چندرسانه ای

روایت متفاوت رئیس آژانس یهود از هولوکاست

آبراهام بورگ، هولوکاست را مسبب بسیاری از مشکلات کنونی اسرائیل دانسته و آن را عامل نرسیدن صهیونیسم و اسرائیل به بلوغ لازم می‌داند. وی معتقد است که هولوکاست، منشأ تمامی مشکلات حال حاضر اسرائیل است؛ ازجمله تنازعات میان دین‌داران و سکولارها، اشکنازی‌ها و سفارادی‎ها و نیز درگیری با اعراب. علاوه بر این، هولوکاست به‌مثابه پارادوکسی در روابط اسرائیل عمل می‌کند.

 

آبراهام بورگ، هولوکاست را مسبب بسیاری از مشکلات کنونی اسرائیل دانسته و آن را عامل نرسیدن صهیونیسم و اسرائیل به بلوغ لازم می‌داند. وی معتقد است که هولوکاست، منشأ تمامی مشکلات حال حاضر اسرائیل است؛ ازجمله تنازعات میان دین‌داران و سکولارها، اشکنازی‌ها و سفارادیها و نیز درگیری با اعراب. علاوه بر این، هولوکاست به‌مثابه پارادوکسی در روابط اسرائیل عمل می‌کند.

 

آبا ابان مناطق غصب‌شده در جنگ ١٩٦٧ را «مرزهای آشویتس» خوانده و هرگونه عقب‌نشینی را به‌مثابه بازگشت به گتوها و الصاق ستاره زردرنگ داوود به سینه می‌داند و اینجاست که گروه‌های راست افراطی همچون «گوش آمونیم» قدرت می‌یابند.

بورگ در سال ٢٠٠٤ میلادی (١٣٨٣ شمسی) از عرصه‌ سیاست خارج شد و به تجارت روی آورد. او در مقدمه‌ کتاب «پیروزی بر هیتلر»، علت کنار گذاشتن فعالیت‌های سیاسی را نابه‌سامانی فضای سیاسی اسرائیل و مسخ شدن اهداف آن اعلام می‌کند.

 

آبراهام بورگ در جریان خرید شرکت‌های «کارخانه‎های نظامی اسرائیل» و «کارخانه‌های اشوت اشکلون» که هر دو در صنایع نظامی این کشور سهم گسترده‌ای دارند، متهم به دست داشتن در اختلاس 250 هزار شِکِلی (معادل 2.275.000.000 ریال) در شرکت «لوله‌سازی خاورمیانه»شده بود.

 

همان‌طور که گفته شد، بورگ سایه‌ سنگین هولوکاست را بر تمامی جنبه‌های زندگی در اسرائیل حاکم می‌داند و درباره‌ نظامی‌گری وحشیانه‌ این رژیم، تمثیل مضحکی را به دست می‌دهد؛ وی نیروهای ارتش اسرائیل را به پسربچه‌ای تشبیه می‌کند که لباسی همانند لباس سربازان بر تن کرده و در اردوگاه ورشو دست‌هایش را به نشانه‌ تسلیم بالا آورده است.

پس از انتقاد از تأثیر بی‌حدوحصر هولوکاست بر یهودیت، آبراهام بورگ از برخی همکاری‌ها میان مقامات نازی و صهیونیست پرده برمی‌دارد. اذعان به این مهم با در نظر گرفتن این‌که دکتر یوسف بورگ ازجمله مذاکره‌کنندگان با نازی‌ها بوده، بی‌سابقه است.

هولوکاست مبدل به الگویی برای نابودی ملت‌ها به دست اسرائیل شد؛ به این صورت که اسرائیل، همواره به بازآفرینی هیتلرها و مبادرت به نابودی آنان نیاز دارد. چنان‌که «بگین» حمله به مقر عرفات را به حمله به مقر هیتلر تشبیه کرد.

آبراهام بورگ که همچون پدرش پا به عرصه‌ سیاست نهاد، فارغ‌التحصیل دانشگاه عبری اورشلیم در رشته علوم اجتماعی است.وی، اسرائیلیان را به دریافت تابعیتی دوم غیر از اسرائیل دعوت می‌کند و خود نیز به‌عنوان تبعه‌ فرانسه (در کنار تابعیت اسرائیلی) علیه «نیکولا سارکوزی» رأی داد.

 

یوسف بورگ در کنار تحصیلات خود در رشته‌ ریاضیات به مقام خاخامی نیز دست ‌یافت و توانست با استفاده از همین نفوذ و تأسیس حزب ملی-مذهبی، اسرائیل را از ورطه‌ اختلافات مرگ‌بار میان احزاب دین‌دار و سکولار نجات دهد و نقش مؤثری در نزدیکی این دو گروه به هم داشت.

 

بورگِ پسر در سال 1995 میلادی (1377 شمسی) ریاست آژانس یهود و سازمان جهانی صهیونیسم را بر عهده داشت؛ او در همین سال‌ها توانست بانک مرکزی سوئیس را به بهانه‌ بالا کشیدن اموال یهودیان در زمان هولوکاست و شوروی را نیز به اتهام مشابه در زمان انتقال یهودیان این کشور به اسرائیل، به پرداخت غرامت محکوم کند.

 

اسرائیل با سوءاستفاده از هولوکاست، حق هر جنایتی را برای خویش محفوظ می‌داند؛ چنان‌که مَثل معروف «بگذارید ارتش اسرائیل پیروز شود» مؤید این مطلب است. بورگ معترف است که ما پس از هولوکاست، می‌خواستیم زندگی کنیم؛ بنابراین به زندگی سایرین اهمیت چندانی ندادیم؛ این مهم، در کنار تشکیل اسرائیل، گسترش‌دهنده‌ خشونت‌های بسیاری به بهانه‌ نجات یهودیان بود

 

آبراهام بورگ در این کتاب  می‌پذیرد که هولوکاست، بخشی مهم از هویت کنونی اسرائیل و یهودیان آمریکا را تشکیل می‌دهد و راه ساخت آینده‌ای بهتر را در روی‌آوری به پساهولوکاست می‌داند. او پس از بیان ویژگی‌های هولوکاست در زندگی یهودیان، از سنگینی سایه‌ این دروغ بزرگ، به‌شدت انتقاد می‌کند.

 

معرفى پیشینه‌ خانوادگى آبراهام بورگ

«آبراهام بورگ»[1] فرزند دکتر «یوسف بورگ» در ژانویه 1955 میلادی (دی‌ماه 1333 شمسی) چشم به جهان گشود. پدرش از یهودیان آلمانی‌تبار بود و در سال 1939 میلادی (1317 شمسی) - یعنی پیش از اتمام جنگ جهانی دوم و تأسیس اسرائیل - به فلسطین اشغالی نقل‌مکان کرد. نقش دکتر یوسف بورگ در رشد رژیم‌صهیونیستی به‌گونه‌ای است که روزنامه‌ لس‌آنجلس تایمز در مقاله‌ای به مناسبت مرگش در 1999 میلادی (1377 شمسی) وی را پایه‌گذار (Founding Father) اسرائیل معرفی می‌کند؛ چنان‌که از طرف حزب ملی مذهبی به مدت چهل سال مداوم، عضویت کنست و ریاست وزارتخانه‌هایی چون بهداشت، پست، وزارت امور دینی، وزارت کشور و اقتصاد را بر عهده داشت.[2] نکته قابل‌توجهی که آبراهام بورگ درباره‌ پدرش از آن پرده برمی‌دارد، حضور بورگِ پدر در جریان مذاکره با نازی‌ها برای انتقال یهودیان است.

 

یوسف بورگ در کنار تحصیلات خود در رشته‌ ریاضیات به مقام خاخامی نیز دست ‌یافت و توانست با استفاده از همین نفوذ و تأسیس حزب ملی-مذهبی[3]، اسرائیل را از ورطه‌ اختلافات مرگ‌بار میان احزاب دین‌دار و سکولار نجات دهد و نقش مؤثری در نزدیکی این دو گروه به هم داشت؛ چنان‌که وقتی از او پرسیده شد کدام‌یک از عبارات «ملی» یا «مذهبی» برای شما اهمیت بیش‌تری دارد، پاسخ داد که «خط فاصل میان آن‌ها». [اشاره به جدایی‌ناپذیر بودن این دو مفهوم].[4] درحالی‌که «شیمون پرز»، نزدیکی دین‌داران و سکولارها را بزرگ‌ترین میراث وى برمی‌شمارد.[5]

 

 

