صهیونیست توانست تا حدودى از موج مخالفت‏ها بکاهد، لیکن همچنان مخالفت‏ها با فرازوفرود ادامه داشت تا اینکه هرتصل در سوم جولاى ۱۹۰۴ درگذشت.

 

ارزیابی نهایی

ایده صهیونیسم قبل از هرتصل نیز وجود داشت و با گذر زمان قدرتمندتر شد تا اینکه هرتصل توانست آن را تثبیت نموده و تشکیل یک دولت یهودی را تبدیل به هدف اصلی بخش اعظمی از یهودیان و نیز دولت‌های بزرگ اروپا نماید. بعدها رواج افسانه هولوکاست باعث گردید تا صهیونیست‌ها فریاد مظلومیت و دادخواهی سر داده و دولت‌های اروپایی نیز که موقعیت را مناسب می‌دیدند طرح اسکان آن‌ها را در فلسطین به مرحله اجرا گذاردند.


مرگ مشکوک هرتصل فرصت نداد تا وی شاهد عملی گشتن آرزوی شومش باشد

 

بدین ترتیب دولت مدنظر هرتصل در سال 1948 و در سرزمین‌های اشغالی فلسطین به‌مانند غده‌ای سرطانی متولد گشت. البته مرگ مشکوک وی فرصت نداد تا وی شاهد تحقق آرزویش باشد. مرگی که شاید یکی از دلایل آن عدول نسبی وی از خواسته بزرگان صهیون یعنی اسکان حتمی یهودیان در فلسطین بود.

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی