چندرسانه ای

خط قرمزهای مرز دموکراسی در آمریکا

دموکراسی در آمریکا، از واقعیت تا خیال

سیاست‌مداران آمریکایی همیشه دم از بسط و گسترش دموکراسی در جهان می‌زنند اما سؤال این است که آیا در آمریکا دموکراسی وجود دارد؟ آنچه رسانه‌های آمریکایی به خورد مردم دنیا می‌دهند همواره وجود یک دموکراسی قدرتمند و کامل است که باید الگوی جهانیان قرار بگیرد. اما آیا واقعاً در این کشور دموکراسی برقرار است؟

ساختار حکومت آمریکا بر مبنای تأسیس نهاد ریاست جمهوری، مجلس ریش‌سفیدان و بزرگان و اشراف، مجلس سنا و مجلس نمایندگان مردم از ایالت‌ها پایه‌گذاری شده است که عهده‌دار تنظیم قوانین و اجرای خواسته‌های مردم در حکومت هستند. آنچه تحت عنوان دموکراسی در آمریکا مطرح است اصول و مبانی لیبرالی داشته و مبتنی بر آموزه‌های سکولاریسم و اومانیسم استآبراهام لینکلن در 1865 در مورد نظام آمریکا گفته است: «از مردم، به‌وسیله مردم و برای مردم»! بر این اساس آنچه رسانه‌های آمریکایی در مورد نظام سیاسی آمریکا به خورد مردم این کشور می‌دهند همواره وجود یک دموکراسی قدرتمند و کامل است که باید الگوی جهانیان قرار بگیرد. اما آیا واقعاً در این کشور دموکراسی برقرار است؟
 

پیام دموکراسی آمریکایی

سیاست‌مداران آمریکایی همیشه دم از بسط و گسترش دموکراسی در جهان می‌زنند و در برابر مردم خود این کار را به‌عنوان وظیفه‌ای برای نظام آمریکا نشان می‌دهند. اما سؤال این است که آیا در خود آمریکا دموکراسی وجود دارد؟! آیا مردم آمریکا واقعاً دارای یک نظام دموکراتیک هستند؟!

یهودیان آمریکایی

قدرت و نفوذ گروه‌های ذی‌نفع مانند وال‌استریت، بانک دارها، مجموعه امنیتی نظامی و لابی اسرائیل در آمریکا بسیار زیاد است. و این گروه‌ها می‌توانند بر سرمایه‌گذاری‌های مالی و مبارزات انتخاباتی تسلط داشته باشند و بدین ترتیب تأثیر زیادی بر افراد منتخب در سنا، مجلس نمایندگان و ریاست جمهوری خواهند داشت. 

مردم آمریکا مخالف جنگ افغانستان

دولت آمریکا قصد دارد که نیروهای خود را در افغانستان حفظ کند. اوباما گفته است که حتی بعد از سال 2014 نیز ارتش آمریکا در افغانستان حضور خواهد داشت. میت رامنی نیز هیچ حرفی در مورد خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بر زبان نیاورده است. کنگره هم هیچ حرکتی برای پایان این جنگ انجام نمی‌دهد. درحالی‌که فقط 27 درصد آمریکایی‌ها موافق حضور ارتش آمریکا در افغانستان هستند.

 

سیاست‌مداران آمریکایی همیشه دم از بسط و گسترش دموکراسی در جهان می‌زنند و در برابر مردم خود این کار را به‌عنوان وظیفه‌ای برای نظام آمریکا نشان می‌دهند. اما سؤال این است که آیا در خود آمریکا دموکراسی وجود دارد؟! آیا مردم آمریکا واقعاً دارای یک نظام دموکراتیک هستند؟! هرچند ازنظر ساختاری آمریکا یک جمهوری محسوب می‌شود اما تا دموکراسی واقعی فاصله زیادی دارد. در این مقاله به برخی از وجوه تحرکات ضد دموکراسی مدعی‌ترین نظام جهان در مورد دموکراسی خواهیم پرداخت:

 

انتخابات و کالج‌های الکترال

در نظام آمریکا قدرت اجرایی در دست معدودی‌ از اغنیا و ثروتمندان‌ قرار دارد و مردم فقط از طریق قوه مقننه و قوه قضاییه اختیارات و اعمال خودسرانه این عده قلیل را تا جایی که بتوانند محدود می‌سازند. البته با نگاهی به تاریخ آمریکا مردم موفقیت چندانی در این محدودسازی نداشته‌اند. برای مثال اگرچه شهروندان آمریکایی اعضای کنگره و برخی قضات را بارأی خود انتخاب می‌کنند؛ اما انتخاب قدرت‌های اجرایی فدرال و انتصاب حقوق‌دانان عالی‌رتبه در اختیار آن‌ها نیست. درواقع آنچه به‌عنوان انتخابات در آمریکا برگزار می‌شود در اصل دعوت از شهروندان به اظهارنظر در انتخاب رئیس‌جمهور است و رأی آنان صرفاً جنبه مشورتی دارد.

گذشته از آن‌که تنها تقریباً نیمی از افراد واجد شرایط قانونی در انتخابات ریاست جمهوری مشارکت می‌کنند مشارکت در انتخابات دیگر ازجمله انتخابات ایالتی و شهرداری‌ها به‌سختی به 30 درصد می‌رسد. یکی از مهم‌ترین عوامل زایل کننده دموکراسی در آمریکا کالج‌های الکترال است که میراثی از قرن هجدهم بوده و کارایی آن در دنیای امروز جای سؤال دارد. این کالج‌ها بارها باعث شده‌اند که به‌جای برنده،بازنده انتخابات به کاخ سفید راه یابد. در سال 2000 بااینکه 540 هزار رأی بیشتر از بوش کسب کرده بود؛ این کالج الکترال بود که باعث شد بوش بتواند وارد کاخ سفید شود. بر اساس این سیستم عجیب‌وغریب تنها آرای الکترال که از سوی محافل سیاسی تعیین می‌شود شمارش‌شده و درنتیجه مثلاً در سال 2000 چند صد رأی در ایالت فلوریدا از بیش از نیم میلیون رأی آمریکایی‌های دیگر وزن بیشتری به دست آورده و بوش را به کاخ سفید رساند. 
 

نظامی‌گری

آرای عمومی جامعه آمریکا نشان می‌دهد که آمریکای ها همواره سعی داشته‌اند از درگیری در جنگ و نیز تخصیص مالیاتشان به امور نظامی که هم‌اکنون به چیزی بالغ‌بر 1 تریلیون دلار در سال رسیده است به دور بمانند. اما دولت با تأکید بر نظامی‌گری و تخصیص بودجه‌های سنگین و روزافزون برای بخش‌های نظامی و پلیس درحالی‌که اکثریت مردم با آن مخالف‌اند حقوق شهروندان آمریکایی را پایمال کرده و به‌نوعی قانون اساسی این کشور را نقض می‌کند. 
 

در نظرسنجی که اخیراً توسط مرکز یکپارچگی اجتماعی آمریکا انجام‌گرفته 65 درصد از مردم خواستار پایان دادن به استفاده از مالیات آن‌ها در امور نظامی شده‌اند. در مقابل هم اوباما و هم رقیب جمهوری‌خواه او در انتخابات پیش رو خواستار افزایش بودجه نظامی این کشور در سال آینده شده‌اند! گاهی این بودجه‌های کلان در پروژه‌هایی صرف می‌شود که حاصلی هم ندارند. برای مثال تولید هواپیمای اف-22 پانصد میلیون دلار هزینه در برداشته درحالی‌که این هواپیما نتوانسته است در آزمایش‌های امنیت پروازی نتیجه‌ای کسب کند. 

 


دولت آمریکا علی‌رغم مخالفت مردم از بودجه بهداشت مردم خود کاسته و به بودجه تسلیحاتی می‌افزاید

 

بهداشت عمومی

سال‌هاست که نظرسنجی‌های مختلف نشان می‌دهد مردم آمریکا از نظام بیمه بهداشت و درمان ناراضی بوده و شیوه متفاوتی ازآنچه اکنون وجود دارد را می‌پسندند. آن‌ها همواره در پی اجرای نظام کانادایی بهداشت عمومی در کشورشان هستند.در سال 1988 نظرسنجی دانشگاه هاروارد نشان داد که 61 درصد مردم سیستم کانادایی را می‌پسندند.در سال 199. این آمار به 66 درصد افزایش یافت. در 1991 وال‌استریت ژورنال این رقم را 69 درصد گزارش کرد. در سال 2007 سی ان ان این آمار را 64 درصد اعلام کرد اما بااین‌حال هیچ‌گاه هیچ‌یک از کاندیداهای ریاست جمهوری و حزب‌های مطبوع آن‌ها توجهی به این خواسته مردم نداشته و آن را ندیده گرفته‌اند و دولت اوباما در سال 2009 حتی حاضر به گفتگو در این مورد هم نشد. 
 

برنامه تأمین اجتماعی و مراقبت پزشکی از سالمندان

اوباما هنگام فعالیت‌های تبلیغاتی در سال 2008 برای انتخابات قول داد که هیچ‌گاه از بودجه تأمین اجتماعی و مراقبت پزشکی از سالمندان نکاهد و یک گروه مشورتی تشکیل داد که با افرادی که خواستار کاهش بودجه این دو بخش بودند مذاکره کرده و از آن‌ها برای تغییر هر دو برنامه پیشنهادهایی بگیرد. بااین‌حال اشاره کرد که همه گزینه‌ها حتی کاهش نیز مدنظر است. سیاست‌مداران دست راستی و نیز لابی‌های تجاری ذینفع در امور بهداشتی و بیمه خواستار کاهش بودجه این دو برنامه هستند و ادعا می‌کنند که در صورت ادامه این بودجه آن‌ها در آینده با مشکلات مالی بزرگی دست به گریبان خواهند بود. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که 60 درصد مردم مخالف تغییر در این برنامه‌ها هستند. 
 

بااین‌حال تقریباً تمامی جمهوری خواهان و نیز دموکرات‌های زیادی که از شرکت‌های مختلف برای فعالیت‌های حزبی و تبلیغاتی پول دریافت می‌کنند خواستار کاهش بودجه این دو برنامه به نفع حامیان مالی خود هستند. 
 

برخورد دموکراتیک پلیس با معترضان به نابرابری‌های اقتصادی!

 

اخذ مالیات بیشتر از ثروتمندان

در دهه 60 نرخ نهایی مالیات بر درآمد ثروتمندان در آمریکا 95 درصد بود. بدین معنی که اگر درآمد آن‌ها از مقدار معینی تجاوز می‌کرد 95 درصد مقدار اضافی به‌صورت مالیات از ثروتمندان گرفته می‌شد. در آن دوران رشد اقتصادی بزرگی روی داد و فاصله طبقات فقیر و غنی کم‌تر شد. اما به‌مرور مالیات بر درآمد ثروتمندان کاهش یافت و به رقم 33 درصد کنونی رسید درحالی‌که مالیات اخذشده از آمریکایی‌های کم‌درآمد دو برابر شده است و بعلاوه شکاف بین فقیر و غنی نیز افزایش‌یافته است. هنگامی‌که موضوع کسری بودجه پیش آمد و دولت برای جبران آن خواست از بودجه بخش‌هایی مانند آموزش و بهداشت کم کند؛ نظرسنجی‌ها نشان داد که مردم خواستار آن‌اند که به‌جای کاهش بودجه بخش‌های مهم مالیات بر درآمد افراد ثروتمند افزایش یابد. این تقاضای مردمی از سوی اوباما و دولتش جدی گرفته نشد. 
 

۸۰ درصد خانواده‌های آمریکایی کم‌تر از نیمی از مجموع درآمد کل کشور را به دست می‌آورند. آمریکایی‌های دارای مدارک بالای تحصیلی نیز در برابر کاهش درآمد و ناامنی اقتصادی در امان نیستند. برای بیشتر کارگرانی که دوره‌های کالج ‌را گذرانده‌اند افزایش دستمزدها از سال ۲۰۰۰ به بعد متوقف‌شده است و شرایط به‌گونه‌ای است که حتی افرادی که تحصیلات بالاتر دارند نیز دیگر نمی‌توانند در به دست آوردن شغلی با مزایای مناسب موفق باشند. 
 

درواقع ۸۰ درصد خانواده‌های آمریکایی از توزیع افزایش درآمد کشور محروم بوده‌اند و این افزایش به جیب آمریکایی‌هایی که بالاترین سطح درآمد را داشته‌اند و در کل یک درصد جامعه را تشکیل می‌دهند واردشده است. سیستم مالی آمریکا در حال ایجاد تمرکز افراطی درآمدها و ثروت در یک سطح خاص اجتماعی است که با دموکراسی واقعی تناسبی ندارد. این واقعیت نشان می‌دهد که سیستم سیاسی آمریکا تحت نفوذ ثروتمندهایی است که همزمان با کنترل دنیای سیاست به‌ رشد ثروت خود نیز توجه دارند.

 

اگر سرزمین آمریکا همانند ثروتش تقسیم می‌شد 10 درصد از مردم مالک بیش از 3/4 خاک آمریکا می‌شدند
 

جلوگیری از پدیده تغییرات زیان‌بار آب و هوایی

اوباما در طول فعالیت تبلیغاتی‌اش برای راه‌یابی به کاخ سفید قول‌های زیادی به مردم آمریکا داد. یکی از آن‌ها نیز اجرای برنامه‌هایی برای کاهش اثرگذاری آمریکا در رویدادهای تغییرات آب و هوایی بود. از مهم‌ترین عوامل این تغییرات خطرآفرین در دهه‌های اخیر گازهای گلخانه‌ای بوده است. درواقع دولت‌های مختلف آمریکا ازجمله دولت اوباما با هرگونه اقدام مؤثر بین‌المللی برای جلوگیری از وقوع تغییرات آب و هوایی از طریق کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای کارشکنی کرده‌اند. 
 