زندگى سیاسى آبراهام بورگ

آبراهام بورگ که همچون پدرش پا به عرصه‌ سیاست نهاد، فارغ‌التحصیل دانشگاه عبری اورشلیم[6] در رشته علوم اجتماعی است. بورگِ پسر در سال 1995 میلادی (1377 شمسی) ریاست آژانس یهود[7] و سازمان جهانی صهیونیسم[8] را بر عهده داشت؛ او در همین سال‌ها توانست بانک مرکزی سوئیس را به بهانه‌ بالا کشیدن اموال یهودیان در زمان هولوکاست و شوروی را نیز به اتهام مشابه در زمان انتقال یهودیان این کشور به اسرائیل، به پرداخت غرامت محکوم کند.[9] آبراهام بورگ در زمان مرگ پدر، ریاست مجلس نمایندگان (کنست) را بر عهده داشت و این جایگاه را تا سال 2003 میلادی (1381 شمسی) حفظ کرد. ضمن آن‌که در سال 2000 میلادی (1378 شمسی) و در یک بازه‌ بیست روزه، رئیس‌جمهور اسرائیل بود.وی، اسرائیلیان را به دریافت تابعیتی دوم غیر از اسرائیل دعوت می‌کند و خود نیز به‌عنوان تبعه‌ فرانسه (در کنار تابعیت اسرائیلی) علیه «نیکولا سارکوزی» رأی داد.[10]

 

 

فعالیت‌های اقتصادى آبراهام بورگ

بورگ در سال ٢٠٠٤ میلادی (١٣٨٣ شمسی) از عرصه‌ سیاست خارج شد و به تجارت روی آورد. او در مقدمه‌ کتاب «پیروزی بر هیتلر»[11]، علت کنار گذاشتن فعالیت‌های سیاسی را نابه‌سامانی فضای سیاسی اسرائیل و مسخ شدن اهداف آن اعلام می‌کند. بورگ مانند کارنامه‌ سیاسی‌اش، در تجارت نیز رویه‌ نادرستی را در پیش گرفت؛ که تنها بخشی از این سوءاستفاده‌ها رسانه‌ای شد. براى مثال، او به‌مدت یک دهه پس از استعفا از آژانس یهود، از راننده و خودروی این سازمان استفاده‌ شخصی می‌کرد؛ که ماهانه رقمی بالغ ‌بر 22980 شِکِل (معادل دویست میلیون ریال) در آن زمان هزینه داشت.[12]

 

در پرونده‌ای دیگر، آبراهام بورگ در جریان خرید شرکت‌های «کارخانه‎های نظامی اسرائیل»[13] و «کارخانه‌های اشوت اشکلون»[14] که هر دو در صنایع نظامی این کشور سهم گسترده‌ای دارند، متهم به دست داشتن در اختلاس 250 هزار شِکِلی (معادل 2.275.000.000 ریال) در شرکت «لوله‌سازی خاورمیانه»[15] شده بود.[16]

 

 

او پس ‌از این کارنامه سیاه در عرصه‌ تجارت، به فعالیت‌های عمومی روی آورده و به جنبش خَدَش (חד"ש) پیوست. (למזלנו, הוא לא היה בנוי לעולם העסקים, ומהר חזר לפעילות ציבורית, אם כי מחוץ למסגרות הרשמיות, ועם הרבה זמן פנוי לכתיבה.)[17]هدف از بیان همه‌ موارد فوق، آشنایی مخاطب با پیشینه‌ آبراهام بورگ به‌عنوان یکی از نخبگان اسرائیل و صهیونیسم بین‌الملل بود. آنچه از این ‌پس بدان خواهیم پرداخت، موضع‌گیری این شخص و کتاب جنجالی وی حول مسئله‌ «هولوکاست» است.

 

ویرایش نخست این کتاب در سال ٢٠٠٧ میلادی (١٣٨٦ شمسی) به زبان عبرى و با عنوان «לנצח את היטלר»(پیروزى بر هیتلر) چاپ شد و سال بعد ترجمه انگلیسى آن با عنوان «هولوکاست به پایان رسیده است؛ ما باید از شعله‌های آن به پا خیزیم»[18] انتشار یافت؛ که انتقادهاى بسیارى را علیه وى برانگیخت؛ تا جایى‌که افکار عمومى اسرائیل، خواستار اخراج وى شدند.

 

 

آبراهام بورگ در کتاب فوق می‌پذیرد که هولوکاست، بخشی مهم از هویت کنونی اسرائیل و یهودیان آمریکا را تشکیل می‌دهد و راه ساخت آینده‌ای بهتر را در روی‌آوری به پساهولوکاست می‌داند. او پس از بیان ویژگی‌های هولوکاست در زندگی یهودیان، از سنگینی سایه‌ این دروغ بزرگ، به‌شدت انتقاد می‌کند.[19]بورگ، هولوکاست را یکی از ستون‌های یهودیت معرفی کرده و معتقد است که این تأثیر به حدی است که کتاب مقدس می‌بایست چنین شروع می‌شد؛ «و در ابتدا شواه (لفظ ییدیشی هولوکاست) بود و پس‌ از آن زمین دچار هرج‌ومرج شد.»[20] و[21] سپس به بیان روشن‌تری می‌گوید که «شواه (هولوکاست) بیش‌تر از خدا در زندگی ما (یهودیان) جاری است.»[22]

 

آبراهام بورگ، این یهودی صهیونیست - که به نشانه‌ پایبندی به دین، «کیپا»[23] بر سر می‌گذارد - یکی دیگر از تأثیرات منفی هولوکاست در میان یهودیان را رنگ باختن اعتقاد به ظهور منجی در میان عامه‌ یهودیان اسرائیل و آمریکا می‌داند و هولوکاست را به‌مثابه آئین جدید اسرائیل معرفی می‌کند.[24] او معتقد است که ملت یهود، تنها مردمی در جهان هستند که همواره - از زمان تخریب معبد سلیمان توسط بخت‌النصر تاکنون - از تعداد کشته‌هایشان اسطوره می‌سازند. همین امر سبب می‌شود که علی‌رغم برخی پیروزی‌ها، همواره احساس شکست داشته باشند.[25]

 

گذشته از این‌ها، باید توجه داشت که هولوکاست تنها یک واقعه برای یهودیان اروپایی بوده است؛ که توجه بیش‌ازحد به آن، موجب نادیده انگاشتن آلام یهودیان سایر نقاط می‌شود و این مسئله در طرز تفکر بنیان‌گذاران اسرائیل، به‌روشنی قابل‌پیگیری است. چنان‌که «عزر وایزمن»[26] گفته بود «آن‌ها (یهودیان) یا باید برای زندگی به اینجا (اسرائیل) بیایند و یا این‌که بروند به جهنم!»[27]

 

 

پس از انتقاد از تأثیر بی‌حدوحصر هولوکاست بر یهودیت، آبراهام بورگ از برخی همکاری‌ها میان مقامات نازی و صهیونیست پرده برمی‌دارد. اذعان به این مهم با در نظر گرفتن این‌که دکتر یوسف بورگ ازجمله مذاکره‌کنندگان با نازی‌ها بوده، بی‌سابقه است. او خدمت نازیسم به صهیونیسم را در سه حوزه فاش می‌کند.

 

  1. قرارداد انتقال یهودیان (Transfer Agreement)

  2. موج‌های مهاجرتی یهودیان به اسرائیل؛ در حین و پس از جنگ جهانی دوم

  3. اخذ غرامت‌های گسترده از بسیاری از کشورها - خصوصاً آلمان - توسط اسرائیل[28]

 

رئیس اسبق آژانس یهود، از عدم واکنش صهیونیست‌های زمان هولوکاست به این واقعه انتقاد و این پرسش را مطرح می‌کند که واقعه‌ هولوکاست با تشکیل اسرائیل، به طرز شگفت‌آوری به نفع صهیونیست‌ها خاتمه یافت؛ به عبارت بهتر، اسرائیل از میانه شعله‌های هولوکاست برخاست.[29]همان‌طور که گفته شد، بورگ سایه‌ سنگین هولوکاست را بر تمامی جنبه‌های زندگی در اسرائیل حاکم می‌داند و درباره‌ نظامی‌گری وحشیانه‌ این رژیم، تمثیل مضحکی را به دست می‌دهد؛ وی نیروهای ارتش اسرائیل را به پسربچه‌ای تشبیه می‌کند که لباسی همانند لباس سربازان بر تن کرده و در اردوگاه ورشو دست‌هایش را به نشانه‌ تسلیم بالا آورده است.[30]

 