درحالی‌که مردم خواستار چیز دیگری هستند. موسسه گالوپ طی یک نظرسنجی اعلام کرده است که 65 درصد آمریکایی‌ها خواستار آن‌اند که دولتشان تولید گاز دی‌اکسید کربن را کاهش دهد و به‌جای مصرف انرژی‌های فسیلی برنامه‌هایی برای توسعه استفاده از انرژی‌های جایگزین داشته باشد. بااین‌حال دولت آمریکا همواره به نگرانی‌های زیست‌محیطی مردم بی‌توجه است.

 

جنگ افغانستان

دولت آمریکا قصد دارد که نیروهای خود را در افغانستان حفظ کند. اوباما گفته است که حتی بعد از سال 2014 نیز ارتش آمریکا در افغانستان حضور خواهد داشت. میت رامنی نیز هیچ حرفی در مورد خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بر زبان نیاورده است. کنگره هم هیچ حرکتی برای پایان این جنگ انجام نمی‌دهد. درحالی‌که فقط 27 درصد آمریکایی‌ها موافق حضور ارتش آمریکا در افغانستان هستند.

 

تهدید و تهاجم علیه ایران

تبلیغات رسانه‌ای در آمریکا به‌شدت علیه ایران فعالیت می‌کند و روزی نیست که خبری به نقل از کارشناسان و سیاست‌مداران مختلف در مورد خطر برنامه هسته‌ای ایران و نظامان برای منافع امریکا و صلح جهانی مخابرات نشود. باوجوداین سطح وسیع از بازارگرمی برای جنگ و برخورد نظامی با ایران نظرسنجی انجام‌گرفته از سوی دانشگاه مریلند نشان می‌دهد که 70 درصد آمریکایی‌ها خواستار حل دیپلماتیک موضوع ایران هستند. بااین‌حال آمریکا به فرستادن نیروهای تهاجمی خود به حوزه امنیتی ایران ادامه می‌دهد و به‌انحاءمختلف ازجمله حمایت از اسرائیل همواره خطر حمله نظامی به ایران را گوشزد می‌کند.

 


همان دروغ‌ها و همان نقشه: آمریکا! دست از سر ایران بردار!

 

اعتراف

کاملاً آشکار است که آنچه آمریکا به آن افتخار می‌کند تنها ادعای دموکراسی است و نه خود دموکراسی. در یک دموکراسی بنا به تعریف خود نظام‌های غربی، حکومت عبارت است از خود مردم. هم‌اکنون در آمریکا مردم کسانی را انتخاب می‌کنند که کشور را نه بر اساس گرایش‌ها و خواسته‌های مردم بلکه طبق خواست خودشان اداره می‌کنند و در عوض رسانه‌ها و پروپاگاندا گسترده مردم را قانع می‌کنند که باید به این دولت‌مردان اعتماد داشته باشند چون همیشه مصلحت‌ها، خطرها و چیزهایی هست که مردم کمی دادند و نباید بدانند! حال آنچه این دولت اداره‌کننده کشور را اداره می‌کند مجموعه‌ای از اشراف و ثروتمندان هستند که در مردم شایستگی و کفایت لازم برای تنظیم قوانین و مطالبه سیاست‌گذاری طبق خواست عموم را نمی بینند.


یهودیان و زرمداران آمریکایی هستند که حدود دموکراسی را برای مردم و دولت این کشور تعیین می‌کنند

 

عدم وجود دموکراسی در آمریکا گاهی از سوی خود سیاست‌مداران دخیل در این نظام نیز تأیید می‌شود. برای مثال یکی از مقام‌های سابق کاخ سفید پل کریگ اخیراً اعتراف کرده است که آمریکا فاقد نظام دموکراتیک است. "پل کریگ" که دستیار سابق وزیر خزانه‌داری آمریکا بوده است؛ می‌گوید: بر اساس چندین دلیل آمریکا نه‌تنها دارای دموکراسی نیست بلکه نمی‌تواند هم دارای آن باشد. یکی از این دلایل این است که قدرت و نفوذ گروه‌های ذی‌نفع مانند وال‌استریت، بانک دارها، مجموعه امنیتی نظامی و لابی اسرائیل در آمریکا بسیار زیاد است. و این گروه‌ها می‌توانند بر سرمایه‌گذاری‌های مالی و مبارزات انتخاباتی تسلط داشته باشند و بدین ترتیب تأثیر زیادی بر افراد منتخب در سنا، مجلس نمایندگان و ریاست جمهوری خواهند داشتکریگ دلیل دیگر مبنی بر عدم وجود نظام دموکراتیک در آمریکا را عدم حاکمیت و اجرای صحیح قوانین بین‌المللی و حتی قوانین داخلی در این کشور می‌داند.

 

مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
عضویت در خبرنامه
سایت هادی