اسرائیل با سوءاستفاده از هولوکاست، حق هر جنایتی را برای خویش محفوظ می‌داند؛ چنان‌که مَثل معروف «بگذارید ارتش اسرائیل پیروز شود» مؤید این مطلب است.[31] و[32] بورگ معترف است که ما پس از هولوکاست، می‌خواستیم زندگی کنیم؛ بنابراین به زندگی سایرین اهمیت چندانی ندادیم؛ این مهم، در کنار تشکیل اسرائیل، گسترش‌دهنده‌ خشونت‌های بسیاری به بهانه‌ نجات یهودیان بود.[33]

 

 

بنابراین هولوکاست مبدل به الگویی برای نابودی ملت‌ها به دست اسرائیل شد؛ به این صورت که اسرائیل، همواره به بازآفرینی هیتلرها و مبادرت به نابودی آنان نیاز دارد. چنان‌که «بگین» حمله به مقر عرفات را به حمله به مقر هیتلر تشبیه کرد؛ که انتقاد «عاموس اُز»[34] را برانگیخت.[35] و[36] یا در نمونه‌ای دیگر «آبا ابان»[37] مناطق غصب‌شده در جنگ ١٩٦٧ را «مرزهای آشویتس» خوانده و هرگونه عقب‌نشینی را به‌مثابه بازگشت به گتوها و الصاق ستاره زردرنگ داوود به سینه می‌داند و اینجاست که گروه‌های راست افراطی همچون «گوش آمونیم» قدرت می‌یابند.[38]

 

 

آبراهام بورگ، هولوکاست را مسبب بسیاری از مشکلات کنونی اسرائیل دانسته و آن را عامل نرسیدن صهیونیسم و اسرائیل به بلوغ لازم می‌داند. وی معتقد است که هولوکاست، منشأ تمامی مشکلات حال حاضر اسرائیل است؛ ازجمله تنازعات میان دین‌داران و سکولارها، اشکنازی‌ها و سفارادیها و نیز درگیری با اعراب.[39] علاوه بر این، هولوکاست به‌مثابه پارادوکسی در روابط اسرائیل عمل می‌کند. باوجود آن‌که تقصیرها متوجه آلمان است؛ اما ما با آن‌ها - برخلاف اعراب - روابط بسیار حسنه‌ای داریم.

 

حال باید گفت که اسطوره‌ هولوکاست، به‌شدت آسیب‌دیده و پایان اعتقاد به نازی بودن همه فرارسیده و دیگر نمی‌توان همه را دشمن تلقی کرد. زمانی اسرائیل می‌تواند بر مشکلاتش فائق آید، که این زنوفوبیا را کنار گذاشته، اعراب را نازی تلقی نکند.[40]مناصب بالای حکومتی اسرائیل، توسط نظامیان رده‌بالا اشغال‌شده که بر طبل زنده نگاه‌داشتن این اسطوره می‌کوبند؛ حال‌آنکه راه رهایی از این کابوس، جلوگیری از به قدرت رسیدن ژنرال‌هاست.[41]

 

جهت‌گیری سیاسی این سیاست‌مدار کارکشته‌ اسرائیلی، برای تمامی گروه‌های راست و چپ اسرائیل غیرقابل‌پیش‌بینی بوده است. امری که می‌تواند ناشی از پیش‌گام بودن این متفکر صهیونیسم نسبت به سایر سردمداران رژیم اشغالگر قدس باشد. هیچ‌گاه نباید آبراهام بورگ را به‌عنوان فردی منتقد بدنه‌ اصلی اسرائیل و حامی فلسطینیان در نظر گرفت؛ بلکه صرفاً برای باثبات شدن رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند؛ چنان‌که مجریان عملیات انتفاضه‌ سوم را عده‌ای بی‌سروپا و اوباش می‌خواند و از آزادی‌خواهی آنان انتقاد می‌کند. כל בריון שדוקר אנשים ברחובה של עיר גורר אחריו לתהומות את ישראל ואת הרשות הפלסטינית (המסורסת לא פחות משכנתה הכובשת).[42]درهرحال، طبقه‌ نخبگان سیاسی رژیم اشغالگر قدس - با پیشتازی آبراهام بورگ - به این نتیجه رسیده‌اند که اسطوره‌ هولوکاست، دیگر کارایی خود را ازدست‌داده و وبال گردن شده است.

 
مشاهده مطلب
  • نظرات مخاطبان
مطالب مرتبط
عضویت در خبرنامه
سایت هادی